
ترجمه و تلخیص مجله جنوب جهانی
بررسی تابآوری و سازوکارهای پولی اقتصاد روسیه در مواجهه با فشارهای ساختاری
توهم فروپاشی یا واقعیت پایداری؟
از آغاز سال ۲۰۲۲، پیشبینی فروپاشی قریبالوقوع اقتصاد روسیه به یکی از موضوعات مورد علاقه تحلیلگران غربی تبدیل شده است. با این حال، گذشت زمان نشان داده که این پیشبینیها تاکنون با واقعیت فاصله داشتهاند. اگرچه تکرار اشتباهات گذشته تضمینی برای اشتباه بودن پیشبینیهای آتی نیست، اما بررسی دقیق سازوکارهای درونی اقتصاد این کشور نشان میدهد که آنچه به عنوان «علائم احتضار» تعبیر میشود، در واقع نوعی مهندسی مالی پیچیده برای انطباق با شرایط جنگی و تحریمی است.
سازوکار نقدینگی چرخشی: بازخرید داراییها به مثابه رگ حیاتی
محور اصلی تحلیلهای اخیر بر استفاده گسترده بانک مرکزی روسیه از ابزار «قرارداد بازخرید دارایی» استوار است. در شرایط عادی، این ابزار برای مدیریت کوتاهمدت نقدینگی و رفع شکافهای موقتی در ترازنامه بانکها به کار میرود؛ اما در فضای فعلی روسیه، این ابزار از یک مُسکن موقت به «سیستمعامل دائم» اقتصاد تبدیل شده است.
تحلیل فرآیند چرخشی:
در این چرخه بسته، وزارت دارایی روسیه اقدام به انتشار اوراق قرضه دولتی میکند. بانکهای بزرگ (عمدتاً دولتی) تحت فشار حاکمیتی، این اوراق را خریداری میکنند. از آنجا که بانکها منابع نقدی آزاد کافی برای نگهداشت این اوراق ندارند، بلافاصله آنها را نزد بانک مرکزی به امانت گذاشته و در مقابل، نقدینگی (روبل) دریافت میکنند. این فرآیند که به صورت مداوم تمدید میشود، مانع از خشک شدن رگهای مالی اقتصاد شده است.
نکته کلیدی: اگرچه این حجم عظیم از تزریق نقدینگی نشاندهنده فشار ساختاری است، اما به دلیل داخلی بودن کامل این بدهیها، خطر «نکول» یا ورشکستگی به سبک بحرانهای ارزی (مانند آنچه در ترکیه یا آرژانتین رخ داد) عملاً منتفی است؛ زیرا دولت روسیه هم بدهکار و هم طلبکارِ واحد پولی است که خودش چاپ میکند.
۲. مقایسه تطبیقی: آیا روسیه مسیری استثنایی میپیماید؟
بسیاری از منتقدان، این رویکرد روسیه را «مهندسی مالی ناامیدانه» مینامند. اما با نگاهی عمیقتر به اقتصادهای بزرگ دنیا، متوجه میشویم که این الگو تفاوت بنیادینی با سیاستهای «تسهیل مقداری» (خرید گسترده داراییها توسط بانک مرکزی برای تحریک اقتصاد) در کشورهای گروه هفت ندارد.
روسیه با حفظ نرخ بهره در سطوح بسیار بالا، از ایجاد حبابهای خطرناک جلوگیری کرده است. این کشور به جای تمرکز بر رشد قیمت داراییها، بر «تابآوری در برابر شوکهای خارجی» تمرکز کرده است.
اقتصاد جنگی: فراتر از استانداردهای زمان صلح
اشتباه راهبردی بسیاری از تحلیلگران، ارزیابی اقتصاد روسیه با خطکش «زمان صلح» است. روسیه در حال حاضر یک اقتصاد جنگی را اداره میکند. در این چارچوب:
– اولویت تخصیص منابع: از بخشهای غیرنظامی به سمت صنایع دفاعی تغییر یافته است.
– هدفگذاری اوراق قرضه: دیگر بحث بر سر قیمت یا جذابیت اوراق نیست، بلکه هدف اصلی «جذب نقدینگی به هر قیمت» برای تامین هزینههای جاری است.
– تورم: به عنوان یک پیامد اجتنابپذیر جنگ پذیرفته شده و از طریق افزایش دستمزدها تا حدی جبران میشود.
عوامل بازدارنده بحران عمیق
چرا مدل ۱۹۹۸ (فروپاشی مالی روسیه) تکرار نمیشود؟ سه عامل اصلی سد راه این فروپاشی هستند:
– بومیسازی بدهی: روسیه بدهی خارجی معناداری ندارد. تمام تعهدات به روبل است و سیستم مالی کشور از بازارهای سرمایه جهانی جدا شده است. این یعنی «فرار سرمایه گذاران خارجی» دیگر تهدیدی برای ثبات سیستم محسوب نمیشود.
– پشتوانه کالایی: صادرات انرژی و مواد خام، حتی با وجود تخفیفهای اجباری، جریان ورودی ارز را تضمین میکند و به عنوان تکیهگاهی برای ارزش پول ملی عمل مینماید.
– تجربه ژاپن و اروپا: تاریخ نشان داده که سیستمهای مالی تحت حمایت سنگین بانک مرکزی (مانند ژاپن در دهههای اخیر) میتوانند بسیار فراتر از تصورِ تحلیلگران، به حیات خود ادامه دهند بدون آنکه فرو بپاشند.
اقتصاد روسیه قطعاً تحت فشار شدیدی قرار دارد و نرخهای بهره بالا، بخشهای تولیدی غیرنظامی را با چالش جدی مواجه کرده است. با این حال، توصیف این وضعیت به عنوان «در آستانه فروپاشی» نادیده گرفتن واقعیتهای ساختاری است. روسیه با ایجاد یک مدار مالی بسته و استفاده از ابزارهای پولی برای جایگزینی بازارهای سرمایه خارجی، توانسته است ثبات را در میانمدت حفظ کند.
ریسک اصلی برای این سیستم، نه اتمام پول، بلکه خارج شدن کنترل تورم از دست سیاستگذاران است. تا زمانی که دولت بتواند تعادل میان هزینههای نظامی و قدرت خرید عمومی را حفظ کند، انتظار برای یک انفجار بزرگ مالی در مسکو، سرابی بیش نخواهد بود.

