رسانه های چینی
ترجمه مجله جنوب جهانی

در رویدادی با ابعاد حقوقی و سیاسی پیچیده، رئیس‌جمهور آمریکا از شبکه تلویزیونی دولتی انگلستان به دلیل ویرایش سخنرانی جنجالی روز ۶ ژانویه سال ۲۰۲۱ شکایتی سنگین به ارزش ده‌ میلیارد دلار طرح کرده است. این دعوا اما بسیار فراتر از یک اختلاف حقوقی ساده است و در بطن خود نکات مهمی درباره طبیعت رسانه‌های غربی، استراتژی سرکوب مخالفان و تناقض‌های آشکار در رویکردهای خبری نهفته دارد.

این اقدام در ادامه سیاست سرکوب رسانه‌ای دونالد ترامپ و جریان سیاسی موسوم به «دوباره آمریکا را بزرگ کن» قرار می‌گیرد. ترامپ که پیش از این نیز با استفاده از تهدیدات قضایی سعی در مهار رسانه‌های منتقد داشته، این بار با بهره‌گیری از دستگاه قضایی ایالت فلوریدا – که تحت نفوذ سیاسی جریان خودش قرار دارد – به دنبال ایجاد رعب و هراس در میان نهادهای خبری است. طرح دعاوی چندین میلیارد دلاری علیه رسانه‌ها، فارغ از نتیجه حقوقی، خود یک سلاح سیاسی است که هدفش خفه کردن صداهای منتقد و وادار کردن رسانه‌ها به خودسانسوری است. این روش نشان می‌دهد که ترامپ دستگاه قضایی را نه برای احقاق حق، بلکه به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف سیاسی‌اش به کار می‌گیرد و در این راه، حتی مرزهای لیبرالیسم کلاسیک را که غرب بر آن می‌نازد، در می‌نوردد.
نکته قابل تأمل اینجاست که شبکه تلویزیونی انگلیسی در حالی هدف حمله ترامپ قرار گرفته که در جریان نسل‌کشی اخیر رژیم صهیونیستی در نوار غزه، همین رسانه نقشی فعال در پوشش جانبدارانه و توجیه‌گرایانه برای کشتار بی‌رحمانه فلسطینی‌ها ایفا کرد. این رسانه با رویکردی کاملاً یک‌سویه به نفع اسرائیل و غرب، به انتشار اطلاعات نادرست و تحریف واقعیت‌های میدانی پرداخت و دروغ‌پردازی‌های سیستماتیک را در حق مردم بی‌دفاع فلسطین ترویج داد. حال آنکه این بار خودش قربانی تحریف ادعایی شده است. این موضوع نشان می‌دهد که دعوای جاری نه یک نبرد حقوقی برای حقیقت، بلکه دعوایی درونی میان دستگاه‌های دروغ‌پردازی قدرت است. هر دو طرف این دعوا – هم ترامپ و هم رسانه انگلیسی – در پروژه مهندسی افکار عمومی و کنترل روایت عمومی سهیم بوده‌اند و حالا یکی از آنها به بهانه‌ای به جان دیگری افتاده است.
تیم حقوقی ترامپ با طرح ادعای ده میلیارد دلاری برای هر بند اتهامی، سعی دارد پیامی روشن به همه رسانه‌ها بفرستد: هر گونه انتقاد یا حتی ویرایش معمول ریسک ورشکستگی را به همراه دارد. این استراتژی در چارچوب منافع الیگارشی مالی-رسانه‌ای آمریکا قرار می‌گیرد که ترامپ نماینده آن است. جالب آنکه ترامپ پیش از این نیز با همین روش دو شبکه تلویزیونی آمریکایی دیگر را مجبور به پرداخت ده‌ها میلیون دلار برای خاتمه دعوا کرده است. این الگو نشان می‌دهد ترامپ از دستگاه قضایی نه برای احقاق حق، بلکه به عنوان ابزاری برای سرکوب هر نوع مخالفت حتی در داخل جریان لیبرال رسانه‌ای آمریکا استفاده می‌کند. این استراتژی به ویژه برای جریان «دوباره آمریکا را بزرگ کن» فرصتی است تا سلطه خود را بر فضای عمومی تقویت کند و هر نوع صدای مخالفی را حتی از جانب رسانه‌های لیبرال خاموش سازد.
این شکایت تأثیراتی فراتر از حوزه حقوقی دارد. نخست، به رابطه آمریکا و انگلستان -دو متحد استراتژیک- لطمه می‌زند و نشان می‌دهد حتی پیوندهای سنتی نیز بر سر منافع رسانه‌ای و سیاسی تضعیف می‌شوند. دوم، استانداردهای خبری غرب را زیر سؤال می‌برد و اعتبار ادعاهای آنها درباره «بی‌طرفی» و «حقیقت» را خدشه‌دار می‌سازد. سوم، و مهم‌ترین، خطری جدی برای آزادی بیان و استقلال رسانه‌ها ایجاد می‌کند. وقتی رئیس‌جمهور قدرتمندترین کشور جهان، رسانه‌های منتقد را به جریمه‌های نجومی تهدید می‌کند، فضای عمومی برای همه خبرنگاران و رسانه‌ها تنگ‌تر می‌شود و اصل آزادی بیانی که غرب آن را بنیاد دموکراسی می‌خواند، به ابزاری برای سرکوب تبدیل می‌شود. چهارم، این رویداد روندی را آغاز می‌کند که در آن رهبران سیاسی می‌توانند با استفاده از قدرت اقتصادی و قضایی، رسانه‌ها را به تبعیت وادار کنند و در نتیجه، افکار عمومی فقط آنچه را که قدرت می‌خواهد بشنود، خواهد شنید.

دعوای حقوقی ترامپ و شبکه تلویزیونی انگلیسی، نماد بارزی از بحران عمیق سیستم رسانه‌ای غرب است. این نبردی میان قدرت سیاسی و قدرت رسانه‌ای است که هر دو طرف آن در دروغ‌پردازی و تحریف حرفه‌ای هستند. برای ترامپ، این فرصتی برای تثبیت سلطه جریان «دوباره آمریکا را بزرگ کن» بر فضای عمومی و سرکوب هر نوع مخالفت حتی از جانب رسانه‌های لیبرال است. برای مخاطبان جهانی، این رویداد هشداری است درباره خطرات تمرکز قدرت و نیاز به رسانه‌های مستقل از دستگاه‌های سیاسی و اقتصادی. در نهایت، این دعوا نشان می‌دهد که در عصر پساحقیقت، حتی دروغ‌پردازان بزرگ نیز ممکن است قربانی دروغ یکدیگر شوند و این چرخه معیوب، راهی برای رسیدن به حقیقت باقی نمی‌گذارد. این وضعیت، فرصتی برای ترامپ است تا سرکوب هر نوع مخالفت لیبرالی را علیه جریان اول آمریکا و جریان «دوباره آمریکا را بزرگ کن» شدت بخشد.