
مجله جنوب جهانی
بستر تحولات و چارچوب تحلیل
در روزهای اخیر، مناقشه روسیه و اوکراین وارد مرحلهای بیسابقه از تنش استراتژیک شده است. مصاحبه اخیر گلن دیسن با لری جانسون، تحلیلگر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، نهتنها لایههای پنهان این بحران را آشکار میسازد، بلکه نشاندهنده تغییر بنیادین در محاسبات استراتژیک مسکو و واشنگتن است. این گزارش تحلیلی تلاش میکند تا با رویکردی آکادمیک و عمیق، مفاهیم پیچیده مطرحشده در این گفتوگو را بازکاوی کرده و چشماندازی روشن از آینده این مناقشه ارائه دهد.
حمله پهپادی ۲۸ دسامبر: خط قرمزی که شکسته شد
جانسون در ابتدای گفتوگو به حمله ناموفق پهپادی ۲۸ دسامبر به اقامتگاه رسمی ولادیمیر پوتین اشاره میکند. این حمله نهتنها از نظر زمانی همزمان با دیدار ترامپ و زلنسکی در مارا-لاگو بود، بلکه از منظر تحلیلی، نشانهای روشن از تغییر رویکرد بازیگران غربی است. نکته حائز اهمیت این است که این حمله مستقیماً به مرکز فرماندهی هستهای روسیه مرتبط بوده است.
جانسون معتقد است که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا تصور میکرده پوتین در آن محل حضور دارد و این فرصتی برای ترور رهبر روسیه بوده است. این ادعا، اگر صحت داشته باشد، به معنای عبور از خط قرمزهای استراتژیکی است که حتی در دوران جنگ سرد نیز محترم شمرده میشد. در دوران جنگ سرد، چنین اقدامی میتوانست به یک درگیری هستهای تمامعیار منجر شود و بهتنهایی فصلی جداگانه در کتابهای تاریخ میگشود.
خشم روسیه و الگوی تکراری حملات
جانسون به درستی اشاره میکند که واکنش روسیه به این حمله، بسیار شدیدتر از واکنش به حملات تروریستی قبلی مانند حمله به مرکز کروکوس بود. این خشم شدید نشاندهنده درک عمیقتر مسکو از ماهیت تهدید است. روسیه حملات متعددی علیه تواناییهای هستهای خود تجربه کرده است: از حمله به پایگاههای هوایی استراتژیک در اول ژوئن گرفته تا حمله به سامانههای رادار هشدار زودهنگام هستهای که هیچ ارتباطی با اوکراین نداشت.
حمله به رادارهای هشدار زودهنگام، بهویژه نگرانکننده است. این سامانهها برای تشخیص حمله موشکی هستهای طراحی شدهاند و هدف قرار دادن آنها به معنای کاهش زمان واکنش روسیه در صورت حمله هستهای است. این اقدام نهتنها ریسک بروز یک جنگ هستهای تصادفی را افزایش میدهد، بلکه نشانهای از آمادهسازی برای یک حمله هستهای اولیه تلقی میشود.
پاسخ روسیه به این تحریکات، استفاده از موشک «اورشنیک» (به معنای «گردآورنده») بود. این موشک هایپرسونیک که از سیستم چندین کلاهک مستقل قابلهدایت استفاده میکند، بدون سرجنگی و بهعنوان هشدار شلیک شد. جانسون این اقدام را «تصعید محتاطانه» روسیه مینامد.
نکته کلیدی این است که روسیه سه ساعت قبل از شلیک به آمریکا هشدار داده تا از سوءتفاهم و خطای محاسباتی جلوگیری کند. این اقدام نشاندهنده این واقعیت است که مسکو همچنان به دنبال گسترش جنگ به فراتر از اوکراین نیست، اما توانایی انجام این کار را دارد. شلیک این موشک در غرب اوکراین و نزدیک به مرز لهستان، پیام روشنی به ناتو بود: ما میتوانیم به شما برسیم، اما ترجیح میدهیم این کار را نکنیم.
بحران انرژی اوکراین: جنگ تسلیحات جدید مسکو
جانسون تأکید میکند که روسیه ۵۰ درصد از ذخایر گاز طبیعی اوکراین را منهدم کرده است. این حمله به همراه حملات به مراکز کلیدی انرژی در دنیپروپتروفسک، زاپوریژیا و کییف، به معنای واقعی «خاموش کردن چراغهای اوکراین» در عمق زمستان است.
