مجله جنوب جهانی

در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵ میلادی، منطقه کارائیب به کانون یکی از جدی‌ترین بحران‌های ژئوپلیتیکی در نیم‌کره غربی بدل شده است. این بحران که ریشه در اختلافات دیرینه میان ایالات متحده و دولت ونزوئلا دارد، با تشدید بی‌سابقه تحرکات نظامی آمریکا و اتهام‌زنی‌های متقابل دو طرف، وارد مرحله‌ای خطیر شده که می‌تواند پیامدهای فرامنطقه‌ای در پی داشته باشد. متن حاضر به بررسی ابعاد مختلف این بحران، اهداف استراتژیک طرفین، و واکنش‌های بین‌المللی می‌پردازد.

بر اساس گزارش‌های تأییدشده، ایالات متحده در هفته منتهی به ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵، دست به انتقال گسترده نیروهای نظامی و تسلیحات پیشرفته به منطقه کارائیب زده است. این انتقال که با استفاده از هواپیماهای حمل‌ونقل نظامی سی-۱۷ و بالگردهای چرخان وی-۲۲ صورت گرفته، نشان‌دهنده آمادگی عملیاتی برای اجرای سناریوهای مختلف نظامی است.
بالگردهای وی-۲۲ «عقاب دریایی» که توسط دست‌کم ۱۰ فروند از آن‌ها در این عملیات استفاده شده، از توانایی منحصربه‌فردی برای عملیات‌های نفوذ و خروج از مناطق پرخطر برخوردارند. این بالگردها متعلق به یگان ویژه عملیات هوایی ۱۶۰ هستند که به‌عنوان یکی از نخبگان نیروهای ویژه آمریکا شناخته می‌شود. این یگان آموزش‌های ویژه‌ای برای حمایت هوایی نزدیک از نیروهای زمینی و عملیات‌های حساس دیده است.
هواپیماهای سی-۱۷ نیز که از پایگاه‌های ارتشی استوارت و کمپبل به پورتوریکو رسیده‌اند، توان حمل نیرو و تجهیزات سنگین را دارند. این هواپیماها متعلق به تیپ هوایی ۱۰۱ پیاده‌نظام هوابرد هستند که سابقه عملیات‌های تهاجمی در نقاط مختلف جهان را دارد. همچنین گردان نخست تفنگداران ۷۵ که در پایگاه هوایی هانتر مستقر است، وظیفه تصرف و کنترل فرودگاه‌ها را بر عهده دارد و در عملیات‌های هدفمند برای دستگیری یا حذف اهداف خاص، امنیت میدانی برای یگان‌هایی مانند تیم ششم نیروی دریایی ویژه و نیروی دلتا تأمین می‌کند.
رئیس‌جمهور ترامپ مدعی شده که ناوگان اعزامی به منطقه «بزرگ‌ترین ناوگانی است که تاکنون تشکیل داده‌ایم و از هر ناوگان مستقر در آمریکای جنوبی فراتر رفته است». این ناوگان شامل یک گروه ناو هواپیمابر، یک گروه آمادگی دریایی تفنگداران دریایی، پنج ناوشکن، یک اسکادران جنگنده‌های اف-۳۵ای، هواپیماهای جنگنده الکترونیکی ای‌ای-۱۸جی «غریر» و بالگردهای نجات اچ‌اچ-۶۰دبلیو است.

این ترکیب از توانایی‌های تهاجمی هوایی، دریایی و الکترونیکی، قابلیت اجرای عملیات‌های گسترده از بمباران دقیق تا محاصره دریایی و درگیری‌های سطحی را فراهم می‌کند. حضور جنگنده‌های اف-۳۵ای که از فناوری رادارگریزی پیشرفته برخوردارند، و هواپیماهای ای‌ای-۱۸جی که قادر به سرکوب سامانه‌های پدافند هوایی و اخلال در ارتباطات دشمن هستند، نشان‌دهنده آمادگی برای مقابله با هرگونه مقاومت سازمان‌یافته است.

