
مجله جنوب جهانی
در تناوبی از تنشزاییهای استراتژیک، ایالات متحده آمریکا طی دهه اخیر سیاست فشار حداکثری خود علیه دولت کاراکاس را به سطحی بیسابقه ارتقاء داده است. توقیف متوالی نفتکشهای ونزوئلا در آبهای دریای کارائیب طی بازه زمانی کوتاه دهروزه، نهتنها صادرات نفت این کشور را با مخاطره جدی روبرو ساخته، بلکه پیامدهای زیانبار این اقدامات بر اقتصاد کوبا را بهگونهای عمیق نمایان ساخته که حتی رسانههای غربی از «قرار گرفتن هاوانا در آستانه فروپاشی کامل» سخن میگویند. این گزارش بهدنبال تحلیل لایههای پنهان و آشکار این بحران چندوجهی است.
پیوند استراتژیک بین کاراکاس و هاوانا ریشه در دهه 1990 و آغاز دوره ریاستجمهوری هوگو چاوز دارد. این رابطه بر پایهای مبتنی بر «همکاری متقابل جنوب-جنوب» شکل گرفت که طی آن، ونزووئلا بهعنوان قدرت نفتی منطقه، نفت خام ارزانقیمت را به کوبا صادر میکرد و در مقابل، هاوانا با ارسال نیروهای پزشکی متخصص، مربیان ورزشی و کارشناسان امنیتی، نیازهای توسعهای ونزوئلا را پاسخ میداد. این مدل همکاری، هر دو کشور را بهویژه در برابر فشارهای واشنگتن بهطور عملیاتی به یکدیگر وابسته کرد. با این حال، پس از مرگ چاوز در 2013 و تشدید تحریمهای ایالات متحده، جریان نفتی روزانه از 100 هزار بشکه به حدود 30 هزار بشکه کاهش یافت که این خود نشانهای از شکنندگی این پیوند استراتژیک بود.
توقیف دو نفتکش «کاپیتان» و «سنتوریز» در فاصله 10 روز، بخشی از استراتژی جدیدی است که میتوان آن را «محاصره دریایی تاکتیکی» نامید. این عملیات که با مشارکت گارد ساحلی ایالات متحده و دیگر نهادهای امنیتی انجام میشود، در عمل 70 درصد از ظرفیت حملونقل دریایی نفت ونزوئلا را هدف قرار داده است. آنچه این اقدام را از تحریمهای سنتی متمایز میکند، استفاده از زور نظامی مستقیم در آبهای بینالمللی بدون مجوز قانونی از سازمانهای بینالمللی است. ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر فعالیتهای قاچاق مواد مخدر و تخطی از تحریمها، دستاویزی است که حقوقدانان بینالمللی آن را «بهانهای ناکاف برای نقض حاکمیت دریایی» ارزیابی میکنند.
اقتصاد کوبا که سالهاست تحت تحریمهای یکجانبه ایالات متحده قرار دارد، اکنون با بحرانی چندلایه روبروست. بر اساس دادههای ارائشده، اقتصاد این کشور از سال 2018 تاکنون 15 درصد کوچکتر شده و نرخ تورم انباشته به مرز 450 درصد رسیده است. سقوط ارزش پزوی کوبا از نرخ 30 به 450 پزو در مقابل هر دلار آمریکا در بازار غیررسمی، نشانهای از فروپاشی اعتماد پولی و از دست رفتن کنترل سیاستگذاری پولی است. در چنین شرایطی، هرگونه انقطاع یا کاهش بیشتر در تأمین انرژی ارزان، بهمعنای توقف کامل حملونقل عمومی، خاموشیهای گسترده و فلج شدن بخش تولید و کشاورزی خواهد بود. این وضعیت، خطر «فروپاشی کنترلشده» نظام اقتصادی-سیاسی را تشدید میکند.
آمار 2.7 میلیون مهاجر از کوبا طی پنج سال اخیر، معادل 25 درصد از جمعیت کل کشور، پدیدهای بیسابقه در تاریخ معاصر این کشور است. این «تخلیه جمعیتی» که توسط کارشناسان دانشگاه باروچ بهعنوان «فاجعه انسانی همسنگ با کشورهای درگیر جنگ» توصیف شده، بهمعنای از دست رفتن نیروی کار ماهر، جوانان متخصص و سرمایه اجتماعی است. چنین پدیدهای نهتنها کوچکسازی اقتصاد را تسریع میبخشد، بلکه خطر بروز بیثباتی اجتماعی و افزایش جرم و ناامنی را نیز بهدنبال دارد.
