
ا. م. شیری
سمینار جوانان سوسیالیست کردستان
رفقای محترم!
قبل از همه، مایلم از طرف سازمانم از شما به خاطر دعوت برای شرکت در این بحث تشکر کنم. برای ما، به عنوان جوانان سوسیالیست، افتخار بزرگی است که در صدمین سالگرد یادبود لنین، فرصتی برای بحث با انقلابیون، و به ویژه با جوانان، از سراسر جهان داشته باشیم. اول، منصفانه است که بگوئیم حتی صد سال پس از مرگ او، آموزههای لنین همچنان الهامبخش نسلهای جوان است و چشماندازی برای آینده ارائه میدهد که منبع هر اراده برای مبارزه است. در طول صد سال گذشته، کمتر کسی مانند لنین چنین تأثیر عمیقی بر تاریخ جهان، آرمانها و شجاعت جوانان داشته است. بیست سال پس از مرگ او، هزاران سرباز جوان ارتش سرخ به مبارۀ پیروزمندانه علیه فاشیسم پیوستند. زیر پرچم حزب و جمهوری سوسیالیستی که لنین به تشکیل آن کمک کرد. چند سال بعد، ما موجی از قیامهای دانشجویی و علاوه بر آن، انقلابهای ضد استعماری را در چندین کشور در سراسر جهان تجربه کردیم. این جنبشها همچنین از سوی انقلابیون جوانی که الگوی آنها رفیق لنین بود، قاطعانه حمایت شدند.
۱ــ ارمغان لنین به ما چه بود؟
اجازه بدهید با این جملۀ کلاسیک شروع کنیم: «وظیفه، یادگیری است». این چیزی است که لنین به ما آموخت، همانطور که معلمان ما در مدرسه به ما میآموختند. اما برخلاف مدارس بورژوایی، لنین از چیزی کاملاً متفاوت، چیزی که برای رشد جوانان کمونیست بسیار مهم است، سخن میگوید: جوانان تنها زمانی میتوانند کمونیسم را بیاموزند که هر مرحله از آموزش، تربیت و پرورش خود را با مبارزۀ مداوم پرولتاریا علیه جامعۀ استثمارگر پیوند دهند. امروز، بیش از هر زمان دیگری، جوانان باید آیندۀ خود را به آیندۀ پرولتاریا پیوند دهند. این بدان معناست که جوانان باید حول پیشگام مارکسیست-لنینیست متحد شوند.
نسل ما اغلب در برابر مظالم این نظام احساس ضعف و ناتوانی میکند. اما پیشگامان جنبش انقلابی در ترکیه – دنیز گزمیش، ماهر چایان و ابراهیم کایپاکایا – نیز تنها ۲۰ سال داشتند که از رفرمیسم غالب جدا شدند، به مبارزۀ مسلحانه علیه فاشیسم پرداختند و جهش انقلابی رقم زدند! چند نوجوان ۱۵ ساله برای دفاع از انقلاب روژاوا و مبارزۀ آزادی ملی فلسطین به پا میخیزند؟
۲ــ تعلیم و تربیت (نیز) کار یدی است
همانطور که با پیگیری مداوم هدف سوسیالیسم و انقلاب یاد خواهیم گرفت، باید این کار را بیش از هر چیز از طریق عمل انجام دهیم. دو دلیل برای این امر وجود دارد: کسانی که به دور از واقعیت زندگی مطالعه میکنند و پشت کتابها پنهان میشوند، انقلابی نیستند. به عنوان مثال، وقتی انقلاب روژاوا آغاز شد، سازمانهای متعهد به سوسیالیسم وقت خود را صرف توضیح فاصلۀ خود از این انقلاب با نقل قول از کتابها کردند. در حالی که در واقعیت امر، انقلابیون جوان تمام زندگی خود را وقف این انقلاب کردند و از این طریق واقعاً دین خود را به کارگران و ستمدیدگان ادا کردند. امروز، جنبش بینالمللی جوانان همین سؤال را در مورد مقاومت فلسطین از خود میپرسد: آیا میخواهیم تماشا کنیم، بخوانیم و نظر دهیم؟ یا اینکه تشخیص میدهیم که شرایط و شعارهای مبارزه در هر کشوری متفاوت است، باید در بستر آنها درک شود و نقش خود ما در آن باید به رسمیت شناخته و محقق شود؟ جنبش بینالمللی جوانان در همبستگی با مبارزۀ آزادیبخش فلسطین یک گام امیدبخش در این جهت است. از دانشگاههای ایالات متحده گرفته تا خیابانهای مشجر برلین، جوانان نقش پویا و نوآورانه در همبستگی بینالمللی با فلسطین ایفا میکنند. در حالی که فلسطین محدودیتهای دموکراسی بورژوایی را در مراکز امپریالیستی نشان میدهد، جوانان بیعدالتی ستم صهیونیستی و عدالت مقاومت را تشخیص دادند و قلبهایشان شعلهور شد. آنها مانند سازمان زنان جوان زورا در آلمان، اولین سازمانی که مورد تفتیش قرار گرفت و دادگاهی شد، در برابر سرکوب مقاومت کردند. در یکی از جلسات، قاضی حتی به وکلایی که از مشروعیت همبستگی با فلسطین دفاع میکردند، گفت که پرونده باید مختومه اعلام شود، اما او نتوانست این کار را بکند. همبستگی با فلسطین مشروع است، نبرد آزادیبخش ملی فلسطین عادلانه است و همۀ ما باید در کنار هم در مقابل سرکوب و ظلم به پا خیزیم. این راه لنین است.
همانگونه که لنین، بیش از صد سال پیش در سطحی برابر با دانشجویان کمونیست به بحث و گفتوگو مینشست و با آنان بررسی میکرد که کدام بخشهای جنبش خود را باید درگیر کنند، برای چه مطالباتی باید مبارزه کنند و چگونه باید همهٔ دانشجویان را بهعنوان پیشاهنگ کمونیستی به پیش بکشانند، امروز نیز ما باید تحلیل خود را به همان شیوه صیقل دهیم.
۳. تربیت نسل جدید، نسل پیروزیها!
جوانان انقلابی امروز با چالشهای بزرگی روبرو هستند. در زمانی که جنبش انقلابی جهانی باید به خواستههای امروز پاسخ دهد، در زمانی که جنگهای امپریالیستی و فجایع زیستمحیطی آیندۀ ما را تهدید میکنند، ما میخواهیم مفهوم «امید» را به اذهان عمومی بازگردانیم. لنین به ما نشان داد که حتی از دل وحشت جنگ جهانی اول، میتواند یک انقلاب اکتبر باشکوه زاده شود. هزاران جوان میتوانند پس از تحمل سختیهای جنگ و قحطی، شجاعت خود را بازیابند. اما لنین همچنین میدانست که برای موفقیت انقلاب و سوسیالیسم، یک چیز بیش از همه ضروری است: تعلیم و تربیت نسل جدید که ویژگیهای منحصر به فردش آنها را قادر سازد تا به چالشهای زمانه پاسخ دهند. در دورۀ ساختن سوسیالیسم، آموزش جوانانی که تمام انرژی خود را وقف پیشرفت اجتماعی کنند و بدون تردید با مسائل کاملاً جدید جامعۀ جدید مواجه شوند، به ویژه بسیار مهم بود.
دورانی که ما در آن میجنگیم، بطور روزافزونی سختتر میشود.
جوانان سوسیالیست حزب ستمدیدگان در ترکیه نمونهای است که میتوانیم در این دوران سخت و فزاینده از آن درسهای بسیاری فراگیریم. در سال ۲۰۱۵، داعش با همکاری دولت ترکیه، وحشیانه به آنها حمله کرد و ۳۳ نفر را کشت. این حمله یکی از بزرگترین حملات به جنبش انقلابی ترکیه در تاریخ معاصر بود. این یک قتل عام وحشتناک با هدف نابودی جوانانی بود که از ترکیه به روژاوا آمده بودند تا پلی بین جوانان گزی و کوبانی بسازند. با وجود تحمل خسارات و درد، این حمله با عزم و ارادۀ مبارزاتی و آگاهی سیاسی مجدد دفع شد.
