منتشر شده در گرانما

تهیه شده توسط مرکز مطالعات استراتژیک آمریکای لاتین
ترجمه  مجله جنوب جهانی

چارچوبی نو برای تحلیل گفتمان تاریخی

در تاریخ شانزدهم نوامبر ۲۰۲۵، سخنان تاریخی فیدل کاسترو در سالن اجتماعات بزرگ (آولا ماگنا) دانشگاه هاوانا، دوباره برجسته شدند. این سخنرانی که در اوج فعالیت سیاسی او ایراد شده بود، امروز نیز نگاهی استراتژیک، فلسفی و اجتماعی به جهان معاصر و جنبش‌های انقلابی ارائه می‌دهد. بیست محوری که این گفتمان بر آن‌ها استوار است، فراتر از یک نقد صرف به نظم جهانی، چارچوبی مفهومی برای درک تحولات تاریخی، قدرت ایده‌ها و چالش‌های پیش روی جنبش‌های پیشرو طراحی می‌کنند. تحلیل این گفتمان نیازمند درک عمیق زمینه‌های تاریخی و سیاسی آن است و همزمان، نیازمند به‌روزرسانی داده‌ها برای انطباق با واقعیت‌های امروز جهان.

بخش اول: نقدی همه‌جانبه بر نظم جهانی موجود

۱. جهانی بر پایه بی‌عدالتی و استثمار

فیدل کاسترو جهان معاصر را چنین به تصویر می‌کشد: «محیطی سرشار از خودخواهی، استثمار، سوءاستفاده و چپاول منابع.» او با اشاره به آمارهای تکان‌دهنده می‌گوید: «میلیون‌ها کودک هر سال می‌میرند — در حالی که آنها قابل نجات هستند — فقط به دلیل کمبود چند سنت دارو، کمی ویتامین و چند دلار غذا.» این تحلیل که بر داده‌های سازمان بهداشت جهانی و بانک جهانی استوار است، شکاف عمیق میان ثروت و فقر در نظام جهانی را برملا می‌سازد. در سال ۲۰۲۱، حدود ۹.۲ میلیون کودک زیر پنج سال به دلیل بیماری‌های قابل پیشگیری جان باختند؛ آماری که همچنان گواهی بر ادعای کاسترو است.

۲. امپراتوری نظامی و شبکه پایگاه‌ها

کاسترو به «صدها پایگاه نظامی در سراسر جهان» اشاره و به‌ویژه اشغال غیرقانونی خلیج گوانتانامو توسط آمریکا را محکوم می‌کند و آن را «ننگی برای جهان» می‌نامد. ریشه این اشغال به مداخله آمریکا در کوبا پس از جنگ استقلال (۱۸۹۵-۱۸۹۸) و «متمم پلات» بازمی‌گردد که حق مداخله نظامی را برای واشنگتن رسمیت می‌بخشید. اگرچه این متمم در ۱۹۳۴ لغو شد، اما پایگاه گوانتانامو همچنان در اختیار آمریکا باقی است. طبق آمار ۲۰۲۵، ایالات متحده با حدود ۷۵۰ پایگاه در بیش از ۸۰ کشور، بزرگترین شبکه نظامی تاریخ بشر را اداره می‌کند.

۳. اتحاد استراتژیک امپراتوری و رژیم اسرائیل

کاسترو در تحلیلی تاریخی، اسرائیل را «شریک بزرگ آن دزد» خوانده و به «هولوکاست مردم فلسطین» اشاره می‌کند. او تأکید می‌کند که جنایات اسرائیل به نام مردمی صورت می‌گیرد که خود قربانی جنایات نازی‌ها بوده‌اند. این تحلیل که بر پژوهش‌های مورخانی چون ایلان پاپه استوار است، نشان می‌دهد که رژیم اسرائیل از ۱۹۴۸ تاکنون بیش از ۵ میلیون فلسطینی را از سرزمین‌شان آواره کرده است. جنگ غزه در ۲۰۲۳ که به کشته شدن بیش از ۳۵ هزار فلسطینی انجامید، بحران انسانی عمیقی را به نمایش گذاشت. همکاری نظامی و اطلاعاتی گسترده آمریکا و اسرائیل، نماد این اتحاد استراتژیک است.

