
ویجی پراشاد، مدیر اجرایی انستیتوی مطالعات اجتماعی سه قاره، روزنامهنگار و منتقد هندی
ترجمه مجله جنوب جهانی
دولت ترامپ به طور بیرحمانهای عملیات نظامی را آغاز کرد، با حملات هوایی به مناطق مختلف ونزوئلا و ربودن اجباری رئیسجمهور مادورو و همسرش، در نقض بند ممنوعیت استفاده از زور علیه حاکمیت ملی در منشور سازمان ملل متحد، و سپس نیز هدف خود را بر دولتهای چپگرای آمریکای لاتین مانند کلمبیا و کوبا متمرکز کرد.
در برابر چشمانداز تهدیدآمیز آمریکا، وضعیت ونزوئلا در آینده چگونه خواهد بود؟ آیا نیروهای چپگرای آمریکای لاتین میتوانند در برابر چوب «دکترین مونرو» دولت ترامپ مقاومت کنند؟ در برابر عصری پر از آشوب و درهمتنیدگی، چگونه میتوان از حقوق بینالملل و مکانیزمهای چندجانبه حمایت و دفاع کرد؟ وبسایت گوانچا با دکتر ویجی پراشاد، مدیر اجرایی انستیتوی مطالعات اجتماعی سه قاره، مصاحبه کرده و این موضوعات را از دیدگاه چپگرا تفسیر میکند.
گوانچا: دولت آمریکا رئیسجمهور مادورو و همسرش را با زور نظامی ربود و ترامپ علناً اعلام کرد که آمریکا میخواهد «ونزوئلا را تحویل بگیرد». همه طرفها در انتظارند تا ببینند وضعیت ونزوئلا در آینده چگونه خواهد بود؟
ویجی: ابتدا باید تاکید کنم که این اولین بار در تاریخ نهتنها ونزوئلا، بلکه کل منطقه آمریکای جنوبی (به جز پاناما و جزیره گرنادا در آمریکای مرکزی) است که مستقیماً بمباران شده است. آمریکا قبلاً کودتاهایی در شیلی، آرژانتین و برزیل ترتیب داده و به گرنادا و پاناما در آمریکای مرکزی حمله کرده بود. اما قبل از این، آمریکای جنوبی هرگز مورد حمله نظامی مستقیم آمریکا قرار نگرفته بود. حتی یک بار هم نه.
شب ۵ ژانویه به وقت محلی، صدای تیراندازی در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا شنیده شد و منابع آگاه گفتند که پلیس به پهپادها شلیک کرده است. منبع: شبکههای اجتماعی
آن شب، دوستانم در کاراکاس مرا از خواب بیدار کردند و ما تماس ویدیویی برقرار کردیم، بنابراین من بخشی از بمباران را دیدم. گفته میشود حدود ۱۵۰ هواپیمای آمریکایی پرواز کرده و به کاراکاس و سه ایالت مجاور حمله کردهاند. شدت این حملات هوایی از «عملیات شوک و ترس» آمریکا علیه عراق در سال ۲۰۰۳ بیشتر بود و کاملاً با وضعیت ۲۲ سال پیش متفاوت بود. ترامپ اعلام کرد که ونزوئلا را در تاریکی فرو خواهد برد، آنها برق را در همه جا قطع کردند و هواپیمای جنگی الکترونیکی ایای-۱۸جی «گروولر» را برای سرکوب تمام سیستمهای دفاع هوایی به کار گرفتند.
تنها درگیری آن شب بین نیروهای ویژه آمریکایی و نیروهای محافظ مادورو رخ داد و آنها دهها سرباز محافظ را کشتند. چرا هیچ سرباز آمریکایی کشته نشد؟ سوال خوبی است. آمریکا سالانه ۱ تریلیون دلار برای هزینههای نظامی صرف میکند و این پولها کاملاً هدر نرفته است، آنها قدرتمندترین و کشندهترین ارتش جهان را ساختهاند. بنابراین ما شاهد رویداد شوکه کننده ۳ ژانویه بودیم، آمریکاییها میتوانند با خیال راحت وارد یک کشور شوند، همه چیز را مختل کنند، رئیسجمهور آن کشور را بربایند و بدون هیچ تلفاتی خارج شوند.
