
«مانتلی ریویو»
ترجمه مجله جنوب جهانی
کتاب تازهای درباره نقش کانادا در ویرانسازی لیبی باید مایه شرمساری حزب دموکرات نو شود و اعضای آن را برانگیزد تا از نامزدهای رهبری پرسشهای جدی مطرح کنند. آیا افرادی چون اوی لوئیس، راب اشتون یا هدر مکفرسون از نابودی آن کشور شمال آفریقایی حمایت میکردند؟
کتاب هدف قرار دادن لیبی: سدهای کانادایی، بمبهای کانادایی تصویری مستند از مشارکت مهم کانادا در کارزار ناتو برای نابودی لیبی ارائه میدهد. اووِن شالک در این اثر، تجاوز آشکار امپریالیستی را افشا میکند که ۱۰۰ نماینده NDP از آن حمایت کردند. در سال ۲۰۱۱، این حزب در دو رأیگیری مجلس عوام که بمباران لیبی را تأیید میکردند شرکت کرد؛ عملیاتی که زیر نظر یک ژنرال کانادایی انجام میگرفت.
جک لیتن، رهبر وقت حزب گفت:
«شایسته است کانادا در این تلاش برای بازداشتن [معمر] قذافی از حمله به شهروندانش مشارکت کند، زیرا او چنین تهدیدی کرده است. باید این مأموریت را درست انجام دهیم.»
اما کارزار هوایی ناتو بر مبنای بزرگنماییها و دروغهای آشکار درباره نقض حقوق بشر از سوی قذافی توجیه شد. اطلاعات نظامی کانادا هشدار داده بود که این جنگ احتمالاً موجب تقویت نیروهای جهادی خواهد شد، و اتحادیه آفریقا نیز قاطعانه با آن مخالفت کرده بود. افزون بر این، کانادا و ناتو صریحاً از مفاد قطعنامههای شورای امنیت درباره منطقه پرواز ممنوع تخطی کردند، زیرا نیرو اعزام کرده و دامنه بمباران را فراتر از حفاظت غیرنظامیان گسترش دادند. همچنین کانادا با فروش پهپاد به نیروهای شورشی، قطعنامههای ۱۹۷۰ و ۱۹۷۳ سازمان ملل را نقض کرد.
پس از کشته شدن وحشیانه قذافی، نیکول تورمل، رهبر موقت حزب، بیانیهای منتشر کرد که در آن آمده بود:
«آینده لیبی اکنون در دست مردم این کشور است. اعلام مرگ دیکتاتور پیشین، معمر قذافی، میتواند به معنای پایان دوره طولانی سرکوب و دههها نبرد خونین برای دستیابی به دموکراسی باشد… نیروهای ما در چند ماه گذشته در لیبی عملکرد درخشانی داشتهاند. من میخواهم از شجاعت و فداکاری آنان قدردانی کنم… دموکراتهای نو مفتخرند که در راه دموکراسی در کنار مردم لیبی بودهاند و همچنان برای برپایی جامعهای دموکراتیک با آنها همکاری خواهند کرد.»
چهارده سال بعد، لیبی هنوز میان گروههای متخاصم و صدها میلیشیا تکهتکه شده است. نزدیک به بیست درصد از جمعیت هفتمیلیونی آن آواره داخلیاند و سطح زندگی در کشور سقوط کرده است. شالک در مقالهای اخیر نوشت:
«پیش از جنگ ناتو در سال ۲۰۱۱، لیبی کشوری با درآمد متوسط رو به بالا بود؛ سطح زندگی آن با اروپای جنوبی، چین و بسیاری کشورهای آمریکای لاتین قابل مقایسه بود، بدون بدهی و دارای حاکمیت سیاسی مستقل. امروز، مقایسه مناسبتر شاید سومالی یا سودان باشد. به سختی میتوان راهحلی برای چرخه فقر و بیثباتی بیپایانی تصور کرد که پس از حمله ناتو، این کشور را در کام خود فروبرد.»
رهبران حزب دموکرات نو نهتنها از آن جنگ حمایت کردند، بلکه کوشیدند از طرح موضوع درون حزب نیز جلوگیری کنند. بری ویزلدر، رهبر شاخه سوسیالیستی NDP، از گردهمایی حزب در زمان اوج خشونتها نوشت:
«برای جلوگیری از بحث درباره لیبی، غزه و ناتو، هیئت سیاست خارجی حزب دو قطعنامه درباره امور مربوط به جانبازان نظامی و پلیس سوار سلطنتی، و چند پیشنهاد عمومی درباره دارو و مواد معدنی درگیر در مناقشات را در دستور قرار داد. به شگفتی بسیاری از حاضران، استیون لوئیس، چهره شاخص حزب، در مقدمهای پرشور از این تصمیمات سیاست خارجی تمجید کرد و به بمباران خونین لیبی از سوی ناتو برکت داد، آن هم بهعنوان گویا پادزهری برای ادعاهای تجاوز جنسی جمعی که به نیروهای قذافی نسبت داده شده بود.» (عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر هیچ سندی در تأیید این ادعا نیافتند. دوناتلا روِرا، مشاور ارشد عفو بینالملل در پاسخ به بحران که سه ماه در لیبی بود، گفت: «ما هیچ مدرک یا قربانی و حتی پزشکی که از چنین واقعهای اطلاع داشته باشد، پیدا نکردیم.»)
من فوراً جنگطلبی استیون هارپر را محکوم کردم و با اطمینان میتوانم بگویم اگر رهبر حزب بودم، از همه نمایندگان میخواستم قاطعانه با نابودی لیبی مخالفت کنند. اما دیگر نامزدهای اصلی رهبری چه دیدگاهی دارند؟
هدر مکفرسون، اگرچه زیر فشار فعالان مواضع بهتری در مورد غزه اتخاذ کرده است، در سه سال گذشته بهعنوان منتقد سیاست خارجی حزب، غالباً از سیاستهای امپراتوری ایالات متحده پشتیبانی کرده است. راب اشتون تقریباً هیچ علاقهای به سیاست خارجی نشان نداده و پاسخ او به پرسشی درباره غزه گواه این بیمیلی است. اوی لوئیس شاید آمادگی بیشتری برای فاصله گرفتن از میراث امپریالیستی حزب داشته باشد، اما بارها از پدر لیبرالامپریالیست خود و رهبر سابق حزب، جک لیتن، تمجید کرده است. او همچنین درباره بمباران اخیر ونزوئلا از سوی دونالد ترامپ سکوت کرده و چرخش نظامیگرایانه مارک کارنی را نادیده گرفته است.
بررسی نقش حزب در نابودی لیبی باید بخشی از رقابت رهبری حزب باشد. اعضایی که ذهنی ضدنژادپرست و بینالمللی دارند، باید از نامزدها دیدگاهشان را درباره نابودی لیبی جویا شوند.

