
سیاست امپراتوری سرمایه داری در خاورمیانه بزرگ . نُضج نوین جنبش های مردمی و ملی – دمکراتیک پس از یک دوره سنگین سرکوب
طیار یزدان پناه لموکی
دانسته است جنگ جهانی دوم برای امپراتوری سرمایه داری آسیب های جدیی به همراه داشت ، زیرا برآمدن اردوگاه سوسیالیسم از جانبی واز سوی دیگر رشد جنبش های آزادبخش درکشورهای در حال رشد و تقویت احزاب چپ در کشورهای سرمایه داری همراه با ویرانی های گسترده ناشی از جنگ در اروپا و ژاپن …، موجب آن شد که کارگران و زحمتکشان فرصتی بیابند تا با تصویب قوانینی مترقی ، به بخش های قابل توجهی از حقوق صنفی – سندیکایی و آزادی های اجتماعی دست یابند . امپراتوری سرمایه داری به خاطر داشتن پاهای لرزان ، چاره ای جز «تمکین موقت» نداشت. در این دوره » امریکا کمک های مالی عظیمی به کشورهای اروپای غربی جهت جلوگیری از قدرت گیری دولت های کمونیستی به آن کشورها کمک کرد . ضمن آن که استقرار سربازان وتجهیز ات امریکایی در اروپا ، مشارکت کشورهای اروپایی در نظم نظامی جدید به رهبری امریکا را تضمین کرد «
چرا، «تمکین موقت » ؟ : از آن جهت که در کوتاه زمانی پس از جنگ جهانی دوم بنا به گزارش منتشر شده ویدئویی از یک افسر cia ( نوامبر 2025) ، امپراتوری امریکا ، به یک سری عملیات گسترده ، علیه کشورهای ملی – دمکراتیک جهت تغییر نظام مردمی ، به اشکال مختلف دست زد . افسر سازمان اطلاعات امریکا (سی آی اِی ) در شرح این عملیات گفت : ما برای سرنگونی 20 دموکراسی برنامه ریزی کردیم . در ده ها کشور انتخابات را دستکاری کردیم ، ارتش دایمی تشکیل دادیم ، دستور جنگ دادیم تا بجنگند ، به دنبال اقلیت های قومی رفتیم تا شورش کنند و به ایشان کمک کردیم . اولین کارمان در نیکاراوگوئه بود ، این بود سراغ بومی ها » ماسکیتو » رفتیم که هیچ وقت با بقیه مردم نیکاراگوئه رابطه خوبی نداشتند . و به ایشان پول دادیم که در کل تاریخ شان ندیده بودند . هم چنین آموزش نظامی و پناه گاه در هندوراس به آن ها دادیم و آن ها را به داخل نیکارگوئه فرستادیم تا حمله کنند ، بکشند ، بجنگند ، تجاوز کنند ، بسوزانند و غارت کنند . این تکنیک سیا بود در نیکاراگوئه ، تایلند ، ویتنام ، لائوس ، کنگو، ایران ، عراق با کرد ها و در نقاط مختلف جهان . ما بودیم که «گروه کشتار» را ایجاد کردیم ، مثل پلیس السالوادور و حتا رهبران جهان را ترور کردیم ، از جمله رئیس جمهور آمریکا کندی در سال 1963 در این مورد بعدا دقیق تر صحبت می کنم . اصلا نمیشه گفت چند نفر در جنگل های لائوس یا کوه های نیکاراگوئه کشته شدند اما تخمین خوشبینانه این است که حد اقل 6 میلیون نفرکشته شدند . ولی قطعا بیش تراز این ها بود ، تمام این ها در جهان سوم اتفاق افتاد که دولت ها ی شان قدرت مقابله با امریکا را نداشتند تا امریکا را مجبور به توقف بی ثبات سازی کنند » یعنی در افتادن با کشورهایی که توان بی ثبات سازی امریکا را دارا نبودند .
