
هندوراس در لبه پرتگاه: کاسترو خواستار بسیج مردمی برای مقابله با توطئه کودتای تحت حمایت آمریکا شد
مجله جنوب جهانی
بحران سیاسی-انتخاباتی در هندوراس و تهدید کودتای مورد حمایت ایالات متحده
خلاصه وضعیت
در یک بحران سیاسی بیسابقه که دموکراسی نه چندان مستحکم هندوراس را به ورطه سقوط کشانده است، دو هفته پس از برگزاری انتخابات سراسری در سیام نوامبر سال جاری، هنوز برندهای به طور رسمی اعلام نشده است. شورای ملی انتخاباتی این کشور پس از توقفی پنجروزه، فرآیند شمارش آرا را از سر گرفته، اما این روند با تخلفات گسترده، ادعاهای جدی تقلب و دخالت آشکار قدرتهای خارجی همراه شده است. آنچه این بحران را به مرحله هشدار جدی ارتقا داده، فراخوان رئیسجمهور کنونی شیومارا کاسترو برای بسیج عمومی علیه آنچه او «طرح کودتای مورد حمایت ایالات متحده» میخواند، است. این تحلیل به بررسی عمیق زمینههای تاریخی، کنشگران سیاسی، مکانیزمهای بحران و پیامدهای منطقهای این تنش میپردازد.
زمینههای تاریخی: از کودتای ۲۰۰۹ تا بحران کنونی
برای درک عمق بحران فعلی، باید به رویدادهای سرنوشتساز سال ۲۰۰۹ بازگشت. در آن سال، کودتای نظامی-سیاسی با حمایت آشکار ایالات متحده، مانوئل زلایا، رئیسجمهور منتخب و چپگرای آن دوران را برکنار کرد. این کودتا نه تنها روند دموکراتیک کشور را معکوس کرد، بلکه زمینه را برای سلطه حزب ملی هندوراس (PNH) به عنوان ابزار قدرت محافظهکاران و متحدان واشنگتن فراهم آورد. حزب ملی بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲، یعنی دو دوره متوالی، بر قدرت بود و در این مدت، نظام سیاسی را به سمت فساد گسترده، ارتباط با شبکههای قاچاق مواد مخدر و تضعیف نهادهای مستقل انتخاباتی سوق داد.
نکته حائز اهمیت این است که همین حزب ملی، اکنون کاندیدای خود یعنی نصری اسفورا را با همان ماشین سیاسی-انتخاباتی و حمایتهای بیرونی به میدان فرستاده است. این پیوستگی تاریخی نشان میدهد که بحران فعلی تنها یک اختلاف انتخاباتی ساده نیست، بلکه تلاشی سازمانیافته برای بازگرداندن ساختار قدرت پیشین است که با مقاومت گسترده نیروهای مترقی روبرو شده است.
کنشگران سیاسی و توازن قوا
در صحنه فعلی، سه جریان اصلی قدرت وجود دارد:
حزب ملی هندوراس (PNH) و کاندیدای راست افراطی: نصری اسفورا، شهردار سابق پایتخت و چهرهای با پیوندهای قوی به ساختار قدرت قدیمی، با کسب ۴۰.۵۳ درصد آرا (معادل یک میلیون و ۳۰۲ هزار و ۲۶۴ رأی) در صدر قرار دارد. این حزب از حمایت صریح دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، برخوردار است و این حمایت، به معنای دخالت آشکار در امور داخلی یک کشور مستقل است.
حزب لیبرال هندوراس (PLH): سالوادور نصرالا، مجری تلویزیونی و چهرهای غیرسنتی، با ۳۹.۲۱ درصد آرا (یک میلیون و ۲۵۸ هزار و ۵۸۰ رأی) در جایگاه دوم است. او حتی از اعضای خود حزب ملی را متهم به تقلب کرده و این نشاندهنده شکاف عمیق در درون دستگاه حاکم سابق است.
حزب آزادی و بازسازی (LIBRE): ریکسی مونکادا، کاندیدای چپگرای این حزب و نماینده دولت کنونی، با ۱۹.۳ درصد آرا در مرتبه سوم قرار دارد. این حزب مستقیماً از سیاستهای رئیسجمهور شیومارا کاسترو حمایت میکند و ادعای تقلب را مطرح کرده است.
نکته کلیدی اینکه دو حزب لیبرال و آزادیبخش که مجموعاً نزدیک به ۶۰ درصد آرای مردمی را دارند، هر دو انتخابات را باطل میدانند. این ائتلاف ضمنی علیه حزب ملی، معادلات قدرت را به شدت پیچیده کرده است.
مکانیزمهای تقلب ادعایی و نقض شفافیت
شواهد ارائهشده از سوی معترضان، الگویی تکراری از تخلفات سازمانیافته را نشان میدهد:
قطع دسترسی ناظران: نصرالا صراحتاً اعلام کرده که نمایندگان حزب ملی دوربینهای نظارتی را خاموش کرده و مانع ورود نمایندگان حزب لیبرال به محل نگهداری صندوقهای رأی شدهاند. این اقدام، نقض صریح اصل شفافیت است.
توقف غیرقانونی شمارش: شورای ملی انتخاباتی پس از دو هفته، هنوز نتوانسته نتایج نهایی را اعلام کند و این تاخیر، به گفته مأموریت ناظر سازمان کشورهای آمریکایی، «غیرقابل توجیه» است.
