چگونه رژیم پاکستان برای اثبات وفاداری به اسرائیل خون می‌ریزد 

عمر آزاد

منتشر شده در کانتر‌پانچ

ترجمه مجله جنوب جهانی

بیش از سه هفته از کشتار مریدکه می‌گذرد و با این حال، مانند دیگر فجایع اخیر پاکستان، این حادثه نیز به سرعت به فراموشی سپرده شده است. هیچ تحقیق مستقل، هیچ پاسخگویی و هیچ خشم عمومی وجود ندارد. تنها یک نقطه کوچک دیگر بر روی رادار ملی که زیر آوار تبلیغات دولتی و نمایش سیاست خارجی دفن شده است.

حمله به مریدکه یک درگیری خودجوش نبود. کشتار مریدکه عملیاتی از پیش برنامه‌ریزی‌شده و گسترده بود. مطابق گزارش‌های DropSite News، معترضان حزب تحریک لبیک پاکستان (TLP) گرد آمده بودند تا مخالفت خود را با عادی شدن روابط پاکستان با اسرائیل اعلام کنند و همبستگی خود را با غزه نشان دهند. طبق گزارش Dawn، بیش از ۱۰ هزار نیروی انتظامی در عملیاتی با عنوان «محاصره و بازرسی» در مریدکه شرکت کردند؛ یگان‌هایی از نیروهای مرزی و رنجرز پاکستان نیز با قطار ویژه‌ای از راولپندی رسیدند. نیروهای انتظامی با استفاده از پهپادهای نظارتی خیابان‌ها و محله‌ها را نقشه‌برداری کردند و به منظور آماده‌سازی، سنگرهایی در طول جاده‌های اصلی حفر کردند. نیروها در ساعات اولیه صبح حرکت کردند و به جمعیت مسالمتی که تجمع کرده بودند، تیراندازی کردند. شاهدان عینی و فیلم‌های شبکه‌های اجتماعی شلیک‌های شدید و هرج و مرج را ثبت کردند که منجر به چندین کشته و زخمی شد. صبح که فرا رسید، خیابان‌ها مملو از فشنگ‌های مصرف شده و خون بود و هوا پر از گاز اشک‌آور. در میان تصاویر وحشتناک که هنوز در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، یک تصویر شاخص است: نیروهای امنیتی پی در پی به جمعیت معترضان بی‌سلاح شلیک می‌کردند و در میان دود، پرچم تنها فلسطینی که استوار در باد موج می‌زد، به رغم تیراندازی‌ها به زمین نمی‌افتاد. این تصویر نه تنها نشان‌دهنده مقاومت است، بلکه بیانگر میزان سقوط اخلاقی پاکستان نیز هست. این عملیات پیام هولناکی فرستاد: در پاکستان امروز، حتی اعتراض به عادی‌سازی با اسرائیل یا بالا بردن پرچم فلسطین می‌تواند خشونت مرگبار دولت را برانگیزد.

کمتر از یک سال پیش، بین ۲۴ تا ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴، اسلام‌آباد شاهد همان سناریو بود. هزاران طرفدار حزب تحریک انصاف (PTI) در اعتراض به بازداشت غیرقانونی نخست‌وزیر سابق عمران خان که توسط گروه کاری سازمان ملل درباره بازداشت‌های خودسرانه محکوم شده بود، تجمع کردند. واکنش رژیم همان بود: تیراندازی مستقیم، گاز اشک‌آور و خاموشی ارتباطات در سراسر کشور. ده‌ها نفر کشته، صدها نفر زخمی و هزاران نفر بازداشت شدند. در یکی از ویدیوهای هولناک آن روزها، نیروهای امنیتی مردی بی‌سلاح را هنگام نمازخواندن از روی یک کانتینر پرتاب کردند. خبرنگارانی که این کشتار را پوشش می‌دادند، از جمله مطیع‌الله جان و شاکر محمود اوان، بازداشت شدند و خبرنگار دیگری به نام احمد فرهاد مجبور به مخفی شدن شد. این دو کشتار با هم الگوی خشونت سیستماتیک دولتی را نشان می‌دهند که دیگر نمی‌توان آن را «استفاده بیش از حد از زور» توجیه کرد. این خشونت سازمان‌یافته، عمدی، تمرین‌شده و پاداش‌دار است.

