
انقلاب، هراسی به دل راه نخواهد داد – مانتلی ریویو
ترجمه مجله جنوب جهانی
این مقاله، یادداشتی مهمان است که توسط آندرینا چاوز از کاراکاس، ونزوئلا ارسال شده است.
دریای کارائیب، خاطرات بیشمار جانهای آفریقایی و بومی را در خود حفظ کرده است که به دست قدرت امپریالیستی با قصاوت تمام از بین رفتند. از تجارت وحشتناک برده در اقیانوس اطلس گرفته تا بمبارانهای امروزین ایالات متحده علیه شناورهای غیرنظامی که به کشته شدن دهها تن از مردمان کارائیب میانجامد. اگرچه قرنها این دو واقعه را از هم جدا میسازند، اما انگیزههای اصلی همچنان واحد باقی ماندهاند: سلطه استعماری سودمحور.
امسال، آمریکای لاتین و کارائیب، یاد قربانیان «کشتار زونگ» را در دویست و چهل و چهارمین سالگرد آن و تأثیر ماندگارش بر مبارزه با استعمار، گرامی میدارند.
در سال ۱۷۸۱، کشتی بریتانیایی حمل برده به نام «زونگ» با ۴۴۲ آفریقایی (که بیش از دو برابر ظرفیت کشتی بود) بندر آکرا در غنا را ترک کرد. قرار بود اسرا برای کار در مزارع نیشکر در جامائیکا به فروش برسند، که هر نفر به طور میانگین ۳۶ پوند ارزش داشت. با این حال، پس از اینکه بردهداران بریتانیایی، مایلها دورتر از جزیره از مسیر منحرف شدند، ذخایر آنها رو به اتمام گذاشت و تصمیم گرفتند به منظور دریافت حق بیمه ۳۰ پوندی به ازای هر نفر، اسرا را به صورت دستهجمعی قتل عام کنند.
در ۲۹ نوامبر، ۵۴ زن و کودک به دریا انداخته شدند. در روزهای پس از آن نیز، ۷۸ مرد دیگر به دریا پرتاب شدند؛ در همین حین، ۱۰ تن از اسیران، در اقدامی از سر مقاومت انقلابی، خود را به آب انداختند. ۶۲ آفریقایی دیگر نیز پیش از این به دلیل سوءتغذیه و بیماری در کشتی جان باخته بودند. این روایت تنها به واسطه اسناد دادگاهی آشکار شد، اسنادی که پس از شکایت شرکت بیمه علیه خدمه کشتی برای طفره رفتن از پرداخت، به ثبت رسیدند.
«کشتار زونگ» ما را به یاد جنایات استعمار میاندازد و همچون هشداری است در برابر تلاشهای امپریالیستی کنونی غرب برای تکرار تاریخ از طریق روشهایی متفاوت، که در آن نیروی کار و منابع ملل بومی و سیاهپوست به استثمار کشیده میشوند.
کشتار کارائیب
قرنها پیش، اجساد هزاران آفریقایی یا رها میشدند تا غرق شوند یا طعمه کوسهها گردند. امروزه نیز همین اتفاق در حال وقوع است؛ جایی که از ماه سپتامبر تاکنون، بیش از ۸۰ نفر به دست نیروهای نظامی ایالات متحده کشته شدهاند. اغلب این کشتارها در آبهای کارائیب، تنها چند مایل دورتر از ساحل ونزوئلا، و همچنین در اقیانوس آرام شرقی صورت پذیرفته است. اجساد مثلهشده آنها رها شدهاند تا به کف دریا فرو روند یا به سواحل کشورهای همسایه، نظیر ترینیداد و توباگو، کشیده شوند؛ اتفاقی که مدت کوتاهی پس از حمله آمریکا به اولین شناور و کشتن ۱۱ نفر رخ داد.
روستاییان ترینیدادی گزارش دادند که دو جسدی که به ساحل آمده بودند، دارای آثار سوختگی بر صورت بودند که آنها را غیرقابل شناسایی میساخت، و نیز فاقد اندام بودند؛ گویی منفجر شدهاند. نیویورک تایمز که نخستین بار این داستان را گزارش داد، به جای اعتراف به اینکه این مرگها احتمالاً قربانیان تروریسم آمریکایی هستند، ظاهر مثلهشده اجساد را یک «راز» توصیف کرد.
قربانیان بمبارانهای اخیر ایالات متحده متعلق به ونزوئلا، کلمبیا و ترینیداد و توباگو هستند؛ تمامی این سرزمینها دارای میراث چندصدساله از مقاومت ضداستعماری بومی و آفریقاییاند. جوامع ماهیگیری گزارش دادهاند که دوستان و بستگان آنها در سه ماه گذشته ناپدید شدهاند و باور دارند که نیروهای آمریکایی به احتمال زیاد آنها را بمباران کردهاند. دولت ترامپ ادعا میکند که این قایقها در حال قاچاق مواد مخدر بودهاند، اما هرگز هیچ مدرکی در پشتیبانی از این ادعا ارائه نکرده است.
