منتشرشده در مانتلی ریویو آنلاین
ترجمه مجله جنوب جهانی

اگر می‌خواهید بفهمید چرا نظریه‌های توطئه درباره جفری اپستین اینقدر پررنگ شده‌اند، باید گزارش بی‌پایان نیویورک‌تایمز را بخوانید که ادعا دارد توضیح می‌دهد چگونه اپستین خود را تا اوج دنیای مالی/سیاسی/اجتماعی بالا کشید. گزارش «داستان ناگفته چگونگی ثروتمند شدن جفری اپستین» نتیجه می‌گیرد که او بزرگترین کلاهبردار و شیاد تمام تاریخ بوده و هر مرد قدرتمندی را که می‌دیده مسحور خود می‌کرده. برخی از کسانی که فریبش را خورده‌اند، هنوز به خاطر کلاهبرداری‌هایش به او فحش می‌دهند. اما چارچوب اصلی مقاله، مدیران شرکت «بیراستیرنز» در دهه ۷۰ میلادی هستند که فهمیدند معلم سابق ریاضی مدرسه «دالتون»، مدارک دانشگاهی خود را از «دو دانشگاه کالیفرنیا» جعل کرده اما او را اخراج نکردند چون می‌خواستند به یک پسر معمولی از حومه شهر فرصت دوباره بدهند.

[مایکل تِنِباوم، مدیر ارشد] گفت: «تو درباره تحصیلاتت دروغ گفتی.»
اپستین با آرامش پاسخ داد:«بله، می‌دانم.» او هرگز از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده بود. تِنِباوم به یاد می‌آورد که این اعتراف او را خلع سلاح کرد. دهه‌ها بعد، او این را نمونه‌ای از توانایی اپستین در دستکاری اهدافش می‌دانست – در این مورد، خودش.
تِنِباوم لکنت‌زنان پرسید:«چرا این کار را کردی؟»
اپستین گفت:بدون یک یا دو مدرک دانشگاهی قابل توجه، «می‌دانستم هیچ‌کس به من فرصتی نمی‌دهد.»
این حرف در تِنِباوم طنین‌انداز شد.
این داستان جالبی است و در این مقاله گزارش‌نگاری خوبی صورت گرفته. اما فرض اصلی مقاله، یک افسانه احمقانه است که نیویورک‌تایمز می‌خواهد باور کند – اینکه اپستین فقط زیرک‌ترین و جسورترین کلاهبردار تاریخ بوده و همه را مدهوش خود می‌کرده. «آقای ریپلی بااستعداد».
این یک افسانه است،نه به این خاطر که اپستین کلاهبردار جسور و حیله‌گری نبود – بدون شک بود. اما حتی یک کلاهبردار هم می‌تواند یک «ایدئولوژی محرک» داشته باشد. به «گَتسبی» نگاه کنید، یک گانگستر رمانتیک. به پوپولیسم فاشیستی ترامپ نگاه کنید. و جفری اپستین یک ایدئولوژی محرک داشت که با گسترش دایره کلاهبرداری‌هایش، بارها و بارها از آن بهره می‌برد؛ و آن ایدئولوژی، عشق به اسرائیل در بستر صعود نخبه‌سالاری یهودی در دهه ۷۰ میلادی بود.

تقریباً همه بازیگران داستان نیویورک‌تایمز، داستان موفقیت یهودیانی هستند که در محافل معتبر برای اسرائیل لابی می‌کردند؛ از «دِرشویتز» گرفته تا «لری سامرز»، «لئون بلک»، «لین فورستر دو رات‌شیلد»، و معروف‌ترین ارتباطات اپستین: «رابرت مکس‌ول» و «لِس وکس‌نر».
عشق به اسرائیل یک معیار اصلی برای عضویت در حلقه اپستین بود.من فکر نمی‌کنم حتی کسانی که اپستین آن‌ها را «هدف» قرار داده بود، فریبش را خورده باشند. آن‌ها می‌دانستند او یک کلاهبردار قانون‌گریز است. اما همچنین می‌دانستند که لابی اسرائیل به افرادی جذاب که قوانین را زیر پا می‌گذارند نیاز دارد، بنابراین چشم‌هایشان را بر روی واقعیت بستند.

