مجله جنوب جهانی

بخش نخست: درآمدی بر دگرگونی تاریخی در عرصهٔ فناوری
در تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۲۵، مؤسسهٔ پژوهشی رَند (RAND Corporation) مقاله‌ای تحلیلی تحت عنوان «چین: قدرت نوظهور نرم‌افزار» منتشر کرد که توسط رفیک دوسانی و شان‌شان می نگاشته شده بود. این مقاله دریچه‌ای را به سوی تحولات عمیق در ساختار صنعت فناوری جهانی گشود. گزارش مذکور به واکاوی این پرسش کلیدی می‌پردازد که چگونه چین، با بهره‌گیری از مزیت‌های رقابتی منحصربه‌فرد، در حال تبدیل شدن به یک قدرت مسلط در حوزه‌های نرم‌افزار و هوش مصنوعی است و این دگرگونی‌ها چگونه می‌توانند توازن قوا در صنعت جهانی فناوری را بازتعریف کنند.

بخش دوم: چین؛ از تسلط بر تولید تا چالش در ارائهٔ خدمات
۱. تسلط بلامنازع در تولید در برابر کاستی در خدمات

چین بدون هیچ تردیدی به یکی از قدرت‌های تولیدی بی‌همتای جهان بدل گشته است. در سال ۲۰۲۴، ارزش صادرات کالاهای ساخته‌شدهٔ چین به رقم شگفت‌انگیز ۳٫۶ تریلیون دلار رسید، که تقریباً معادل مجموع صادرات ایالات متحده (۲٫۱ تریلیون دلار) و آلمان (۱٫۶ تریلیون دلار) است. این آمار نشانگر فرمانروایی بی‌چون‌وچرای چین بر زنجیرهٔ ارزش جهانی تولید است.
در نقطهٔ مقابل، تابلوی آماری در بخش خدمات وضعیتی کاملاً متفاوت را ترسیم می‌کند. در همان سال، مجموع صادرات خدمات چین صرفاً به ۳۸۴ میلیارد دلار بالغ شد که این کشور را در رتبهٔ هشتم جهان جای داد. نکتهٔ بسیار مهم این است که این میزان، تنها یک‌دهم (۱۰ درصد) ارزش صادرات کالایی چین را تشکیل می‌دهد؛ این پایین‌ترین نسبت در میان ده صادرکنندهٔ برتر خدمات در سراسر جهان است. به‌منظور قیاس، آلمان، که پس از چین کمترین نسبت را در اختیار دارد، با این حال موفق شده است که صادرات خدماتی خود را به ۲۸ درصد از صادرات کالایی‌اش برساند.

۲. نقطه ضعف راهبردی: خدمات نرم‌افزاری و فناوری اطلاعات

تجزیه‌وتحلیل‌های دقیق نشان می‌دهند که ضعف کانونی چین در حوزهٔ خدمات نرم‌افزاری و فناوری اطلاعات ریشه دارد. این زیربخش تنها ۱۸ درصد از کل صادرات خدماتی چین را به خود اختصاص می‌دهد، در حالی که این ارقام برای ایالات متحده و آلمان به ترتیب ۳۰ درصد و ۴۴ درصد است. این شکاف فاحش نشان‌دهندهٔ یک چالش راهبردی برای چین در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت جامع در حوزهٔ فناوری است.
این کاستی را دو عامل اصلی توضیح می‌دهند: محدودیت تسلط به زبان انگلیسی در میان توسعه‌دهندگان چینی و فرهنگ مهندسی ریشه‌داری که تمرکز اصلی‌اش بر سخت‌افزار بوده و سرمایه‌گذاری اندکی در نرم‌افزار داشته است. این فرهنگ مهندسی که طی دهه‌های گذشته شکل گرفته، باعث شده است تا چین در حوزه‌هایی مانند ساخت تراشه‌ها و سخت‌افزارهای پیشرفته پیشرفت چشمگیری کسب کند، اما در توسعهٔ نرم‌افزارهای پیچیده و پلتفرم‌های خدماتیِ با قابلیت جهانی، عقب بماند.

