
مجله جنوب جهانی
وبیناری با عنوان «همپیمانی با سودان: فراخوانی فوری برای اقدام و همبستگی»، که به تازگی توسط نهادهای پانآفریقایی و مجامع مردمی بینالمللی برگزار شد، تحلیلهای تندی از فاجعه انسانی و سیاسی در جریان در سودان ارائه نمود. این گزارش تحلیلی، با استناد به مباحث مطرحشده در آن وبینار و با بسط مفاهیم در چارچوبی تاریخی و ژئوپلیتیک، به واکاوی ریشههای درگیری، ابعاد ویژه خشونت علیه زنان، نقش بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، و پیوند این تراژدی با رقابت جهانی بر سر منابع میپردازد. تأکید اصلی این تحلیل بر این است که آنچه در سودان رخ میدهد، صرفاً یک جنگ داخلی یا بحران بشردوستانه نیست، بلکه نمودی از یک «انقلاب وارونه» سازمانیافته و نبردی پیچیده در عرصهی تعیین سرنوشت قاره آفریقاست.
برای فهم عمق فاجعه کنونی سودان، نمیتوان از بستر تاریخی آن چشم پوشید. سودان در سال ۱۹۵۶ به استقلال رسید، اما این استقلال همواره «ناتمام» توصیفشده است. ساختارهای سیاسی و اقتصادی برجایمانده از دوره استعمار مشترک انگلیس و مصر، همراه با دخالتهای مداوم قدرتهای خارجی، مانع از شکلگیری یک حاکمیت ملی باثبات و دموکراتیک گردید. تاریخ معاصر سودان، چرخهای از حکومتهای نظامی، دیکتاتوری، قیامهای مردمی (مانند انقلابهای ۱۹۶۴، ۱۹۸۵ و ۲۰۱۹) و سپس بازگشت دوباره اقتدارگرایی بوده است. این چرخه معیوب، هرگز اجازه نداد نهادهای دموکراتیک ریشه بدوانند و آزادیهای اساسی مانند تجمع، بیان و فعالیت سیاسی نهادینه شوند. سرکوب، زندان طولانیمدت فعالان و انحلال احزاب، به رویهای عادی تبدیل شده بود. فاجعه نسلکشی دارفور که از سال ۲۰۰۳ آغاز شد و با بیتوجهی جامعه بینالمللی روبرو گردید، امروز در مقیاسی گستردهتر و با خشونتی هولناکتر در حال تکرار است. بنابراین، درگیری کنونی را باید ادامه منطقی همین تاریخ از همگسیخته و نتیجه مستقیم مداخلات خارجی برای جلوگیری از شکلگیری یک سودان مستقل و متحد دانست.
اگرچه دو نهاد اصلی درگیر در جنگ، یعنی ارتش سودان و نیروهای پشتیبانی سریع، مسئول مستقیم جنایتهای فجیع علیه غیرنظامیان هستند، اما تحلیل ارائهشده آنان را صرفاً «ابزار» میداند. این ابزارها در دست نیروهای ژئوپلیتیکی قرار دارند که منابع سودان را نشانه رفتهاند.
زرادخانه جنگی: استفاده از پهپادهای پیشرفته و تسلیحات سنگین برای بمباران محلههای مسکونی، نشان از ماهیت نابرابر و ویرانگر این جنگ دارد. تصاویر ماهوارهای از شهر الفاشر که از کپههای اجساد انسانی پرده برداشته، گواهی بر این ادعاست.
اهداف استراتژیک: منابع طبیعی سودان، به ویژه طلا، اما همچنین زمینهای حاصلخیز و دیگر کانیهای ارزشمند، به عنوان «جوایز استراتژیک» برای قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای عمل میکنند. جنگ کنونی در واقع نبردی برای تسلط بر این منابع و تضعیف قطعی هرگونه حرکت به سوی حاکمیت ملی و یکپارچگی سودان است. این الگو تنها مختص سودان نیست؛ بلکه میتوان آن را در بحران جمهوری دموکراتیک کنگو، منطقه ساحل و دیگر نقاط منابعخیز آفریقا نیز مشاهده کرد. به عبارت دیگر، «نفرین منابع» که اغلب به عنوان علت درگیریهای آفریقا مطرح میشود، در واقع «نفرین طمع غرب» و رقابت قدرتهای نوظهور است که از طریق جنگ، غارت و بیثباتی ساختگی تحمیل میگردد.
یکی از عمیقترین بخشهای تحلیل حاضر، بررسی «معماری جنسیتی» جنگ است. در بحران سودان، خشونت علیه زنان و دختران به سطحی هولناک و بیسابقه رسیده است. برخلاف بسیاری از درگیریها که در آنها خشونت جنسی به عنوان «سلاح جنگ» مورد استفاده قرار میگیرد، در سودان شاهد تحولی شومتر هستیم: استفاده عمدی و سازمانیافته از «تجاوز و بارداری اجباری» به عنوان «ابزار نسلکشی».
