
ترامپ از «فرماندهی حمله به ایران» پرده برداشت؛ پیشنهاد مذاکره در سایه خرابهها و بازی دو سر بُرد واشنگتن
گزارش خبری
تهران – در اظهارنظری که میتواند معادلات دیپلماتیک منطقه را بار دیگر دگرگون کند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، برای نخستین بار بهطور صریح اعلام کرد که در حمله ۱۳ ژوئن اسرائیل به ایران «نقش فرماندهی داشته» و این عملیات را «شدیدا هدایت میکرد». این اظهارنظر که با بیانیههای رسمی پیشین واشنگتن مبنی بر «یکجانبه بودن» حمله تلآویو در تضاد آشکار است، نشان از چرخشی راهبردی در روایت آمریکا از بحران منطقهای دارد؛ روایتی که از سکوت دیپلماتیک به افتخارآمیزترین شکل مداخله نظامی بدل شده است.
ترامپ در جمع خبرنگاران، این حمله را «روزی ماندگار برای امنیت اسرائیل» توصیف کرد و مدعی شد که «ضربه اول، سنگینترین آسیب را به زیرساختهای ایران وارد کرد». این در حالی است که حمله بدون تحریک قبلی، علاوه بر هدف قرار دادن برخی مقامات نظامی و متخصصان هستهای ایران، دهها غیرنظامی را نیز به کام مرگ کشاند و موجی از واکنشهای نظامی را در پی داشت. در ادامه، ایران با شلیک صدها موشک به اهدافی در سرزمینهای اشغالی، پاسخی سخت داد و آمریکا نیز – برخلاف ادعاهای پیشین خود مبنی بر عدم مداخله مستقیم – به حملات هستهای علیه سه تأسیسات کلیدی ایران دست زد.
اما در عین حال، ترامپ در اظهاراتی که همچون «چرخش نرم» در سیاست خارجهاش تلقی میشود، گفت که جمهوری اسلامی «درخواست لغو تحریمهای شدید آمریکا را مطرح کرده» و او «آماده شنیدن این پیشنهاد است». این دوگانگی در رویکرد واشنگتن – همزمان با بمباران و مذاکره – تصویری پیچیده از سیاست فعلی آمریکا در قبال ایران ترسیم میکند؛ تصویری که در آن، جنگ و گفتوگو در کنار هم تعریف میشوند.
در همین حال، برنامه هستهای ایران که گفتوگوهای مرتبط با آن از اواخر آوریل آغاز شده بود، پس از حملات نظامی اخیر، عملاً متوقف شده است. اروپا نیز با فعالسازی مکانیزم «بازگشت خودکار تحریمها» در سپتامبر، فشار بر تهران را افزایش داده، در حالی که کشورهایی مانند عمان همچنان تلاش میکنند طرفین را به میز مذاکره بازگردانند.
با این حال، با توجه به اظهارات ضد و نقیض ترامپ، دروغگویی بیمارگونه و زدن زیر توافق ها بدون کمترین تردیدی مقامات ایرانی تأکید دارند که هرگونه همکاری با آمریکا در شرایط فعلی «غیرممکن» است، مادام که واشنگتن از حمایت بیچونوچرای رژیم صهیونیستی دست برندارد و پایگاههای نظامی خود را در منطقه حفظ کند. این موضعگیری در حالی مطرح میشود که ترامپ، که پیشتر خود را «مدافع صلح» معرفی کرده بود، اکنون از «زور نظامی» بهعنوان ابزاری برای پیشبرد مذاکره بهره میبرد.
در نهایت، جنگ ۱۲ روزهٔ ژوئن نهتنها زیرساختهای نظامی و هستهای ایران را هدف قرار داد، بلکه سیاست خارجی آمریکا را نیز در آزمونی سخت فرو برد: آیا واشنگتن واقعاً بهدنبال گفتوگو با تهران است، یا این پیشنهاد مذاکره، تنها بخشی از سناریویی برای توجیه پیروزی نظامی در منطقه است؟
پاسخ این پرسش، شاید در رفتار آینده دو طرف و در میان خرابههایی نهفته باشد که خود بر جای گذاشتهاند.

