نوشته حسین برزگر. برای مجله جنوب جهانی

در فضای پیچیده کنونی روابط بین‌الملل، تبدیل شدن تهدیدات امنیتی به ابزار سیاست‌گذاری علنی از سوی قدرت‌های بزرگ، پدیده‌ای شناخته‌شده است. متن حاضر دو روایت مکمل از یک واقعیت واحد را به نمایش می‌گذارد: نخست، اعتراف صریح یک مقام سابق آمریکایی به حضور عوامل اطلاعاتی-امنیتی رژیم صهیونیستی در صحنه ناآرامی‌های داخلی ایران؛ و دوم، تحلیل راهبردی رهبر جمهوری اسلامی از بافت و ساختار این آشوب‌ها که با زیرساختی عمیق از «جنگ نرم» و «تهاجم فرهنگی-امنیتی» توأم شده است. این دو روایت، یکدیگر را تکمیل و نشان‌دهنده عمق نفوذ و گستره طراحی دشمنان ایران در بهره‌گیری از اختلافات ساختاری و مطالبات به‌حق اجتماعی است.
اظهارات مایک پمپئو، وزیر امور خارجه پیشین ایالات متحده در دولت دونالد ترامپ، در قالب یک پیام کوتاه در فضای مجازی، نه‌تنها تأییدی بر ادعاهای ایران است، بلکه نشانه‌ای از تغییر تاکتیکی در رویکرد رسانه‌ای-اطلاعاتی غرب محسوب می‌شود. این «اعتراف محاسبه‌شده» دارای چند لایه معنایی است:
یک. از اعتراف به افتخار: در گذشته، مداخله خارجی در امور داخلی کشورها به‌عنوان یک عمل مذموم و پنهانی شناخته می‌شد. اما امروز، به دلیل فروپاشی نظم حقوقی بین‌الملل و سلطه منطق قدرت، این اعتراف‌ها به شکل «افتخار به توانایی مداخله» درآمده است. پمپئو با این اظهار نظر، عملاً از حضور عوامل اطلاعاتی-امنیتی رژیم صهیونیستی در خیابان‌های ایران حمایت می‌کند و این مداخله را امری مشروع و حتی ضروری جلوه می‌دهد.

دو. به‌کارگیری «مردم‌نمایی» به عنوان پوشش: عبارت «در کنار مردم» که توسط پمپئو به کار رفته، نشانه بارزی از استراتژی «مردمی‌سازی مداخله» است. در این روش، دستگاه‌های اطلاعاتی سیا و موساد با حمایت از یک مطالبه به‌حق یا یک گروه اجتماعی واقعی، به تدریج اهداف خود را از مسیر القای شعارهای انحرافی و خشونت‌آمیز پیش می‌برند. این تاکتیک، دقیقاً همان چیزی است که خامنه ای در سخنرانی امروزش به آن اشاره می‌کنند.

سه. تأیید ادعاهای ایران و تغییر موازنه روایی: از منظر حقوقی و سیاسی، این اظهار نظر می‌تواند به‌عنوان یک سند رسمی از زبان یک مقام ارشد سابق آمریکایی، در سازمان‌های بین‌المللی و مجامع حقوقی مورد استناد قرار گیرد. ایران حق دارد از این «اعتراف دشمن» بهره‌برداری راهبردی کرده و آن را در راستای تقویت روایت خود در افکار عمومی جهانی به کار گیرد.

سخنان آیت الله خامنه‌ای؛ تفکیک «اعتراض» از «اغتشاش»

سخنان آیت الله خامنه‌ای در دیدار با خانواده شهدای جنگ دوازده‌روزه، یک درک چندلایه از پدیده اخیر ارائه می‌دهد که در چند محور قابل تفکیک است:

محور اول: بازتعریف جایگاه اجتماعی-اقتصادی بازاریان

خامنه ای با تأکید بر وفاداری تاریخی قشر بازاری به انقلاب اسلامی و نظام اسلامی، به این نکته اشاره می‌کنند که نمی‌توان از این سرمایه اجتماعی حکومت به‌عنوان ابزاری برای مقابله با نظام استفاده کرد. این بخش از سخنان، نوعی «مصونیت‌بخشی» به یک طبقه اجتماعی وفادار(فعال و مؤمن) است که در طول تاریخ انقلاب، نقش روشنی در حمایت از نهضت اسلامی داشته است. آیت‌الله خامنه‌ای با بکار‌گیری راه‌کار تمایز قائل شدن بین «معترض واقعی» و «مزدور دشمن»، فضا را برای حل مشکلات اقتصادی باز نگه می‌دارند و در عین حال، خط قرمز امنیتی را ترسیم می‌کنند.