بخش سوم: هوش مصنوعی؛ عامل تحول و ایجاد تعادل مجدد
۱. دگرگونی در چرخهٔ صنعت هوش مصنوعی

هوش مصنوعی این قابلیت را دارد که به مثابه «عامل برابرساز» عمل کرده و این عدم تعادل را دگرگون سازد. هرچند که تحقق این تحول زمان‌بر خواهد بود، اما پتانسیل تغییر بنیادین در ساختار صنعت فناوری را داراست. تاریخ گواه است که ظهور سخت‌افزارهای نوین – از رایانه‌های شخصی گرفته تا تلفن‌های هوشمند – همواره چرخه‌های صنعتی را با معرفی امکانات جدید به جلو رانده است، با این حال، این نرم‌افزار است که کارایی این امکانات را تعیین می‌کند. در نهایت، پیشرفت صنعت را نوآوری در نرم‌افزار هدایت می‌کند.
در مراحل اولیهٔ چرخهٔ صنعت هوش مصنوعی، کماکان سخت‌افزار برتری دارد. در سال ۲۰۲۳، درآمدهای جهانی سخت‌افزار مراکز داده به ۲۳۰ میلیارد دلار رسید که سهم ایالات متحده ۴۱ درصد و سهم چین ۲۸ درصد بود. در مقابل، درآمدهای نرم‌افزار و خدمات هوش مصنوعی ۱۶۰ میلیارد دلار بود. پیش‌بینی می‌شود که هر دو بازار در دههٔ آینده رشد کنند، اما بخش نرم‌افزار با سرعتی به‌مراتب بیشتر گسترش خواهد یافت. انتظار می‌رود درآمدهای سخت‌افزار تا سال ۲۰۳۳ از مرز یک تریلیون دلار عبور کند (با نرخ رشد مرکب سالانه ۱۵٫۸ درصد)، در حالی که درآمدهای نرم‌افزار و خدمات می‌تواند به ۲٫۵ تریلیون دلار برسد (با نرخ رشد مرکب سالانه ۳۱٫۷ درصد). ایالات متحده و چین همچنان دو تأمین‌کنندهٔ اصلی سخت‌افزار خواهند بود و در مجموع حدود نیمی از بازار جهانی را در اختیار خواهند داشت.

۲. جهش استثنایی چین در حوزهٔ نرم‌افزار هوش مصنوعی

شگفت‌آورترین نکته در توزیع توسعهٔ نرم‌افزار نهفته است. در سال ۲۰۲۳، تولید نرم‌افزار هوش مصنوعی و خدمات فناوری اطلاعات چین تنها ۵٫۴ میلیارد دلار بود که معادل ۳ درصد از بازار جهانی بود. اما پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۳۳ این رقم به ۳۲۷ میلیارد دلار افزایش یابد و چین را به بزرگ‌ترین سهم‌دار بازار جهانی تبدیل کند: حدود ۱۳ درصد، که نشان‌دهندهٔ نرخ رشد مرکب سالانهٔ بیش از ۵۰ درصد است. در همین دوره، پیش‌بینی می‌شود که ایالات متحده از ۵۵ میلیارد دلار به ۳۲۰ میلیارد دلار رشد کند، که معادل نرخ رشد مرکب سالانه ۱۹ درصدی است. این تفاوت چشمگیر در نرخ رشد، بر ظرفیت تحول‌آفرین چین در حوزهٔ نرم‌افزار تأکید دارد.