اگرچه کاراکاس در ابتدا شوکه شد، اما چند ساعت بعد، مردم به خیابانهای نزدیک مجلس ملی رفتند و در تجمعهایی سخن گفتند و این حمله و ربودن رئیسجمهور مادورو توسط آمریکا را محکوم کردند. سخنان اولیه معاون رئیسجمهور رودریگز بسیار سختگیرانه بود. البته، آنها هم میدانستند که ونزوئلا قادر به مقابله با چنین حملهای از سوی آمریکا نیست. میتوان گفت تقریباً هیچ کشوری در جهان قادر به مقابله با حمله آمریکا نیست، آنها ناتوان هستند. ونزوئلاییها هم این را میپذیرند. بسیاری در مورد موشکهای دفاع هوایی ارائه شده توسط روسیه صحبت میکنند، اما در واقعیت این موشکها هم بیفایده بودند و همه توسط آمریکا نابود شدند.
به نظر من، احتمالاً آنچه بعد از این اتفاق میافتد این است که رودریگز به آمریکا امتیازات تاکتیکی خواهد داد. او همچنان مادورو را به عنوان رئیسجمهور قانونی ونزوئلا به رسمیت میشناسد. فکر میکنم از زمان ربودن مادورو تا رسیدن او به دادگاه آمریکایی، ونزوئلاییها در همه سطوح مبارزه خواهند کرد و از او به هر شکل ممکن حمایت خواهند کرد. در عین حال، ونزوئلاییها احتمالاً در مورد مسائل نفت به آمریکا امتیازاتی خواهند داد، زیرا میدانند که نمیتوانند تحمل حملات شبانه دیگری را داشته باشند.
همچنین میخواهم بر این واقعیت تاکید کنم که آمریکا هنوز حمله زمینی را آغاز نکرده است و این نشان دهنده دو لایه مهم است:
اول، آمریکا میپذیرد که «پروسه بولیوار» سختتر از آن چیزی است که فکر میکرد سرنگون شود، این مانند سرنگون کردن رژیم صدام نیست. اگر ارتش آمریکا واقعاً به ونزوئلا بیاید، مجبور خواهد بود خیابان به خیابان جنگ کند و جنگ خیابانی خونینی را بگذراند. از این منظر، این پیروزی تاکتیکی انقلاب بولیوار است: آمریکا فقط میخواهد از هوا بمباران کند، سریع وارد شود، افراد را بگیرد و خارج شود، اما تمایلی به استقرار دائمی نیروهای زمینی ندارد.
دوم، این امر همچنین نشان دهنده قدرت جنبش ضد جنگ داخلی آمریکا است. بلافاصله پس از حمله، تظاهرات ضد جنگ در واشنگتن و نیویورک برگزار شد. ترامپ خوب میداند: آغاز جنگی مشابه حمله به عراق در آمریکای جنوبی برای او خودکشی سیاسی خواهد بود.
به همین دلیل ترامپ میگوید «ما میخواهیم این کشور را تحویل بگیریم»، اما این سبک همیشگی اوست، پیشنهاد میکنم این حرفها را خیلی جدی نگیرید. وضعیت واقعیتر این است: دولت ونزوئلا احتمالاً امتیازات تاکتیکی، به ویژه در مورد مسائل نفت، خواهد داد، زیرا ضعف خود را میداند. اما فکر نمیکنم تسلیم استراتژیک اتفاق بیفتد.
شاهد این مدعا یک سیگنال مهم است: زمانی که رودریگز بیانیه عمومی داد، دیوسدادو کابلو، وزیر کشور و رهبر برجسته جناح چاوز، کنار او نشسته بود. کابلو یکی از شش نفری است که آمریکا علیه او کیفرخواست صادر کرده، در رتبه بعد از مادورو و همسرش قرار دارد. حضور علنی کابلو کنار رودریگز به خودی خود نشان میدهد که تسلیم استراتژیک اتفاق نخواهد افتاد، اما ممکن است امتیازات تاکتیکی داده شود.
گوانچا: پس از این رویداد، ترامپ بلافاصله کشورهای تحت حکومت چپگرا مانند کوبا، کلمبیا و مکزیک را تهدید کرد. و میلی، رئیسجمهور راستگرای مورد حمایت ترامپ در آرژانتین، از اقدام آمریکا حمایت کرد. «یک ضربه و یک دستگیری» آمریکا علیه رژیمهای چپ و راستگرا در آمریکای لاتین، چه تأثیری بر ثبات منطقه میگذارد؟
ویجی: در آمریکای لاتین موجی از «خشم» در حال شکلگیری است که در یک معنا جایگزین عقبنشینی «موج صورتی» شده است، نیروهای چپگرا در آمریکای لاتین در حال عقبنشینی هستند و یک روند سیاسی خشمگین و راستگرا نه تنها در شیلی و آرژانتین، بلکه در برزیل هم جایگزین آن شده است. امسال انتخابات ریاستجمهوری در برزیل برگزار میشود و احتمالاً لولا دوباره پیروز خواهد شد، اما سنا تقریباً قطعاً تحت کنترل حامیان بولسونارو خواهد بود.