۴. تهدید نظامی علیه ایران؛ یک پیش‌بینی هوشمندانه

کاسترو به‌شکلی پیش‌بینانه به تهدیدات نظامی علیه ایران اشاره می‌پرسد: «چه روز و چه ساعتی، امپراتوری دست به حمله می‌زند یا — مانند عراق — از نوکرش اسرائیل برای بمباران غافلگیرانه مراکز تحقیقاتی استفاده می‌کند؟» این تحلیل با گسترش برنامه هسته‌ای ایران و تحریم‌های شدید آمریکا و متحدانش، اهمیت دوچندان یافته است. ایران با جمعیتی ۸۵ میلیونی و ذخایر عظیم انرژی، در پی توسعه فناوری هسته‌ای برای اهداف صلح‌آمیز است. تشدید تحریم‌ها و تهدیدات نظامی، به‌ویژه در دولت‌های ترامپ و بایدن، تأییدی بر درک عمیق کاسترو از سازوکارهای قدرت جهانی است. در ۲۰۲۵، مذاکرات برجام همچنان در بن‌بست و تنش‌ها در خلیج فارس ادامه‌دار است.

بخش دوم: قدرت ایده‌ها و وحدت مردمی

۵. ایده‌ها؛ نیرویی برای اتحاد

کاسترو بر قدرت ایده‌ها تأکید می‌کند: «هیچ‌کس به دلیل پرستش شخصی یا تعلقات احساسی انقلابی نشد. زمانی که مردم همان‌قدر برای قربانی حاضرند فداکاری کنند که رهبرانشان نیز چنین کنند، این فقط از طریق اصول و ایده‌ها ممکن است.» او می‌افزاید: «ایده‌ها ما را متحد می‌کنند، ما را به ملت‌هایی مبارز و انقلابیون واقعی تبدیل می‌کنند… و سپس قدرت همه ما را متحد میکند.» این دیدگاه که بر فلسفه مارکسیستی-لنینیستی استوار است، نشان می‌دهد که وحدت سیاسی پایدار بر پایه کاریزما یا هویت‌های فردی شکل نمی‌گیرد، بلکه نیازمند ایده‌های مشترک و اصول اخلاقی است. تجربه مقاومت کوبا در برابر ۶۰ سال تحریم، نمونه‌ای از این وحدت ایده‌ای است.

۶. تاریخ مبارزات دانشجویی؛ پیشگامان تغییر

کاسترو با اشاره به قتل هشت دانشجوی پزشکی در ۱۸۷۱ و نه دانشجوی چک در ۱۹۳۹ به دست نازی‌ها، می‌گوید: «دانشجویان همیشه در برابر حکومت‌های مستبد و فاسد ایستاده‌اند.» این تحلیل که به تجربه شخصی او به‌عنوان یک رهبر دانشجویی در دهه ۱۹۵۰ بازمی‌گردد، دانشجویان را نیروی پیشگام تغییرات اجتماعی می‌داند. در ایران نیز، تاریخ مبارزات دانشجویی از ۱۸ تیر ۱۳۵۷ تا جنبش‌های اخیر، گواهی بر این نقش است. کاسترو در این زمینه، چهره‌هایی چون ملا، گیتراس و تره‌خو را که در مبارزات ضدمستبدانه کشته شدند، یاد می‌کند.

۷. لحظه‌ای بی‌سابقه در تاریخ

کاسترو از «اکنونی بی‌سابقه» سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که «این لحظه با هیچ دوره دیگری شباهت ندارد». او با اشاره به دوران دانشجویی خود می‌گوید در آن محیط با «روحیه‌ای شورشی و ایده‌های اولیه از عدالت» به یک انقلابی و مارکسیست-لنینیست تبدیل شد. این تحلیل نشان می‌دهد که هر دوره تاریخی شرایط منحصربه‌فرد خود را دارد و نیازمند استراتژی‌های جدید است. در عصر حاضر که با چالش‌هایی چون تغییرات اقلیمی، جنگ‌های فناورانه و بحران‌های اقتصادی جهانی روبرو هستیم، این دیدگاه بیش از پیش حیاتی است.

