
بررسی چالشها، تأخیرها و ابهامات استراتژیک پروژه دفاع موشکی «گنبد طلایی» آمریکا
مجله جنوب جهانی
پروژه دفاع موشکی «گنبد طلایی» (Golden Dome)، که به عنوان یکی از جاهطلبانهترین برنامههای نظامی دولت دوم دونالد ترامپ تعریف شده و هدف آن ایجاد یک سپر دفاعی جامع و مبتنی بر فضا تا سال ۲۰۲۸ است، با مجموعهای از موانع ساختاری، مالی و فنی روبرو گردیده که آینده آن را با عدم قطعیت شدیدی مواجه کرده است. بر اساس اسناد و اظهارات منابع آگاه منتشر شده در رسانهها، این پروژه علیرغم حمایت سیاسی در بالاترین سطح، با تأخیرات جدی در تعیین معماری فنی، تصویب بودجه تفصیلی، جذب نیروی انسانی متخصص و جلب مشارکت صنعت دفاعی مواجه است. این گزارش به تحلیل عمیق ابعاد مختلف این چالشها و ارزیابی پیامدهای احتمالی آن برای امنیت ملی آمریکا و رقابتهای ژئوپلیتیک جهانی میپردازد.
پروژه «گنبد طلایی» در ژانویه سال جاری میلادی با دستور مستقیم رئیسجمهور ترامپ کلید خورد و در ماه مه به صورت رسمی رونمایی شد. این برنامه، که سنگ بنای استراتژی نظامی دولت ترامپ برای مقابله با تهدیدات موشکی کشورهایی نظیر چین و روسیه تلقی میشود، به دنبال ایجاد یک شبکه ماهوارهای گسترده است که قادر به شناسایی، ردیابی و انهدام موشکهای بالستیک، سلاحهای فراصوت (هایپرسونیک) و موشکهای کروز پیشرفته در تمامی مراحل پرواز (از شتابدهی تا ورود مجدد به جو) باشد.
این سیستم، با الهام از نام «گنبد آهنین» اسرائیل، قرار است یک لایه دفاعی نوین و پیشرفته را به معماری دفاع موشکی چندلایه موجود آمریکا بیفزاید. اهداف اعلامشده برای این پروژه عبارتند از:
ایجاد یک سپر دفاعی جهانی: پوششدهی جامع در برابر طیف وسیعی از تهدیدات موشکی.
مزیت فناورانه استراتژیک: کسب برتری بر رقبای ژئوپلیتیک از طریق بهرهگیری از فناوریهای پیشگامانه در حوزه فضایی.
بازدارندگی تقویتشده: افزایش هزینه و کاهش اثربخشی حمله موشکی برای دشمنان بالقوه.
با این حال، اهداف بلندپروازانه این پروژه با پیچیدگیهای اجرایی و موانع جدی روبرو شده است که در ادامه به تفصیل مورد بررسی قرار میگیرد.
پروژه «گنبد طلایی» در حال حاضر در یک بنبست چندوجهی قرار دارد که مانع از گذار آن از مرحله برنامهریزی کاغذی به فاز اجرایی میشود.
موانع بوروکراتیک و اداری:
تأثیر تعطیلی دولت: تعطیلی ۴۳ روزه دولت آمریکا در دورهای اخیر، ضربهای جدی به روند ابتدایی پروژه وارد آورد. در این مدت، فرآیندهای جذب و استخدام نیروی متخصص برای تیم پروژه متوقف شد و کارکنان کلیدی مسئول امور قراردادها و تصویبها به مدیریت بحران ناشی از تعطیلی گمارده شدند. این امر باعث از دست رفتن زمان حیاتی در مراحل پایهگذاری پروژه گردید.
تأخیر در ارائه برنامه بودجه: علیرغم تصویب مبلغ اولیه ۲۵ میلیارد دلار به عنوان بودجه شروع پروژه، وزارت دفاع هنوز نتوانسته است یک برنامه هزینهکرد تفصیلی و عملیاتی برای این مبلغ تدوین و به کنگره ارائه دهد. این برنامه که قرار بود در پایان ماه اوت تحویل داده شود، اکنون تا دسامبر به تعویق افتاده است. این تأخیر به معنای عدم توانایی Pentagon برای عقد قراردادهای کلیدی و تخصیص منابع مالی به پیمانکاران است.
عدم قطعیتهای فنی و معماری:
عدم نهاییسازی معماری پایه: معماری کلی سیستم (Baseline Architecture)، که نقشه راه فنی و اسکلت بندی پروژه محسوب میشود، هنوز پس از ماهها بحث و بررسی در سپتامبر گذشته، به صورت نهایی تصویب نشده است. منابع داخلی پیشبینی میکنند که نهاییسازی این بخش هفتهها دیگر طول خواهد کشید. بدون یک معماری قطعی، طراحی و توسعه زیرسیستمهای اصلی (مانند رهگیرهای فضایی) غیرممکن است.
کمبود و فقدان نیروی انسانی کلیدی: تیم پروژه با کمبود نیروی انسانی مواجه است؛ به گونهای که هدف اولیه برای جذب ۳۰ کارشناس هنوز محقق نشده است. مشکل جدیتر، فقدان اخیر یک مدیر فنی ارشد از فرماندهی فضایی آمریکا که مسئولیت معماری سیستم را بر عهده داشت، بوده است. اگرچه برای جایگزینی او اقداماتی صورت گرفته، اما این فقدان، روند پیشرفت فنی را مختل کرده است.