به فهرست فوق در بخش آمریکای لاتین بنا به گزارش بی بی سی ، می توان کشورهای گواتمالا ( 1954 ) ، کوبا ( 1959 ) ، بولیوی ( 1967 ) ، اروگوئه ( 1973 ) اکوادور ( 1960 ) ، پرو( 1963 ) برزیل ( 1959 / 1964 ) ، دومنیکن ( 1964 ) را افزود. در این گزارش آمده است » سازمان اطلاعات مرکزی از زمان تاسیس در سال 1947 ، علاوه بر گرد آوری وتحلیل اطلاعات مرتبط با امنیت ملی امریکا از سراسر جهان در کشور های دیگر نیز عملیات های مخفی انجام داده که مسیر تاریخ آن کشور ها را دگر گون کرده است … امریکا لاتین از مناطقی بود که سازمان سیا در آن بیش ترین و جنجالی ترین فعالیت ها را داشت … مبارزه سیا با گسترش کمونیسم به صورت علنی انجام نمی شد ، بلکه بر پایه عملیات های مخفی ، خرابکاری ، جنگ روانی و پشتیبانی از گروه های مسلح استوار بود »
( نویسندگان : ادیسون ویگاه ، آلیسا هرناندس ، گی یر مودی واُلموموندو، چرا سیا در امریکای لاتین فعال بود ؟ 22 آبان 1404)
گفتنی ست ، در انتهای گزارش نخست از مامور سی آی ای به نکته قابل تاملی اشاره شده مبنی بر این که : تمام این ها در کشورهای جهان سوم اتفاق افتاد … که دولت های شان قدرت مقابله با امریکا را نداشتند تا امریکا را مجبور به توقف بی ثبات سازی کنند «، یعنی در افتادن با کشورهایی که توان بی ثبات سازی امریکا رادارا نبودند . این ارزیابی نگاه ها را نسبت به عملیات نظامی اخیر امریکا در خاورمیانه تحت عنوان به کار گیری سیاست » تضعیف وکنترل » که در دوسال اخیر با همکاری دولت راست افراطی اسرائیل انجام شد بیش از پیش روشن تر می سازد به این که هیچ یک از کشورهای مورد تجاوز امریکا و اسرائیل در خاورمیانه ، توان لازم دربی ثبات سازی امریکا را نداشته اند ، اگر چه این تحلیل ششدانگ نیست با این همه وجه غالب را نمی توان از نظر دور داشت ، ضمن آن که تاب آوری کشورها ی درگیر جنگ ترکیبی در خاورمیانه ممکن است به خاطر وخیم تر نشدن اوضاع ، ملاحظاتی را در نظر داشتند . به نظر می رسد تبدیل کردن جنگ منظم به جنگ های نا منظم با دامنه گسترده از جمله امکانی بود ، که تمام کشورهای تحت تجاوز با دارا بودن نیروهای نیابتی پرشماروبسیار مجرب و به طور غالب از جان گذشته ، حد اقل می توانستند کل سفارتخانه های این دو کشور مهاجم را در سراسر دنیا ناامن کنند و…
دانسته است اشاره های آمده در باره جنگی ست که در خاورمیانه ، در پی عملیات نظامی شبه نظامیان حماس علیه اسرائیل شکل گرفت ( 7 اکتبر 2023 ) ، که بهانه ای شد برای اجرای برنامه سرکوب خونین پردامنه که شعله اش لبنان ، سوریه ، یمن و ایران … را سوزاند. یعنی به کار گیری همان قساوت های گرگانه یاد شده در امریکای لاتین که توسط امریکا در منطقه خاورمیانه ، تحت عنوان سیاست » تضعیف و کنترل» با نهایت درندگی سبعانه در جنگی نابرابر که همراه با خیانت های محلی ومنطقه ای گره خورده بود ، کشتاری گسترده ، تخریبی پردامنه و ترورهای بسیار دقیق ومهندسی شده ، انجام گردید . در واقع بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون ، برخی جوامع کشور های در حال رشد که به تغییر مسیر نظام اقتصادی – اجتماعی بهره کشانه سرمایه داری به انقلاب های ملی – دمکراتیک روی آوردند مواجهه با نسل کشی های قهر آمیز امپراتور چه پیش از فروریزی اتحاد جماهیر شوروی و چه پس ازآن شدند که هم چنان تداوم دارد . اگر چه امپراتوری سرمایه داری با قتل و غارت بی حد و حصر، ثروت کلانی به هم زد . اما از سویی دیگر با توجه به تغییر ابزار تولید ، رشد دانش وفناوری و دوام کشور های مانند چین ، کوبا ، ویتنام ، کره شمالی … وبرخی دیگر از کشورها مانند روسیه که هند را تحت تاثیر خود دارند… ، عرصه نوینی را رقم زدند که امپراتور را دچار چالش سنگینی کرده اند با این همه تمام کوشش های امپراتوری امریکا و متحدانش ظاهرا بر این هدف استوار است که جنگ پرحاشیه و فرساینده ای را پس از نا امن کردن خاورمیانه ، از کنار دیوار چین تا روسیه را بر پادارند . ونیز درگیر کردن روسیه در اروپای شرقی ، و هم چنین چین راطی تمهیدی در رویارویی با تایوان ، هنگ کنگ و اویغور قرار دهند ، برنامه پیچیده ای که امپراتور، آنی از آن تغافل ندارد.
