
مجله جنوب جهانی
تحولات اخیر در منطقه کارائیب و آمریکای لاتین، بهویژه در ونزوئلا، نشاندهنده تداوم سیاستهای مداخلهجویانه امپریالیستی واشنگتن در قالب ابزارهای حقوقی-سیاسی توجیهناپذیر است. این گزارش به تحلیل دستور اخیر رئیسجمهور آمریکا مبنی بر مسدودیت کامل تانکرهای نفتی ونزوئلا، حملات نظامی مستقیم به کشتیهای تجاری، و پیامدهای این اقدامات بر حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت ملتها میپردازد. هدف آن است که نشان داده شود این اقدامات نه در چارچوب مبارزه با تروریسم یا قاچاق مواد مخدر، بلکه بهمنظور تسلط بر منابع انرژی و تقویت هژمونی منطقهای صورت میگیرد.
رئیسجمهور آمریکا با صدور دستوری که ورود و خروج تمامی تانکرهای تحت تحریم را بهطور کامل ممنوع میکند، در واقع به اقدامی فراتر از حقوق بینالملل دست زده است. این تصمیم که دولت قانونی ونزوئلا را بهعنوان «سازمان تروریستی» طبقهبندی میکند، پایهای حقوقی ندارد و با اصول سازمان ملل متحد، بهویژه منشور این سازمان که حاکمیت ملی کشورها را محترم میشمارد، در تضاد آشکار است. این اقدام، نمونه بارزی از «قانون جنگل» در عرصه روابط بینالملل است که قدرتهای بزرگ با استفاده از ابزارهای یکجانبه، حاکمیت دولتهای مستقل را نادیده میگیرند.
اتهامات مبنی بر استفاده ونزوئلا از «منابع نفتی مسروقه» برای تأمین مالی «تروریسم مرتبط با مواد مخدر، قاچاق انسان، قتل و آدمربایی»، بدون ارائه هیچگونه مدرک مستدل و قابل بررسی بینالمللی مطرح شده است. این رویکرد، الگویی تکراری در سیاست خارجی آمریکا است که طی آن، دولتهای مستقل با برچسبهایی چون «حامی تروریسم» یا «رژیم سرکوبگر» مواجه میشوند تا افکار عمومی جهانی را مهندسی کرده و زمینه مداخلات نظامی-اقتصادی را فراهم سازند. در واقع، این اتهامات ابزاری برای مشروعیتبخشی به اقدامات غیرقانونی هستند.
ونزوئلا دارای بزرگترین ذخایر نفت اثباتشده جهان و ذخایر عظیم گاز طبیعی است. این واقعیت، این کشور را به هدفی استراتژیک برای سیاستهای نئوامپریالیستی تبدیل کرده است. تاریخ معاصر ونزوئلا پر است از تلاشهای آمریکا برای کنترل این منابع، از کودتای ۲۰۰۲ گرفته تا تحریمهای فلجکننده اقتصادی و حالا حملات مستقیم نظامی. ادعای رئیسجمهور آمریکا مبنی بر اینکه نفت ونزوئلا «متعلق به آمریکا» است، حتی اگر در خاک این کشور قرار دارد، بیانگر ذهنیت استعماری و تمایل آشکار به غارت منابع ملی است.
عملیات موسوم به «چکش جنوب» که تحت بهانه مبارزه با «نارکوتروریسم» آغاز شده، در واقع ابزاری برای استقرار نظامی دائمی در منطقه است. بر اساس دادههای سازمان ملل و آژانس مبارزه با مواد مخدر آمریکا (DEA)، بیش از ۸۰ درصد مواد مخدر به آمریکا از مسیر اقیانوس آرام و نه ونزوئلا وارد میشود. این آمار نشان میدهد که ادعای واشنگتن درباره نیاز به حضور نظامی در کارائیب برای مبارزه با مواد مخدر، صرفاً توجیهی برای اهداف ژئواستراتژیک است. بمباران قایقهای ماهیگیری و کشتیهای تجاری که منجر به کشته شدن حداقل ۹۵ غیرنظامی بیگناه شده، نشانهای از «اعدامهای فوری» و نقض فاحش حقوق بشر است.
در رویداد دهم دسامبر ۲۰۲۵، نیروهای نظامی آمریکا با حمله به یک تانکر نفتی خصوصی که مشغول تجارت قانونی نفت ونزوئلا بود، اقدامی بیسابقه در نقض اصول آزادی کشتیرانی و حقوق دریایی بینالمللی انجام دادند. ربودن خدمه ونزوئلایی و ناپدید شدن آنها، این عمل را به «دزدی دریایی دولتی» تبدیل میکند. کاراکاس این اقدام را «جنایت مطلقاً غیرقانونی» توصیف کرده و حق خود برای پیگرد قانونی در مجامع بینالمللی را محفوظ دانسته است.
با وجود اینکه این حملات در آبهای بینالمللی صورت گرفته و بر اساس منشور سازمان ملل، شورای امنیت باید فوراً تشکیل جلسه دهد، واکنش سازوکارهای بینالمللی کند و ناکافی بوده است. این سکوت، نشانهای از نفوذ سیاسی واشنگتن بر نهادهای چندجانبه است. با این حال، کشورهایی چون روسیه، کلمبیا، مکزیک و برزیل این اقدامات را محکوم کردهاند که نشاندهنده شکلگیری اجماع منطقهای علیه یکجانبهگرایی است.