انتخابات ریاستجمهوری هم امسال در کلمبیا برگزار خواهد شد و احتمالاً راستگراها به قدرت خواهند رسید. اگر چنین نتیجهای حاصل شود، با توجه به اینکه ونزوئلا مجبور به امتیاز تاکتیکی به آمریکا خواهد شد، تنها کشورهای آمریکای لاتین که واقعاً تحت حکومت چپگرا هستند، کوبا و نیکاراگوئه خواهند بود، به علاوه مکزیک تحت حکومت چپگرای میانه. بنابراین میبینید که آمریکا در حال «تمیز کردن خانه» است. دولت ترامپ در آخرین نسخه «استراتژی امنیت ملی» خود خیلی واضح گفته است: نیمکره غربی حوزه نفوذ آمریکا است. «استدلال ترامپ» پیشنهاد میکند که از هر وسیلهای برای تحقق دکترین مونرو استفاده شود. چند هفته پس از انتشار آن سند، دولت آمریکا به ونزوئلا حمله کرد.
فکر نمیکنم آمریکا به حمله به کشوری مانند ایران فکر کند، هدف بعدی آنها کوبا است. این مسئلهای است که جامعه چین باید به آن توجه ویژه داشته باشد. دلیلی برای این ادعا وجود دارد.
یه یادم هست که وقتی فيدل کاسترو در سال ۲۰۱۶ درگذشت، اتفاق بسیار نادری افتاد. رهبر چین به سفارت کوبا در چین رفت تا عزاداری کند. این در سنت دیپلماتیک چین بسیار نادر است و نشاندهنده ارتباط عمیق بین حزب کمونیست چین و حزب کمونیست کوبا است. آن روز را به یاد دارم، انگار دیروز اتفاق افتاده بود. فکر میکنم کوبا برای چین بسیار مهم است، برای جنبش کمونیستی چین بسیار مهم است. و حالا، کوبا هدف بعدی دولت ترامپ است.
باید واقعیتی را جدی بگیرید که اگرچه هنوز جنبشهای اجتماعی و سیاسی چپگرای بزرگی در آمریکای لاتین وجود دارد، اما در مقایسه قوا، چپها برتری ندارند. نیروهای چپگرا در حال عقبنشینی هستند و نتیجه مستقیم آن این است که کوبا بیشتر منزوی خواهد شد. فکر میکنم در این لحظه، تقویت همبستگی و حمایت بینالمللی از کوبا بسیار مهم است.
گوانچا: آیا نیروهای چپگرای آمریکای لاتین میتوانند بیشتر متحد شوند و به طور خودجوش علیه سیاست «دکترین مونرو» ترامپ متحد شوند؟
ویجی: اول اینکه، اولین نیروی واقعی که میتواند «دکترین مونرو» آمریکا را متعادل کند – و ترامپ هم این را خوب میداند – خود جنبشهای اجتماعی و سیاسی هستند. به همین دلیل است که آنها هر کاری میکنند تا این جنبشهای چپگرا را سرکوب، متلاشی و شکست دهند. به عنوان مثال در برزیل، جنبش کارگران بیزمین (MST) وجود دارد، یک سازمان بزرگ با بیش از یک میلیون عضو که نیروی اجتماعی بسیار مهمی است. اما آنها در داخل برزیل با چالشهای قانونی مختلف و حملات مداوم سیاسی و رسانهای مواجه هستند.
در حال حاضر، نیروهای چپگرا در سراسر آمریکای لاتین تقسیمشده و سرگردان هستند و نتوانستهاند واقعاً به هم بپیوندند. اما هنگامی که دوباره متحد شوند، میتوانند مانع قدرتمندی برای آمریکا باشند. جنبشهای مردمی آمریکای لاتین به خودی خود چنین پتانسیلی دارند.
نکته دوم در مورد «تغییر چهارم» در مکزیک است، جنبش انتقالی به رهبری لوپز، رئیسجمهور سابق چپگرا، که اکنون پرچم آن را کلودیا شینباوم، رئیسجمهور فعلی بر دوش گرفته است. این یک جنبش سیاسی بسیار قوی است. دولت مکزیک اقدامات آمریکا علیه ونزوئلا را بهصورت صریح و بدون قید و شرط محکوم کرد.