شهردار کییف، ویتالی کیچکو، از مردم خواسته تا شهر را ترک کنند، بهویژه ساکنان ساختمانهای بلندتر از ده طبقه، زیرا خطر ترکیدن لولههای آب و فروپاشی کامل سیستم آبرسانی و فاضلاب وجود دارد. این استراتژی روسیه نهتنها توانایی اوکراین برای جنگ را تضعیف میکند، بلکه منجر به یک بحران انسانی گسترده میشود که میتواند به مهاجرت دستهجمعی و فروپاشی اجتماعی منجر شود.
دزدی دریایی آمریکا: شکستن قواعد بازی
یکی از تحریکات اخیر آمریکا، ربودن یک کشتی تحت پرچم روسیه در آبهای بینالمللی بود. جانسون این اقدام را «دزدی دریایی» و نقض آشکار قوانین بینالمللی مینامد. نکته جالب اینکه خدمه این کشتی شامل ۲ روس، ۸ گرجی و ۲۰ اوکراینی بودند. در حالیکه دو تبعه روسی آزاد شدند، ۲۸ تبعه دیگر با اتهامات کیفری در آمریکا مواجهاند.
این اقدام، الگوی خطرناکی از «تدریجگرایی» آمریکا را نشان میدهد. ابتدا حملات به کشتیهای روسی در دریای مدیترانه را به اوکراین نسبب دادند، اما اکنون بهصورت آشکارا خود وارد عمل شدهاند. این رفتار، روسیه را به این نتیجهگیری میرساند که باید کشتیهای خود را با نیروی نظامی محافظت کند، که خود خطر درگیری مستقیم دریایی را افزایش میدهد.
بنبست مذاکرات: نمایشگاهی از بیاعتمادی عمیق
جانسون به صراحت اعلام میکند که مذاکرات در بنبست کامل هستند. او میگوید: «مذاکرات به انتها رسیدهاند. ایالات متحده جدی نیست.» این ارزیابی بر پایه شواهد متعددی استوار است:
بیقانونی آشکار آمریکا: از نظر روسیه، آمریکا تحت رهبری ترامپ هرگونه ادعای پیروی از قوانین بینالمللی را کنار گذاشته است. استفان میلر و مارکو روبیو صراحتاً اعلام کردهاند که برای آنها قانون بینالمللی معنایی ندارد.
سابقه نقض پیمانها: طی ۲۵ سال گذشته، آمریکا پیمان دفاع موشکی (۲۰۰۱)، پیمان نیروهای هستهای میانبرد (۲۰۱۹) و اکنون نیز از تمدید پیمان «استارت جدید» خودداری کرده است.
رفتارهای متناقض: در حالیکه ترامپ خود را «صلحطلب» مینامد، اقدامات عملی واشنگتن – از حملات پهپادی گرفته تا دزدی دریایی – خلاف این ادعا عمل میکند.
جانسون پیشنهاد میکند که پوتین باید از آمریکا بخواهد اقدامات ملموسی برای اثبات حسن نیت انجام دهد: تعیین سفیر جدی، لغو ممنوعیت پروازهای مستقیم، بازگشایی کنسولگریها، و بازگرداندن اموال دیپلماتیک روسیه. اما او اعتقادی به انجام این اقدامات از سوی آمریکا ندارد.
تحلیل استراتژیک: چرا روسیه محتاط است؟
دلیل اصلی محتاطانه عمل کردن روسیه، بر اساس تحلیل جانسون، این است که مسکو بهدنبال ایجاد شکاف در ناتو است. او میگوید: «وقتی دشمن خودکشی میکند، مداخله نکنید. در واقع، تشویقش کنید تا ادامه دهد.»
اقدامات ترامپ – از تهدید دانمارک به خاطر گرینلند گرفته تا تحقیر متحدان اروپایی – در حال تضعیف پیمان آتلانتیک شمالی از درون است. نخستوزیر ایتالیا، جورجیا ملونی، خواستار مذاکره با روسیه شده و حتی برخی نمایندگان فرانسوی از خروج از ناتو سخن گفتهاند. از نظر روسیه، یک ناتو منفصل و ضعیف، بسیار کمتر از یک ناتو متحد و قدرتمند تهدیدآمیز است.