سخنان میگل دیاز-کانل، رئیسجمهور کوبا، که آمریکا را به «دزدی دریایی» و «تروریسم اقتصادی» متهم کرده، نشاندهنده تغییر پارادایم سیاسی در هاوانا است. کوبا که پیشتر در مواجهه با تحریمها از دیپلماسی نرم استفاده میکرد، اکنون به سیاست «مقاومت فعال» روی آورده است. این تغییر، همزمان با تلاشهای دیپلماتیک برای حفظ دولت نیکولاس مادورو است. بهگفته توماس شنون، دیپلمات سابق آمریکا، کوبا «حفاظت کامل» از مادورو و تیم وارث او را تضمین کرده که این خود نشانگر اهمیت بقای دولت کاراکاس برای منافع استراتژیک هاوانا است.
اعتراض عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، و ابراز نگرانی برلین، نشاندهنده شکاف بینالمللی در برابر سیاستهای یکجانبه واشنگتن است. جیسون کراو، نماینده دموکرات کنگره آمریکا، با اشاره به تجربه جنگ عراق و افغانستان، نگرانی عمیقی از «فقدان تصمیمسازان مجرب» در دولت کنونی و «عدم مشورت با پارلمان» ابراز داشته است. کلیر فینکلشتاین، استاد حقوق دانشگاه پنسیلوانیا، استراتژی ایالات متحده را «اقدامی آشکار برای تحریک ونزوئلا به واکنش نظامی» ارزیابی میکند تا بدینترتیب بهانهای برای اقدام تلافیجویانه فراهم آید. این تحلیل، نشاندهنده خطر «سیکل تشدید» (escalation cycle) است که میتواند منطقه را به سمت درگیری نظامی ناخواسته سوق دهد.
استراتژی ایالات متحده بهنظر میرسد بر دو محور استوار است: نخست، «خفهکردن اقتصادی» ونزوئلا از مسیر قطع صادرات نفت و دوم، «تضعیف پایگاه حمایتی» کوبا. این رویکرد، با هدف نهایی «تغییر رژیم» در کاراکاس طراحی شده است. اما پیامدهای آن میتواند بهصورت زیر باشد:
سناریوی فروپاشی کنترلشده: کوبا ممکن است با بحران انسانی شدیدی روبرو شود که نیازمند مداخله بینالمللی خواهد بود.
سناریوی مقاومت فعال: ونزوئلا و کوبا ممکن است به سمت تقویت پیمانهای امنیتی با قدرتهای مخالف آمریکا (مانند روسیه یا چین) روی آورند.
سناریوی درگیری محدود: هرگونه واکنش نظامی ونزوئلا، حتی محدود، میتواند بهانهای برای اقدام نظامی آمریکا باشد، که پیامدهای آن برای کل منطقه کارائیب غیرقابل پیشبینی است.
فشار بر ونزوئلا و کوبا، نمونهای از «جنگ نیابتی اقتصادی» است که ایالات متحده بهجای درگیری مستقیم، از ابزارهای اقتصادی-نظامی برای تغییر نظام سیاسی استفاده میکند. این سیاست، علاوه بر نقض آشکار اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها، خطر «بیثباتسازی منطقهای» را بهشدت افزایش داده است. کوبا بهعنوان کشوری که از سال 1959 تحت محاصره اقتصادی قرار دارد، اکنون در آستانه آزمونی سختتر از دهه 1990 است. در سوی دیگر، ونزوؤلا با کاهش شدید درآمدهای نفتی، ممکن است به نقطهای برسد که دیگر توان حفظ حاکمیت ملی خود را نداشته باشد. آنچه واضح است، اینکه جامعه بینالملل با یک «بحران انسانی-سیاسی قریبالوقوع» روبروست که نیازمند کنشگری فوری و چندجانبه برای جلوگیری از فروپاشی کامل نظم منطقهای است. ادامه این روند، نهتنها امنیت کارائیب، بلکه بنیانهای حقوق بینالملل و نظم چندجانبه را به چالش میکشد.

