
گوانچای چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
گفتگوی اخیر میان پائولو باتیستا، اقتصاددان برجسته برزیلی و معاون سابق بانک توسعه جدید گروه بریکس، با رسانه گوانچا، نگاهی نافذ به بحرانهای ساختاری نظام مالی جهانی، سیاستهای قدرتطلبانه ایالات متحده و تلاشهای در حال شکلگیری برای ایجاد بدیلهای چندجانبه ارائه میدهد. باتیستا که سابقه مدیریت در صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را در کارنامه دارد، از موضعی دروننهادی به نقد این سازمانها میپردازد و تجربه عملی خود از تأسیس بانک بریکس در شانگهای را روایت میکند. این گزارش تحلیلی تلاش میکند مفاهیم کلیدی این گفتگو را در بستری گستردهتر بررسی کرده و پیامدهای راهبردی آن را برای کشورهای جنوب جهانی، بهویژه ایران، تدوین نماید.
—
سیاستهای تجاری ترامپ: از ابزار اقتصادی به سلاح سیاسی
باتوستا با صراحت بیسابقهای استفاده گسترده دولت دونالد ترامپ از تعرفههای وارداتی را نه بهمثابه سیاست اقتصادی، بلکه بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار سیاسی توصیف میکند. وی تأکید دارد که این رویکرد در تاریخ اقتصادی جهان بینظیر است: ترامپ بهطور سیستماتیک اقتصادهای بزرگ از چین و هند تا نیجریه و آفریقای جنوبی را هدف قرار داده و حتی کانادا بهعنوان نزدیکترین همپیمان واشنگتن نیز از این تعرضات مصون نمانده است. نکته حائز اهمیت، تأثیر روانی این تهدیدهاست؛ حتی اگر برخی از این تهدیدات اجرایی نشود، خودِ تهدید کافی است تا زنجیرههای تأمین و روابط تجاری را دچار اختلال جدی کند.
در مورد برزیل، باتیستا اشاره میکند که گرچه صادرات این کشور به آمریکا پیش از بحران حدود ۱۲ درصد از کل صادرات بوده و وابستگی اقتصادی به بازار آمریکا به اندازه مکزیک یا کانادا نیست، اما تهدید به اعمال تعرفه ۵۰ درصدی بر کالاهای برزیلی نشاندهنده ماهیت سیاسی این اقدامات است. آمریکا بهجای ارزیابی علمی و موردبهموردی، بر اساس محاسبات صرفاً سیاسی عمل کرده و حتی توافقنامههای بینالمللی تصویبشده در کنگره را نیز نادیده میگیرد. این رویکرد، بنیانهای حقوقی نظام تجاری بینالملل را سست میکند.
نکته بسیار حساستر، دخالت آشکار ترامپ در فرایند قضایی برزیل است. وی علناً اعلام کرده که از محکومیت ژایر بولسونارو، رئیسجمهور پیشین برزیل، در دادگاه «توطئه کودتا» ناراضی است و این محاکمه را «جنگ شکار ساحران» نامیده است. باتیستا معتقد است که این فشار سیاسی مستقیم پس از تهدیدهای تعرفهای صورت گرفته و نهادهای قضایی برزیل نیز بهنوعی به این فشار واکنش نشان دادهاند. این امر نشاندهنده ابعاد خطرناک بهکارگیری ابزارهای اقتصادی برای مداخله در حاکمیت ملی است.
لازم به ذکر است که برزیل در این شرایط، نه تسلیم شده بلکه با موضعگیری قاطع دولت لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، از حاکمیت ملی دفاع کرده است. لولا با بیان اینکه «حاکمیت ملی قابل معامله نیست»، توانسته میزان محبوبیت خود را افزایش دهد. این واکنش، نمونهای از الگوی مقاومت فعال در برابر زورگوییهای آمریکاست که میتواند برای سایر کشورهای در حال توسعه الگوبرداری شود.
