منبع: نشریه MR Online

ترجمه مجله جنوب جهانی

ارتشی گسترده از نیروهای دریایی و هوایی — بزرگ‌ترین نیرو در کارائیب طی یک نسل — در سواحل ونزوئلا گرد آمده است. پنتاگون این تحرکات را «گسترش امنیت منطقه‌ای» می‌خواند، اما نشانه‌ها و مقیاس آن بیش از هر چیز یادآور آماده‌سازی برای جنگ است.

آنچه واشنگتن در حال سازماندهی آن است، نمایش ساده قدرت نیست؛ بلکه استقرار پیش‌دستانه‌ای است با هدف درهم‌شکستن مقاومت جمهوری بولیواری و جایگزینی آن با نظمی مطیع و طرفدار آمریکا در کاراکاس. تغییر رژیم در این میان یک پیامد جانبی نیست، بلکه هدف اصلی به شمار می‌رود.

تغییر رژیم، محور عملیات

گزارش‌های وال‌استریت ژورنال و میامی هرالد تأیید می‌کنند آنچه منابع ونزوئلایی مدت‌ها از آن بیم داشتند واقعی است: پنتاگون و کاخ سفید فهرست‌هایی از اهداف در داخل ونزوئلا تهیه کرده و درباره «حملات سران» برای حذف رهبری کشور گفت‌وگوهایی داشته‌اند. 

این استقرار نظامی، ترکیبی از جنگ روانی و آمادگی عملیاتی است. هدف آن ایجاد ترس در فرماندهان ونزوئلایی، تضعیف انسجام ارتش و تحمیل وضعیتی است که هیچ گزینه‌ای جز تسلیم باقی نگذارد.

«کریستوفر هرناندز-روی»، عضو ارشد اندیشکده CSIS در واشنگتن، گفت این نمایش قدرت «به گونه‌ای طراحی شده که رژیم مادورو را از ترس بلرزاند». به بیان دیگر، آمریکا با ایجاد وحشت می‌کوشد نظامیان را به شورش علیه دولت خود وادارد — و در صورت شکست این سناریو، آماده استفاده از زور مستقیم خواهد بود. این همان الگوی آشنای امپریالیسم است: بی‌ثبات کردن بیرونی تا شکاف‌های داخلی پدید آید.

در مرکز این عملیات ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرالد آر. فورد» قرار دارد — مدرن‌ترین و گران‌ترین ناو هواپیمابر ساخته‌شده در تاریخ. این کشتی به همراه گروه رزمی خود حدود ده هزار نیروی نظامی را به محل اعزام کرده است. ناوشکن‌های موشکی، یک زیردریایی هسته‌ای و کشتی پشتیبانی «ام‌وی اوشن تریدر» نیز این گروه را همراهی می‌کنند. ناو یادشده قادر است تیم‌های ویژه، هلیکوپترها و عملیات‌های آبی-خاکی را پشتیبانی کند. 

نیروی هوایی هم در محدوده‌ای بسیار گسترده فعال شده است. جنگنده‌های F-35 از فلوریدا و پورتوریکو برخاسته‌اند، بمب‌افکن‌های B-1B از تگزاس و داکوتای شمالی مأموریت‌های دوربرد اجرا می‌کنند، و هواپیماهای شناسایی P-8 «پوزیدون» تقریباً هر روز بر فراز کارائیب عملیات اطلاعاتی انجام می‌دهند. زیرساخت‌های پشتیبانی و فرماندهی این منطقه اکنون توان اجرای حملات مستمر دریایی و هوایی در سراسر شمال آمریکای جنوبی را داراست. 

حتی زمین نیز رنگ و بوی جنگ گرفته است. پایگاه دریایی روزولت رودز در پورتوریکو که از سال ۲۰۰۴ متروک بود، دوباره فعال می‌شود تا پایگاه آغاز عملیات منطقه‌ای باشد. فرودگاه‌های غیرنظامی در پورتوریکو و سنت کروا نیز با انبار مهمات، برج کنترل سیار و باندهای گسترش‌یافته به مراکز نظامی تبدیل می‌شوند — نشانه‌ای از عزم واشنگتن برای حضور طولانی‌مدت در نیمکره غربی. 

این دیگر یک مانور نظامی نیست؛ این استقرار واقعی نیروهاست.

