
دیک چنی؛ میراث تیره یک جنایتکار جنگی
(۱۹۴۱–۲۰۲۵)
نوشته آلن مازلی
ترجمه مجلهٔ جنوب جهانی
دیک چنی، معاون پیشین رئیسجمهور ایالات متحده، در سوم نوامبر ۲۰۲۵ و در ۸۴ سالگی درگذشت. خانوادهاش علت مرگ را ذاتالریه همراه با عوارض قلبی-عروقی اعلام کردند. چنی که نقشی تعیینکننده در تدوین سیاست امنیت ملی پس از حملات ۱۱ سپتامبر داشت، بهواقع چهرهٔ پشت پردهٔ «جنگ علیه ترور» بود؛ جنگی که به گسترش شکنجه، جنگ پیشدستانه و نظارت فراگیر منتهی شد. عفو بینالملل او را از معماران اصلی سیاستهایی دانسته که «به شکنجه انجامید»، و برآوردهای پروژهٔ «هزینههای جنگ» دانشگاه براون از بیش از ۹۰۰ هزار کشته و تریلیونها دلار خسارت مالی در جنگهای مورد حمایت او حکایت دارد. میراث او ترکیبی از ویرانی گسترده و نابودی آزادیهای مدنی است.
از احتیاط تا افراط
در جریان جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱، چنی که وزیر دفاع بود، همراه با کالین پاول با ایدهٔ سرنگونی صدام حسین مخالفت کرد. او هشدار داده بود که اشغال عراق آمریکا را در باتلاقی پرهزینه فرو خواهد برد. اما این احتیاط پس از حملات ۱۱ سپتامبر کاملاً رنگ باخت. تنها چند روز بعد، او در تلویزیون از لزوم «عمل در سویهٔ تاریک» سخن گفت؛ عبارتی که به سیاستی تهاجمی و بیپروا در بهرهگیری از همهٔ ابزارهای ممکن برای دستیابی به اهداف آمریکا اشاره داشت.
چنی با همراهی مشاورش دیوید آدینگتن و وکلای وزارت دادگستری، جان یو و جی بیبی، تفسیرهایی ارائه دادند که عملاً کنوانسیونهای ژنو را برای بازداشتشدگان جنگ علیه ترور بیاعتبار میکرد. هشدار کارشناسان دربارهٔ غیرقانونی بودن چنین تفسیری نادیده گرفته شد. چنی سپس در شورای امنیت ملی از برنامهٔ بازجویی سیا ـ شامل شبیهسازی غرقشدن یا واتربُردینگ ـ حمایت کرد و بعدها آن را بهصراحت تأیید کرد.
عادیسازی شکنجه
چنی، در حمایت از این روشها، نادیده گرفت که واتربُردینگ از نظر قوانین داخلی و بینالمللی مدتهاست مصداق شکنجه شناخته میشود. محکومیت مقامهای ژاپنی در دادگاههای توکیو و زندانی شدن مأموران آمریکایی به دلیل همین روش، گواه روشن این امر است. کمیتهٔ نیروهای مسلح سنا نتیجه گرفت که سیاستهای بازجویی تأییدشده از سوی چنی، پیامی آشکار از «پذیرش خشونت و تحقیر» به بازداشتشدگان ارسال کرد.
در دفاع از خود، چنی واقعیتها را تحریف میکرد؛ آمارها را دستکاری مینمود و ادعا میکرد که بازداشتشدگان از حمایت کنوانسیونهای ژنو برخوردار نیستند. او حتی ارتباط اثباتنشدهای میان صدام و القاعده مطرح میکرد تا تهاجم به عراق را توجیه کند.
از هشدار تا تحریک جنگ
همان فردی که در ۱۹۹۴ اشغال عراق را خطرناک میدانست، در سال ۲۰۰۳ به یکی از اصلیترین مبلغان جنگ تبدیل شد. او بیهیچ مدرک معتبری ادعا کرد صدام مشغول بازسازی بمبهای اتمی است و وعده داد نیروهای آمریکایی در بغداد با گل و شیرینی استقبال خواهند شد.