—
صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی: از مشروعیت توسعهای به ابزار سیاسی
باتوستا بهعنوان کسی که هشت سال (۲۰۰۸-۲۰۱۶) در صندوق بینالمللی پول فعالیت کرده، شهادت بیپردهای درباره ساختار معیوب و سیاسی این نهادها ارائه میدهد. وی معتقد است که علیرغم مأموریت اعلامشده این سازمانها برای کمک به توسعه جهانی، عملکرد آنها به «آسیبزایی» منجر شده است. دلیل اصلی، ساختار رهبری منسوخ و انحصاری این نهادهاست که تحت سلطه قدرتهای محور اطلس شمالی (آمریکا و اروپا) قرار دارد.
فهرستهای پنهان سیاسی
یکی از افشاگریهای مهم باتیستا، وجود فهرستهای سیاسی غیررسمی در این نهادهاست. وی از «فهرست سفید» و «فهرست سیاه» نام میبرد که بر اساس آن، کشورهای محبوب غرب از حمایتهای مالی نامحدود بهرهمند میشوند و کشورهای نامطلوب بهطور کامل از دسترسی به منابع محروم میمانند. او بهصراحت میگوید: «اوکراین در فهرست سفید قرار دارد.» پس از کودتای میدان استقلال کییف در سال ۲۰۱۴ که باتیستا در صندوق حضور داشته، او گزارشهای داخلی کارشناسان صندوق را خوانده که اقتصاد اوکراین را ویرانشده توصیف میکردند. با این حال، حمایت مالی از اوکراین بهویژه پس از آغاز جنگ وسیع در سال ۲۰۲۲ بهشدت افزایش یافت.
باتیستا با تأکید بر این نکته که بانک جهانی به اوکراین کمک مالی بیشتری نسبت به کل قاره آفریقا ارائه داده، عملکرد این نهاد را بهمثابه ابزاری سیاسی برای پیشبرد منافع غرب توصیف میکند. این گزاره نشان میدهد که معیار تخصیص منابع، نه نیاز واقعی یا شایستگی اقتصادی، بلکه مطابقت با اهداف سیاسی واشنگتن و بروکسل است.
کاربرد سلاحهای مالی
در مقابل، کشورهایی مانند ایران، کره شمالی و حتی صربستان بهدلیل روابط با روسیه، در فهرستهای سیاه یا خاکستری قرار میگیرند. باتیستا توضیح میدهد که برای ایران، حتی امکان طرح درخواست رسمی نیز وجود ندارد؛ مدیران ارشد به کارمندان میگویند: «لطفاً تماس نگیرید.» صربستان نیز بهدلیل پیوند عمیق با مسکو در فهرست خاکستری قرار دارد و هرگونه درخواست کمک در سطوح پایینتر مسدود میشود.
این سازوکار، نظام مالی بینالملل را به ابزاری برای «سلاحسازی» تبدیل کرده است. باتیستا از سامانه ارتباطات مالی بینبانکی (SWIFT) بهعنوان سلاحی یاد میکند که کشورهای ناهمکار را از آن محروم میکند. مثال روسیه که نیمی از ذخایر ارزی ۳۰۰۰ میلیارد دلاری خود را در معرض بلوکهشدن قرار داده، نشاندهنده تبدیل پول ملی به ابزار فشار است. این اقدامات، اعتماد کشورهای در حال توسعه به نظام مالی کنونی را شدیداً تضعیف کرده و آنها را به جستجوی آلترناتیو سوق میدهد.
—
بانک توسعه جدید بریکس: تجربهای آزموده و چالشهای پیش رو
باتیستا که از سال ۲۰۱۵ بهدعوت دیلماریوسف، رئیسجمهور پیشین برزیل و رئیس فعلی بانک بریکس، از واشنگتن به شانگهای ملحق شد، از تأسیس بانک توسعه جدید بهمثابه یک پروژه جایگزینی برای بانک جهانی یاد میکند. هدف آشکار، ایجاد نهادی بود که وابستگی به قدرتهای غربی را نداشته باشد و بتواند بدون پیششرطهای سیاسی به توسعه زیرساخت در کشورهای عضو کمک کند.