بخش سوم: درس‌هایی از تاریخ و استراتژی‌های انقلابی

۸. یادآوری عملیات‌های تروریستی علیه کوبا

کاسترو عملیات‌های تروریستی علیه کوبا را فراموش‌نشدنی می‌خواند: «کسانی را که سال‌ها در کوه‌ها باندهای مزدور داشتند، مانند مهاجم به خلیج خوک‌ها، و هزاران عملیات تخریبی که جان کارگران و صنعتگران را گرفت.» او از حمله به کشتی‌های تجاری با توپ و راکت می‌پرسد: «آیا امپراتوری تغییر کرده است؟» این تحلیل که بر تجربه تلخ کوبا از تروریسم تحت حمایت آمریکا استوار است، با آمار رسمی تأیید می‌شود: در ۴۰ سال، بیش از ۳ هزار کوبایی در حملات تروریستی کشته و خساراتی میلیارد دلاری وارد شد. بمب‌گذاری هواپیمای کوبا در ۱۹۷۶ که ۷۳ نفر کشته شد، نمونه بارز این سیاست بود.

۹. تفکیک امپراتوری از مردم آمریکا

کاسترو با دقت تأکید می‌کند: «وقتی از امپراتوری می‌گویم، مردم آمریکا را منظور ندارم. مردم آمریکا بسیاری از ارزش‌های اخلاقی را نجات خواهند داد.» این تفکیک استراتژیک، یکی از اصول کلیدی دیپلماسی انقلابی کوبا بوده است. او معتقد است «مردم آمریکا می‌توانند خود را با جهانی که در آن زندگی می‌کنیم تطبیق دهند، اگر این جهان بتواند نجات پیدا کند.» این دیدگاه که میان حکومت و ملت تمایز قائل می‌شود، در جنبش‌های اجتماعی اخیر آمریکا مانند «Black Lives Matter» و اعتراضات ضدجنگ بازتاب یافته است.

۱۰. احترام به استقلال جنبش‌های دیگر

در تحلیل روابط بین جنبش‌های انقلابی، کاسترو بر احترام به استقلال تصمیم‌گیری دیگران تأکید می‌کند: «وقتی دیگران پرسیدند که با دشمن مذاکره کنند یا بجنگند، گفتم: شما نمی‌توانید از ما نظر بخواهید، چون شما هستید که می‌جنگید و می‌میرید.» این رویکرد که در روابط کوبا با جنبش‌های آمریکای لاتین و آفریقا عملی شد، نمونه‌ای از دیپلماسی اصولی است که از تحمیل الگوهای انقلابی جلوگیری می‌کند. این احترام به استقلال، به کوبا کمک کرد تا پس از فروپاشی شوروی، اتحادهای جدیدی با کشورهایی چون ونزوئلا و بولیوی شکل دهد.

بخش چهارم: چالش‌های درونی و ضرورت اصلاح

۱۱. نقد و خودانتقادی نظام‌مند

کاسترو در مبارزه با رذایل اخلاقی، بر نقد و خودانتقادی منسجم تأکید می‌کند: «در این مبارزه هیچ امتیازی وجود ندارد، هر چیزی باید با نام واقعی‌اش خوانده شود.» او نقد محدود گذشته را محکوم و می‌گوید: «نقد و خودانتقادی درست است، اما معمولاً توسط گروه کوچکی انجام می‌شود. ما هرگز به نقد گسترده و عمومی روی نمی‌آوریم.» این تحلیل که به شفافیت و مسئولیت‌پذیری در ساختارهای سیاسی اشاره دارد، با چالش‌های حکمرانی خوب و مبارزه با فساد در جهان امروز همخوانی دارد.

۱۲. مبارزه‌ای جامع علیه فساد

کاسترو مبارزه با سرقت را به یک چالش همه‌جانبه تبدیل می‌کند: «ما همه مردم را به همکاری در یک مبارزه بزرگ دعوت می‌کنیم — این فقط مبارزه با قاچاق سوخت و برق نیست، بلکه مبارزه با همه نوع سرقت، در هر مکان است.» این دیدگاه که فساد را پدیده‌ای چندبعدی می‌بیند، در شرایط اقتصادی فعلی کوبا که با تحریم‌های شدید و کمبودها مواجه است، اهمیت حیاتی دارد. برنامه‌هایی مانند «عملیات تاب‌آوری» نمونه‌هایی از این رویکرد جامع هستند.