چنی نظریهٔ «قوهٔ مجریهٔ واحد» را نیز ترویج میکرد؛ دیدگاهی که قدرت را بهتمامی در دستان رئیسجمهور متمرکز میسازد و نظارتهای قانونی را بیاثر میکند. منتقدان او را دشمن دموکراسی خواندهاند که راه را برای بازداشتهای نامحدود، نظارت بیاجازه و شکنجه هموار کرد.
بهای انسانی و هزینههای بیپایان
برآوردها از پروژهٔ «هزینههای جنگ» نشان میدهد که بیش از ۹۴۰ هزار نفر در عراق، افغانستان، سوریه، یمن و پاکستان در اثر خشونت مستقیم کشته شدند، که نزدیک به نیمی از آنان غیرنظامی بودند. شمار قربانیان غیرمستقیم چندین برابر این رقم است. تنها در عراق بیش از ۲۹ هزار بمب پرتاب شد و پژوهشها تا ۶۰۰ هزار مرگ غیرنظامی را تخمین زدهاند.
جنگ علیه ترور نهتنها آزادی را گسترش نداد، بلکه نسلی را با بدهی، تورم و ناامنی روانی رها کرد. قانون میهنپرست، که چنی ستون اصلی آن بود، دامنهٔ نظارت دولتی را بهشدت افزایش داد و بسیاری از اصول قانون اساسی را تضعیف کرد. اتحادیهٔ آزادیهای مدنی آمریکا این قانون را ابزاری برای جاسوسی و نقض حریم خصوصی دانست.
محاکمهای که هرگز برگزار نشد
سرهنگ لارنس ویلکرسون، رئیس دفتر پیشین کولین پاول، گفته بود چنی در عمل «رئیسجمهور واقعی» در دولت بوش بود و خود از احتمال محاکمه به اتهام جنایت جنگی بیم داشت. رسانههایی چون واشنگتن پست او را «معاون رئیسجمهور در امور شکنجه» نامیدند.
بااینحال، فرهنگ مصونیت از مجازات که چنی در شکلگیری آن نقش داشت، هنوز پابرجاست. او تا پایان عمر بر درستی تصمیمهای خود پافشاری میکرد و همفکرانش همچنان از همان اختیارات گستردهٔ ریاستجمهوری دفاع میکنند.
در تحلیلی از الجزیره، زیاد موتالا، استاد حقوق، چنی را معمار برخی از فاجعهبارترین سیاستهای قرن بیستویکم نامیده است. او مینویسد میراث چنی ردی از مرگ، آوارگی و بیثباتی است که حتی از پیامدهای سیاستهای دونالد ترامپ هم فراتر میرود.
هزینهٔ مالی این جنگها نیز سهمگین بوده است: حدود هشت تریلیون دلار تا سال ۲۰۲۵. بخش بزرگی از آن صرف عملیات نظامی، مراقبت از کهنهسربازان و بازپرداخت وامهای جنگی شده و انتظار میرود آثارش دههها ادامه یابد.
داوری نهایی
پروندهٔ دیک چنی نه بر پایهٔ انگیزههای حزبی، بلکه مستند به گفتار و رفتار خود اوست. او هشدارهایش دربارهٔ عراق را نادیده گرفت، جنگی بر پایهٔ ادعاهای دروغین را ترویج کرد، شکنجه را مجاز دانست و در تضعیف آزادیهای مدنی سهمی تعیینکننده داشت. حاصل کارش، جنگهایی بیپایان و تلفات انسانی و اخلاقی جبرانناپذیر بود.
مرگ او یادآور پرسشی بنیادین است: آیا کشوری که از ویرانی ملتها، مرگ غیرنظامیان و تضعیف قانون اساسی آسیب دیده، همچنان به چهرههایی که این مسیر را هموار کردند، احترام خواهد گذاشت؟
آلن مازلی، تاریخپژوه و نوازندهٔ جاز، مجری برنامهٔ It’s Too Late است که هر چهارشنبه شب از پلتفرمهای مختلف پخش میشود.