بخش چهارم: سه عامل بنیادین موفقیت چین در هوش مصنوعی
۱. اکوسیستم متمرکز بر دولت و سرمایه‌گذاری راهبردی

توسعهٔ هوش مصنوعی در چین بر پایه‌ٔ یک شبکهٔ گسترده و هماهنگ شکل گرفته است که هدایت آن بر عهدهٔ دولت است. این اکوسیستم شامل سرمایه‌گذاری‌های جسورانه، مراکز داده، شرکت‌های نوپا (استارتاپ‌ها)، دانشگاه‌ها و غول‌های فناوری است که در یک دههٔ گذشته تقریباً ۲۱۰ میلیارد دلار سرمایهٔ دولتی را به این حوزه تزریق کرده‌اند. دولت‌های مرکزی و محلی از مدل سیاست صنعتی پیروی کرده‌اند و با سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌ها و پژوهش‌های هوش مصنوعی، همان الگویی را دنبال می‌کنند که پیش‌تر در حوزه‌هایی مانند پنل‌های خورشیدی، مخابرات و خودروهای برقی، موفقیت‌های چشمگیری به همراه آورده بود.
این مدل در ماه اوت سال جاری در قالب ابتکار جاه‌طلبانهٔ «هوش مصنوعی+» (AI+) شورای دولتی چین تثبیت شد. هدف این ابتکار، یکپارچه‌سازی هوش مصنوعی در تقریباً تمام بخش‌های حیاتی اقتصاد چین – از ساخت و تولید، سلامت، حمل‌ونقل، امور مالی تا انرژی – تا سال ۲۰۲۷ است. دولت‌های محلی مانند دولت شانگهای با ارائهٔ یارانه‌های قابل‌توجه برای خوشه‌های محاسباتی، آموزش مدل‌های ملی و تأسیس مراکز شتاب‌دهندهٔ استارتاپی، اجرای این سیاست را تسریع می‌بخشند.

۲. پروژه‌های عملیاتی و کاربردهای صنعتی

در کنفرانس جهانی هوش مصنوعی (WAIC) امسال، که رویدادی سالانه و بسیار مهم برای نمایش پیشرفت‌های شرکت‌های چینی است، دولت پروژه‌های عملیاتی هوش مصنوعی را با انتشار فهرستی از ۴۰ «سناریوی راهبردی با ارزش بالا» در شرکت‌های کلیدی دولتی برجسته ساخت. این پروژه‌ها کاربردهایی در حوزه‌های ارتباطات، معدن و کشاورزی را شامل می‌شد، اما نکات ویژه‌ای نیز در بر داشت: سیستم‌های تشخیص خستگی در هواپیمای C919 شرکت صنایع هوایی چین، سامانه‌های بازرسی و عملیات خطوط برق برای شبکهٔ برق ملی، شبیه‌سازی آیرودینامیک قطارهای سریع‌السیر برای شرکت راه‌آهن CRRC و پلتفرم‌های پزشکی هوش مصنوعی در بیمارستان‌ها.

سیاست هوش مصنوعی چین در ابعادی فراتر از مدل‌های زبان بزرگ برای تولید محتوا عمل می‌کند و شامل ابزارهای صنعتی مانند بازوهای رباتیک، نرم‌افزارهای اتوماسیون، راه‌حل‌های یکپارچه برای شهرهای هوشمند و تجهیزات پیشرفته در زمینه‌های نوظهور مانند اقتصاد مدار پایین زمین؛ محصولات مصرفی مانند خودروهای هوشمند، ربات‌های انسان‌نما و دستگاه‌های پوشیدنی؛ و خدماتی مانند تجارت الکترونیک، حمل‌ونقل، نظافت منزل، مراقبت از سالمندان و نگهداری از کودکان است. بدیهی است که نرم‌افزار، ستون فقرات این ابتکار عمل است.

۳. پاسخ بخش فناوری چین: از شرکت‌های نوپا تا غول‌های فناوری

شرکت‌های فناوری چینی در حال بهره‌گیری از ظرفیت مدل‌های بزرگ هوش مصنوعی همه‌منظوره مانند DeepSeek هستند و بر موارد استفادهٔ خاص برای هر بخش و وظیفه متمرکز شده‌اند: شرکت‌های نوپا در حال توسعهٔ برنامه‌هایی برای خودکارسازی پارکینگ در فرودگاه‌ها، پشتیبانی از یادگیری زبان انگلیسی و کمک به پزشکان در وظایف روزمره هستند؛ شرکت‌هایی که به بخش دولتی خدمات می‌دهند، در حال ساخت سگ‌های پلیس رباتیک و راه‌حل‌های نظارت شهری هستند؛ و غول‌های فناوری حتی بلندپروازانه‌تر عمل می‌کنند: ابر هوش مصنوعی بایدو با ۶۵ درصد از شرکت‌های دولتی برای بهینه‌سازی فرآیندها همکاری می‌کند، در حالی که هواوی با استفاده از زیرساخت داده‌های صنعتی خود از طریق پلتفرم FusionPlant، در حال توسعهٔ راه‌حل‌های هوش مصنوعی صنعتی است.