چشمانداز نظامی: فروپاشی اوکراین و آمادهسازی برای نبرد با ناتو
جانسون پیشبینی میکند که وضعیت نظامی اوکراین بهسرعت رو به وخامت خواهد گذاشت. روسیه اکنون ۱.۵ میلیون نیروی زمینی دارد و در تلاش برای افزایش آن به بیش از ۲ میلیون است. این نیروی عظیم نه برای شکست اوکراین، بلکه برای «جنگ بعدی با ناتو» آماده میشود.
نیروهای روسی در فاصله ۲۰ کیلومتری زاپوریژیا و در حال پیشروی به سمت خارکیف، دنیپرو و سومی هستند. اشغال این شهرها به معنای سقوط استراتژیک اوکراین خواهد بود. سپس بهگفته جانسون، این مناطق به رفراندوم پیوستن به روسیه دعوت خواهند شد.
خطرات پیشرو: دو بشکه باروت باز
جانسون دو سناریوی خطرناک را پیشروی میبیند:
تشدید در دریای سیاه: روسیه ممکن است به آمریکا اعلام کند که هر هواپیمای شناسایی آمریکا در دریای سیاه یا در نزدیکی مرزهای روسیه، هدف مشروعی برای سرنگونی است.
حمله آمریکا و اسرائیل به ایران: با توجه به همکاری نظامی نزدیکتر روسیه و ایران، این اقدام میتواند روسیه را مستقیماً درگیر یک درگیری بزرگتر کند.
او این وضعیت را با « سیگار کشیدن کنار دو بشکه باروت باز» تشبیه میکند: ریسک بروز اشتباه محاسباتی و انفجار بیپروا.
پیامدهای بینالمللی: پایان نظم لیبرالی
تحلیل جانسون نشان میدهد که ما شاهد پایان «نظم لیبرالی» پس از جنگ سرد هستیم. وقتی آمریکا صراحتاً اعلام میکند «ما بزرگترین و قویترین هستیم، پس هر کاری میخواهیم میکنیم»، این پیام را به سایر کشورها میفرستد که امنیت تنها از طریق قدرت نظامی قابلدستیابی است.
این رفتار، کشورهایی مانند چین، هند و برزیل را به این نتیجه رسانده که آمریکا یک «کشور بیقانون» است و نمیتوان به وعدههای آن اعتماد کرد. این تغییر نگرش، میتواند به تسریع روند «خاورگرایی» جهان و دور شدن از وابستگی به غرب منجر شود.
نتیجهگیری: جهان در آستانه یک تغییر پارادایمی
مصاحبه جانسون-دیسن تصویر روشنی از یک جهان در آستانه تحولات بنیادین ارائه میدهد. روسیه دیگر به مذاکره با آمریکا امیدی ندارد و بهجای آن، برای یک منازله بلندمدت با ناتو آماده میشود. در عین حال، از طریق تضعیف ناتو از درون و تقویت روابط با شرق، در حال بازتعریف معادلات قدرت جهانی است.
آمریکا نیز، تحت رهبری ترامپ، آخرین بقایای نظم مبتنی بر قانون بینالملل را کنار گذاشته و به سمت «قانون جنگل» پیش میرود. این رفتار نهتنها روسیه، بلکه متحدان سنتی اروپایی را نیز به تردید انداخته است.
برای اوکراین، آیندهای جز فروپاشی تدریجی و از دست دادن سرزمینهای بیشتر قابلتصور نیست. کشوری که روزی بهعنوان «سپر» غرب علیه روسیه تبدیل شد، اکنون به قیمت نابودی کامل زیرساختهایش، پرداخت هزینه سنگین این سیاست است.
جهان در حال حرکت به سمت یک نظم چندقطبی جدید است که در آن، قدرت نظامی و اقتصادی، جایگزین قانون و دیپلماسی شده است. این تغییر پارادایم، چالشهای بیسابقهای را برای ثبات بینالمللی به همراه خواهد داشت و نسل کنونی بشریت را در معرض خطراتی قرار میدهد که آخرین بار، بیش از نیم قرن پیش تجربه کرده بود.

