رسانه های چینی

ترجمه مجله جنوب جهانی

چرخش ناگهانی در معادلات جنگ اوکراین

منازعه روسیه و اوکراین که برای نزدیک به سه سال در یک وضعیت بن‌بست و خونین قرار داشت، به‌تازگی با تحولی شگفت‌انگیز و پرابهام وارد فاز جدیدی شده است. افشای یک «طرح صلح ۲۸ ماده‌ای» که نتیجه مذاکرات پنهانی میان مقامات ارشد ایالات متحده و روسیه است، نه تنها اوکراین، بلکه کل جامعه اروپا را در بهت و نگرانی فرو برده است. این ابتکار عمل که به نظر می‌رسد شخصاً توسط رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، هدایت می‌شود، با هدف پایان دادن سریع به درگیری‌ها تا پیش از پایان سال میلادی طراحی شده است. با این حال، ماهیت محرمانه مذاکرات، حذف کامل بازیگران اصلی درگیری (اوکراین و اروپا) از فرآیند تصمیم‌گیری، و محتوای بسیار یک‌طرفه طرح، سوالات جدی در مورد اهداف واقعی، feasiblity (قابلیت اجرا) و پیامدهای بلندمدت آن بر نظم امنیتی اروپا و آینده اوکراین مطرح کرده است. این گزارش تحلیلی با تکیه بر اطلاعات منتشر شده، به کالبدشکافی ابعاد مختلف این طرح، بازیگران کلیدی، واکنش‌های بین‌المللی و سناریوهای پیش روی منطقه می‌پردازد.

قلب این ابتکار دیپلماتیک، یک جلسه محرمانه در میامی بود که جزئیات آن به‌تدریج در حال افشاست. تحلیل ساختار این مذاکرات، گویای یک رویکرد کاملاً غیرسنتی و متمرکز در سیاست خارجی دولت ترامپ است.

  مکان و زمان: مذاکرات کلیدی در یکی از هتل‌های متعلق به «لن بلاواتنیک»، یک میلیاردر روسی‌الاصل در میامی برگزار شد. انتخاب این مکان خود نشانه‌ای از پیوندهای پیچیده مالی و سیاسی میان نخبگان دو کشور است.

  تیم مذاکره‌کننده آمریکا: هیئت آمریکایی برخلاف رویه‌های مرسوم دیپلماتیک، از مقامان اصلی وزارت امور خارجه یا شورای امنیت ملی تشکیل نشده بود. نمایندگان اصلی عبارت بودند از:
    *   استیو ویتکوف (Steve Witkoff): نماینده ویژه ترامپ در خاورمیانه.
    *   جارد کوشنر (Jared Kushner): داماد و مشاور سابق رئیس‌جمهور آمریکا.
    این ترکیب نشان می‌دهد که ترامپ به جای تکیه بر سازوکارهای دولتی، به نزدیکان و حلقه اعتماد شخصی خود برای اجرای یک ماموریت حساس ژئوپلیتیکی اتکا کرده است.

  تیم مذاکره‌کننده روسیه: نماینده روسیه، کریل دمیتریف، رئیس «صندوق سرمایه‌گذاری مستقیم روسیه» و از نزدیکان ولادیمیر پوتین بود. نکته قابل توجه آن است که دمیتریف تحت تحریم‌های آمریکا قرار داشت و دولت ترامپ به‌طور خاص برای ورود او به خاک آمریکا، معافیت صادر کرد. این اقدام، نشان‌دهنده اهمیت و اولویت بالای این مذاکرات برای کاخ سفید بوده است. دمیتریف سابقه طولانی در ایجاد کانال‌های ارتباطی محرمانه با مقامات و شخصیت‌های نزدیک به ترامپ دارد و پیش از این نیز در تلاش‌هایی برای بهبود روابط دو کشور نقش داشته است.

  حذف بازیگران کلیدی: مهم‌ترین جنبه این مذاکرات، حذف کامل اوکراین و متحدان اروپایی آن از میز مذاکره بوده است. این اقدام به‌شدت توسط اروپا و خود اوکراین محکوم شده و آن را تلاشی برای تحمیل یک راه‌حل از بالا به پایین می‌داند. علاوه بر این، گزارش‌ها حاکی از آن است که حتی در داخل دولت آمریکا نیز این مذاکرات به‌صورت بسیار محرمانه پیش رفته و نهادهای مهمی مانند وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی، و حتی «کیت کلاگ»، فرستاده ویژه آمریکا در امور اوکراین، از جزئیات آن بی‌خبر بوده‌اند. این موضوع، عمق شکاف و عدم هماهنگی در داخل دولت ترامپ را برملا می‌کند.