در پرونده مریدکه، پاداش بلافاصله دریافت شد. ظرف چند روز گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌دهد دستگاه نظامی پاکستان وارد مذاکرات پیشرفته‌ای با آمریکا و اسرائیل شده است که به واسطه سیا و موساد تسهیل می‌شود، برای اعزام تا ۲۰ هزار نیروی پاکستانی به غزه به عنوان بخشی از ابتکار صلح‌بانی نامیده شده. تحقیقات Firstpost و Dawn نشان می‌دهد این توافق پاکستان را به عنوان نیروی نیابتی تحت چارچوب منطقه‌ای به رهبری آمریکا قرار می‌دهد. از این منظر، کشتار مریدکه کمتر شبیه سرکوب داخلی و بیشتر شبیه نمایش توانایی است؛ اجرایی زنده که به واشنگتن و تل‌آویو نشان می‌دهد ژنرال‌های پاکستان چطور می‌توانند به شکل کارآمد نافرمانی را سرکوب کنند، چه در پنجاب و چه در فلسطین.

این هزینه تلاش پاکستان برای کسب تأیید غرب است: خون به ازای مشروعیت. رژیمی که شهروندان خود را به خاطر برافراشتن پرچم فلسطین به رگبار می‌بندد، حال خود را به عنوان نیرویی پایدار در غزه معرفی می‌کند. همان فرماندهانی که به معترضان مریدکه شلیک کردند، به زودی نشان صلح‌بانی خواهند گرفت و در خارج کشور به عنوان شریکان «امنیت منطقه‌ای» تجلیل می‌شوند. کشتار مریدکه رویدادی منفرد نیست؛ نشانه‌ای است از رژیمی که به طور سیستماتیک نهادهای دموکراتیک پاکستان را منهدم کرده و هر صدایی را خفه کرده است. با نشان دادن توانایی سرکوب بدون مجازات نارضایتی در داخل، ژنرال‌ها به قدرت‌های خارجی اعلام می‌کنند که می‌توانند در خارج نیز به طور قاطع عمل کنند.

در سه سال گذشته، ارتش پاکستان دولت منتخب را سرنگون کرده، مخالفان سیاسی از جمله عمران خان را با اتهامات فاقد پشتوانه زندانی کرده و انتخاباتی صوری که با تقلب گسترده همراه بود، برگزار کرده است که گروه ناظر هم‌بستگی این موضوع را تایید کرده است. خبرنگاران مورد آزار قرار گرفته و بسیاری مجبور به تبعید شده‌اند. قوه قضائیه به تسلیم تن داده، استقلال خود را از دست داده و توسط عوامل دولت تهدید می‌شود. غیرنظامیان در دادگاه‌های نظامی محاکمه می‌شوند که نقض آشکار پیمان‌نامه بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است. با وجود واکنش‌های قانونی در خارج، از جمله تصویب قوانینی که به شدت روند استبداد پاکستان را محکوم کرده و خواستار پاسخگویی رهبری نظامی این کشور شده‌اند، اجرای مؤثر چنین مکانیزم‌هایی بسیار نامحتمل است.

علت اصلی این امر، علاوه بر سرکوب نظامی، به عملکرد نخست‌وزیر کنونی پاکستان بازمی‌گردد که پس از انتخاباتی از پیش مهندسی‌شده نصب شده و عملاً نمایشی برای ارتش است. وی برای جلب تأیید غرب حاضر است به هر هزینه‌ای رود. انتخاب وی برای جایزه صلح نوبل به نفع دونالد ترامپ، نمایش اطاعت کامل بود تا ژنرال‌های پاکستان را از نظارت بین‌المللی بیشتر مصون دارد. در بهترین حالت، واکنش بین‌المللی به صدور بیانیه‌ایی ظاهراً انتقادی محدود خواهد شد، در حالی که نهادهای حقوق بشری مانند کانادا که فلسطین را به رسمیت می‌شناسد، اما تحریم قابل توجهی بر فروش تسلیحات اعمال نمی‌کند، چشم خود را می‌بندند.

مریدکه الگویی است از رژیمی که یاد گرفته برای جلب تأیید، خون معامله کند. این رژیم نه تنها مردم خود را خیانت کرده، بلکه سرکوب سیستماتیک را به ابزاری در سیاست خارجی تبدیل کرده است. ژنرال‌ها دریافته‌اند راه رسیدن به واشنگتن و تل‌آویو از جنازه‌های شهروندانشان می‌گذرد. در مریدکه، آنها نهایت نمایش چگونگی سرکوب سریع و بی‌رحمانه اعتراض‌ها به بهانه نظم را ارائه دادند. و اینگونه به نظر می‌رسد که برند خود را به فروش رسانده‌اند: ارتشی لشکری بی‌رحم، که زیر پوشش اسلامی به اسرائیل به قیمتی نازل خدمت می‌کند.

عمر آزاد مهندس نرم‌افزار و داوطلب در CODEPINK و جنبش جوانان فلسطین است. وی سابقاً به عنوان کارشناس رسانه‌های اجتماعی پاکستان تحریک انصاف فعالیت داشت و در زمینه آگاه‌سازی دیجیتال، افشای تقلب‌های انتخاباتی و مستندسازی نقض حقوق بشر کار کرده است.