اپستین کارهای متعددی برای اسرائیل انجام داد که پایگاه‌های تحقیقی آن را مستند کرده‌اند و نیویورک‌تایمز به آن‌ها نمی‌پردازد: او به اسرائیل کمک کرد تا معاملات مالی با همسایگانش را ترتیب دهد، مدتی یک جاسوس اسرائیلی در خانه‌اش زندگی می‌کرد، و با نخست‌وزیر سابق اسرائیل، «اِهود باراک»، روابط نزدیکی داشت که شامل سرمایه‌گذاری‌های تجاری و فعالیت‌های سیاسی در اسرائیل می‌شد.
«جیکوبین»می‌گوید: «خیلی وقت است که باید درباره ارتباطات این میلیاردر کودک‌آزار با اسرائیل پرسش کرد.»
اپستین چندین گذرنامه داشت،از جمله یک گذرنامه اتریشی با نام جعلی و نشانی در عربستان سعودی.

برخی نظریه‌پردازی می‌کنند که اپستین عضو موساد بود و برای دولت اسرائیل یک «تله عشقی» راه انداخته بود و از سیاستمدارانی که با آن‌ها رابطه جنسی برقرار می‌کرد فیلم می‌گرفت تا بعداً بتواند با باج‌گیری از آن‌ها حمایتشان را برای اسرائیل خریداری کند. من شواهدی برای این ادعا نمی‌بینم. با این حال، شواهد آشکار نشان می‌دهد که اپستین همواره حاضر بوده تا در هر فرصت ممکن به اسرائیل کمک کند، و این خدمت در نهایت جایگاهش را ارتقا داد.

همان‌طور که نیویورک‌تایمز در تنها اشاره خود به اسرائیل می‌گوید: «در سال ۱۹۸۹، اپستین «وِین اُونز»، نماینده دموکرات کنگره از یوتا را در سفری به خاورمیانه همراهی کرد تا راه‌هایی برای توسعه روابط تجاری بین اسرائیل و همسایگانش بررسی کند.» این سفر به دلیل رابطه اپستین با «لِس وکس‌نر»، حامی اسرائیل، صورت گرفت. اما نیویورک‌تایمز به‌طور عمدی از پرداختن به ارتباط اسرائیلی هنگامی که پای دو فردی که اپستین بیشترین نزدیکی را به آن‌ها داشت – تاجر «لِس وکس‌نر» و همکار قاچاقچی کودکانش «غزلین مکس‌ول» – خودداری می‌کند.

برای نشان دادن حماقت روایت نیویورک‌تایمز، بیایید روی آن روابط تمرکز کنیم.

غزلین مکس‌ول می‌گوید در سال ۱۹۹۰ یا ۱۹۹۱، زمانی که ۳۰ سال داشت و از انگلستان به عنوان نماینده امپراتوری رسانه‌ای در حال گسترش پدر محبوبش در آمریکا به نیویورک آمده بود، با اپستین ملاقات کرد. به گفته او، یک دوست او را معرفی کرد و یادش می‌آید که اپستین که آن موقع اواخر دهه ۳۰ عمرش بود، لکه سس کچاپ روی کرواتش داشت.

پس از آن، پدر مکس‌ول با تماس گرفتن با مدیران بیراستیرنز از اپستین «بررسی اعتبار» کرد. نسخه نیویورک‌تایمز این است:
وقتی رابرت مکس‌ول سلطه‌گر متوجه شد که دخترش وقتش را با اپستین می‌گذراند،با «ایس گرینبرگ» و «جیمی کِین» که هر دو به آن‌ها نزدیک بود تماس گرفت تا ببیند درباره کارمند سابق بیراستیرنز چه می‌دانند. ظاهراً گرینبرگ و کِین برای اپستین «ضمانت» کردند.

