
پیشرفتهای هوش مصنوعی در چین: داستان برنامهریزی استراتژیک و حقیقت پشت تناقضهای غرب
نوشته حسین برزگر برای مجله جنوب جهانی
وقتی دو سال پیش برای اولین بار با مدلهای هوش مصنوعی چینی آشنا شدم، واقعاً شگفتزده شدم. مانند بسیاری دیگر، فکر میکردم پیشرفتهای فناورانه همیشه از سیلیکونولی آغاز میشود و سپس به بقیه جهان گسترش مییابد. اما واقعیت چیز دیگری را نشان میداد. چین نهتنها در حال دنبال کردن غرب نبود، بلکه در بسیاری حوزهها پیشتاز شده بود و این پیشرفتها نتیجهی یک برنامهریزی هوشمندانه و بلندمدت بود که ریشه در سیاستهای کلان کشور داشت.
یادم میآید چطور اولین بار مدل قِوِن (Qwen) از علیبابا را آزمایش کردم. این مدل نهتنها در پردازش زبان انگلیسی عملکرد عالی داشت، بلکه متون فارسی را نیز با دقتی چشمگیر درک میکرد. چیزی که بیش از همه توجه من را جلب کرد، این بود که برخلاف مدلهای غربی که معمولاً پشت دیوارهای پولی و انحصاری پنهان شدهاند، قِوِن کاملاً متنباز بود و هر کسی میتوانست از آن استفاده کند، حتی روی سختافزارهای معمولی. این نشاندهندهی فلسفهای کاملاً متفاوت در نگاه به فناوری بود: فناوری باید در خدمت همه باشد، نه فقط ثروتمندان و کشورهای پیشرفته.
این تجربه شخصی من را به یک واقعیت جهانی متصل کرد که امروزه همه شاهدش هستیم. وقتی به اخبار جهان نگاه میکنم، میبینم که غرب که سالها بر تفوق فناورانه خود تأکید داشت، امروز مجبور به پذیرش واقعیت جدیدی است: چین با استراتژیای منسجم و هماهنگ، توانسته در این رقابت جایگاه ویژهای پیدا کند. اما این موفقیت صرفاً به خاطر سرمایهگذاری مالی نبوده است؛ بلکه نتیجهی همکاری هوشمندانه بین دولت، دانشگاهها، و بخش خصوصی است که با هدایت یک چارچوب سیاستی مشخص شکل گرفته است.
چین از سالها پیش درک کرده بود که برای رقابت در عصر دیجیتال، نیاز به یک رویکرد کاملاً متفاوت دارد. در سال ۲۰۱۷، زمانی که برنامه اقدام ملی برای هوش مصنوعی را منتشر کرد، بسیاری در غرب این را یک ادعای بلندپروازانه دانستند. اما امروز میبینیم که این برنامه، با وجود تحریمهای شدید و محدودیتهای بینالمللی، بهطور شگفتانگیزی موفق بوده است. چین نهتنها موفق شده مدلهای قدرتمندی مانند قِوِن، دیپسیک، و کیمی را توسعه دهد، بلکه در کاربردهای عملی نیز پیشرفتهای چشمگیری داشته است. بیمارستانهایی که از سیستمهای تشخیص پزشکی مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میکنند، مزارعی که با کمک رباتهای هوشمند محصولات خود را کشت میکنند، و شهرهایی که ترافیک و مصرف انرژی آنها بهینهسازی شده است؛ همه شاهد زنده این موفقیت هستند.
اما اخیراً با خبری روبرو شدم که تمام این تصورات را زیر سؤال برد و به من نشان داد که غرب چقدر در تناقضهای خود غرق شده است. شنیدم که شرکت متا — همان شرکتی که مالک فیسبوک است و مارک زاکربرگ مدیر آن همیشه چین را به دزدی فناوری متهم میکرد — اکنون مجبور شده است برای ساخت مدل جدید خود با نام آوکادو از همین مدلهای چینی که سالها سرزنشش کرده بود، استفاده کند. این خبر مرا متوجه یک حقیقت شگفتانگیز کرد: امروزه، حتی شرکتهای بزرگ آمریکایی هم نتوانستهاند در رقابت با چین پیروز شوند و مجبورند پشت درهای بسته، از همان فناوریهایی که عموماً تحقیر میکنند، استفاده کنند.
یادم میآید چطور زاکربرگ در جلسات کنگره آمریکا، تنها مدیرعامل بزرگ فناوری بود که با لحنی تهاجمی چین را به دزدی سیستماتیک از فناوری آمریکا متهم میکرد. حتی در یکی از پادکستهای معروف هشدار داد که «اگر غرب در برابر مدلهای چینی مقاومت نکند، جهان توسط هوش مصنوعیهایی که ارزشهای چینی را بازتاب میدهند، شکل خواهد گرفت». اما امروز، همین مِتا که ارزشهای «آزادی غربی» را در مقابل «تهدید چینی» میستاید، در حال استفادهٔ فنی از همان مدلهایی است که ادعای «غیرارزشی» بودنشان را دارد. این دوگانگی، نهتنها از بیثباتی استراتژیک مِتا حکایت دارد، بلکه شکستِ روایتِ مرکزیِ هژمونی فکری غرب را نشان میدهد.