امروز، ما به عنوان جوانان انقلابی از سراسر جهان، باید علیه امپریالیسم و فاشیسم برخیزیم، شعارهای درست مطرح کنیم و شانه به شانۀ یکدیگر برای تحقق آنها بجنگیم.
جوانان، به ویژه، نقش تعیینکننده در مبارزه با جنگ امپریالیستی، نظامیگری و نژادپرستی ایفا خواهند کرد. در حالی که فاشیسمِ در حال ظهور، منادیِ تدارکات امپریالیستی برای تقسیم مجدد جهان است و از مسئلۀ پناهندگان برای اهداف خود سوءاستفاده میکند، جوانان وظیفه دارند پرچم انترناسیونالیسم را برافرازند. امپریالیسم و فاشیسم بزرگترین تهدید برای آیندۀ جوانان هستند.
شورشهای ایران، بنگلادش، قیامهای عربی و جاهای دیگر نشان میدهد که جوانان یکی از نیروهای محرک جنبشهای انقلابی و شورشی در سراسر جهان هستند. امروزه جبهههای نبرد روز به روز حادتر میشوند و اگر این جوانان را سازماندهی نکنیم، ارتجاع این کار را خواهد کرد.
وظیفۀ اصلی جوانان کمونیست امروز، ارائۀ چشمانداز روشن مبارزه به تودهها است. ما به عنوان جوانان کمونیست، نباید منتظر بمانیم تا دستمان را بگیرند. ما باید برای هر کاری آماده شویم. مدرسه ما خیابان است، مبارزۀ انقلابی ما در خیابان است. ما باید آثار کلاسیک را مطالعه کنیم، نه به عنوان یک سرگرمی جدا از واقعیت، بلکه برای درک روشهای مارکسیسم، که ما را قادر میسازد تا پاسخهایی برای مسائل و مشکلات زمان خود بیابیم و آنها را با قاطعیت به کار گیریم.
هرگز برای سازماندهی یک انقلاب خیلی جوان نخواهید بود. هر قدر هم که شرایط جنبشهای جوانان متفاوت باشند، نبرد طبقاتی در سراسر جهان تشدید میشود و جبهههای مبارزۀ انقلابی هر روز سختتر میشوند. امروز ما به جوانان انقلابی نیاز داریم که با همان شجاعت، خوشبینی و روحیه تجدید حیات لنین، همواره طبقۀ حاکم را زیر نظر داشته و از هر فرصت سیاسی استفاده کنند. وقتی لنین تزهای آوریل را مطرح کرد، همه او را دیوانه میپنداشتند. اما چند ماه بعد، قدرت به دست جوانان شوروی افتاد. در دنیای بهسرعت در حال تغییر، باید بیاموزیم با همان سرعت، تضادها در مبارزۀ سیاسی را تحلیل کنیم، شعارها و تاکتیکهای خود را با آنها سازگار سازیم و بهعنوان جوانان در صفوف مقدم مبارزان و شورشیان قرار گیریم تا آنها را به سوی انقلاب رهنمون شویم.
و در نهایت، وظیفهٔ ما خلق نسل نوینی است که برای سوسیالیسم بجنگد؛ از سرمایهداری و همهٔ ویژگیهای فاسد آن عبور کند. تجربه به ما نشان میدهد که وقتی در قلب مبارزهٔ سیاسی باشیم، از پذیرش خطر نترسیم و همیشه دشمن را در تیررس داشته باشیم، میتوانیم نسلی بسازیم که دشمنان خود را بشناسد، در مبارزهٔ سیاسی، پخته و آبدیده شود و بیاموزد هر آنچه را که برای نبردهای پیشرو نیاز دارد.
برگرفته از: ایکور.اینفو
٢١ آبان- عقرب ١۴٠۴