غزلین در اظهاراتش به وزارت دادگستری در تابستان گذشته، این بررسی اعتبار را این‌گونه توضیح داد. پدرش به‌طور فوق‌العاده‌ای از او محافظت می‌کرد چون خودش چهره‌ای به شدت بحث‌برانگیز بود و غزلین تهدید شده بود، از جمله یک تهدید به مرگ از سوی ارتش جمهوری‌خواه ایرلند. بنابراین می‌خواست برای او یک محافظ بگیرد (او این پیشنهاد را رد کرد) و بداند با چه کسی معاشرت می‌کند. و بیراستیرنز «یکی از بانک‌های ما بود.»

حالا بیایید حرف غزلین را باور کنیم…
آنچه در داستان نیویورک‌تایمز جور درنمی‌آید،این ایده است که کِین و گرینبرگ برای اپستین «ضمانت» کردند. یک لحظه صبر کنید. نیویورک‌تایمز تازه یک به یک حوادث دوران کاری اپستین در ۲۰ و ۳۰ سالگی‌اش را روایت کرد که در آن‌ها مردم را سرکیسه کرد، به آن‌ها دروغ گفت، و با خوش‌رویی خداحافظی کرد. کِین و گرینبرگ این را خوب می‌دانستند. آن‌ها ده سال قبل‌تر، پس از تحقیقات کمیسیون بورس درباره تخلفات معاملاتی، اپستین را اخراج کرده بودند! آن‌ها اپستین را به عنوان یک کلاهبردار جذاب که مدارکش را جعل کرده بود می‌شناختند.

پس وقتی دوست و مشتری آن‌ها، رابرت مکس‌ول، که یکی از بزرگترین تاجران جهان است، به آن‌ها زنگ می‌زند تا نظرشان را درباره اپستین به عنوان «ماده اولیه» دوست‌پسر برای دختر محبوبش بپرسد – آن‌ها برای او «ضمانت» می‌کنند. هیچ پرچم قرمزی نبود؟!

من فکر می‌کنم حقیقت این است که همه می‌دانستند این شخص یک کلاهبردار است، و غزلین واقعاً دوست‌دخترش نبود، بلکه یک همراه بود؛ از ابتدا یک رابطه کاری بود (او ادعا می‌کند اپستین در واقع تا سال ۱۹۹۴ با «اِوا اندرسون» رابطه داشته). و در واقع، مدیران بیراستیرنز برای اپستین به عنوان یک پسر یهودی جاه‌طلب که عاشق چیزی بود که رابرت مکس‌ول عاشقش بود – یعنی اسرائیل – ضمانت می‌کردند.

رابرت مکس‌ول در چکسلواکی به دنیا آمد و بخش عمده خانواده‌اش را در هولوکاست از دست داد. همان‌طور که غزلین مکس‌ول در اظهاراتش به وزارت دادگستری در تابستان گذشته بیان کرد، پدرش در جنگ جهانی دوم به عنوان افسر اطلاعاتی خدمت کرده و در طول زندگی‌اش عملاً همین نقش را ایفا می‌کرد و اسراری را به دولت‌ها، از جمله اسرائیل، منتقل می‌کرد. گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که مکس‌ول برای موساد کار می‌کرد. پس از مرگش به دلیل غرق‌شدگی در سال ۱۹۹۱، مراسمی که مطبوعات آن را «تشییع جنازه دولتی» نامیدند در اسرائیل برایش برگزار شد و سپس در اورشلیم به خاک سپرده شد.
غزلین مکس‌ول گفت:«پدرم، می‌دانید، هر چیزی که مربوط به اسرائیل یا دولت اسرائیل باشد، من همیشه به آن علاقه دارم چون پدرم عاشق اسرائیل بود و بنابراین من به آن توجه می‌کنم و ما به اسرائیل پیوند داریم.»

جیمی کِین هم عاشق اسرائیل بود؛ او به بسیاری از اقدامات در آنجا کمک مالی می‌کرد. ایس گرینبرگ نیمی از فعالیت‌های خیریه‌اش را به امور یهودی و اسرائیل اختصاص می‌داد.

