
ده دلیلی که چرا استالین در قلب تبلیغات ضد کمونیستی قرار دارد.
نوشته «نیکوس موتاس» سردبیرنشریه «در دفاع از کمونیسم».
درمیان رهبران سیاسی قرن بیستم هیچ شخصیتی همچون ژوزف استالین با وحدت ایدئولوژی و پشتکار دشمن مورد حمله قرارنگرفت.
از ضد کمونیسم محافظهکار گرفته تا اخلاق گرایی لیبرالی و بخشهای بزرگی از «چپ» به اصطلاح «دموکرات» و جریانهای مختلف ضد استالینی (تروتسکیستها، یوروکمونیستها و گرایشهای مرتبط به آن)،به عنوان خصومت با استالین در یک نقطه مشترک همگرایی عمل میکند.
نتیجه کنجکاوی تاریخی حساسیت اخلاقی نیست. بلکه ضرورت سیاسی آنان است.
استالین دردرجه اول نه به خاطراخلاق گرایی بلکه به خاطر آنچه او نماینده فکری است، با پیشرفته ترین چالش تاریخی سرمایهداری و امپریالیسم تا به امروزمورد هدف قرارگرفته است.
۱. استالین با تداوم سوسیالیسم شناخته میشود
در زمان ژوزف استالین، سوسیالیسم دیگر یک آزمایش انقلابی شکننده نبود بلکه به یک سیستم اجتماعی کارآمد تبدیل شد. این سوسیالیسم از جنگ داخلی، و محاصره امپریالیستی جان سالم به در برد. برای ایدئولوژی بورژوازی، این غیرقابل تحمل بود. اگر سوسیالیسم ثابت کند که قادر به ثبات است، آنگاه سرمایهداری ادعای خود مبنی بر اجتناب ناپذیری تاریخی را از دست میدهد. بنابراین، چهره استالین به عنوان راهی برای بیاعتبارکردن تا ساخت کامل سوسیالیسم می بایست مورد تهاجم قرارمیگرفت.
۲. استالین نماد لغو مالکیت سرمایهداری است
اتحاد جماهیر شوروی تحت رهبری استالین، سلب مالکیت از بورژوازی و زمین داران را درمقیاس بیسابقه در تاریخ به پایان رساند، این امر به هسته مقدس جامعه بورژوایی ضربه زد: مالکیت خصوصی بر ابزار تولید. اهریمن جلوه دادن استالین به عنوان هشداری دائمی علیه هرگونه تلاش برای تکراراین گسست تا کنون عمل می کند.
۳. استالین بر صنعت سازی غیرسرمایهداری نظارت داشت
صنعتی سازی سریع اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۳۰ – که بدون غارت استعماری، سرمایه خارجی یا وابستگی مالی حاصل شد – این دگم را که فقط سرمایهداری میتواند جوامع را مدرن کند، رد کرد. تاریخ نگاری بورژوایی نمیتواند این واقعیت را بدون تضعیف مبانی نظری خود ادغام کند. بنابراین، آن را از طریق اخلاق سازی توضیح میدهد.
۴. او مظهر شکست قطعی فاشیسم است
استالین را نمیتوان از پیروزی شوروی بر نازیسم جدا کرد. این پیروزی، افسانهای را که سرمایهداری لیبرال دشمن اصلی تاریخ فاشیسم بود، در هم شکست. نقش محوری ارتش سرخ، حقایق ناخوشایندی را در مورد اتحادهای طبقاتی، اقتصادهای جنگی و محاسبات امپریالیستی آشکار میکند. از این رو، تلاش مداوم نسبی کردن یا غیرسیاسی کردن آن پیروزی صورت گرفت.
5. او تبعیت از نظام امپریالیستی را رد کرد
برخلاف رهبریهای تجدید نظرطلبان و یا اصلاح طلبان بعدی، «اتحاد جماهیر شوروی استالین» به دنبال «ادغام» در بازار جهانی سرمایهداری با شرایط امپریالیستی نبود. حاکمیت اقتصادی و استقلال سیاسی غیرقابل مذاکره بودند. برای امپریالیسم، چنین موضعی غیرقابل بخشش است و باید افراد» گذشته نگر» جرم انگاری شود.
6. او از دیکتاتوری پرولتاریا حمایت کرد
استالین آشکارا از این اصل دفاع کرد که طبقه کارگر باید قدرت دولتی را علیه طبقات متخاصم اعمال کند. تاریخ نگاری بورژوایی این را صرفاً به عنوان «اقتدارگرایی» تعریف میکند و محتوای طبقاتی دولت را پاک میکند. هدف، بیطرف جلوه دادن دموکراسی سرمایهداری و درعین حال، سلب مشروعیت از هرگونه جایگزین انقلابی است.
۷. او ماهیت طبقاتی لیبرالیسم را افشا میکند
سیاستهای استالین با رد افسانه هماهنگی طبقاتی، لیبرالیسم را به عنوان سیستمی از سلطه بورژوازی که در لباس کثرت گرایی پنهان شده است، آشکار میکند. نفرتی که متوجه استالین است، تا حدودی، نفرت نسبت به این افشاگری است. ایدئولوژی لیبرال نمیتواند آشکار شدن آن را تحمل کند.
۸. او به عنوان قربانی تضادهای پیچیده تاریخی عمل میکند
استالین با محاصره امپریالیستی، عقبماندگی موروثی، ویرانی جنگ داخلی و مبارزه طبقاتی شدید به یک روایت اخلاقی واحد تقلیل مییابد: این شخصی سازی به مورخان بورژوازی اجازه میدهد تا از تحلیل ماتریالیستی جدی اجتناب کنند و تاریخ را به آموزش اخلاقی جایگزین کنند.
۹. او نمایانگر تداوم اکتبر و لنینیسم است
استالین درتداوم تاریخی مستقیم با انقلاب اکتبر و چارچوب استراتژیک لنین قرار دارد. برای هر دو جناح راست و چپ اصلاح طلب، شکستن این تداوم ضروری است. اگر استالین به عنوان یک «خیانت» معرفی شود، پس خود انقلاب را میتوان ذاتاً آسیب شناختی دانست.
۱۰. او همچنان نمادی از مبارزه طبقاتی آشتی ناپذیر است
در نهایت، استالین مورد حمله قرار میگیرد زیرا نماینده سیاستی است که به دنبال آشتی با استثمار نیست. ضد کمونیسم – چه محافظهکار، چه لیبرال یا «چپ» – با نیاز سرکوب این دیدگاه متحد است. استالین این ترس را در یک شخصیت تاریخی واحد متمرکز میکند.
درنتبجه: حساسیت نسبت به استالین مربوط به گذشته نیست. مربوط به آینده است. تا زما نی که سرمایهداری از نظر تاریخی آسیب پذیر باقی بماند، باید بیوقفه به قدرتمند ترین نمونه سرنگون طلب خود حمله کند. استالین نه به این دلیل که تاریخ با جسم او به پایان رسیده است، بلکه به این دلیل که تاریخ با اندیشه به پایان نرسید، هدف قرار میگیرد.
برگرفته از سایت درفاع ازکمونیسیم.
م .چابکی: 4 دی 1404 برابربا 25 دسامبر2025
توضیح:
21 دسامیر146-مین سالگرد ژوزف استالین مراسم بزرگداشت درمیدان سرخ مسکو