از محاصره اقتصادی تا تهدید نظامی مستقیم

ایالات متحده از اوت ۲۰۲۵، با بهانه مبارزه با قاچاق مواد مخدر، بزرگ‌ترین عملیات نظامی چند دهه اخیر خود را در آب‌های کارائیب آغاز کرده است. این عملیات که ابتدا با توقیف کشتی‌های نفتی ونزوئلایی آغاز شد، اکنون به تهدید مستقیم حمله هوایی و عملیات زمینی تبدیل شده است.
ترامپ با صراحت اعلام کرده که «فضای هوایی اطراف ونزوئلا باید همچنان بسته تلقی شود» و از احتمال بمباران داخل خاک ونزوئلا نه تنها خودداری نکرده، بلکه تهدید کرده که «به‌زودی طرح مشابهی را در خشکی نیز اجرا خواهیم کرد». این اظهارات که در قالب یک سیاست فشار حداکثر و ارعاب بیان می‌شود، حاکی از تغییر پارادایم از مبارزه با مواد مخدر به تلاش برای تغییر رژیم و دسترسی به منابع انرژی است.
سخنگوی دائمی ونزوئلا در سازمان ملل متحد، ساموئل مونکادا، در سخنانی قابل تأمل، این اقدامات را بخشی از «فرعی ترامپ بر دکترین مونرو» خوانده است. دکترین مونرو که در قرن نوزدهم به‌منظور جلوگیری از مداخلات اروپایی در نیم‌کره غربی تدوین شد، اکنون به ابزاری برای توجیه مداخلات یک‌جانبه آمریکا بدل شده است.
«فرعی ترامپ» که در استراتژی امنیت ملی آمریکا ارائه شده، بر سلطه همگانی آمریکا بر نیم‌کره غربی تأکید دارد و حاکی از نگرانی عمیق واشنگتن از نفوذ فزاینده قدرت‌های رقیق مانند چین و روسیه در منطقه است. ونزوئلا که از حمایت این دو قدرت برخوردار است، به‌عنوان یک هدف اولیه برای ارسال پیام قدرتی به تمام منطقه انتخاب شده است.
دولت ونزوئلا با استناد به سخنان صریح ترامپ که خواهان بازگشت «سرزمین‌ها، نفت و معادن» ونزوئلا شده، معتقد است که بهانه مبارزه با مواد مخدر صرفاً پوششی برای اقدامات تجاوزکارانه است. وزیر خارجه ونزوئلا، ایوان گیل، با اشاره به اینکه بیش از ۱۰۰ نفر در بمباران قایق‌های کوچک کشته شده‌اند، این اقدامات را «جنایت علیه صلح» و «تجاوز دریایی بدتر از دزد دریایی» توصیف کرده است.
تحلیلگران معتقدند آمریکا با ایجاد یک منطقه پرواز ممنوع و محاصره دریایی، در صدد است:
منابع درآمدی دولت رئیس جمهور مردمی ونزوئلا مادورو را از طریق صادرات نفت قطع کند
فشار اقتصادی حداکثر را به‌منظور فروپاشی داخلی افزایش دهد
با نمایش قدرت نظامی، مخالفان دولت ونزوئلا را تشویق به برخاستن کند
دسترسی به ذخایر عظیم نفت و معادن ونزوئلا را پس از تغییر رژیم تضمین کند

خطر تشدید کنترل‌نشده

جیسون کرو، نماینده دموکرات کنگره که سابقه حضور در جنگ‌های عراق و افغانستان دارد، با نگرانی هشدار داده که «جنگ‌ها همین‌گونه آغاز می‌شوند و درگیری‌ها به همین ترتیب از کنترل خارج می‌شوند». وی با انتقاد از فقدان تصمیم‌گیران بالغ در دولت ترامپ و عدم مشورت با کنگره، نگرانی‌های جدی درباره روند تصمیم‌گیری ابراز کرده است.
کلیر فینکلشتاین، استاد حقوق امنیت ملی دانشگاه پنسیلوانیا، نیز معتقد است آمریکا با «افزایش شرط‌بندی» در حال گامی‌گام به‌سوی درگیری مسلحانه می‌رود و تلاش می‌کند ونزوئلا را به اقدام تحریک‌آمیزی وادار کند تا بهانه‌ای برای اقدام تلافی‌جویانه داشته باشد.

واکنش‌های بین‌المللی: تقسیم جهانی به دو اردوگاه
در شورای امنیت سازمان ملل متحد، روسیه و چین به‌طور علنی از موضع ونزوئلا حمایت کردند. نماینده دائمی روسیه، واسیلی نبنزیا، محاصره دریایی آمریکا را «اقدامی تجاوزکارانه واقعی» خواند و هشدار داد که این رفتار «کاوبوی‌وار» می‌تواند «الگویی برای اقدامات نظامی آینده علیه سایر کشورهای آمریکای لاتین» باشد.
نماینده چین، گنگ شوانگ، نیز با تأکید بر مخالفت با «هرگونه یک‌جانبه‌گرایی و آزار»، خواستار احترام به حاکمیت ملی و امنیت کشورها شده و هرگونه تهدید به استفاده از زور در روابط بین‌الملل را محکوم کرد.
برزیل که به‌عنوان قدرت بزرگ منطقه‌ای شناخته می‌شود، از آمریکا خواسته تا بلافاصله محاصره دریایی را متوقف کند و تأکید کرد که باید از مکانیسم‌های دیپلماتیک در چارچوب حقوق بین‌الملل استفاده شود.
کلمبیا نیز هرگونه تهدید به استفاده از زور را به‌طور قاطع رد کرده و هشدار داده که تشدید اقدامات نظامی نه تنها حقوق بین‌الملل را نقض می‌کند، بلکه صلح منطقه را تضعیف کرده و خطر «درگیریی به ابعادی بزرگ‌تر» را افزایش می‌دهد.
مکزیک با دعوت به «اولویت دادن به کانال‌های دیپلماتیک» و «خویشتن‌داری و احتیاط»، آمادگی خود را برای ایفای نقش میانجی اعلام کرده است.
نیکاراگوئه این اقدامات را «دزدی دریایی مدرن» و «غارت منابع ونزوئلا» توصیف کرده و خواستار توقف فوری این «تهدید مستقیم برای امنیت ملت‌های آمریکای لاتین» شده است.
کوبا نیز با رد کردن نام‌گذاری ونزوئلا به‌عنوان «سازمان تروریستی خارجی»، به سابقه آمریکا در حمایت از گروه‌های تروریستی و فعالیت‌های مخفی سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) اشاره کرده است.

