
نوشته: دکتر محمد ای. اسلم
منتشرشده در میدا ایست مانیتور
ترجمه مجله جنوب جهانی
فریاد گوشخراش آژیر «تسوآ آدوم» (قرمز رنگ)، فضا را درمینوردد؛ سیگنالی هولناک که ساکنان هر گوشه و کنار اسرائیل را به لرزه میاندازد. این هشدار از بلندگوها طنین میافکند، از طریق پیامکها و پخش رادیویی جاری میشود و حملات راکتی در راه را خبر میدهد.
در بازهای نودثانیهای، آنها در تلاشند تا به نزدیکترین پناهگاه مسلّح بمب موسوم به «ماماد» (فضای حفاظتشدهٔ مسکونی) یا «میکلات» (پناهگاه عمومی) دست یابند.
این پناهگاهها، که عمدتاً زیرزمینی و از بتن مسلّح ساخته شدهاند، در بافت زندگی اسرائیل نهادینه شدهاند تا از بارش موشکها و راکتهایی که دشمنان اسرائیل گهگاه بر سرشان فرود میآورند، در برابرشان مقاومت کنند.
اسرائیل، به میزانی بینظیر در میان سایر موجودیتهای سیاسی، حفاظت از جمعیت یهودی خود را در اولویت قرار داده است و ضمانت کرده که ساخت هر بنا، از آپارتمانها و مدارس گرفته تا بیمارستانها و آسمانخراشها، همراه با پناهگاههای بمب باشد.
اما این ویژگی صرفاً به داشتن پناهگاههای مستحکم برای انعطافپذیری جامعه در برابر حملات محدود نمیشود.
همچنین ماشین جنگی اسرائیل را برتریی خام اما کشنده میبخشد: توانایی حملهٔ پیشدستانه به دولتهای دشمن و غیرنظامیانشان به عنوان مجازات جمعی، در حالی که جمعیت خود را حتی از بخشی از معادلهٔ تلافیجویانه در امان نگاه میدارد.
راهبرد تحوّلآفرین ایران
در جمهوری اسلامی ایران، رقیب قدرتمند اسرائیل در خاورمیانه، تحوّلی کمسروصدا اما جاری در کار است که محاسبات دیرینۀ اسرائیل را بر هم میریزد.
به نظر میرسد ایران در حال آمادهسازی برای به کارگیری موشکهای نفوذگر بالستیک تولید داخل است که قادرند همین پناهگاههایی را که اسرائیلیها چنین اطمینانی به آنها داشتهاند، سوراخ کنند.
پوستههای فولادی سختشدهٔ این موشکها برای غلبهٔ اخص بر موانع حفاظتی پناهگاههای مسلّح، به حداکثر رساندن انرژی جنبشی و تکیه بر جاذبه، سرعت و ویژگیهای آیرودینامیکی برای ایجاد فشارِ عظیم در برخورد، مهندسی شدهاند.
با به کارگیری این موشکها، پناهگاههای بمب اسرائیل در برابر حملاتی آسیبپذیر خواهند شد که هیچگاه برای تحملشان طراحی نشدهاند؛ از این طریق، یکی از مهمترین مزایای نظامی اسرائیل را بیاثر میکنند و برای نخستینبار، تهدیدی مستقیمی برای امنیت جمعیت آن حتی در امنترین فضاها پدید میآورند.
طراحان نظامی ایران بر این محاسبهاند که تنها در آن زمان است که عصر اجرای حملات هوایی شوکآور و دهشتافکن اسرائیل علیه دشمنانش که آنها را وادار به درخواست پیمانِ آتشبس یا صلح میکند، سرانجام با موازنهای ترسناک از ترس روبرو خواهد شد که هرگونهاندیشهٔ تبدیل ایران به لبنان یا سوریهٔ دیگری که بتواند به میل خود بمبارانشان کند، محو میسازد.
ایجاد بازاندیشی در دکترین نظامی اسرائیل
برتری نظامی اسرائیل همواره موازنهای ظریف بوده است.