محور دوم: تحلیل ریشه‌ای نوسانات ارزی و نقش دشمن

تأکید بر «غیرطبیعی» بودن افزایش بی‌حساب ارز خارجی و عدم ثبات آن، نشانه‌ای از یک نگاه راهبردی به «جنگ اقتصادی» است. آیت الله با صراحت اعلام می‌کنند که این نوسانات، محصول طراحی دشمن است و نه‌تنها یک پدیده اقتصادی طبیعی. این تحلیل، نشان‌دهنده درک عمیق از ابزارهای هیبریدی جنگ شامل «تحریم»، «محدودیت دسترسی به منابع ارزی»، «تخریب اعتماد عمومی به سیاست پولی» و «سوءاستفاده از ضعف‌های ساختاری» است.
اما طبق معمول نه اسمی می‌آورد و نه خط روشنی را ترسیم میکند در نتیجه در دوباره بر یک پاشنه نیچرخد و و الیگارش ها که مانند خونخوران خون جامعه را می مکند احساس امنیت نیکنند چون این وضعیت کار دشمن است و آنها که دشمن نظام نیستند، آنها خودی هستند و منظور حضرت آقا دیگرانند.

محور سوم: تمایز استراتژیک «اعتراض» و «اغتشاش»

این بخش، نکته اصلی اظهارات آیت الله خامنه‌ای محسوب می‌شود. او با بیان «اعتراض به جاست اما اعتراض غیر از اغتشاش است»، یک چارچوب نظری-عملیاتی ارائه می‌دهند که روشن می‌کند:
معترض: کسی است که مشکل واقعی دارد و خواستار حل آن از مسیر قانونی و مسالمت‌آمیز است.
اغتشاشگر: کسی است که از اعتراض دیگران سوءاستفاده کرده و با شعارهای ضداسلامی، ضدایرانی و ضدنظام، به‌دنبال تخریب و ناامنی است.

این تمایز، هم به مسئولان اجازه می‌دهد از مطالبات به‌حق استقبال کنند و هم به نیروهای امنیتی اختیار می‌دهد با عوامل بیگانه و مزدور برخورد قاطع داشته باشند.
نتیجه مسئولان که خود یکی از دلایل بوجود آمدن این اعتراضات هستند باید تمام تلاش خود را بکار گیرند تا معترضان را آرام کنند و چون قرار نیست مشکلی حل شود در نتیجه با وعده و وعید ساکتشان کنند. و آشوبگران را که به اعتراف پمپئو و حتی ترامپ و رئیس موساد عوامل موساد آنها را سازمان‌دهی میکنند را سرکوب کنند.

در تلفیق این دو بخش، یک تصویر کاملاً هماهنگ به دست می‌آید: آمریکا و اسرائیل با استفاده از ابزار اطلاعاتی-امنیتی خود، از مطالبات اقتصادی واقعی مردم بهره‌برداری کرده و آن را به سمت ناآرامی و خشونت سوق می‌دهند. پمپئو این را «حضور در کنار مردم» می‌نامد و رهبر انقلاب آن را «سوءاستفاده از اعتراض» می‌خواند. این دو روایت، دو روی یک سکه‌اند که نشان می‌دهند خامنه ای در این مورد محق است، دشمنان ایران همچنان بر «جنگ ترکیبی» و «بازی با کارت اعتراضات اجتماعی» تمرکز دارد.
سخنان رهبران غربی سندی بر صحت تحلیل‌های اطلاعاتی ایران درباره مداخله خارجی است و از سوی دیگر، راهنمای عملیاتی برای مدیریت بحران‌های داخلی به شمار می‌رود. خامنه ای با تفکیک بین «مطالبه‌گری مشروع» و «اغتشاش سازمان‌یافته»، فضا را برای اصلاحات اقتصادی باز نگه داشته و در عین حال، خطوط قرمز امنیتی را روشن ترسیم کرده‌اند. این رویکرد، اما این نشانه‌ای از یک حکمرانی فعال و آگاهانه نیست درست است که او به مشکلات مردم توجه می‌کند و هم نسبت به تهدیدات خارجی هشدار میدهد اما فقط راه حلی برای دومی ارئه میدهد و اولی را که دلیل واقعی نا آرامی هاست به امید پنج تن آل عبا  رها میکند و دولتی را که خود بخشی از مشکل و نه ره حل است را حتی تایید میکند. از سوی دیگر، اعتراف پمپئو و رئیس موساد نشان می‌دهد که دیگر زمان پنهان‌کاری برای مداخلات گذشته و دشمن اکنون به‌ صراحت از اقدامات ضدایرانی خود دفاع می‌کند. این امر، ضرورت هوشیاری مردمی و تقویت توان اطلاعاتی-امنیتی و کارآمدی ساختاری برای مقابله با جنگ نیابتی را دوچندان می‌سازد.