کشورهای حامی آمریکا
در مقابل، آرژانتین، دانمارک، اسلوونی، پاناما و پاراگوئه از موضع آمریکا حمایت کرده‌اند. نماینده آمریکا، مایکل والتز، با تکرار ادعاهای بی‌اساس علیه دولت مادورو، تهدید کرده که تحریم‌های یک‌جانبه را به‌حداکثر اجرا خواهد گذاشت.

ابعاد حقوقی و قانونی: نقض آشکار منشور سازمان ملل

تجاوز به حاکمیت ملی
ونزوئلا با استناد به ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد که بر ممنوعیت استفاده از تهدید یا زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری تأکید دارد، این اقدامات را نقض فاحش حقوق بین‌الملل دانسته است.

غارت منابع دریایی
مونکادا با بیان اینکه «استفاده غیرقانونی از زور برای سرقت در دریا بدتر از دزدی دریایی است»، استدلال کرده که این اقدامات نه تنها سرقت کشتی‌های تجاری را نشان می‌دهد، بلکه به «ضمیمه کردن de facto تمام دریای کارائیب توسط یک قدرت دریایی» منجر شده است.

اتهام‌زنی بی‌پایه
ونزوئلا با تأکید بر اینکه «هیچ جنگی در کارائیب وجود ندارد»، تلاش آمریکا برای به کارگیری قوانین جنگ را «بی‌معنا» خوانده و این اقدامات را توجیهی برای «شروع یک درگیری مسلحانه» دانسته است.

پیامدهای منطقه‌ای و جهانی
این بحران می‌تواند به‌سرعت به سایر کشورهای منطقه سرایت کند. نگرانی اصلی این است که کشورهایی مانند کوبا، نیکاراگوئه و بولیوی که سیاست‌های مستقل از آمریکا دارند، نیز هدف بعدی قرار گیرند.

تقویت محور چین-روسیه
این بحران زمینه را برای تقویت حضور روسیه و چین در منطقه فراهم می‌کند. هر دو کشور می‌توانند از طریق حمایت دیپلماتیک، اقتصادی و حتی نظامی از ونزوئلا، نفوذ استراتژیک آمریکا را به چالش بکشند.

بی‌اعتباری سازمان‌های بین‌المللی
عدم توانایی شورای امنیت در متوقف کردن این تحرکات، آینده سازمان ملل متحد را به‌عنوان نهادی برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی به پرسش می‌کشد.
بحران کنونی در کارائیب، فراتر از یک منازعه دوجانبه میان واشنگتن و کاراکاس است. این بحران نشان‌دهنده تغییر اساسی در رویکرد آمریکا به سیاست‌های نیم‌کره غربی است که بر اساس آن، هرگونه تلاش کشورهای منطقه برای استقلال سیاسی و اقتصادی، به‌عنوان تهدیدی برای منافع آمریکا تلقی می‌شود.

تحرکات نظامی گسترده، که با حضور نخبگان نیروهای ویژه، تجهیزات پیشرفته و تهدیدات صریح رئیس‌جمهور همراه است، حاکی از آن است که واشنگتن ممکن است خود را برای یک مداخله نظامی جدی آماده کند. این در حالی است که واکنش‌های بین‌المللی، حتی از سوی متحد سنتی آمریکا در آمریکای لاتین، نشان می‌دهد که جامعه جهانی این اقدامات را به‌ عنوان نقض آشکار قوانین بین‌المللی می‌بیند.
در نهایت، این بحران آزمایشی جدی برای نظم بین‌المللی مبتنی بر قانون است. اگر آمریکا موفق به تحمیل اراده خود از طریق زور شود، نه‌تنها ونزوئلا، بلکه کل نظام چندجانبه‌گرایی و حاکمیت ملی کشورها به خطر خواهد افتاد. از سوی دیگر، مقاومت ونزوئلا و حمایت قدرت‌های بزرگ از آن، می‌تواند الگویی برای سایر کشورهای هدف قرار گرفته توسط یک‌جانبه‌گرایی آمریکایی باشد.
با توجه به فقدان مکانیسم‌های مؤثر حل اختلاف و عدم تمایل آشکار دولت ترامپ به دیپلماسی، خطر درگیری مسلحانه واقعی و وخیم‌تر شدن اوضاع انسانی در منطقه بیش از هر زمان دیگری جدی است. این بحران نشان می‌دهد که حتی در قرن بیست‌ویکم، قدرت‌های بزرگ هنوز حاضرند برای تأمین منافع خود، حاکمیت کشورهای کوچک‌تر را قربانی کنند.