مقامات و کارشناسان سازمان ملل متحد، این حملات را به عنوان «کشتارهای فراقضایی» طبقهبندی کردهاند؛ اصطلاحی که اساساً به معنای قتل است. حتی اگر ادعاها حقیقت داشته باشند، دولت ایالات متحده بر مبنای این اصل استعماری که جان آنها کمارزشتر از جان آمریکاییها است، صلاحیت ندارد که اقدام به کشتار مردم در کارائیب نماید؛ همانگونه که بردهداران بریتانیایی بر روی کشتی زونگ با آفریقاییها رفتار کردند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور و مجرم محکومشده ایالات متحده، اظهار داشت: «با از بین بردن هر قایق، ما جان ۲۵۰۰۰ آمریکایی را نجات میدهیم.» این استدلال نه تنها به کلی باطل است، بلکه عمیقاً نژادپرستانه نیز هست.
دروغها و تروریسم ایالات متحده
واشنگتن کارزار ارعاب دریایی خود را «عملیات نیزه جنوبی» نام نهاده است. ایالات متحده با مأموریتی خودخوانده برای مبارزه با مواد مخدر، از اواسط ماه آگوست، هزاران نیرو، دهها هواپیمای تاکتیکی و کشتیهای ناوشکن را در کارائیب مستقر کرده است. این نیروی مفرط شامل ناو هواپیمابر یواساس جرالد آر. فورد، بزرگترین ناو هواپیمابر جهان، و گروه ضربتی آن میشود.
علاوه بر این، پنتاگون در حال بازسازی پایگاه سابق نیروی دریایی روزولت رودز در سیبا، پورتوریکو است؛ جایی که تفنگداران دریایی ایالات متحده در حال انجام رزمایشهای آبی-خاکی هستند. در همین حین، واحد بیست و دوم اعزامی دریایی ایالات متحده که متخصص در حملات به کشورهای خارجی است، از ماه اکتبر دو رزمایش مشترک با نیروهایی از ترینیداد و توباگو برگزار کرده است؛ رزمایشهایی که تنها حدود هفت مایل دورتر از ساحل ونزوئلا انجام شدهاند.
دو ملت کارائیب – یکی تحت سلطه استعماری آمریکا از سال ۱۸۹۸، و دیگری مستعمره سابق اروپا تا سال ۱۹۶۲، که ریشههای بومی مشترکی با ونزوئلا دارد – به عنوان بستری برای نظامیگری ایالات متحده در منطقه و برای ارعاب انقلاب ۲۶ ساله ضداستعماری بولیواری ونزوئلا استفاده میشوند که در معرض تهدید تجاوز قرار دارد.
هدف اصلی هرگز متوقف کردن قاچاق مواد مخدر به ایالات متحده نبوده است. این شرارتی است که مقامات آمریکایی به لحاظ تاریخی از آن استقبال کردهاند، زیرا سودآور است. به هر حال، این شرکتهای داروسازی آمریکایی بودند که با بازاریابی پرخاشگرانه داروهای ضددرد اعتیادآور که سالانه هزاران نفر را میکشند، بحران مواد افیونی در ایالات متحده را ایجاد کردند، در حالی که سیاستمداران چشم خود را بر این امر بستهاند.
هدف واقعی، ممانعت از پیشبرد پروژه انقلابی ونزوئلا است. این امر شامل توقف جریان نفت ونزوئلا به متحدانی چون کوبا و چین تحت توافقات حاکمیتی میشود. مقصود آن است که ونزوئلا را مجبور کنند تا به زمانی بازگردد که شرکتهای نفتی ایالات متحده میتوانستند بدون محدودیت از این کشور بهرهبرداری کنند و حق حاکمیت از مردم ونزوئلا سلب شده بود.
تاریخ به ما آموخته است که هرگونه تلاش ایالات متحده برای تغییر رژیم، با روایتهای دروغین برای توجیه مداخله، پیش از آن همراه میشود. در این مورد، واشنگتن، کاراکاس را به ایفای نقش اصلی در قاچاق بینالمللی مواد مخدر متهم کرده است؛ ادعایی که هم توسط دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل (UNODC) و هم سازمان اجرای قوانین مواد مخدر ایالات متحده (DEA) در گزارشهای سالانه آنها رد شده است. ونزوئلا تولیدکننده مواد مخدر نیست و یک کشور ترانزیت ناچیز در تجارت جهانی مواد مخدر محسوب میشود.
حدود ۹۰ درصد کوکائین آمریکای جنوبی از طریق مسیرهای اقیانوس آرام و کشورهای آمریکای مرکزی متحد با ایالات متحده به آمریکا میرسد. فنتانیل کشنده نیز در وهله نخست از طریق بنادر رسمی ورودی در مرز جنوبی وارد ایالات متحده میشود و عمدتاً توسط شهروندان آمریکایی قاچاق میگردد.