بخش پنجم: عوامل شتاب‌دهندهٔ رشد نرم‌افزار هوش مصنوعی در چین
۱. برطرف شدن مانع زبانی

نخستین و مهم‌ترین عامل، حذف مانع زبان انگلیسی است. با ظهور مدل‌های زبان بزرگ که امروزه تقریباً تمامی زبان‌های اصلی جهان را به‌خوبی درک می‌کنند، فرآیند برنامه‌نویسی و توسعهٔ برنامه‌ها می‌تواند به همان آسانی که به زبان انگلیسی انجام می‌شود، به زبان چینی نیز صورت گیرد. این امر دسترسی به استعدادهای بومی را گسترش داده و وابستگی به منابع خارجی را کاهش می‌دهد.

۲. بازار داخلی عظیم و داده‌های آموزشی گسترده

دومین عامل، بازار داخلی عظیم چین است که حجم بی‌سابقه‌ای از داده‌ها را تولید می‌کند. این داده‌ها، گنجینه‌ای بی‌نظیر برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعی فراهم می‌آورند که از صدها میلیون کاربر و تراکنش‌های دیجیتال گسترده گردآوری شده‌اند. این مزیت رقابتی به توسعه‌دهندگان چینی این امکان را می‌دهد که مدل‌هایی با قابلیت‌های بی‌نظیر در درک بافت‌های محلی و نیازهای خاص جامعهٔ چینی توسعه دهند.

۳. اهداف جهانی از طریق ابتکار «کمربند و جاده»

سومین عامل، اهداف جهانی چین در زمینهٔ هوش مصنوعی از طریق ابتکار «کمربند و جاده» است. هوش مصنوعی از سال ۲۰۱۷، برای «راه ابریشم دیجیتال» – مؤلفهٔ دیجیتال این ابتکار – یک عنصر حیاتی بوده است. چین از زمان پیشنهاد رسمی ساخت این راه در سال ۲۰۱۷، همکاری با کشورهای واقع در مسیر کمربند و راه را در حوزه‌های پیشرفته مانند اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی، نانوتکنولوژی و محاسبات کوانتومی تقویت کرده و ساخت زیرساخت‌های بیگ دیتا، رایانش ابری و شهرهای هوشمند را ترویج داده است.
شرکت‌های چینی در حال ساخت مراکز داده در آسیای جنوب شرقی و آفریقا هستند و شبکه‌های اصلی را برای سیستم‌های تجاری و دولتی این مناطق فراهم می‌کنند. برای کشورهایی مانند مالزی که سرمایهٔ محدودی دارند اما اهداف بزرگی در هوش مصنوعی دنبال می‌کنند، این مراکز داده به صنایع محلی یاری می‌رسانند تا برنامه‌های جدیدی را با استفاده از مدل‌های زبان بزرگ چینی توسعه دهند. در این فرآیند، این کشورها وابستگی فزاینده‌ای به نرم‌افزار، سیستم‌ها، زیرساخت‌ها و استانداردهای چینی پیدا می‌کنند. این راهبرد نه‌تنها نفوذ فناوری چین را گسترش می‌دهد، بلکه بازارهای نوینی را برای صادرات نرم‌افزاری چین ایجاد می‌کند.