نکته دیگر آن که آمریکا نمی تواند در خاورمیانه حضور نداشته باشد چون شاهرگ حیاتی اش به آن وابسته است بنابراین ، کنترل تنگه ها و خطوط استراتژیک دریایی از جمله : تنگه هرمز ، باب المندب وکانال سوئزرا ظاهرا از نظر دور نمی دارد زیرا امنیت انرژی ومنافع اقتصادی دو سوم ذخایر انباشته شده نفت جهان از سویی ، و به لحاظ نظامی گری خاورمیانه یکی از بزرگ ترین محل فروش تسلیحات امریکاست . عربستان سعودی ، امارات و قطر میلیارد ها دلار از امریکا تجهیزات نظامی خریداری می کنند . چنان که پس از تهاجم خون بار اخیرامریکا در خاورمیانه ، رئیس جمهور آمریکا خطاب به بن سلمان ولیعهد عربستان گفت :» ماابر سیاه هسته ای را از کشور شما دور کردیم ، نام آن ایران وتوانایی هسته ای آن بود و ما آن را خیلی سریع و قوی وقدرتمند محو کردیم ، یک ابر واقعی بر فراز کل خاورمیانه بود … اما آن یک ابر، وحشتناک بود که شما مجبور بودید برای مدت طولانی ، 22 سال ، با آن زندگی کنید » ( بی بی سی 29 آبان 1404 ) در واقع هدف آمریکا ازنمایش جنگ افروزی در خاورمیانه در پس پرده نماند زیرا قربانی کردن مردم فلسطین و دیگرمردم کشورهای درگیر، در قرارداد 600 میلیارد دلاری ، آن هم تنها از کشورعربستان برایش به ارمغان آورد . بی بی سی با استناد به گفته کاخ سفید نوشت :» بسته اعلام شده توسط ایالات متحده و عربستان سعودی شامل مجموعه ای از تعهدات اقتصادی ، تجاری ، و نظامی بی سابقه به ارزش 600 میلیارد دلار است .»( 15 اردیبهشت 1404 } از این مقدار » 142 میلیارد دلار مربوط به بخش نظامی از جمله خرید جنگنده های اف 35 است : این جنگنده های رادار گریز قادر به انجام ماموریت های تهاجمی دور برد است و قابلیتی بالقوه در مکان یابی ونابودی سیستم های پیچیده دفاع هوایی دشمن در آماده سازی برای بمباران با حمله زمینی دارد . اف 35 ها برای جستچوی اهداف داعش در عراق و سوریه استفاده شده اند و در حملات اسرائیل به ایران در طول جنگ 12 روزه در ماه ژوئن نقش عمده داشتند . این هوا پیما توسط لاکهید مارتین ساخته شده و با همکاری بریتانیا ، ایتالیا ، هلند ، کانادا ، دانمارک ، نروژ ، و استرالیا توسعه یافته است … گران ترین نوع آن ، اف 35 بی دریایی ست با قابلیت برخاستن و فرود عمودی که بیش از 100 میلیارد دلار قیمت دارد … عربستان سعودی محمد بن سلمان ، حاکم بالفعل عربستان سعودی ، می خواهد امنیت پادشاهی خودرا در مواجهه با تهدیدات کشور هایی مانند ایران و شبه نظامیان در سراسر خاورمیانه تقویت کند ( یورو نیوز 30 آبان 1404 ) این سیمای روشن جنگی ست که پس از 7 اکتبر 2023خودرا نمایاند . که برای کشورهای درگیرآبی نداشت منتها برای امریکا و متحدان نظامی اش ، نانی مچرب به همراه آورد .
