
رسانه چینی ناظر
ترجمه مجله جنوب جهانی
درگیریهای مرزی بین تایلند و کامبوج که از ماه میسال جاری آغاز شده، نهتنها بهعنوان یک بحران دو جانبه نظامی قابل تفسیر نیست، بلکه پیچیدگیهای سیاسی-امنیتی گستردهای دارد که بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را درگیر خود کرده است. ادعاهای اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر دستیابی به آتشبس، در تناقض آشکاری با واقعیتهای میدانی قرار دارد. این گزارش با رویکردی تحلیلی-انتقادی، به بررسی ریشههای این بحران، انگیزههای بازیگران اصلی، نقش میانجیگران و پیامدهای احتمالی آن میپردازد.
رویدادهای روزهای اخیر نشاندهنده شکاف عمیق بین دیپلماسی نمایشی و واقعیتهای میدانی است. در حالی که ترامپ پس از تماس تلفنی با آنواتین چارنویراکول، نخستوزیر تایلند، و هون مانئ، نخستوزیر کامبوج، در روز دوازدهم دسامبر ادعا کرد که طرفین «آماده صلح» هستند و از همان شب آتشبس خواهند کرد، هیچیک از رهبران دو کشور این ادعا را تأیید نکردند. این عدم تأیید، خود زنگ خطری جدی برای اعتبار میانجیگری یکجانبه آمریکا بود. در عمل، نهتنها آتشبس برقرار نشد، بلکه در سحرگاه روز سیزدهم دسامبر، نیروی هوایی تایلند با استفاده از جتهای جنگنده تهاجمی، دستکم دو نقطه در خاک کامبوج را هدف حملات هوایی قرار داد. این اقدام، که هفتمین روز متوالی درگیریها محسوب میشود، اثبات کرد که صلح اعلامشده از سوی واشنگتن، صرفاً یک اعلام رسانهای فاقد پشتوانه اجرایی بوده است.
تحلیل دقیقتر به ریشههای داخلی بحران در هر دو کشور اشاره دارد. در تایلند، آنواتین بهوضوح از تشدید تنشها برای تقویت پایگاه سیاسی خود بهره میبرد. با نزدیک شدن به انتخابات داخلی، وی با اتخاذ موضعی تهاجمی علیه کامبوج، سعی در برانگیختن احساسات ملیگرایانه و جلب حمایت افکار عمومی دارد. این استراتژی، هرچند ریسک اختلال در روابط با آمریکا را به دنبال دارد، اما از منظر داخلی، ابزاری مؤثر برای تثبیت جایگاه سیاسی اوست. نکته قابل تأمل اینکه آنواتین صراحتاً اعلام کرده این درگیری «موضوعی بین تایلند و همسایهاش» است و هیچنگرانی از تأثیر آن بر مذاکرات تجاری با واشنگتن ندارد. این اظهارنظر، در حالی مطرح میشود که ترامپ پیشتر صراحتاً مسئله آتشبس را به مذاکرات تجاری گره زده و حتی با تحریمهای تجاری تهدید کرده بود.
از سوی دیگر، در کامبوج، هون مانئ که سابقه نظامی در آکادمی نظامی وستپوینت آمریکا دارد، با دفاع از حاکمیت ملی، به دنبال تثبیت مشروعیت خویش است. پدر وی، هون سن، رئیس سنا و نخستوزیر اسبق، نیز از تشدید تنشها منتفع میشود، زیرا این شرایط به حفظ نفوذ سیاسی خانواده هون کمک میکند. در واقع، هر دو طرف داخلی به نوعی از تداوم بحران برای اهداف سیاسی خود بهرهبرداری میکنند.
یکی از نقاط برجسته این بحران، شکست رویکرد میانجیگری یکجانبه آمریکا است. ترامپ با اتکاء به قدرت نرم واشنگتن و ابزار فشار اقتصادی، سعی در تحمیل آتشبس داشت، اما نهتنها موفق نبود، بلکه با رد صریح ادعای خود از سوی آنواتین روبرو شد. نخستوزیر تایلند حتی اظهار داشت که انفجار بمب کنارجادهای که منجر به کشتهشدن سربازان تایلندی شد، «هرگز یک حادثه تصادفی نبوده»، که این امر بیاعتباری تحلیل ترامپ را نشان میدهد.
در مقابل، انور ابراهیم، نخستوزیر مالزی، با پیشنهاد تشکیل «گروه ناظران انجمن ملل جنوب شرقی آسیا» و ارائه برنامه نظارت میدانی و ماهوارهای، رویکردی چندجانبه و ساختارمند را مطرح کرد. این پیشنهاد که با استقبال هون مانئ روبرو شد، نشاندهنده نیاز به مکانیسمهای منطقهای برای حل اختلافات است. انجمن ملل جنوب شرقی آسیا (آسهآن) که تاریخچهای از بیطرفی و میانجیگری موفق در منطقه دارد، میتواند نقش سازندهتری از یک قدرت فرامنطقهای ایفا کند. این امر، بهویژه با توجه به اینکه گزارش نهایی ناظران در نشست وزرای خارجه آسهآن ارائه خواهد شد، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بحران تاکنون دستکم ۲۱ کشته و تخلیه حدود ۵۰۰ هزار نفر از ساکنان مرزی را به دنبال داشته است. این ارقام، ابعاد انسانی بحران را نشان میدهد. تایلند ادعا میکند تلفات کامبوج حدود ۱۰۰ نفر است، اما کامبوج از اعلام رسمی آمار خودداری کرده، که این امر شفافیت را کاهش میدهد.
از نظر اقتصادی، تشدید تنشها میتواند مذاکرات تجاری تایلند با آمریکا را با چالش روبرو کند. همانطور که تحلیلگر ارشد آسیا در شرکت اطلاعات ریسکی وریسک مپلکرافت هشدار داده، این وضعیت ممکن است واشنگتن را به این نتیجه برساند که بانکوک یا توان یا اراده لازم برای کنترل بحران را ندارد و در نتیجه، امتیازات اقتصادی منوط به تضمینهای امنیتی قویتری شود. این امر، منافع اقتصادی تایلند را به خطر میاندازد.
در مجموع، بحران مرزی تایلند و کامبوج، فراتر از یک منازعه سرزمینی، به آزمایشی برای کارآمدی دیپلماسی میانجیگری تبدیل شده است. شکست رویکرد یکجانبه آمریکا و استقبال از مکانیسم چندجانبه آسهآن، نشاندهنده نیاز به ساختارهای منطقهای برای حفظ صلح پایدار است. با این حال، تا زمانی که بازیگران داخلی از بحران بهره سیاسی میبرند، دستیابی به صلحی پایدار، دور از انتظار به نظر میرسد. آینده بحران، به میزان زیادی به توانایی انجمن ملل جنوب شرقی آسیا در مهار اهداف سیاسی داخلی و بازگرداندن طرفین به میز مذاکره بستگی خواهد داشت.