این بسیار مهم است، زیرا شینباوم رئیسجمهوری بسیار محبوب است. تلاش آمریکا برای ایجاد آشوب در مکزیک بسیار دشوار خواهد بود. اما آنها هنوز هم تلاش میکنند، به عنوان مثال، او را با بهانه «تروریسم مواد مخدر» متهم میکنند. همه این حربههای قدیمی دوباره در حال اجرا هستند. من اعتقاد دارم دولت مکزیک باید در این زمینه نقش خود را ایفا کند و حزب حاکم آن نیز باید خود را تقویت کند. مکزیک برای مدت طولانی از دینامیکهای سیاسی آمریکای جنوبی و مرکزی جدا بوده است، تا حدی به این دلیل که خیلی به آمریکا نزدیک است، همانطور که گفته میشود، مکزیک «از خدا دور و از آمریکا نزدیک» است. توجه سیاسی مکزیک مدتهاست که بیشتر به سمت شمال بوده است. حالا، مکزیک باید سعی کند روحیه نیروهای چپگرای آمریکای لاتین را تقویت کند.
از زمان سرنگونی دولت موریس بیشاپ در گرانادا در سال ۱۹۸۳، تقریباً تمام نیروهای چپگرا در منطقه کارائیب انگلیسیزبان ساکت شدهاند. این وضعیت باید تغییر کند. چپگراها باید دوباره سر پا شوند. در نهایت، نیروهای نماینده مردم باید دوباره ظهور کنند. ارزش بررسی دارد که آیا مکزیک قادر خواهد بود در نیمکره غربی یک برنامه سیاسی متعادلکننده «دکترین مونرو» ارائه دهد و نیروهای بیشتری از چپگراها را متحد کند. به ویژه در زمانی که کوبا تحت فشار بیشتری قرار خواهد گرفت و ونزوئلا مجبور به امتیاز تاکتیکی خواهد شد، باید مرکز فرماندهی جدیدی ظهور کند.
اما هنوز هم اصرار دارم: چین، روسیه و سایر کشورهای خارج از منطقه باید صدای خود را بلندتر و علنیتر کنند. به عنوان مثال، قطعنامهای در شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه شود که این اقدام تجاوزگرانه که آشکارا منشور سازمان ملل متحد را نقض کرده محکوم شود، این همچنین نقض آشکار مصونیت سران دولتها است. میخواهم ببینم این کشورها صریحتر، بلندتر و فعالتر از حقوق و اصول بینالمللی عرفی دفاع کنند.
گوانچا: انگیزه ترامپ برای حمله نظرات مختلفی وجود دارد، تا چه اندازه ملاحظات سیاسی داخلی در آن دخیل بوده است؟ آیا این امر باعث میشود ترامپ بخشی از پایگاه طرفداران «بازگرداندن عظمت آمریکا» (MAGA) خود را از دست بدهد؟ یا این دولت به خط مشی نئومحافظهکارانه بازگشته است؟
ویجی: این برای اصل عدم دخالت که چین از آن حمایت میکند، اهمیت اساسی دارد و آن اصل را به قانون تبدیل کرده است. پس چرا ما باید از آن دفاع نکنیم؟ به عنوان مثال صریح بگوییم، آقای مادورو توسط یک عمل غیرقانونی ربوده شده است، این یک عمل «ربودن و گرفتن» است و او باید آزاد و به ونزوئلا بازگردانده شود. اینترپول کجاست؟ باید با اینترپول تماس گرفت و به آنها گفت که آقای مادورو توسط آمریکا به طور غیرقانونی بازداشت شده است. این نه تنها نقض حقوق عرفی، بلکه نقض قانون بینالمللی نوشتاری، یعنی منشور سازمان ملل متحد است.
دولت چین بعضی چیزها را محکوم میکند، به عنوان مثال، تلاش ژاپن برای احیای نظامیبری برگزار میکند و به طور مستقیم به مخاطبان سراسر جهان میگوید «اقدامات آمریکا به شدت قوانین بینالمللی را نقض کرده است و ما به شدت مخالفیم». فکر میکنم این یک حرکت بسیار قابل توجه و مهم خواهد بود. این نه تنها اقدامات اشتباه آمریکا را به جهان نشان میدهد، بلکه نشان میدهد که این جهانی نیست که جامعه بینالمللی میخواهد، این راه صلح و توسعه نیست. بلکه چین رویای متفاوتی برای جهان دارد و این امر به میلیاردها نفر در جنوب جهان اطمینان نسبت به آینده میدهد، آنها اکنون فاقد چنین اطمینانی هستند.
ترامپ فقط بمب برای مردم میآورد. اما ما میخواهیم کسی صدایی بلند کند و به ما بگوید که آنها به بمب علاقهای ندارند، بلکه میخواهند پل بسازند. این فقط رویای من است، البته من توانایی انجام این کار را ندارم، اما امیدوارم بیشتر افراد تحت تأثیر قرار بگیرند.