از جانبی دیگر برای حفظ چنین منطقه مهم بدون تردید وجود پایگاه های نظامی فعال در منطقه برای آمریکا امری اجتناب ناپذیر است با این اشاره که برای حفظ سلطه و کنترل بلند مدت در کنار نظامی گری ، باید سیاست های دیپلوماسی ، اقتصادی ، فرهنگی همراه با ایجاد جنگ ها ی قومی ، مذهبی ( شیعه و سنی ) ، مرزی ، تنش های پرتنوع نظامی – امنیتی و کودتا ها حتا علیه حکومت های مرتجع دست نشانده ، جهت تضعیف و کنترل آنان برای وی امری حیاتی محسوب می شود ، جدا از موارد فوق برنامه ریزی برای نظم جدید خاورمیانه که در دوره بوش وسپس ترامپ پیگیری می شود عبارت است از تضعیف دولت های ملی وتجزیه منطقه به واحدهای قومی ، مذهبی و قبیله ای که از طریق بی ثبات سازی منطقه ای انجام می شود در دستور کار است . این امر جهت تضعیف جبهه مقاومت در برابر اسرائیل برنامه ریزی شده زیرا اسرائیل به عنوان چشم بیدار امریکا در منطقه است . هم پیمانی ایدئولوژیک ، فرهنگی ونیز به عنوان نماد دمکراسی غربی در منطقه تلقی می شود که ظاهرا با حمایت یهودی های ذی نفوذ در واشنگتن ، از امنیت منطقه ای بالایی برخوردار است که برخی کشور ها به علت عدم توانایی در رویارویی نظامی مدرن ، برای دفاع ، تن به تشکیل نیروهای نیابتی دادند که عملا در شرایط حساس توانایی عملیات نظامی درمنطقه استراتژیکی مانند حوزه خلیج فارس را از خود نشان ندادند . بنا به این ضعف عریان ، امپراتور پس ازاعمال سیاست تضعیف بنیه دفاعی و کنترل ، مدیریت کامل منطقه را در اختیار گرفت که بیش تر گمان برآن است ، دوام دار نباشد زیرا خاورمیانه آتش زیر خاکستر است .
آن چه در باره جبهه مقابل امپراتور باید دانسته شود آن است که نیروهای تحول طلب و ترقی خواه پس از تحمل رنج دراز» طبل بزرگ زیر پای چپ «را به صدا در آوردند از جمله آن که جاهد فهمی دبیر کل حزب تحول طلب عراق که در سال 1982 در دولت وحدت ملی عراق وزیرعلوم و فناوری بود در گفت وگو با رابرت گریفیث دبیرکل حزب تحول طلب بریتانیا به دو نکته مهم اشاره کرد : نخست به تقسیم فرقه ای قدرت … که دستگاه دولتی شان را به میدان درگیری ها تبدیل کرده است » و دوم » در آمدهای نفتی این کشور گرفتار در نزاع های داخلی هم چنان در بانک های امریکا نگهداری می شود » پیشنهاد فهمی به گریفیث آن است : اکنون [ وقت آن است که ] آن همبستگی در دفاع از ملی شده صنعت نفت که بین دوحزب ترقی خواه عراق و بریتانیا به وجود آمد ، اکنون به شدت مورد نیاز است .» این مورد مشخص در مورد ایران در دوره مصدق نیز مصداق دارد . قابل توجه آن که نام عراق و ایران در گزارش مامور سی آی ای آمده بود که در برخی موارد سرنوشتی به هم گره خورده دارند . فهمی این همبستگی را علیه نسل کشی در فلسطین و قتل عام بی گناهان در سودان ، در خواست کرد . با این تاکید که » وضعیت عراق را نمی توان از چارچوب گسترده تر و بسیار خطرناک خاورمیانه به طور کلی جدا کرد .» فهمی هدف از نسل کشی برای نابودی مردم فلسطین را بخشی از تلاش نتایاهو و ترامپ برای ایجاد اسرائیل بزرگ دانست که مشکلی برای همه منطقه است «
در این باره جا دارد به اخراج دو نماینده به نام های ایمن عوده و اوفر کاسیف از حزب تحول طلب اسرائیل اشاره کرد » عوده » رئیس جبهه دموکراتیک برای صلح » نیز است که ائتلاف انتخاباتی میان عرب های فلسطینی و یهودیان را تبلیغ وترویج می کند که در 12 اکتبر مطابق با 21 مهرماه 1404در حالی که دونالد ترامپ در مجلس اسرائیل سخنرانی می کرد ، آن دورا با داشتن پلاکارد هایی با مضمون » فلسطین را به رسمیت بشناسید » از کنست اخراج کردند … به گفته کاسیف در واقع این رهبر ایالات متحده است که از زمان بازگشت به قدرت مسئول ادامه کشتار در غزه بوده است . با وجود این که پایان نسل کشی و آزادی گروگان ها گامی مثبت است اما باید یادآوری کنیم که ترامپ از همان روز نخست حامی این نسل کشی بود … نباید فراموش کنیم که این ترامپ بود که گفت : صحبت از جا به جایی یک و نیم میلیون نفر و پاکسازی سراسر نوار غزه در میان است و نه بیش تر و هم چنین گفت : بر اساس برنامه ی من ساکنین غزه برای همیشه به جای دیگرکوچ خواهند کرد و دیگر نمی توانند به این منطقه باز گردند . ترامپ اقرار کرد که یورش ادامه دار اسرائیل به غزه تنها با تصویب و کمک امریکا ممکن بوده است .» نمونه های ذکر شده تائیدی ست از سخنان مامور سی آی ای که رقم کشتار مردم در جریان نیکاراگوئه را 6 میلیون نفر حتا بیش تر ذکر کرد وظاهرا ادامه آن پروژه کشتار هم چنان تداوم دارد با این تقریر که بیش تر در خاورمیانه متمرکز است .