بخش ششم: چشم‌انداز آینده؛ تعادل جدید در قدرت فناوری
۱. رقابت جهانی و مزیت راهبردی چین

تحلیلگران بر این باورند که در حالی که چین با گام‌های بلند پیش می‌رود، سایر نقاط جهان ساکن نخواهند ماند. تمامی کشورهای توسعه‌یافته و برخی از کشورهای در حال توسعه با رشد سریع (مانند هند) در حال اجرای راهبردهای ملی هوش مصنوعی هستند. با این وجود، مزیت پیشگام بودن، سرمایه‌گذاری عظیم دولتی و سه عامل کلیدی پیش‌تر ذکر شده، مزیت منحصر به فردی به چین می‌بخشد.
تسلط چین بر کارخانه‌ها و کارگاه‌ها به‌زودی می‌تواند به ساختمان‌های اداری نیز گسترش یابد. این تحول نه تنها ساختار صنعت فناوری جهان را دستخوش تغییر خواهد کرد، بلکه می‌تواند الگوهای جدیدی در رقابت اقتصادی و فناوری جهانی بیافریند. چین با تلفیق مزیت‌های رقابتی خود – از سرمایه‌گذاری دولتی تا بازار داخلی عظیم و استراتژی جهانی – در حال بنا نهادن بنیان‌هایی است که می‌تواند آن را به قدرت مسلط نرم‌افزاری جهان تبدیل کند.

۲. چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌رو

با وجود پیشرفت‌های چشمگیر، چین با چالش‌هایی نیز مواجه است. رقابت جهانی در حوزهٔ هوش مصنوعی شدیدتر از هر زمان دیگری است و کشورهای غربی و همسایگان چین سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در این حوزه انجام می‌دهند. افزون بر این، نگرانی‌های مرتبط با حریم خصوصی، امنیت سایبری و وابستگی فناوری می‌تواند موانعی را بر سر راه گسترش جهانی نرم‌افزارهای چینی ایجاد کند.
با این حال، فرصت‌ها نیز فراوان هستند. بازارهای نوظهوری که به دنبال راه‌حل‌های مقرون‌به‌صرفه برای چالش‌های خود هستند، می‌توانند مشتریان اصلی نرم‌افزارهای چینی باشند. همکاری‌های بین‌المللی در زمینهٔ هوش مصنوعی می‌تواند به ایجاد استانداردهای نوین و پلتفرم‌های مشترکی منجر شود که در آن چین نقش پیشرو را ایفا کند.

بخش هفتم: جمع‌بندی؛ آغاز تحول و پیامدهای جهانی

تحولی که در صنعت نرم‌افزار و هوش مصنوعی چین در حال وقوع است، تنها یک پدیدهٔ اقتصادی نیست، بلکه یک دگرگونی راهبردی با پیامدهای عمیق برای توزیع قدرت جهانی در قرن بیست‌ویکم است. چین با بهره‌گیری هوشمندانه از مزیت‌های رقابتی و سرمایه‌گذاری راهبردی در زیرساخت‌ها و نوآوری، در حال تبدیل شدن به یک قدرت مسلط در حوزهٔ نرم‌افزار است که پیش‌تر در آن عقب‌ماندگی داشت.
این تحول نه فقط بر اقتصاد جهانی تأثیر خواهد گذاشت، بلکه می‌تواند ساختار رقابت فناوری، امنیت ملی و حتی روابط بین‌المللی را بازآرایی کند. درک و تحلیل عمیق این تحولات برای سیاست‌گذاران، کسب‌وکارها و تحلیلگران جهانی حیاتی است؛ زیرا جهان وارد دوران جدیدی از رقابت فناوری می‌شود که در آن قدرت نرم‌افزاری نقشی به‌مراتب تعیین‌کننده‌تر از گذشته خواهد داشت.
آینده نشان خواهد داد که آیا چین می‌تواند این رؤیای راهبردی خود را به واقعیت تبدیل کرده و به قدرت برتر نرم‌افزاری جهان بدل شود، یا رقابت جهانی و چالش‌های داخلی این مسیر را با اختلال مواجه خواهند ساخت. اما یک نکته قطعی است: تحولات صنعت نرم‌افزار چین دیگر قابل اغماض نیست و تأثیر آن بر جهان فناوری انکارناپذیر است.