تهدیدی علیه حاکمیت منطقه

مقام‌های ونزوئلایی این عملیات را تهاجمی آشکار نامیده‌اند. نیکلاس مادورو هشدار داد که دولت ترامپ «در حال تدارک جنگی بی‌پایان علیه ونزوئلاست». دولت‌های دیگر آمریکای لاتین — از کاراکاس تا هاوانا، ماناگوا، بوگوتا و سراسر کارائیب — این تجمع نیرو را تهدیدی علیه استقلال منطقه می‌دانند. 

کوبا، که دهه‌هاست با محاصره و فشار آمریکا روبه‌رو است، این اقدام را بخشی از کارزار گسترده واشنگتن برای خفه کردن دولت‌های مستقل در نیمکره غربی دانست و گفت این استقرار نظامی، «سنت تاریک دیپلماسی کشتی‌های توپ‌دار» را زنده می‌کند. 

نیکاراگوئه نیز با محکوم کردن این تحرکات گفت: «این تهدیدی نه فقط علیه ونزوئلا بلکه علیه تمام ملت‌هایی است که زیر بار امپراتوری نمی‌روند.» رئیس‌جمهور دانیل اورتگا این اقدام را تلاشی دیگر برای سرنگونی دولت‌های مستقل در منطقه دانست. 

رئیس‌جمهور کلمبیا، گوستاوو پترو، نیز این حضور نظامی را نقض استقلال آمریکای لاتین خواند و گفت: «این تجاوز، حمله‌ای است علیه همه ملت‌های آمریکای لاتین و کارائیب.» رهبران کشورهای کارائیب نگران‌اند هر بهانه‌ای، واقعی یا ساختگی، بتواند جرقه جنگی بزرگ‌تر شود. 

چشمداشت ایالات متحده به ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا همچنان آشکار است. از سال‌ها پیش، راهبرد واشنگتن بازگرداندن کنترل این منابع به چنگال امپریالیسم بوده است. پس از شکست پروژه خوان گوائیدو در سال ۲۰۱۹، آمریکا از مسیر تحریم و فشار دیپلماتیک به سمت تهدید نظامی روی آورده است. 

در همان سال ۲۰۱۹، طرح گوائیدو با پشتیبانی گروه قاچاقچی «لوس راستروخوس» از کلمبیا اجرا شد؛ گروهی که در تصاویر منتشرشده از سوی رسانه‌ها، در انتقال او به مرزها و طرح موسوم به «کمک بشردوستانه» مورد حمایت واشنگتن حضور داشت. این حادثه نشان داد کودتای مورد حمایت آمریکا چگونه به شبکه‌های جنایی منطقه متکی بود. 

تحرکات امروز همان مسیر را ادامه می‌دهد: هنگامی که فشار سیاسی و اقتصادی کارگر نیفتد، نوبت به تهدید مستقیم می‌رسد.

هزینه انسانی و مالی این استقرار از هم‌اکنون سنگین است. عملیات ناو هواپیمابر و پرواز بمب‌افکن‌های دوربرد روزانه دست‌کم ۱۸ میلیون دلار خرج دارد — یعنی بیش از ۶۰۰ میلیون دلار از آغاز عملیات تا کنون. این مبلغ، نمونه‌ای از میلیاردها دلاری است که از بودجه خدمات عمومی، مسکن و بهداشت مردم آمریکا به سوی هزینه‌های جنگی منحرف می‌شود. 

در همین مدت، دست‌کم ۱۴ حمله هوایی و دریایی آمریکا در کارائیب و اقیانوس آرام جان بیش از ۶۰ نفر را گرفته است؛ افرادی که پنتاگون آنان را «دشمن» نامیده، اما خانواده‌ها می‌گویند ماهیگیران بی‌دفاع بوده‌اند. 

«فولکر تورک»، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، این اقدام را محکوم کرد و گفت: 

«این حملات و تلفات انسانی آن غیرقابل پذیرش است. ایالات متحده باید فوراً آنها را متوقف کند و از کشته شدن افراد خارج از چارچوب قانونی جلوگیری نماید.»   (منبع: الجزیره) 

این حوادث تصادفی نیستند؛ نتیجه طبیعی سیاستی هستند که آب‌های منطقه و مردمش را میدان نفوذ نظامی قلمداد می‌کند تا امپراتوری خویش را دوباره تثبیت کند.