۱۳. بازگشت به تفکر دیالکتیکی

کاسترو از از دست دادن «حس دیالکتیک» در سیاست‌گذاری انتقاد می‌کند: «بزرگترین اشتباهمان این بود که فکر می‌کردیم کسی از سوسیالیسم سر در می‌آورد یا می‌دانست چگونه آن را بسازد.» او هشدار می‌دهد: «اقتصاد دانشی ثابت و جاودانه نیست. وقتی کسی فکر می‌کند اقتصاد امروز مانند ۵۰ یا ۱۰۰ سال پیش، یا دوران لنین و مارکس است، حس دیالکتیک خود را از دست داده است.» این تحلیل که بر فلسفه دیالکتیک مارکسیستی استوار است، نشان می‌دهد که سیاست‌ها باید متناسب با شرایط تاریخی هر دوره طراحی شوند. اصلاحات اقتصادی اخیر در کوبا، نمونه‌ای از این انعطاف‌پذیری دیالکتیکی هستند.

بخش پنجم: وحدت، اخلاق و سرمایه انسانی

۱۴. وحدت، پیش‌شرط پیروزی

کاسترو می‌گوید: «در این جهان واقعی که باید تغییر کند، هر استراتژیست انقلابی باید برنامه‌ای طراحی کند که به هدف اصلی یعنی تغییر این جهان برسد. هیچ تاکتیک یا استراتژی‌ای که وحدت را از بین ببرد، خوب نیست.» او با اشاره به ملاقاتش با نمایندگان «تئولوژی رهایی‌بخش» در شیلی (۱۹۷۱)، بر اهمیت وحدت فراگیر تأکید می‌کند. این دیدگاه در چالش‌های جهانی امروز چون تغییرات اقلیمی و همه‌گیری‌ها، اهمیتی دوچندان یافته است.

۱۵. نقش بنیادین اخلاق و خانواده

کاسترو در تحلیلی اجتماعی-روانشناختی، بر نقش اخلاق و خانواده تأکید می‌کند: «هر فکر انقلابی با کمی اخلاق آغاز می‌شود، با ارزش‌هایی که والدین و معلمان به فرد القا کرده‌اند.» او با استناد به مطالعات اجتماعی کوبا نتیجه می‌گیرد که «جرم در کوبا ارتباط تنگاتنگی با سطح سواد و وضعیت اجتماعی والدین داشته است.» این تحلیل نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در آموزش و فرهنگ خانواده، کلید پیشگیری از جرم و ساخت جامعه‌ای سالم است. شاخص‌های پایین جرم در کوبا نسبت به منطقه، تأییدی بر این رویکرد است.

۱۶. سرمایه انسانی، ارزشمندترین دارایی

کاسترو سرمایه انسانی را «منبعی تجدیدپذیر و تکثیرشونده» می‌داند و می‌افزاید: «سرمایه انسانی مانند سود مرکب رشد می‌کند — اصل پول را حفظ کرده و به سود آن نیز می‌افزاید.» او با قاطعیت اعلام می‌کند: «سرمایه انسانی امروزه در حال تبدیل شدن به مهم‌ترین منبع هر کشور است، بسیار فراتر از تمام منابع دیگر.» این تحلیل که بر موفقیت نظام آموزشی و بهداشتی کوبا استوار است، در شرایط فعلی که کشور با چالش‌های اقتصادی شدیدی روبروست، بیش از پیش معنادار است. با وجود محدودیت‌ها، کوبا به نرخ باسوادی ۹۹.۸ درصد، امید به زندگی ۷۹ سال و نظام پزشکی پیشرفته دست یافته است.

بخش ششم: رسانه، آگاهی و چالش‌های آینده

۱۷. رسانه‌ها و بازتاب‌های شرطی

کاسترو در تحلیل رسانه‌ها، تفاوت میان دروغ و «بازتاب شرطی» را توضیح می‌دهد: «رسانه‌ها نه فقط با دروغ، بلکه با بازتاب‌های شرطی کار می‌کنند. دروغ دانش را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ بازتاب شرطی توانایی تفکر را.» او هشدار می‌دهد: «تفاوت میان بی‌اطلاع بودن و از دست دادن توانایی تفکر بسیار بزرگ است.» این تحلیل در عصر اینترنت و شبکه‌های اجتماعی که پدیده‌هایی چون «اخبار جعلی» (Fake News) و «اتاق‌های پژواک» (Echo Chambers) بیداد می‌کنند، بسیار مرتبط‌تر از همیشه است.

