منتشرشده در مانتلی‌ریویو
به قلم آجامو باراکا 
ترجمه مجله جنوب جهانی

نسل‌کشی در غزه، تهدید علیه ونزوئلا و نشانه‌گیری ایران، بحران‌هایی پراکنده نیستند؛ جبهه‌هایی هماهنگ در یک جنگ واحدند برای تثبیت سلطه‌ی امپریالیستی. 

«روند رهایی از استعمار برخورد دو نیروی متضاد است که ذاتِ خود را مدیونِ سرشتِ مستعمره‌اند. نخستین دیدارشان با خون رقم خورد و ادامه‌ی همزیستی‌شان ــ چپاول بومی به دست مهاجر ــ بر پایه‌ی خنجیر و توپ بود. مهاجر وقتی می‌گوید «آن‌ها را خوب می‌شناسم» راست می‌گوید؛ چرا که خود بومی را آفریده و هر روز او را بازمی‌آفریند.»

ـ فرانتس فانون 

«غرب جهان را نه به سبب برتری اندیشه یا ارزش یا دین فتح کرد، بلکه به برتری در سازمان‌دهی خشونت. غربیان این حقیقت را فراموش می‌کنند، اما غیرغربیان هرگز.»

ـ ساموئل هانتینگتون 

«وقتی من رفتم، ونزوئلا لحظه‌ی فروپاشی را می‌گذراند. می‌توانستیم آن را تصاحب کنیم؛ تمام آن نفت را تصاحب کنیم.»

ـ دونالد ترامپ 

در دو هفته‌ی گذشته، تصاویر فلسطینیان گرسنه در پس‌زمینه‌ای دیستوپیایی از ساختارهای ویران، گواهی است بر فاجعه‌ای که معادل شش بمب اتمی هیروشیما بر سر این سرزمین فرود آمده. این یادآور آن است که نسل‌کشی در غزه همچنان ادامه دارد، حتی آن هنگام که چهره‌های زبون و متعصبِ پیرامون رئیس‌جمهور آمریکا از آتش‌بس و پایان حمله به غزه و ترامپِ «رئیس‌جمهور صلح» سخن می‌گفتند. 

بازی مکارانه سرانجام با اعلامی غیرقابل‌تعجب به پایان رسید: بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیرِ دولت آپارتایدِ برتری طلب و جنایتکار جنگیِ تحت پیگرد، گفت که بمباران مردم فلسطینِ تحت اشغال از سر گرفته می‌شود؛ بهانه‌اش آن بود که «حماس» به نیروهای اشغالگر تیراندازی کرده و پیکرهای چند اسیر کشته‌شده را بازنگردانده است. 

از سرگیری جنایات جنگی و نسل‌کشی در غزه با استقرار نیروهای نظامی آمریکا در سواحل ونزوئلا همزمان است؛ آماده‌ی حمله‌ای غارتگرانه برای تحقق رویای دیرین ترامپ: ربودن نفت این کشور. 

در ایران نیز مردم و دولت همگی انتظار دارند که اسرائیل و آمریکا پیش از پایان سال بار دیگر به این سرزمین یورش برند. 

منشور ملل متحد همه‌ی اعضا را به حفظ صلح جهانی، همکاری و رعایت حقوق بشر و حقوق بین‌الملل متعهد کرده است. اما با عمل خارج از قانون و نقض آشکار همه‌ی اصول منشور ــ به‌ویژه با نسل‌کشی جاری در غزه ــ ایالات متحده و اسرائیل منشور را به تهی‌ترین شعار بدل کرده‌اند. 

هر دولت و ملتی حق دارد در صلح زندگی کند، حق حیات و آزادی تعیین سرنوشت و ساختار حکومتیِ خویش را بدون دخالت بیگانه دارد. 

اما برای فلسطینیانی که هنوز خواهند مرد و برای هزاران انسان در ایران و ونزوئلا که مرگ در انتظارشان است، صلح نه هست و نه خواهد بود؛ چرا که دو دولت یاغیِ بزرگِ جهان ــ آمریکا و اسرائیل ــ در چند سال اخیر هیچ مرزی برای خشونت مجرمانه‌شان نشناخته‌اند. 

در کانون هژمونی غرب، این انگاره قرار داشت که غرب حافظ ارزش‌های روشن‌اندیشی است؛ دروغی که مستعمره‌شدگان از همان آغاز، نجاست آن را می‌شناختند، اما میان نخبگان غربی و نوکران مستعمره‌ی ایشان و بخش‌های ممتاز طبقه‌ی کارگر سفیدپوست اروپا و آمریکا که از غارت سرمایه‌داری سود می‌بردند، همچنان جان داشت. 

غزه بالاخره نقاب تمدن را از چهره برداشت و آن‌چه را که همیشه در قلب مناسبات تمدن اروپا با جهان غیراروپایی نهفته بود ــ خشونت وحشیانه و تناقض‌های اخلاقی ــ عیان کرد. 

تاریخ نشان داد که حقوق بشر، رضایتِ حاکمیت‌پذیر، حاکمیت قانون و عقلانیت، همه پرده‌ای بود برای پنهان کردن پروژه‌ی طبقاتی بورژوازی اروپا که بر شالوده‌ی برده‌داری و انباشت استعماری جهانی شکل گرفته بود. 