نیویورک‌تایمز همچنین رابطه با «لِس وکس‌نر»، کسی که واقعاً اپستین را بالا کشید، سفیدکاری می‌کند. نیویورک‌تایمز ارتباط آن‌ها را این‌گونه زیرعنوان می‌زند: «یک مرد حرفه‌ای اعتماد، مهم‌ترین هدفش را ملاقات می‌کند»
پس لِس وکس‌نر یک«هدف» است؟ اما به گفته نیویورک‌تایمز، اطرافیان وکس‌نر از همان ابتدا اپستین را شناختند. و وکس‌نر فقط «حرفشان را نشنید».

[هارولد] لوین به ما گفت که یک ساعت با اپستین در دفترش بود و بلافاصله حس بدی به سراغش آمد. یک تلفن عمومی پیدا کرد و به وکس‌نر زنگ زد. لوین گزارش داد: «بوی موش می‌آید. به او اعتماد ندارم.»
وکس‌نر ظاهراًحرفش را نشنید…
تقریباًبلافاصله، همکاران وکس‌نر از پذیرش اپستین توسط او نگران شدند. معاون شرکت لیمیتد در سال ۲۰۱۹ به نیویورک‌تایمز گفت: «من سعی کردم بفهمم چطور از یک معلم ریاضی دبیرستان به یک مشاور سرمایه‌گذاری خصوصی تبدیل شد…»
یک بار دیگر،وکس‌نر حرفشان را نشنید و به این ترتیب به مهم‌ترین مشارکت‌کننده در رشد سرسام‌آور ثروت اپستین تبدیل شد. یکی از اسرار حل‌نشده دوران اپستین این است که وکس‌نر دقیقاً از این رابطه چه به دست آورد.

وکس‌نر حرفشان را نشنید چون نمی‌خواست بشنود. در مورد چیزی که از این رابطه به دست آورد – خب، وکس‌نر به شدت به اسرائیل اهمیت می‌دهد. وکس‌نر با یک اسرائیلی-آمریکایی به نام «آبیگیل کوپل» ازدواج کرده که پدرش در جنگ تأسیس اسرائیل جنگیده و بعدها خطوط هواپیمایی ال‌عال را در آمریکا راه‌اندازی کرد. بر اساس آخرین ایمیل‌ها، کوپل و اپستین رابطه نزدیکی داشتند. وقتی پدرش در سال ۲۰۰۶ درگذشت – «به جای گل، خانواده درخواست کرده‌اند کمک‌های مالی به «دوستان نیروهای دفاعی اسرائیل» اهدا شود.»

وکس‌نر یک ستون لابی اسرائیل است. درست همین ماه گذشته در کنفرانس فدراسیون‌های یهودی، اریک فینگراوت، نماینده سابق کنگره، از وکس‌نر به عنوان یکی از آن رهبران بزرگ یهودی یاد کرد که عاشق اسرائیل هستند و رهبری جامعه را با توانایی ایستادن در کنار فرماندار و شهردار ترکیب می‌کنند.

بله، و دقیقاً پس از اینکه اپستین با وکس‌نر ارتباط برقرار کرد، همراه یک نماینده کنگره از یوتا برای ترویج معاملات تجاری به اسرائیل پرواز کرد.

به محض اینکه شروع به وصل کردن نقطه‌های مرتبط با اسرائیل در مورد اپستین کنید، نمی‌توانید دست بکشید… اپستین با درشویتز همکاری کرد تا سعی کند نویسندگان مقاله انفجاری درباره لابی اسرائیل در سال ۲۰۰۶ را بی‌اعتبار کند.

لئون بلک، همکار نزدیک اپستین (که در سال ۲۰۲۱ به دلیل این ارتباط سقوط کرد)، یک میلیون دلار به برنامه «بیرث‌رایت» و هدیه بزرگی به نیروهای دفاعی اسرائیل اهدا کرد.

تنها باری که من اپستین را ملاقات کردم (برای گزارش این مقاله)، او با «هوارد روبنشتاین» بود، مرد روابط عمومی که حامی متعهد اسرائیل بود.

شما به سادگی نمی‌توانید عشق مشترک به اسرائیل را از صعود مرموز اپستین جدا کنید. تحقیق نیویورک‌تایمز ساده‌لوحانه و احمقانه است. جای تعجب نیست که مردم به سمت افرادی مانند تاکر کارلسون می‌روند.