همانطور که در سه دورهٔ اخیر ویرانی عمدتاً زیرساختی ناشی از حملات تلافیجویانهٔ موشکی ایران به جبههٔ داخلیاش در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ دیده شد، این حملات خسارات گسترده به بار میآورند. دهها اسرائیلی را کشته و زخمی میکنند، کارکرد زندگی روزمره را مختل میسازند و حتی برخی را به فرار از ترس به خارج میرانند.
با این حال، به غیر از چالشهای لجستیکی با رهگیرهای موشکی، اسرائیل همچنان با اطمینانی راسخ بر این یقین عمل میکند که جمعیتش (برخلاف جمعیت دشمن) میتواند در صورت حمله به طور دستهجمعی به پناه بگیرد.
اما اگر ایران بتواند آن پوشش را سوراخ کند، اسرائیل ناچار خواهد شد تا به سرعت راهبرد نظامیاش را بازنگری کرده و از حملات پیشدستانه به سمت مواضع تدافعیتر حرکت کند؛ چرا که این سناریو چالشی وجودی پدید خواهد آورد.
این امر بهنوبه خود بهای سنگینی دربر خواهد داشت ـ هم از لحاظ نظامی و هم سیاسی ـ و محاسباتِ ریسک/پاداشی که دکترین نظامی اسرائیل بر آن استوار است را دگرگون خواهد ساخت و آن را وادار به بازاندیشی در تحلیلِ هزینه ـ فایدهٔ حملات پیشدستانهاش خواهد کرد.
گردش به سمت تاکتیکهای تدافعیتر به معنای واگذاشتن عنصر مجازات جمعیای خواهد بود که مدتهاست سنگِ بنای برتری نظامی اسرائیل بوده است. همچنین آسیبپذیریهای اسرائیل را افشا خواهد کرد، احتمالاً دشمنانش را دلیرتر ساخته و آنها را به اقدامات تهاجمیتر تشویق خواهد کرد.
ریسک تلفات غیرنظامیان تشدید خواهد شد و فشارهای داخلی و بینالمللی برای پرهیز از آسیب به جانهای بیگناه احتمالاً افزایش خواهد یافت.
اندیشهٔ اینکه اسرائیل میتواند حملهای را «تحمل» کند، حتی در حالی که دشمنانش با ثقل حملات تلافیجویانهٔ ویرانگرش روبرو میشوند، کمتر قابل باور خواهد بود اگر تهدید علیه زیرساختهای غیرنظامی ملموس شود.
همچنان که تنش میان این دو قدرت منطقهای افزایش مییابد، جهان با دقت نظاره میکند. آیا ایران سرانجام در به کارگیری فناوری نفوذ به پناهگاههای بمب اسرائیل با دقّت کافی موفق خواهد شد، یا قابلیتهای نظامی اسرائیل برای مقابله با این تهدید نوین تکامل خواهد یافت؟
فرجام این نمایش پرخطر سرنوشت دکترین نظامی خاورمیانه را برای دهههای آتی تعیین خواهد کرد.
در سایهها، ماهوارههای جاسوسی و سازمانهای اطلاعاتی بیوقفه برای رصد پیشرفتهای ایران تلاش میکنند، در حالی که موساد و اطلاعات نظامی اسرائیل اطلاعاتی دربارهٔ پیشرفت برنامهٔ موشکی تهران گردآوری میکنند.
میزان خطر هرگز اینچنین بالا نبوده و سرنوشت میلیونها در پایانه آویزان است.
هر حرکت، هر آزمایش موشکی و هر جهش فناورانه از سوی هر دو طرف با دقت زیرنظر گرفته میشود، با این آگاهی که یک اشتباه میتواند به مناقشهای منجر شود که منطقه را برای همیشه دگرگون میسازد.
اکنون، آینده همچنان در هالهای از ابهام است. اما یک چیز روشن است: اگر ایران در تکمیل موشکهای نفوذگر بالستیک خود موفق شود، دکترین نظامی اسرائیل ـ و امنیت جمعی آن ـ هرگز به سابق نخواهد بود.