هیچ‌کجا این دروغ پلید آشکارتر نبود از سرزمینی که به ایالات متحده آمریکا نامیده شد؛ جایی که طبقه‌ی حاکمِ سفیدپوستِ نژادپرست، در جنگ‌های نابودگر، کشتار، تجاوز، سوزاندن و مثله‌کردن را به نام «سرنوشت آشکار» و با برکت خدای سفیدپوست خویش روا می‌داشت تا از شرق تا غرب سرزمین‌های بومی را تصاحب کند. 

ائتلاف سیاه‌پوست برای صلح (BAP) آشکارا اعلام کرده که «در کنار ونزوئلا و انقلاب بولیواری محکم می‌ایستد». 

اریکا کینز، هماهنگ‌کننده‌ی ملی ائتلاف سیاه‌پوست برای صلح، می‌گوید:

«ائتلاف سیاه‌پوست برای صلح همواره گفته است که اشغال و نظامی‌گری فزاینده‌ای که در چهار سال اخیر در هائیتی دیدیم، مفهوم «منطقه‌ی صلح» را نقض کرده و باید برای منطقه زنگ هشدار باشد. برچسب «تروریست» زدن به باندهای مسلح در هائیتی، به آمریکا اجازه داده همین کار را در ونزوئلا بکند؛ وزارت جنگ آمریکا اکنون مردمان کارائیب را که در قایق‌اند با القاعده مقایسه می‌کند تا اشتهاش برای خون امپریالیستی را توجیه کند. با این همه، مردم استوار ونزوئلا به میلیون‌ها عضو در گردان‌های مردمی پیوسته‌اند تا میهن خود را پاس دارند و صلح را تحمیل کنند. ما انقلاب بولیواری را می‌ستاییم و از حق مردم ونزوئلا در دفاع از حاکمیتشان حمایت می‌کنیم.» 

در نبرد برای رهایی فلسطین و تعیین سرنوشت، ائتلاف سیاه‌پوست برای صلح بی‌پرده از حق فلسطین در دفاع مسلحانه و مبارزه علیه اشغالگری حمایت می‌کند؛ این حقوقی مردم‌محور است که در حقوق بین‌الملل و تاریخ مقاومت علیه استعمار جایگاه دارد. 

«دو سال از نسل‌کشی‌ای بی‌مانند در برابر چشم جهان می‌گذرد و با این همه مردم فلسطین همچنان اراده‌ی شکست‌ناپذیری برای آزادی نشان می‌دهند؛ نمادی ماندگار از مبارزه‌ی مردمی برای فروپاشی نظام‌های درهم‌تنیده‌ی برتری‌طلبی سفید و سلطه‌ی استعماری که همه‌ی ستمدیدگان جهان را تهدید می‌کند. ایشان توانایی جمعی بشر را برای افشا و شکست دادن بازوهای نظامی امپریالیسم غرب به نمایش می‌گذارند.» 

شورای صلح آمریکا درباره‌ی پیوند ونزوئلا، ایران و آمریکا چه می‌گوید؟

«در قلب آمریکا و غرب آسیا، آمریکا به بهانه‌های «مبارزه با تروریسم»، «ضدموادمخدر» و «مهار هسته‌ای» مداخله‌های آشکار و پنهان، تحریم و تغییر رژیم را سازمان می‌دهد تا مسیرهای تجاری و دارایی‌های ژئواستراتژیک را حفظ کند و از منابع طبیعی حیاتی بهره‌برداری کند، در حالی که چین روابط اقتصادی و سیاسی خود را در منطقه عمیق‌تر می‌کند. ونزوئلا به جرم بازپس‌گیری نفتش و ایجاد وحدت جنوب-جنوب، و ایران به دلیل سرپیچی از سلطه‌ی امپریالیستی، حمایت از مبارزه‌ی آزادی‌بخش فلسطین و پیشبرد همکاری‌های چندجانبه، هدف قرار گرفته‌اند. هر دو کشور نه به سبب تجاوز، بلکه به جرم حاکمیت و کوشش برای شکل‌دادن به نظمی نوین، بدون سلطه‌ی یک‌جانبه‌ی آمریکا مجازات می‌شوند.» 

«جنگ‌های درونی و بیرونی امپریالیسم از هم جدا نیستند؛ همان‌گونه که در دوران‌های استعماری پیشین، نظامی‌گری در پلیس و گسترش دولت نظارت‌گر، آینه‌ی تاکتیک‌های اشغال است. برنامه‌هایی چون تحریم «بازگشت» علیه ایران و گسیل ناوهای جنگی به کارائیب برای تهدید ونزوئلا، نشانه‌های همان هراس امپریالیستی‌اند که در حمله‌ی بالگردهای بلک‌هاوک به محله‌های شیکاگو نیز دیده می‌شود.» 

این وحشی‌گری بی‌قانون، زاده‌ی خشونت و نفی حیات انسانی، قابل شکست است. هر دو دولت استعمارگرِ مهاجر در تضادهایی ناسازگار گرفتارند که سرانجام به نفی پروژه‌ی ضدانسانیِ استعماری‌شان خواهد انجامید. و آن روز، جهانی امن‌تر و آرام‌تر را نوید می‌دهد.