محتوای طرح ۲۸ ماده‌ای که به‌تدریج در رسانه‌ها منتشر شده، نشان‌دهنده concessions (امتیازات) بزرگی است که از اوکراین خواسته شده و کاملاً در راستای خواسته‌های تاریخی روسیه قرار دارد. این موارد، خطوط قرمز اعلام‌شده توسط کی‌یف را به‌طور کامل نادیده می‌گیرند:

امتیازات ارضی: واگذاری کامل منطقه دونباس (شامل دونتسک و لوهانسک) به کنترل روسیه. این موضوع به معنای به رسمیت شناختن الحاق ارضی است که روسیه انجام داده است.
محدودیت‌های نظامی: محدود کردن تعداد نیروهای مسلح اوکراین به ۶۰۰ هزار نفر. این در حالی است که اوکراین برای تضمین امنیت خود در برابر تهدیدات آینده، به نیرویی بزرگ‌تر و مجهزتر نیاز دارد.
بی‌طرفی دائمی و قانونی: الحاق یک ماده به قانون اساسی اوکراین که این کشور را برای همیشه از عضویت در ناتو و اتحادیه‌های نظامی دیگر منع کند. این خواسته، یکی از اهداف اصلی راهبردی روسیه از آغاز جنگ بوده است.

بازگرداندن روسیه به جامعه بین‌المللی: دعوت از روسیه برای بازگشت به گروه G8 (که پس از الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ به G7 تبدیل شد). این اقدام، به‌طور مؤثر تهاجم روسیه را نادیده گرفته و این کشور را در جایگاه پیشین خود بازمی‌گرداند.

مالیه و بازسازی: بر اساس برخی بندهای طرح، قرار است از ۱۰۰۰ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده روسیه و ۱۰۰۰ میلیارد دلار کمک اروپا برای بازسازی اوکراین استفاده شود. نکته جنجالی آن است که آمریکا خواستار دریافت ۵۰٪ از سود حاصل از پروژه‌های بازسازی به عنوان «جبران هزینه تضمین‌های امنیتی» خود شده است. بخش دیگری از دارایی‌های روسیه نیز قرار است در یک «صندوق سرمایه‌گذاری مشترک آمریکا و روسیه» برای جلوگیری از درگیری‌های آینده سرمایه‌گذاری شود.

افشای این طرح با موجی از واکنش‌های متضاد از سوی بازیگران اصلی درگیری روبرو شده است:

  ایالات متحده: دونالد ترامپ با لحنی قاطع و بدون مقدمه، اوکراین را تحت فشار شدید قرار داده و خواستار پذیرش طرح «ظرف یک هفته» شده است. او در مصاحبه‌ای با شبکه فاکس نیوز صراحتاً گفت: «او (زلنسکی) باید آن را بپذیرد، وگرنه حدس می‌زنم به جنگ ادامه دهند… من قبلاً گفته بودم که زلنسکی هیچ برگ برنده‌ای در دست ندارد.» این رویکرد تهدیدآمیز، با سخنان «کارولین لویت»، سخنگوی کاخ سفید، که طرح را «بازتاب واقعیت» و یک راه‌حل «برد-برد» خواند، در تضاد است.

  روسیه: ولادیمیر پوتین با استقبال محتاطانه از طرح، آن را می‌تواند «مبنایی برای حل نهایی مسالمت‌آمیز اوکراین» دانست. با این حال، او تاکید کرد که برای بحث در جزئیات، آماده مذاکره است اما هنوز این طرح با طرف آمریکایی به‌طور کامل مورد بحث قرار نگرفته و مهم‌تر از آن، اوکراین و متحدان اروپایی‌اش «در خیال‌بافی به سر می‌برند و فکر می‌کنند می‌توانند روسیه را در میدان نبرد شکست دهند.» پوتین ضمن هشدار در مورد پیشروی‌های بیشتر ارتش روسیه در صورت رد طرح، موضع قدرت را در مذاکرات حفظ کرده است.