با وجود تمام شواهد دال بر خلاف آن، در سال ۲۰۲۰ وزارت دادگستری ایالات متحده اتهامات «نارکوتروریسم» را علیه نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، و سایر مقامات ارشد مطرح ساخت و آنها را به «کارتل سولس» (Cartel de los Soles) ناموجود پیوند داد. جایزهای ۵۰ میلیون دلاری نیز برای دستگیری مادورو تعیین شده است.
هیچ دادگاه بینالمللی، نهاد سازمان ملل، یا تحقیقات مستقلی هرگز وجود یک «کارتل سولس» واقعی و سازمانیافته که در دولت ونزوئلا ریشه دوانده باشد، را تأیید نکرده است. این اصطلاح توسط رسانههای ونزوئلا برای اشاره به عناصر سازمان سیا در ارتش ابداع شد که در دهه ۱۹۹۰ درگیر قاچاق مواد مخدر بودند. این برچسب بعدها توسط واشنگتن و رسانههای جریان اصلی به عنوان یک ابزار سیاسی برای بدنام کردن رهبر انقلابی، هوگو چاوز، و بعدها جانشین او، رئیسجمهور مادورو، مورد استفاده قرار گرفت.
برای واشنگتن، بیعیب و نقص بودن روایتهایش اهمیتی ندارد، زیرا هدف آن سمی جلوه دادن پروژههای انقلابی و ارعاب مردمی است که آنها را به پیش میبرند. تهدیدات نظامی کنونی علیه ونزوئلا، در پی سالها تحریمهای اقتصادی اجباری است که منجر به مرگ دهها هزار نفر شده، به دنبال لشکرکشیهای ناکام مزدوران، حملات به زیرساختهای حیاتی و تحمیل یک دولت موازی با حمایت آمریکا میآید.
چشم دوختن به آینده
دروغها به دروغهای مضحکتری تحول مییابند و راهبردهای تغییر رژیم متفاوت میشوند، اما در قلب همه اینها، همان امپراتوری نژادپرست آمریکایی قرار دارد که بر پایه سرزمینهای دزدیدهشده بومی و بردهداری آفریقایی بنا شده و تلاش میکند آمریکای جنوبی را مجدداً مستعمره سازد. ونزوئلا هدف آشکار است، زیرا در خط مقدم مبارزه با این تحمیل قرار دارد و نمونه زندهای است که نشان میدهد با وجود تجاوز امپریالیستی، مقاومت و پیشرفت امکانپذیر است.
ونزوئلا تحت رهبری چاوز، صنعت نفت و گاز خود را در سال ۲۰۰۷ ملی کرد و بزرگترین ذخایر نفتی جهان و چهارمین ذخایر گازی بزرگ را تحت کنترل داخلی درآورد؛ درآمد حاصل از آن صرف تأمین مالی خدمات درمانی و آموزشی رایگان برای مردم شد. این کشور شروع به پیشبرد الگوی جدیدی از روابط اجتماعی مبتنی بر جامعه و زندگی بهتر نمود. این امر امروز در کمونهای خودگردان و مبتنی بر مجمع این کشور قابل مشاهده است که آیندهای از تقدم زندگی بر سود، قدرت مردمی و همبستگی را بازتعریف میکنند؛ با وجود جنگهای دائمی که ایالات متحده به راه انداخته است.
امالی یشیتیلا، رهبر دیرینه جنبش اوهورو و بنیانگذار حزب سوسیالیست مردم آفریقا، مبارزه کنونی را به شکلی بینقص به عنوان نبردی میان گذشته استعماری که امپراتوری رو به زوال ایالات متحده میکوشد «ما را در آن حبس کند» و جهان نوین نوپا تعریف نمود. «کشتار زونگ» در سال ۱۷۸۱ و فجایع امروزین ایالات متحده در کارائیب، آینههایی از این مبارزهاند.
وی در یک رویداد همبستگی با ونزوئلا که در ۱۳ نوامبر به صورت آنلاین برگزار شد، بیان داشت: «آنچه بین ایالات متحده و ونزوئلا در حال وقوع است، تلاشی برای عقب نگه داشتن تاریخ است.»
مقصود جلوگیری از وقوع آینده است. آیندهای که رهاییبخش باشد، و از گذشته بردهداری و استعمار آزاد باشد.
رهبر جنبش اوهورو، هشداری بهموقع صادر کرد مبنی بر اینکه کسانی که تلاش میکنند ما را عقب نگه دارند، برای دستیابی به هدف خود از هیچ کاری فروگذار نخواهند کرد؛ از کشتن ماهیگیران در شناورهای کوچک گرفته تا تجاوز به ونزوئلا برای غارت منابع آن و توقف نمونهای که انقلاب بولیواری ارائه کرده است.
یشیتیلا گفت: «انقلاب، هراسی به دل راه نخواهد داد.» این عبارت بیش از آنچه درک میکنیم، حامل معناست. انقلاب بولیواری ونزوئلا نه میتواند با ارعاب وادار به تسلیم شود و نه شکست میپذیرد، زیرا پیش از این به جهان نشان داده است که آینده جمعی ما در خود چه چیزی نهفته دارد.