رئیسجمهور نیکلاس مادورو با صراحت اعلام کرده که ونزوئلا «هرگز مستعمره هیچ امپراتوری نخواهد شد» و به مسیر انقلابی خود ادامه خواهد داد. تأکید بر «قدرت واقعی» و «آمادگی برای شتاببخشی به انقلاب عمیق» نشاندهنده اراده سیاسی قوی برای مقابله با فشارهاست. وزیر دفاع ولادیمیر پادرینو لوپز نیز با اشاره به تاریخ آزادیخواهی ونزوئلا، تسلیمناپذیری را «غیرممکن تاریخی» خوانده است. این مواضع، بازتاب فرهنگ سیاسی مقاومتی است که در ساختار اجتماعی ونزوئلا نهادینه شده است.
حمایت کوبا و اهمیت همبستگی ضدامپریالیستی
رئیسجمهور کوبا، میگل دیاز-کانل، با «انرژیکترین محکومیت» به اقدامات آمریکا، از دولت قانونی ونزوئلا حمایت کرد. این حمایت، در چارچوب سنت تاریخی همبستگی بین دو انقلاب – بولیواری و کوبایی – قرار دارد. کوبا که خود طی بیش از شش دهه تحریمهای ظالمانه آمریکا را تجربه کرده، بهخوبی درک میکند که این حملات علیه ونزوئلا بخشی از استراتژی گستردهتر برای سرنگونی دولتهای مردمی در آمریکای لاتین است. اتحاد کارائیب و آمریکای لاتین در برابر مداخلهگری، کلید پایداری در برابر فشارهاست.
نقش توجیهناپذیر دولت ترینیداد
دولت ترینیداد و توباگو با اجازه دادن به استقرار سامانههای راداری آمریکا و استفاده از فرودگاههای خود برای عملیات نظامی، بهطور آشکار حاکمیت ملی ونزوئلا را نقض کرده است. نخستوزیر کملا پرساد-بیسesar با ادامه «دستورکار خصمانه» علیه کاراکاس، این کشور را به «بستر عملیاتی» آمریکا تبدیل کرده است. این همکاری، علیرغم کشته شدن صیادان خودی در حملات آمریکا، نشاندهنده تسلیم کامل در برابر فشارهای واشنگتن است.
در واکنش به این خیانت، ونزوئلا قراردادهای گازی با ترینیداد را فوراً لغو کرد. این اقدام، ضربه اقتصادی مهمی به ترینیداد وارد میکند و نشان میدهد که مقاومت اقتصادی میتواند ابزار دفاعی مؤثری باشد. این تصمیم همچنین پیامی روشن به سایر کشورهای منطقه است: همکاری با مداخلهگری به بهای از دست رفتن منافع اقتصادی تمام خواهد شد.
اقدامات آمریکا در کارائیب، نظم مبتنی بر قوانین بینالمللی را بهطور جدی تهدید میکند. استفاده از زور علیه کشتیهای تجاری در آبهای آزاد، سابقهای خطرناک ایجاد میکند که میتواند به تقلید توسط قدرتهای دیگر منجر شود. این روند، جهان را به سوی «فقدان نظم» (disorder) پیش میبرد که در آن قدرت، جایگزین حق میشود.
در مقابل، این اقدامات، اتحاد کشورهای مستقل را تقویت میکند. محکومیتهای کلامی و سیاسی از سوی کوبا، مکزیک، کلمبیا و برزیل، نشانهای از شکلگیری «بلوک مقاومت» است. این اتحاد میتواند بهتدریج بهعنوان پایهای برای سازوکارهای اقتصادی-امنیتی جایگزین عمل کند که وابستگی به آمریکا را کاهش دهد.
تحریمهای نفتی ونزوئلا، بازار جهانی را دچار بیثباتی میکند. با توجه به بحرانهای انرژی در اروپا و نیاز به منابع جایگزین، ادامه این سیاستها میتواند به افزایش قیمت نفت و شوکهای اقتصادی جدید منجر شود. این امر، هزینههای سیاستهای یکجانبه آمریکا را برای متحدانش نیز افزایش خواهد داد.
این گزارش نشان داد که اقدامات اخیر آمریکا علیه ونزوئلا، بخشی از استراتژی بلندمدت برای سرنگونی دولتهای مردمی و تصاحب منابع استراتژیک است. این سیاستها با ابزارهایی چون «برچسبگذاری تروریستی»، «جنگ با مواد مخدر توجیهی» و حملات نظامی مستقیم پیگیری میشود. با این حال، مقاومت قاطع دولت و مردم ونزوئلا، حمایت کوبا و محکومیت منطقهای، امید به پایداری را زنده نگه میدارد.
حق تعیین سرنوشت، اصل بنیادین حقوق بینالملل است که هیچ قدرتی نمیتواند آن را نادیده بگیرد. تجربه ونزوئلا و کوبا نشان میدهد که مقاومت فعال، دیپلماسی چندجانبه و همبستگی منطقهای، کلیدیترین ابزار برای دفاع از استقلال در برابر مداخلهگری است. جامعه جهانی و بهویژه کشورهای جهان سوم، باید با صدایی واحد، این سیاستهای یکجانبه را محکوم کرده و از سازوکارهای چندجانبه برای حفظ نظم مبتنی بر حقوق حمایت کنند. آینده صلح و ثبات منطقهای، در گرو احترام به حاکمیت ملی و پایاندادن به دوران امپراتوریهای امپریالیستی انرژیمحور است.

