ترجمه مجله جنوب جهانی

حزب‌الله‌ای دگرگون‌شده آماده است تا در برابر تجاوز اسرائیل بایستد، درحالی‌که نامه‌ای عمومی به مقامات لبنانی اطلاعاتی حیاتی را آشکار ساخته است.

دولت اسرائیل از طریق وزیر جنگ خود، تهدید کرده که «حزب‌الله» را نابود خواهد کرد. سخنگوی ارتش اسرائیل، آفیخای آدراعی، مردم جنوب لبنان را به ترک فوری منطقه فراخواند، درحالی‌که کابینه جنگی اسرائیل جلسه‌ای فوق‌العاده برای برنامه‌ریزی حمله‌ای گسترده به لبنان تشکیل داد.

همه این نشانه‌ها به‌وضوح حاکی از آن است که جنگ ممکن است بسیار زود، شاید در چند ساعت آینده و نه روزها یا هفته‌های پیش‌رو، آغاز شود.

بدیهی است که حزب‌الله، همان‌گونه که دبیرکل آن، شیخ نعیم قاسم، تأیید کرده، ساختارهای نظامی، سیاسی و رهبری داخلی خود را کاملاً بازسازی و بازسازماندهی کرده و تبدیل به تهدیدی واقعی و وجودی برای رژیم اشغالگر شده است— شاید بیش از هر زمان دیگری.

بر اساس اطلاعات نشت‌یافته از منابع نظامی اسرائیل، حزب‌الله موفق شده است توانایی ساخت موشک‌های دقیق‌الضرب را در داخل کشور بازیابی کند. این گروه همچنین مسیرهای انتقال تسلیحات از ایران از طریق سوریه را تثبیت کرده و در عین دور زدن رهبری موقت وابسته به آمریکا، در برابر برنامه‌های آن مقاومت می‌کند.

این تهدیدات اسرائیلی که پیش‌بینی‌شده بود و با حملات هوایی به آنچه اسرائیل «کارگاه‌های ساخت موشک و مراکز آموزشی حزب‌الله» خواند همراه شد، گواهی بر این است که اهداف اصلی تجاوز علیه لبنان—یعنی خنثی‌سازی مقاومت به رهبری این حزب—به‌هیچ‌وجه محقق نشده‌اند.

بلکه، برعکس، این اقدامات ممکن است به تقویت حزب بر پایه‌ای نوین کمک کرده باشند.

علاوه بر این، دولت لبنان نتوانسته است حزب‌الله را تسلیح‌زدایی کند، درگیری طائفی داخلی را برانگیزد یا لبنان را وارد فرآیند عادی‌سازی روابط و چارچوب «توافق‌های ابراهام» سازد.

منبعی لبنانی نزدیک به حزب‌الله به ما اطلاع داد که نسل جدید رهبران جوان—برخی از آن‌ها فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های عربی و بین‌المللی و برخی دیگر دارای آموزش‌های نظامی در کشورهای منطقه (به‌ویژه ایران) و متحدانی چون روسیه و کره‌ی شمالی هستند—نه‌تنها ساختارهای نظامی و رهبری حزب را زنده نگه داشته‌اند، بلکه اکنون در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری حزب قرار گرفته‌اند و تلاش‌های مقاومت خود را پیش‌برده و به‌روزرسانی کرده‌اند.

حزب‌الله معادله‌ای جدید را رقم زده است که بر اساس عملیات گسترده‌ی «یکشنبه‌ی سرنوشت‌ساز» شکل گرفته، در طی آن اهداف نظامی در مرکز تل‌آویو و حیفا—از جمله ستاد یگان اطلاعاتی پیشرفته‌ی «۸۲۰۰» و خانه‌ی بنیامین نتانیاهو در قیصریه—مورد حمله قرار گرفتند.

این حمله مجبور کرد رهبران اسرائیل از دولت آمریکا درخواست کمک کنند تا برای تسریع در دستیابی به آتش‌بس در نوامبر سال گذشته میانجی‌گری کند. شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب، حق با خود داشت که این دستاوردهای بزرگ را از موقعیت رهبری خود برجسته کند.

نامه‌ی عمومی‌ای که حزب‌الله دو روز پیش به سه شخصیت اصلی لبنان—رئیس‌جمهور جوزف عون، رئیس پارلمان نبیه بری، نخست‌وزیر نوفل سلام—و همچنین به مردم لبنان ارسال کرد، نشان‌دهنده‌ی اراده‌ی راسخ رهبریت جدید برای ادامه‌ی مقاومت و مبارزه با تهدیدات آمریکایی-اسرائیلی علیه لبنان و تمام منطقه است.

این نامه‌ی بی‌سابقه چهار دلیل اصلی را ارائه می‌دهد که می‌توان آن‌ها را به‌صورت زیر خلاصه و تفسیر کرد:

اولاً: «اسرائیل» به توافق آتش‌بس مصوب نوامبر گذشته احترام نگذاشته و به تجاوز علیه سرزمین لبنان ادامه داده است؛ به‌طوری‌که بیش از ۵۰۰۰ بار این توافق را نقض کرده است. این امر نشان می‌دهد که طرف صهیونیستی دیگر به این توافق پایبند نیست.

