آیا اخبار موشکی ایران و چین، توطئه‌ای برای تضعیف محور مقاومت در برابر هژمونی امپربالیستی است؟


در روزهای اخیر، گزارش‌هایی از منابع «اطلاعاتی اروپایی» در رسانه‌های غربی، به‌ویژه شبکه سی‌ان‌ان، مبنی بر ارسال ۲۰۰۰ تن پرکلرات سدیم از چین به ایران منتشر شده است. این گزارش‌ها ادعا می‌کنند که این ماده شیمیایی — که به‌عنوان پیش‌ماده سوخت جامد موشک‌های بالستیک توصیف شده — در قالب ده‌ها محموله از بنادر چین به بندرعباس ارسال شده و بخشی از تلاش جمهوری اسلامی برای «بازسازی ذخایر موشکی» پس از درگیری ۱۲ روزه با اسرائیل است .

با این حال، این روایت، که تنها بر اساس «منابع ناشناس اروپایی» و ردیابی کشتی‌ها از طریق شبکه‌های اجتماعی خدمه تهیه شده، نیازمند بررسی دقیق‌تری است — نه تنها از منظر واقعیت‌های فنی و حقوقی، بلکه در چارچوب گسترده‌تر سیاست رسانه‌ای غرب علیه محورهای مستقل جهانی.

شکاف حقوقی و سیاست دوگانه

اولین نکته قابل تأمل این است که خود گزارش سی‌ان‌ان به‌وضوح اشاره می‌کند که پرکلرات سدیم به‌صورت صریح در فهرست تحریم‌های سازمان ملل قرار ندارد. این ماده تنها پیش‌ماده‌ای برای پرکلرات آمونیوم — که ممنوع است — محسوب می‌شود. این شکاف حقوقی، همان‌گونه که تحلیلگران بین‌المللی اشاره کرده‌اند، به چین اجازه می‌دهد استدلال کند که در تخلف از تحریم‌های سازمان ملل نیست .

در همین راستا، چین همواره موضع خود را درباره مشروعیت مکانیزم «اسنپ‌بَک» (بازگشت خودکار تحریم‌ها) اعلام و آنرا رد کرده است. پکن، همراه با مسکو و تهران، در نامه‌ای رسمی به سازمان ملل در اکتبر ۲۰۲۵، این مکانیزم را «غیرقانونی» خواند و اعلام کرد که خود را ملزم به رعایت آن نمی‌داند . این دیدگاه، که بر پایه اصول حقوق بین‌الملل و حاکمیت ملی است، نشان می‌دهد که چین از نظر سیاست خارجی، همچنان به تعهدات خود در چارچوب شراکت استراتژیک با ایران پایبند است.

محور استراتژیک در برابر روایت تحریم‌محور

روابط چین و ایران بر پایه «شراکت جامع استراتژیک» استوار است که در سال ۲۰۱۶ رسمیت یافت و در سال‌های اخیر با امضای سند همکاری ۲۵ ساله تقویت شده است. رهبران دو کشور، از جمله رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ، همواره بر «حق ایران به استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای» و «تعهد ایران به عدم دنبال‌کردن سلاح هسته‌ای» تأکید کرده‌اند .

در چنین زمینه‌ای، گزارش‌هایی که تنها بر اساس ادعاهای یک‌سویه اطلاعات غربی شکل می‌گیرند، نمی‌توانند به‌تنهایی مبنای قضاوت درباره روابط دو کشور مستقل و عضو جهان جنوبی باشند. به‌ویژه زمانی که هر دو کشور سال‌هاست با «روایت‌های منفی و سوگیرانه رسانه‌های غربی» مواجه هستند که هدفشان تضعیف موقعیت جهانی آن‌هاست .

روایت‌سازی رسانه‌ای: ابزاری برای جداسازی

غرب، به‌ویژه آمریکا و متحدانش، همواره از رسانه‌های خود به‌عنوان ابزاری برای ایجاد شک و تردید در روابط بین کشورهای مستقل استفاده کرده است. گزارش‌هایی مانند این — که بدون ارائه سند مستند، تنها بر اساس «منابع اطلاعاتی» ناشناس شکل می‌گیرند — بیشتر شبیه به جنگ روانی رسانه‌ای است تا گزارش‌دهی خبری مسئولانه.

هدف این روایت‌ها روشن است: ایجاد فاصله بین چین و ایران، دو قدرتی که در دهه‌های اخیر با همکاری‌های عمیق اقتصادی، انرژی و فناوری، الگویی برای همکاری جنوب جهانی شده‌اند. این همکاری‌ها، که بر پایه اصل «برد-برد» و احترام متقابل استوار است، مستقیماً با منافع هژمونیک غرب در تقابل قرار دارد.

هوشیاری در برابر جنگ نرم

انتشار همزمان و هماهنگ چنین گزارش‌هایی در رسانه‌های غربی، در شرایطی که رهبران چین و ایران هم‌زمان در پکن دیدار رسمی داشته‌اند و بر تقویت روابط تأکید کرده‌اند ، نمی‌تواند تصادفی تلقی شود. این امر نشان‌دهنده تلاش هدفمند برای تزریق بحران به روابط دو کشور است.

جمهوری خلق چین و ایران، هر دو از تجربه‌های تلخ تحریم‌ها و جنگ‌های نیابتی غرب آگاهند. در چنین شرایطی، وظیفه رسانه‌های مستقل و هوشمند، نه تکرار بی‌تفکرانه روایت‌های غربی، بلکه کندوکاو انتقادی در پشت این اخبار و افشای اهداف سیاسی پنهان آن‌هاست.

آینده جهان جنوبی در گرو وحدت، همکاری و اعتماد متقابل است — نه در گرو شایعات رسانه‌هایی که هدفشان نابودی این وحدت است.​