  اوکراین: ولودیمیر زلنسکی در یک موقعیت بسیار دشوار قرار گرفته است. او در سخنرانی ملی خود اعتراف کرد که اوکراین با یک انتخاب بسیار سخت روبروست: «یا از کرامت و آزادی خود بگذرد یا خطر از دست دادن شریک اصلی خود (آمریکا) را به جان بخرد.» زلنسکی تاکید کرد که اوکراین هرگز شرایطی را که به آزادی و کرامت ملی آن لطمه بزند، نخواهد پذیرفت. در عین حال، دیپلماسی فعال اوکراین برای جلوگیری از انزوا، منجر به هماهنگی با بریتانیا، فرانسه و آلمان برای تدوین یک «طرح پیشنهادی متقابل» شده است.

  اروپا: واکنش‌ها در اروپا یکپارچه نیست. اکثر کشورهای اروپایی و مقامات اتحادیه اروپا مانند «کایا کالاس»، مسئول سیاست خارجی اتحادیه، با ابراز نگرانی شدید، بر لزوم حضور اوکراین و اروپا در هرگونه مذاکره صلح تاکید کرده و اعلام کرده‌اند که «هیچ نشانه‌ای از اینکه روسیه امتیازی داده باشد، دیده نمی‌شود.» «کیر استارمر»، نخست‌وزیر بریتانیا، نیز بر لزوم یک «صلح عادلانه و پایدار» که بر اساس خواست مردم اوکراین باشد، تاکید کرد. در مقابل، «ویکتور اوربان»، نخست‌وزیر مجارستان و متحد نزدیک ترامپ، از طرح استقبال کرده و آن را «باعث ایجاد یک انگیزه جدید» خواند. این تقسب‌بندی، عمق شکاف در جبهه غربی را نشان می‌دهد.

این طرح صلح، با وجود وعده پایان دادن به جنگ، با چالش‌ها و انتقادات جدی روبروست:

ابهامات و چالش‌های اجرایی: بسیاری از بندهای طرح به‌شدت مبهم و غیرقابل اجرا هستند. برای مثال، بندی مبنی بر استقرار «جنگنده‌های اروپایی» در لهستان، این سوال را ایجاد می‌کند که منظور از «اروپایی» کدام کشورها و منظور از «جنگنده» کدام نوع هواپیماست. این ابهامات، زمینه را برای اختلافات آینده فراهم می‌کند. همچنین، سازوکار قانونی و سیاسی برای مصادره و استفاده از دارایی‌های مسدودشده روسیه بسیار پیچیده و مورد مناقشه است.

ریسک «صلح معیوب» و بی‌ثباتی داخلی در اوکراین: تحلیلگران معتقدند پذیرش این طرح برای اوکراین فاجعه‌بار خواهد بود. «تیم اش» از موسسه چاتهام هاوس می‌گوید: «روسیه همه چیزهایی را که می‌خواست به دست آورد، در حالی که اوکراین تقریباً هیچ‌چیز دریافت نکرد.» پذیرش چنین صلحی می‌تواند به شدت به ثبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اوکراین لطمه زده و منجر به ناآرامی‌های داخلی و فروپاشی ساختارهای دولتی شود.

تضعیف نظم بین‌المللی: این طرح در عمل، تجاوز نظامی یک کشور بزرگ را به رسمیت شناخته و پیامدهای منفی آن را به قربانی تحمیل می‌کند. این رویکرد می‌تواند یک پیش‌نامه خطرناک برای درگیری‌های آینده در جهان باشد و اصل حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورها را تضعیف کند.

طرح صلح ۲۸ ماده‌ای، یک ابتکار عمل رادیکال و جنجالی است که تلاش دارد با عبور از کانال‌های دیپلماتیک سنتی و نادیده گرفتن منافع و امنیت مستقیم اوکراین و اروپا، به سرعت معادله جنگ را تغییر دهد. این طرح که به نظر می‌رسد بیشتر در راستای منافع راهبردی روسیه طراحی شده، با مقاومت شدید کی‌یف و نگرانی عمیق اروپا روبروست. ابهامات فراوان در بندهای آن، اختلافات داخلی در دولت آمریکا و تقسیم در جبهه غرب، آینده آن را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. در حالی که ترامپ برای دستیابی به یک دستاورد تاریخی عجله دارد، به نظر می‌رسد این «صلح» نه تنها پایدار نخواهد بود، بلکه می‌تواند بذرهای درگیری‌های بزرگ‌تر و بی‌ثباتی‌های گسترده‌تر را در آینده بکارد. مسیر دستیابی به یک «صلح عادلانه و پایدار» همچنان بسیار طولانی و پرچالش باقی می‌ماند.