ثانیاً: اولویت لبنان پایان دادن به تجاوز است، نه تسلیم شدن به فشارها یا کشیده شدن به مذاکرات سیاسی تحت شرایط دشمن و واسطه‌ی کاملاً جانب‌دار آمریکایی.

ثالثاً: حزب‌الله بر حق مشروع خود برای مقاومت در برابر اشغال و تجاوز اسرائیل—که هدف آن تسلیم‌کردن و تحقیر دولت لبنان و اشغال مستقیم سرزمین آن است—تأکید دارد.

رابعاً: حزب‌الله به‌هیچ‌وجه قبول ندارد که خنثی شود و با هر ابزار و روشی در برابر هرگونه تلاش برای این منظور موضع خواهد گرفت؛ تا زمانی که اشغال ادامه یابد، مقاومت نیز ادامه خواهد داشت.

این نامه‌ی عمومی که مواضع نهایی حزب را روشن می‌سازد، در واقع پاسخی آشکار و قاطع به اظهارات رئیس‌جمهور لبنان، عون، بود که خواستار ترک مقاومت مسلحانه شده بود.

اگر نیروهای ارتش اسرائیل تهدیدات خود را عملی کنند و پس از انجام مناورهای گسترده‌ی زمینی، دریایی و هوایی در نزدیکی مرز لبنان طی دو هفته‌ی گذشته، به لبنان حمله‌ای شروع کنند، ممکن است اشتباهی راهبردی و نظامی بزرگ مرتکب شوند که می‌تواند سرآغاز افول آن‌ها باشد.

نکته‌ی مهم‌تر اینکه آغاز چنین حمله‌ای، نشان خواهد داد که اسرائیل در دام استراتژیکی افتاده که حزب‌الله با حفظ خویشتن‌داری در طول بیش از یک سال گذشته و پرهیز از پاسخ‌گویی به تحریکات و نقض‌های مکرر آتش‌بس، برای آن طراحی کرده بود.

در پایان این مقاله، به سراغ مهم‌ترین بخش از سخنان منبعی می‌رویم که پیش‌تر به‌صورت مستقیم نام نبردیم، اما اکنون به‌صورت صریح از آن نقل قول می‌کنیم:

این منبع گفت: «ایران در طول ۱۲ روز جنگ تنها از ۵۰۰ موشک هدایت‌شونده‌ی نقطه زن (فاتح، سجیل و خیبر) استفاده کرد و توانست تمام سامانه‌های پیشرفته‌ی دفاع هوایی آمریکایی‌ساخت اسرائیل را دور بزند، نیمه‌ای از تل‌آویو و بزرگ‌ترین مؤسسه‌ی علمی جهان—مؤسسه‌ی وایزمن—را نابود کند و صدها، شاید هزاران نفر از اسرائیلی‌ها را کشته یا زخمی سازد.»

حزب‌الله اکنون در اختیار خود حدود ۷۵۰۰ موشک هدایت‌شونده‌ی نقطه‌زن از همین نوع یا پیشرفته‌تر دارد و بر اساس برخی منابع، این موشک‌ها در صورت تجاوز اسرائیل، دیگر در انبارها باقی نخواهند ماند.

در «جنگ پشتیبانی» که حزب‌الله بیش از یک سال به‌منظور حمایت از مبارزان نوار غزه و عملیات «طوفان الاقصی» (۷ اکتبر ۲۰۲۳) راه‌اندازی کرد، بیش از ۱۵۰٬۰۰۰ مستعمره‌نشین از منطقه‌ی جلیل تخلیه شدند؛ این امر باعث خساراتی به‌ارزش میلیاردها دلار به‌صورت غرامت و هزینه‌های حمایتی برای رژیم شد.

فقط حدود ۲۵ درصد از این افراد پس از آتش‌بس بازگشتند. اکنون می‌پرسیم: در صورت حمله‌ی موشکی حزب‌الله به‌عنوان پاسخی به هرگونه تجاوز جدید، چه تعداد از آن‌ها—شاید از تل‌آویو، حیفا، عکا و تمام شهرهای ساحلی و داخلی—دوباره تخلیه خواهند شد؟

باید شدت بحران را دست‌کم نگرفت؛ چرا که صدها هزار، شاید میلیون‌ها مستعمره‌نشین ممکن است تحت تأثیر موشک‌های یمنی قرار گیرند که به‌عنوان بخشی از عملیات پشتیبانی و همبستگی، ممکن است مانند باران بر سر آن‌ها فرود آیند.

حزب‌الله نیازی به موشک‌های ابرصوتی ندارد؛ چرا که حتی راکت‌های کاتیوشا—با وجود اینکه حزب در شمال رودخانه‌ی لیطانی، در فاصله‌ی حدود ۳۰ کیلومتری از مرز منطقه‌ی اشغالی جلیل مستقر است—به‌تنهایی کافی خواهند بود.