من شخصاً وقتی این خبر را خواندم، به یاد آن روزهایی افتادم که در غرب میگفتند چین فقط کپی میکند و هیچ نوآوری اصیلی ندارد. اما امروز دیگر هیچکس نمیتواند انکار کند که چین نهتنها در «مقدار داده»، بلکه در «کیفیتِ طراحیٔ مدل» پیشتاز شده است. مدلهای چینی مانند قِوِن ۳ از معماریهای بهینهشدهٔ داخلی استفاده میکنند که مصرف انرژی را بهشدت کاهش دادهاند، سرعت استنتاج را افزایش دادهاند، و توانایی پردازش متنهای بسیار طولانی را دارند — چیزی که مدلهای غربی مثل لاَما ۴ حتی به آن نمیرسند.
این واقعیت جدید، نهتنها یک موفقیت فنی برای چین است، بلکه درسی عمیق برای همه کشورهای در حال توسعه دارد. من که سالهاست با فناوریهای غربی کار کردهام، امروزه متوجه شدهام که استقلال فناورانه تنها از طریق برنامهریزی استراتژیک و همکاری هوشمندانه میسر است. چین با تمرکز بر آموزش نیروی متخصص، سرمایهگذاری متمرکز و بلندمدت، و کاهش وابستگی به فناوریهای خارجی، توانسته است راه موفقیت را طی کند. زمانی که تحریمهای شدید آمریکا بر چین اعمال شد، آنها درک کردند که برای بقا و پیشرفت، باید وابستگی خود را به فناوریهای خارجی کاهش دهند. امروز ثمرههای این تصمیم را میبینیم: تراشههای داخلی هواوی، سیستمعاملهای مستقل، و پروتکلهای داخلی، نشاندهندهی این است که چین نهتنها در هوش مصنوعی، بلکه در زیرساختهای اصلی فناوری نیز به استقلال دست یافته است.
اما درس اصلی که من از این تحولات گرفتهام، این است: فناوری باید در خدمت مردم باشد. در حالی که غرب روی «سود» و «رقابت» تمرکز کرده، چین روی «خدمت به بشریت» و «توسعه همگانی» سرمایهگذاری کرده است. این فلسفه در سیاستهای چین نمایان است: مدلهای هوش مصنوعی بهصورت رایگان و متنباز در اختیار جامعه جهانی قرار میگیرند، سیستمهای پزشکی در روستاهای دورافتاده نصب میشوند، و فناوریهای کشاورزی به کشاورزان فقیر کمک میکنند. این نگاه، نهتنها در چین، بلکه در بسیاری کشورهای در حال توسعه، بهویژه در خاورمیانه و آفریقا، تأثیرات مثبتی گذاشته است.
برای کشورهای فارسیزبان، این تجربه درسهای ارزشمندی دارد. اول اینکه پیشرفت فناورانه نیازمند برنامهریزی بلندمدت و هماهنگ است، نه تصمیمهای کوتاهمدت و پراکنده. دوم اینکه همکاری بین بخشهای مختلف (دولت، دانشگاهها، بخش خصوصی) برای موفقیت ضروری است. سوم اینکه فناوری باید در خدمت نیازهای واقعی مردم باشد، نه تنها برای سودآوری شرکتها. و چهارم اینکه استقلال فناورانه، اگرچه سخت است، اما ضروری برای بقا و پیشرفت در عصر کنونی است.
زمانی که به آینده نگاه میکنم، معتقدم که چین تنها به این پیشرفتها ختم نخواهد شد. برنامههای آن برای توسعه هوش مصنوعی چندحسی، کمک به علوم پایه، و پشتیبانی از کشورهای در حال توسعه، نشاندهندهی این است که چین قصد دارد نقشی کلیدی در شکلدهی به آینده جهان داشته باشد. این نقش، نه بر پایهی سلطهطلبی، بلکه بر پایهی همکاری و اشتراک دانش استوار است.
داستان متا و مدل آوکادو، درسی است برای همه ما: در دنیای امروز، تلاش برای حفظ موقعیت از طریق تخریب رقبا و فریب جامعه جهانی، نه تنها کارآمد نیست، بلکه میتواند منجر به انزوای بیشتر و از دست دادن اعتماد جهانی شود. موفقیت چین در هوش مصنوعی، داستانی از برنامهریزی استراتژیک، همکاری هوشمندانه، و تعهد به خدمت به بشریت است. این داستان نشان میدهد که کشورهای در حال توسعه نیز میتوانند در عصر فناوریهای پیشرفته پیشتاز باشند، مشروط بر اینکه استراتژی درستی داشته باشند و به نیازهای واقعی مردم خود توجه کنند. برای کشورهای فارسیزبان، این تجربه میتواند الهامبخش باشد؛ الهامی برای ساخت آیندهای مستقل، پیشرفته، و در خدمت مردم.

