
خبرگزاری چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
اخیراً دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، با بهراه انداختن یک «بمب دیپلماتیک» دربارهٔ حملات علیه مسیحیان در نیجریه، دولت این کشور را به «مماشات با تروریستهای اسلامی در کشتار مسیحیان» متهم کرد و هشدار داد که آمریکا برای حفاظت از جمعیت مسیحیان، با «تمام قدرت آتشین» وارد خاک نیجریه خواهد شد.
این اظهارات ترامپ توجه شدید افکار عمومی بینالمللی را برانگیخته است. در ماه مهٔ جاری، ترامپ در دیدار با رئیسجمهور آفریقای جنوبی در کاخ سفید، آفریقای جنوبی را به اجرای «نسلکشی سفیدپوستان» متهم کرده بود؛ نشانهای روشن از آنکه مسائل نژادی و مذهبی به «ابزار معمول» دولت ترامپ برای دخالت در امور داخلی کشورهای آفریقایی بدل شدهاند.
در برابر این اتهامها و تهدیدها، دولت نیجریه با قاطعیت از حاکمیت ملی خود دفاع کرد. «بولا تینوبو»، رئیسجمهور نیجریه، و وزارت خارجهٔ این کشور واکنشی قاطع و سخت نشان دادند. تینوبو در شبکههای اجتماعی نوشت که این اتهامها بیتوجه به واقعیات است و با طعنه گفت: «کسانی که برچسب میزنند، نخست باید به مشکلات درونی خود بنگرند»؛ اشارهای آشکار به تعارضات نژادی و مذهبی در درون آمریکا. وزارت خارجهٔ نیجریه نیز اظهارات آمریکا را «کاملاً نادرست و غیرمسئولانه» خواند و تأکید کرد که نیجریه، بهعنوان یک کشور مستقل، هرگونه ارعاب خارجی را نمیپذیرد و هرگز آزار مذهبی را تشویق نمیکند.
«حملهٔ ناگهانی» ترامپ حاصل تلاقی منطق دوگانهٔ سیاست داخلی و خارجی آمریکا است.
نخست، توجه ترامپ به آنچه «آزار مذهبی» در نیجریه خوانده میشود، نتیجهٔ همصدا شدن محافظهکاران آمریکایی با جنبشهای جداییطلب در نیجریه است. سالهاست که «دشواریهای» مسیحیان نیجریهای برای محافظهکاران آمریکایی اولویت داشته است. در دورهٔ پیشین ریاستجمهوری ترامپ، دولت او نیجریه را به بهانهٔ «نقض جدی آزادی مذهبی» در فهرست «کشورهای ویژهٔ مورد توجه» قرار داد؛ تصمیمی که دولت بایدن بعداً لغو کرد.
از آغاز دور دوم ترامپ، ادعاهای دولت او دربارهٔ وجود «آزار مذهبی» در نیجریه تشدید شده است. در سپتامبر، سناتور «تد کروز» لایحهای به نام «قانون پاسخگویی دربارهٔ آزادی مذهبی در نیجریه» را پیشنهاد کرد که خواهان تحریم مقامهای نیجریهایِ متهم به آزار مذهبی است. اخیراً نیز نمایندهٔ مجلس آمریکا، «باری مور»، از وجود «آزار و کشتار سیستماتیک مسیحیان» در نیجریه سخن گفته و از وزیر خارجهٔ آمریکا خواسته که فوراً اقدام دیپلماتیک انجام دهد.
افزون بر این، «حملهٔ ناگهانی» ترامپ ریشه در سالها لابی جداییطلبان «بیفرا» در واشنگتن دارد. برخی تحلیلها نشان میدهد که جداییطلبان بیفرا توانستهاند مطالبات تجزیهطلبانهٔ خود را در قالب «نجات مسیحیان آزار دیده» عرضه کنند. دادهها میگویند از سال ۲۰۱۹ تاکنون، جریانهای بیفرا بیش از یک میلیون دلار صرف لابی در واشنگتن کردهاند.