در باره طرح ترامپ و اسرائیل مبنی بر کوچاندن یک ونیم میلیون نفرفلسطینی و پاکسازی نوار غزه ، احزاب تحول طلب کشورهای عربی ( اردن ، بحرین ، عراق ، سوریه ، سودان ، لبنان ، فلسطین ، مصر و مراکش ) طی بیانیه ای خطاب به اجلاس سران کشورهای عربی در قاهره با اتخاذ موضع واحد در حمایت از پایداری مردم فلسطین و رد طرح آمریکا – اسرائیل در رابطه با اخراج فلسطینی ها و نسل کشی مداوم توسط نیروهای اشغالگر اسرائیل علیه مردم فلسطین و هم چنین تشدید آن در کرانه باختری را به شدت محکوم کردند و از ادامه تجاوزات اسرائیل به سوریه و لبنان و اشغال بخش هایی از سرزمین هایشان ، مخالفت کردند …وخواستار پایان دادن به تهدیدات آمریکایی – اسرائیلی علیه امنیت و صلح کشورهای عربی و تلاش برای تحمیل سلطه بر آن ها و عادی سازی روابط آن ها با قدرت اشغالگر اسرائیل را لغو نمایند ونیز رد قیمومیت اسرائیل بر جنوب سوریه و تلاش اسرائیل برای مداخله در امور سوریه و تقسیم اراضی آن را محکوم نمایند… ( 6 مارس 2025 ) ظاهرا » یه صدای پا میاد » موزون ، منظم ومتشکل . انگار خاورمیانه بزرگ تکانی خورده ، بدون تردید این اتحاد منطقه ای نباید تنها در حصار نیروهای تحول طلب باقی بماند ، به طور قطع باید نیروهای ملی ودیگر اقشار مترقی را در جبهه ای واحد منتها پر دامنه در بر بگیرد . مضاف براین باید یک سیاست تلفیقی تدوین گردد تا حضور کلیه ادیان که بیش از 90 درصد جامعه تحت ستم طبقاتی خاورمیانه را تشکیل می دهند در این جبهه عظیم مشارکت کنند . همان طور یک مافیای ثروتمند دیندار، در زیر بیرق امپراتور شمشیر می زند . یک انسان داد خواه متدین هم در این جبهه باید حضور یابد و نقش آفرین باشد انسان هایی که نه در تاریخ 50 ساله اخیر ، بلکه در تاریخ هزاران ساله خاورمیانه از آنان کارنامه درخشانی برجای مانده است . مثلا در اسلام در منطقه ، همواره اسلام ابوسفیانی ویا خلفایی ( اموی و عباسی ) با پیروان پیامبر اسلام با طرح جامعه پیاده شده در مدینه متفاوت هستند که صریحا بیان می دارند که » ما رسولی را به دیاری نفرستادیم که ثروتمندان عیاش آن دیار نگفته باشند ما به رسالت شما کافریم » جهت یاد آوری لازم است اشاره گردد . خود پیامبر در پی فشار شدید اجتماعی در سن 63 سالگی در گذشت ، دخترش را زدند . دامادش را ترور کردند ، دو نوه اش را کشتند ، خاندانش را دربدر کردند . آنان هرگز دزدان هزاران میلیاردی نبودند و این فرهنگ 90 درصد جامعه خاورمیانه است که فرقه های ابو سفیانی منطقه آنها را مصادره کرده دارند . همین مساله در دین یهود و ترسایی … نیز هست . برخورد نیروهای تحول طلب در اسرائیل بسیارآموختنی ست .