۱۸. پایداری فرآیند انقلابی

کاسترو به یک سؤال بنیادین می‌پردازد: «آیا این فرآیند انقلابی، سوسیالیستی، می‌تواند فرو بریزد؟» او با اشاره به گذر زمان هشدار می‌دهد: «آن‌ها منتظر یک پدیده طبیعی و منطقی هستند — یعنی فوت کسی. در این مورد، آن‌ها به من توجه کرده‌اند.» او این سؤال را به نسل جدید مطرح می‌کند: «آیا می‌توان یک فرآیند انقلابی را غیرقابل بازگشت کرد؟ چه سطحی از آگاهی می‌تواند بازگشت آن را غیرممکن سازد؟» این تحلیل بر مسئولیت تاریخی نسل‌های آینده و اهمیت آگاهی جمعی و نهادینه‌سازی اصول انقلاب تأکید دارد.

۱۹. درهم شکستن آرمان‌های امپراتوری

کاسترو در پایان بر ضرورت درهم شکستن آرمان‌های امپراتوری تأکید می‌کند: «باید تصمیم بگیریم: یا همه این انحرافات را شکست داده و انقلاب را قوی‌تر می‌کنیم و آرمان‌های باقی‌مانده در امپراتوری را از بین می‌بریم، یا…» این تحلیل که به ضرورت مبارزه مستمر با تأثیرات ایدئولوژیک سلطه‌طلبی اشاره دارد، در شرایط کنونی که کوبا با تحریم‌ها و جنگ روانی مواجه است، اهمیت حیاتی دارد.

۲۰. مسئولیت تاریخی نسل جوان

در نهایت، کاسترو بار دیگر بر نقش نسل جوان تأکید می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد تا با درک عمیق از تاریخ، ایده‌های انقلابی را زنده نگه دارند. او معتقد است آینده انقلاب به توانایی نسل جدید در حفظ وحدت، تقویت آگاهی و ادامه مبارزه با نابرابری‌ها بستگی دارد.

چارچوبی مفهومی برای آینده

گفتمان فیدل کاسترو در آولا ماگنا، با بیست محور کلیدی خود، نه‌تنها نقدی نقادانه بر نظم جهانی است، بلکه چارچوبی برای درک چالش‌های پیش روی جنبش‌های رهایی‌بخش ارائه می‌دهد. این تحلیل بر اصول زیر استوار است:

  اول، قدرت ایده‌ها: نیروی محرک تغییر اجتماعی، ایده‌ها و ارزش‌های مشترک هستند، نه کاریزمای فردی.
  دوم، تفکر دیالکتیکی: درک پویای تاریخ و شرایط فعلی، پیش‌نیاز طراحی استراتژی‌های مؤثر است.
  سوم، وحدت فراگیر: دستیابی به اهداف بزرگ بدون وحدت میان همه نیروهای پیشرو ممکن نیست.
  چهارم، سرمایه انسانی: مهم‌ترین منبع هر جامعه، آگاهی و توانمندی‌های انسانی آن است.
  پنجم، مبارزه همه‌جانبه: مقابله با نابرابری نیازمند تلاشی همزمان در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است.

در جهان امروز که با چالش‌های پیچیده‌ای روبرو است، این تحلیل‌ها راهنمایی ارزشمند هستند. پیام اصلی کاسترو این است که تغییر واقعی تنها از طریق درک عمیق تاریخ، وحدت حول ایده‌های پیشروانه و سرمایه‌گذاری بر سرمایه انسانی ممکن است. این رویکرد، چارچوبی کارآمد برای تحلیل تحولات جهانی و طراحی راهکارهای آینده ارائه می‌دهد.

تهیه شده توسط مرکز مطالعات استراتژیک آمریکای لاتین 
تاریخ انتشار: ۱۷ نوامبر ۲۰۲۵