بنبست در مشارکت صنعت دفاعی:
یکی از جدیترین تهدیدات برای پروژه، مقاومت و تردید شدید صنعت دفاعی آمریکا برای مشارکت است. این مقاومت ریشه در مدل مالی و ریسکی دارد که دولت برای بخش حیاتی و پرهزینهترین پروژه یعنی «رهگیرهای فضایی» (Space Interceptors) پیشنهاد کرده است.
تمرکز هزینه بر دوش پیمانکاران: بر اساس اسناد مناقصه، دولت آمریکا از شرکتهای متقاضی خواسته است تا تمام هزینههای تحقیق، توسعه و آزمون (R&D) این رهگیرهای پیچیده را خودشان متقبل شوند. این در حالی است که در پروژههای مشابه، دولت معمولاً بخش قابل توجهی از این ریسک و هزینه را با پیمانکاران تقسیم میکند.
عدم تناسب هزینه و پاداش: هزینه تخمینی برای ساخت و تست تنها یک رهگیر فضایی بین ۲۰۰ میلیون تا ۲ میلیارد دلار برآورد میشود. این در حالی است که کل جایزهای که دولت برای رقابت طراحی و ساخت چهار مدل مختلف رهگیر (دو مدل برای مرحله شتاب، یک مدل برای مرحله میانی و یک مدل برای سلاحهای فراصوت) در نظر گرفته، حداکثر ۳۴۰ میلیون دلار است که بالاترین سهم برای برنده اصلی ۱۲۵ میلیون دلار خواهد بود. این عدم توازن آشکار بین هزینه هنگفت و پاداش ناچیز، انگیزه شرکتهای بزرگ دفاعی را برای شرکت در مناقصه به شدت کاهش داده است.
ریسک سیاسی: علاوه بر ریسک مالی، شرکتها نگران تغییرات سیاسی در آینده و احتمال لغو پروژه توسط دولت بعدی هستند. این امر سرمایهگذاریهای کلان را در این پروژه به یک شرطبندی پرریسک تبدیل میکند. یکی از مدیران ارشد یک شرکت بزرگ دفاعی صراحتاً اعلام کرده که شرکتشان «احتمالاً در این رقابت شرکت نخواهد کرد».
پیامدهای استراتژیک و واکنشهای بینالمللی
پیامدهای مالی و زمانی برای آمریکا:
کارشناسان معتقدند که این تأخیرات مستلزم افزایش زمانبندی و بودجه پروژه خواهد بود. تحلیلگران ارشدی مانند «تاد هریسون» از موسسه «انترپرایز امریکن» هزینه کل یک سیستم دفاعی جامع را در یک بازه زمانی ۲۰ ساله تا ۳.۶ تریلیون دلار برآورد کردهاند. تأخیرهای فعلی میتواند این هزینهها را به شکل چشمگیری افزایش دهد و پروژه را از زمانبندی سه ساله ترامپ بسیار دورتر کند.
واکنش چین و تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی:
پروژه «گنبد طلایی» از ابتدا با واکنش تند چین روبرو شد. «ماو نینگ»، سخنگوی وزارت خارجه چین، این برنامه را دارای «طبیعت تهاجمی» خواند و آن را نقض اصول «استفاده صلحآمیز از فضا» و معاهدات فضایی بینالمللی دانست. به گفته وی، این پروژه خطر «میداندار کردن فضا و تسلیحاتی کردن آن» را افزایش داده و به «مسابقه تسلیحاتی» دامن میزند. این واکنش نشان میدهد که «گنبد طلایی» نه تنها یک ابزار دفاعی، بلکه یک عامل تحریکآمیز در رقابت استراتژیک قدرتهای بزرگ تلقی میشود و میتواند به destabilization توازن استراتژیک جهانی منجر شود.
نتیجهگیری و چشمانداز آینده
با وجود تلاشهای مقامات کاخ سفید و پنتاگون برای نمایش تصویری از پیشرفتsteady پروژه، واقعیت میدانی حاکی از یک بحران چندبعدی است. پروژه «گنبد طلایی» در یک دور باطل گرفتار شده است: بدون معماری فنی قطعی، نمیتوان قراردادها را منعقد کرد؛ بدون برنامه بودجه تفصیلی، نمیتوان پیمانکاران را متقاعد کرد؛ و بدون مشارکت فعال صنعت دفاعی، نمیتوان از مراحل کاغذی فراتر رفت.
انتصاب یک ژنرال توانا مانند «مایکل گوتلاین» با اختیارات گسترده، نشان از اراده سیاسی برای پیشبرد پروژه دارد. اما همانطور که «تام کاراکو»، کارشناس مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) به درستی اشاره میکند، «تا زمانی که سطوح عالی در تصمیمگیریهای کلیدی دچار تردید و سکون باشند، هیچگاه کار آغاز نخواهد شد.»
آینده «گنبد طلایی» به تصمیمات کلیدی در ماههای آینده بستگی دارد: آیا دولت حاضر است برای کاهش ریسک پیمانکاران، بخشی از هزینههای تحقیق و توسعه را متقبل شود؟ آیا میتواند در مدت زمان کوتاهی بر بنبستهای بوروکراتیک و فنی غلبه کند؟ در غیر این صورت، این پروژه جاهطلبانه احتمالاً با تأخیرهای طولانی و افزایش چشمگیر هزینهها مواجه شده و ممکن است هرگز به اهداف بلندپروازانه و زمانبندی اعلامشده توسط رئیسجمهور ترامپ دست نیابد.