انتخاب شانگهای و نماد قدرت ساختاری چین
یکی از نکات جالب، فرایند انتخاب محل بانک است. میان چین، هند و آفریقای جنوبی، نهایتاً شانگهای با پیشنهاد ساخت یک ساختمان ۲۰ طبقه مجهز در منطقه پودونگ انتخاب شد. باتیستا این ساختمان را «بهترین ساختمان بانکی جهان» توصیف میکند که بیانگر ظرفیت چین در ارائه زیرساختهای فوقالعاده است. این انتخاب نمادی از تعهد عملی چین به تقویت نهادهای جایگزین بود.
چالشهای عملیاتی: از تسهیلات ذخیره احتیاطی تا گسترش عضویت
باتیستا بهصراحت از بنبست در اجرای «تسهیلات ذخیره احتیاطی بریکس» (CRA) سخن میگوید. این سازوکار که قرار بود نقش صندوق بینالمللی پول را ایفا کند، بهدلیل محافظهکاری بانکهای مرکزی کشورهای عضو، بهویژه بانک مرکزی برزیل، عملاً فعال نشده است. نگرانی از ناپایداری ذخایر ارزی و نیاز به پشتیبانی از کشورهایی مانند آفریقای جنوبی، مانع اصلی بوده است. این نشان میدهد که حتی در میان کشورهای جنوب جهانی، ترس از ریسک و وابستگی به دلار آمریکا همچنان قوی است.
در حوزه گسترش عضویت، بانک بریکس بهرغم هدف اولیه جهانیشدن، پس از یک دهه تنها ۱۰ کشور عضو دارد (۵ عضو اولیه بهعلاوه ۵ عضو جدید). باتیستا این وضعیت را «نامطلوب» توصیف میکند و آن را با بانک سرمایهگذاری زیرساخت آسیایی (AIIB) مقایسه میکند که تقریباً همزمان تأسیس شده اما به بیش از ۱۰۰ عضو رسیده است. علت این کندی، ترس از برچسبخورده شدن سیاسی و نیز نگرانی از تأثیر بر رتبه اعتباری بانک است.
ساختار معیوب: وابستگی به نظام رتبهبازی غربی
یکی از انتقادات جدی باتیستا، اشتباه راهبردی در طراحی ساختار بانک است. بانک بریکس خود را بهعنوان بخشی از «سیستم غربی» تعریف کرد و برای جذب سرمایه از بازارهای نیویورک و لندن، بهدنبال کسب رتبه از مؤسسات غربی بود. این امر دست آنها را بست. نتیجه آن شد که بانک نمیتواند به روسیه، یکی از اعضای مؤسس با سهمی ۲۰ درصدی از سرمایه، وام دهد. این خود نقض قراردادهای معتبر است و نشان میدهد که حتی نهادهای جایگزین نیز در دام نظام مالی غرب گرفتار آمدهاند.
مشکل زمانی آشکارتر میشود که بانک حتی پرداختهای قراردادی پیش از جنگ را نیز به روسیه متوقف کرده است. باتیستا این را «نقض قرارداد» مینامد و آن را نتیجه ترس از تأثیر بر رتبه اعتباری در بازارهای غربی میداند. این ترس نشان میدهد که وابستگی به سیستم رتبهبازی مؤسساتی مانند مودی، فیتچ و استاندارد و پورز، چگونه حتی نهادهای مستقل را نیز به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل کرده است.