پروژه سیاسی آگاهانه: این اقدام تنها ناشی از جهالت و خشونت فردی نیست، بلکه یک «پروژه سیاسی آگاهانه برای نابودی قومی» است. این باور شوم وجود دارد که میتوان هویت قومی خاصی را از طریق بارورسازی اجباری و ایجاد ترور جنسی محو کرد. این یک استراتژی برای تغییر ترکیب دموگرافیک و نابودی فرهنگی یک گروه است.
چندلایه بودن ستم: زنان نه تنها هدف مستقیم این خشونتهای برنامهریزیشده هستند، بلکه با مرگ، هدفگیری یا ناپدید شدن مردان خانواده، بار سنگین معیشت، مراقبت از کودکان و بقا نیز بر دوش آنان افتاده است. فروپاشی سیستم بهداشتی و گسترش قحطی، این مصیبت را مضاعف کرده است. بنابراین، جنگ در سودان همزمان هم «مبارزه طبقاتی» است و هم «مبارزه جنسیتی». زنان در قلب هم رنج و هم مقاومت قرار دارند. هر راهحلی، جز با آتشبس و برقراری عدالت انتقالی که مجرمان را محاکمه میکند و آنان را به دولت بازنمیگرداند (چرا که بازگرداندن مجرمان به حکومت، به معنای بازیافت جنگ است)، ناقص و بیاثر خواهد بود.
بحران سودان در خلأ رخ نداده است. تحلیلگران به نقش مشکوک و تأثیرگذار چندین دولت خارجی اشاره میکنند:
دولتهای منطقهای: از امارات متحده عربی به عنوان حامی مالی و لجستیکی نیروهای پشتیبانی سریع نام برده میشود. همچنین نقش کنیا و دیگر دولتهای خلیج فارس و آفریقایی در حمایت از یکی از طرفین یا تداوم درگیری مورد اشاره قرار گرفته است.
قدرتهای فرامنطقهای: اگرچه نام کشورهای غربی به صراحت در این بخش ذکر نشده، اما اشاره به «قدرتهای استعماری سابق و همتایان مدرن آنان» به وضوح به نقش ایالات متحده و متحدان اروپاییاش در تأجیل این جنگ برای اهداف ژئوپلیتیک خود دلالت دارد. این اقدام در چارچوب گستردهتر شتاب گرفتن تجاوز نظامی و استخراج منابع توسط قدرتهای امپریالیستی در سراسر جهان، از فلسطین و ونزوئلا تا کنگو، قابل درک است. هدف نهایی، تضمین دسترسی به منابع راهبردی و خنثی کردن هرگونه حرکت مستقل و متحد در قاره آفریقاست.
پیام نهایی وبینار و این تحلیل، فراخوانی قاطع برای بازتعریف همبستگی بینالمللی، به ویژه در درون خود قاره آفریقاست.
فراتر از کمک بشردوستانه: آنچه سودان نیاز دارد، «همبستگی بینالمللی» به معنای واقعی کلمه است؛ همبستگی مبتنی بر درک سیاسی روشن، شناخت تاریخی و اتحاد انقلابی. این به معنای حرکت فراتر از ارسال کمکهای غذایی و تمرکز بر حمایت از جنبشهای مترقی آفریقایی برای شکست ائتلاف داخلی و خارجی است که کشور را از هم میدرد.
اولویتهای فوری: جامعه بینالمللی، به ویژه نهادهای قارهای مانند اتحادیه آفریقا و سازمان توسعه شرق آفریقا، باید بر چهار اولویت متمرکز شوند: ۱) حفاظت فوری از غیرنظامیان، ۲) توقف جنگ و همه خصومتها، ۳) رسیدگی به بحران شدید انسانی، و ۴) اجرای عدالت و محاکمه مجرمان.
· پروژه ناتمام رهایی: جنبشهای آزادیبخش ملی در آفریقا هنوز به سرانجام نرسیدهاند. سودان صحنه یک «انقلاب وارونه» سازمانیافته است که هدفش خفه کردن آرمانهای انقلاب دموکراتیک ۲۰۱۹ است. رهایی واقعی مستلزم استقلال سیاسی و اقتصادی، سازماندهی مردمی از پایه، بسیج تودهای تحت رهبری زنان و مبارزه متحد قارهای علیه امپریالیسم و اشکال نوین استعمار شرکتی است.
تراژدی سودان تصادفی یا صرفاً ناشی از تنشهای قومی و مذهبی داخلی نیست. این بحران، تقاطع خطرناک چندین عامل است: تاریخ استعماری و استقلال ناتمام، طمع بینالمللی برای منابع، معماری جنسیتی خشونت به عنوان ابزار نسلکشی، و شبکه پیچیده مداخلات منطقهای. راه برونرفت، تنها از طریق همبستگی رادیکال و آگاهانهای ممکن است که جنگ را به مثابه یک پروژه ضد انقلابی برای تسلط بر منابع و مردم شناسایی کند، و برای برقراری آتشبس، عدالت و حاکمیتی دموکراتیک و مردمی که ریشه در اراده آزاد مردم سودان دارد، مبارزه نماید. سکوت یا اقدام نیمبند جامعه بینالمللی، تکرار فاجعه دارفور در ابعادی کلانتر خواهد بود.