پاکسازی آراء: نصرالا خواستار بازشماری دستی ۱۴ هزار صندوق رأی شده که ۲۷۷۳ مورد آن به طور ویژه از امروز ساعت هفت صبح مورد بررسی قرار میگیرد. او تهدید کرده که اگر این خواسته محقق نشود، مشروعیت انتخابات زیر سؤال میرود.
دخالت خارجی: هم رئیسجمهور کاسترو و هم نصرالا، دخالت علنی ترامپ را محکوم کردهاند. ترامپ نه تنها از اسفورا حمایت کرده، بلکه خوان اورلاندو هرناندز، رئیسجمهور سابق محکوم به ۴۰ سال زندان به اتهام قاچاق مواد مخدر را نیز مورد عفو قرار داده است.
کودتای بالقوه و نقش هرناندز
حوزهای که بحران را به نقطه غیرقابل بازگشت نزدیک کرده، نقش خوان اورلاندو هرناندز است. هرناندز که در انتخابات ۲۰۱۷ با ادعای تقلب گسترده توانست به قدرت باقی بماند، در پایان دوره ریاستجمهوریاش به دلیل ارتباط با کارتلهای مواد مخدر به بیش از ۴۰ سال حبس محکوم شد. با این حال، ترامپ او را مورد عفو قرار داد و اکنون هرناندز در ایالات متحده آزاد است.
رئیسجمهور کاسترو بر اساس « اطلاعاتی تأییدشده» اعلام کرده که هرناندز قصد دارد وارد هندوراس شود و «درست در زمانی که حملهای برای شکستن نظام قانون اساسی و دموکراتیک از طریق کودتا علیه دولت من در جریان است، برنده انتخابات را اعلام کند». این ادعا، سناریویی خطرناک را ترسیم میکند: یک کودتای سیاسی-نظامی که توسط شخصیتی تاریخی طراحی شده و از سوی قدرتهای خارجی حمایت میشود.
واکنشهای داخلی و بینالمللی: شکاف در جبههها
در داخل، شیومارا کاسترو فراخوانی تاریخی برای بسیج مردمی صادر کرده است. او از «مردم، جنبشهای اجتماعی، گروههای جمعی، سازمانهای مردمنهاد، فعالان و شهروندان» خواسته که به صورت مسالمتآمیز در پایتخت تجمع کنند تا «فرمان مردمی» را دفاع کنند. این فراخوان، نشانهای از تلاش برای مقابله با کودتا از طریق اراده مستقیم مردم است، الگویی که در تاریخ آمریکای لاتین سابقه دارد.
در سوی مقابل، پلیس با سرکوب سنگین معترضان برخورد کرده که خود نشانهای از شکاف در نیروهای امنیتی است. کاسترو خواستار تحقیق و اخراف افسران خاطی شده است.
در سطح بینالمللی، سازمان امپربالیستی کشورهای آمریکایی (OAS) که تاریخچهای طولانی در دخالتهای جانبدارانه در این منطقه دارد، خواستار از سرگیری فوری بازشماری شده، اما از محکوم کردن صریح تقلب خودداری کرده است. این موضعگیری ملاحظهکارانه، نشان میدهد که نهادهای منطقهای همچنان تحت تأثیر فشارهای ژئوپلتیک ایالات متحده قرار دارند.
پیامدهای ژئوپلتیک و خطر بیثباتی منطقهای
این بحران فراتر از مرزهای هندوراس است. اگر کودتا موفق شود، پیامدهای زیر را به دنبال خواهد داشت:
سقوط دموکراسی چپگرایانه: دولت کاسترو و حزب آزادسازی و بازسازی، نخستین دولت چپگرای منتخب پس از کودتای ۲۰۰۹ هستند. سقوط آنان، به معنای پایان تجربه دموکراتیک مترقی در این کشور است.
تثبیت الگوی دخالت آمریکا: حمایت ترامپ از اسفورا و عفو هرناندز، الگویی خطرناک از دخالت مستقیم در امور داخلی کشورهای آمریکای لاتین را تقویت میکند.
بیثباتی منطقهای: هندوراس کشوری استراتژیک در آمریکای مرکزی است. بحران داخلی آن میتواند به کشورهای همسایه مانند گواتمالا، السالوادور و نیکاراگوا سرایت کند.
تجارت مواد مخدر: بازگشت هرناندز و حلقه قدرت پیشین، به معنای تقویت مجدد ارتباطات سیاسی با کارتلهای مواد مخدر خواهد بود.
هندوراس در یک لحظه تاریخی قرار دارد. ادغام تقلب انتخاباتی، دخالت خارجی و تهدید کودتا، ترکیبی انفجاری است که میتواند کشور را بار دیگر به دوران تاریک دهههای پیشین بازگرداند. فراخوان کاسترو برای بسیج مردمی، آخرین حربه دموکراسی در برابر کودتاست. موفقیت یا شکست این مقاومت، نه تنها سرنوشت هندوراس، بلکه آینده سیاسی کل منطقه آمریکای مرکزی را تعیین خواهد کرد. جامعه بینالمللی، به ویژه نهادهای مستقل حقوق بشری و کشورهای مترقی منطقه، باید قبل از آنکه دیر شود، از اراده مردمی هندوراس حمایت کنند و از تکرار کودتای ۲۰۰۹ جلوگیری نمایند. در غیر این صورت، پیامدها فاجعهبار خواهد بود و دموکراسی در این منطقه حساس، برای سالهای طولانی به تعویق خواهد افتاد.