دوم، خدمت به سیاست انتخاباتی داخلی و بسیج رأیدهندگان مذهبی. ترامپ همواره بر جذب رأی انجیلیهای آمریکایی اهتمام دارد. در آستانهٔ انتخابات ۲۰۲۴ بارها گفته بود «حفاظت از مسیحیان جهان» یکی از اهداف اصلی سیاست خارجی اوست. اکنون، با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای، او با تهدید نظامی علیه نیجریه میکوشد چهرهٔ خود را بهعنوان «مدافع مسیحیان» تقویت کند و پایگاه محافظهکار خود را محکمتر سازد.
سوم، بازسازی نفوذ ژئوپلیتیک آمریکا در آفریقا. در سالهای اخیر جایگاه ایالات متحده در منطقهٔ ساحل تضعیف شده و این کشور ناچار شده از نیجر، چاد و دیگر متحدان سنتی خود نیرو بیرون بکشد؛ خلأی که روسیه و کشورهای دیگر در حال پر کردن آن هستند. نیجریه، بزرگترین تولیدکنندهٔ نفت و پرجمعیتترین کشور آفریقا، از ارزش راهبردی برخوردار است. گزارشها حاکی است ترامپ با فشار نظامی تحت عنوان «حفاظت از مسیحیان» میخواهد ببیند «نیجریه چگونه واکنش نشان میدهد» تا شاید بتواند شکافی راهبردی بگشاید و جایگاه رهبری جهانی آمریکا را تجدید کند و در مذاکرات بعدی دربارهٔ مبارزه با تروریسم، دسترسی نظامی یا منافع انرژی سود بیشتری ببرد.
با وجود شدید بودن اظهارات ترامپ، در سطح واقعیت احتمال اقدام نظامی گسترده و سازمانیافتهٔ آمریکا علیه نیجریه بسیار کم است. این تهدیدهای «خروشان» بیشتر به «باجگیری استراتژیک» منتهی میشود؛ جنجالی بزرگ، اما نتیجهای اندک.
نخست، نیروهای دفاعی نیجریه در غرب آفریقا قابل توجهاند. اگر آمریکا بخواهد بیمحابا دست به اقدام نظامی بزند، ممکن است با واکنش شدید نیجریه روبهرو شود و اوضاع منطقهای بههم بریزد.
دوم، کارآیی اقدام نظامی محل تردید است. گروههای افراطی در روستاها و مناطق مرزی پراکندهاند، تحرک بالا و پنهانکاری دارند. تجربه نشان داده مبارزه با تروریسم در این منطقه دشوار و درماندآور است. حملات هوایی نهتنها اهداف را بهسختی منهدم میکند، بلکه احتمال تلفات غیرنظامی و تشدید اختلافات مذهبی و قومی را افزون میکند.
سوم، مقاومت شدید جامعهٔ بینالمللی و افکار عمومی داخل آمریکا. اتحادیهٔ آفریقا و «جامعهٔ اقتصادی کشورهای غرب آفریقا» همواره با دخالت نظامی خارجی در امور آفریقا مخالفاند. نقض حاکمیت نیجریه ممکن است محکومیت گستردهٔ قارهٔ آفریقا و جامعهٔ جهانی را در پی داشته باشد و آمریکا را در انزوای دیپلماتیک قرار دهد. اتحادیهٔ اروپا و بریتانیا نیز به دخالت یکجانبهٔ نظامی با احتیاط مینگرند. در درون آمریکا نیز نمایندگان دو حزب اصلی اظهارات «بیپروا»ی ترامپ را نکوهش کرده و خواستار حلوفصل دیپلماتیک شدهاند.
با این حال، نمیتوان خطر را بهطور کامل رد کرد. اگر حملهای بزرگ و دارای بازتاب جهانی در نیجریه رخ دهد (مثلاً کشتار در کلیسا یا علیه مبلغان خارجی)، دولت ترامپ ممکن است به بهانهٔ «عمل به وعدهٔ سیاسی» دست به حملهای محدود و نمادین بزند. افزون بر این، اگر دولت نیجریه در برخی مناطق دورافتاده اجازهٔ «عملیات مشترک ضدتروریسم» به نیروهای آمریکایی بدهد، همکاری نظامی در مقیاس کوچک نیز محتمل است. در حال حاضر بهنظر میرسد آمریکا تهدید نظامی را بهعنوان برگ برندهای برای چانهزنی دربارهٔ تبادل اطلاعات ضدتروریسم، دسترسی به پایگاههای نظامی یا همکاری انرژی به کار خواهد گرفت.