—
ایران و درسهای راهبردی
باتیستا بهصراحت از ایران بهعنوان نخستین کشوری نام میبرد که در سال ۲۰۱۵ درخواست رسمی عضویت در بانک بریکس را ارائه داد. این نشاندهنده تمایل تاریخی ایران به پیوستن به نهادهای چندجانبه مستقل از غرب است. با این حال، مخالفتهای داخلی بهدلیل ترس از تأثیر بر رتبه اعتباری بانک، مانع پیوستن ایران شد.
این تجربه درسهای مهمی برای ایران دارد:
اولاً، حتی نهادهای جایگزین نیز در معرض فشارهای سیستمی غرب قرار دارند. نگرانی از تحریمهای ثانویه و تأثیر بر رتبه اعتباری، عامل بازدارنده قوی است. ثانیاً، ایران باید بهدنبال عضویت گروهی و همزمان با چند کشور باشد تا ریسک سیاسی تقسیم شود. سوماً، توسعه سازوکارهای مالی مستقل از دلار و رتبهبازی غربی، ضرورتی فوری است.
—
نظم نوین اقتصادی جهانی: چشمانداز و ضرورتها
باتیستا معتقد است که شکاف ژئوپلیتیکی سال ۲۰۲۲ (جنگ اوکراین) نقطه عطفی بود که روابط غرب با بقیه جهان را بهطور جدی تغییر داد. او از «خروج از سیستم مالی غربی» بهعنوان راهحل یاد میکند و معتقد است که میتوان با صبر و استراتژی مناسب، وابستگی به این سیستم را کاهش داد.
عوامل کلیدی برای موفقیت بدیلهای جدید
گسترش عضویت سیاسی: جذب کشورهایی مانند اندونزی (چهارمین کشور پرجمعیت جهان) ضروری است. این امر مشروعیت و منابع بانک را افزایش میدهد.
کاهش وابستگی به دلار: استفاده از ارزهای ملی در وامدهی و تسویه حسابها میتواند نقش دلار را محدود کند. پیشنهاد ایجاد واحد ارزی مشترک بریکس در همین راستا ارزیابی میشود.
ایجاد سازوکار رتبهبازی مستقل: وابستگی به مؤسسات غربی برای ارزیابی اعتبار، نهادهای جدید را آسیبپذیر میکند. ایجاد مؤسسات رتبهبازی منطقهای ضروری است.
فعالسازی تسهیلات ذخیره احتیاطی: بانکهای مرکزی کشورهای عضو باید ریسکپذیری خود را افزایش دهند و این سازوکار را از بنبست خارج کنند.
همافزایی با سازمانهای منطقهای: بانک بریکس باید با سازمان همکاری شانگهای، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سایر نهادهای منطقهای هماهنگ شود.
گفتگوی باتیستا تصویری روشن از بحران مشروعیت نظام مالی کنونی ارائه میدهد. نهادهایی که قرار بود ابزار توسعه جهانی باشند، به سلاحهای سیاسی تبدیل شدهاند. کشورهای جنوب جهانی دیگر نمیتوانند امنیت مالی خود را به اراده سیاسی واشنگتن وابسته کنند.
بانک توسعه جدید بریکس، علیرغم چالشهای ساختاری و وابستگیهای باقیمانده، بهترین امید برای ایجاد نظمی چندقطبی است. اما موفقیت آن نیازمند شجاعت سیاسی، ابتکار عمل فنی و صبر راهبردی است. برای ایران، این گفتگو تأکیدی است بر ضرورت پیگیری مستمر عضویت در نهادهای چندجانبه مستقل، تنوعبخشی به روابط اقتصادی و کاهش وابستگی به نظام مالی غربی.
در نهایت، آینده نظام اقتصادی جهانی به سمت چندقطبیگری پیش میرود، اما مسیر آن پر از چالش و نیازمند همبستگی جمعی کشورهای جنوب جهانی است. تجربه برزیل نشان میدهد که مقاومت فعال در برابر زورگویی، نه تنها ممکن است، بلکه میتواند به تقویت موقعیت داخلی و بینالمللی کشورها منجر شود.

