چیو چوئه‌شو، پژوهشگر حوزه فرهنگ و هنر ساکن تهران
ترجمه مجله جنوب جهانی

اعتراضات گسترده‌ای که در اواخر سال ۲۰۲۵ توسط برخی بازاریان تهران با مطالبات اقتصادی آغاز شد، ظرف دو هفته به بیش از نیمی از استان‌های ایران سرایت کرد. طبق آمار رسمی که مقامات ایران در ۱۱ ژانویه منتشر کردند، ۱۱۱ تن از نیروهای امنیتی در جریان برقراری نظم جان خود را از دست داده‌اند.
در خارج از مرزها، آمریکا و اسرائیل اوضاع را زیر نظر دارند. به‌ویژه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در تاریخ ۱۰ ژانویه با انتشار پیامی در شبکه‌های اجتماعی، بار دیگر بر مداخله در امور ایران تأکید کرد و از آمادگی واشینگتن برای ارائه «کمک» سخن گفت. دولت ایران نیز ضمن اعلام آمادگی برای جنگ، مردم را به اتحاد برای «خنثی‌سازی توطئه‌های دشمن» فراخواند.
در میان انبوه اخبار ضد و نقیض، وضعیت داخلی ایران واقعاً چگونه است؟ آیا دولت از پس این چالش‌های داخلی و خارجی برمی‌آید؟ محاسبات پشت پرده لفاظی‌های تند آمریکا چیست؟ چیو چوئه‌شو، پژوهشگر ساکن تهران، در گفتگو با «گوان‌چا»، مشاهدات دست‌اول خود را به اشتراک گذاشته است.
گوان‌چا: ابتدا نمایی کلی از این دوره از اعتراضات ارائه دهید. این حرکت نسبت به اعتراضات بزرگ قبلی، چه تفاوت‌هایی از نظر ابعاد و ماهیت دارد؟

چیو چوئه‌شو: واقعیت این است که ابعاد این اعتراضات به آن اندازه‌ای که رسانه‌های خارجی القا می‌کنند، گسترده نیست. هسته اولیه این حرکت، گروهی از بازاریان تهران در صنف موبایل بودند، اما این به معنای همراهی کل طبقه بازاریان نیست. موبایل کالایی وارداتی است و به شدت تحت تأثیر نوسانات ارزی قرار دارد. با افت شدید ارزش ریال، کسب‌وکار این صنف عملاً فلج شد؛ چرا که کالای فروخته شده با پولی جایگزین می‌شد که ارزشش را از دست داده بود و این یعنی ضرر خالص. لذا این گروه با بستن مغازه‌ها یا حضور در خیابان اعتراض خود را نشان دادند.
اما رسانه‌های غربی به وضوح در حال بزرگ‌نمایی هستند و رویکردی شبیه به «انقلاب‌های رنگی» را دنبال می‌کنند. آن‌ها پدیده‌های موضعی را به کل جامعه تعمیم می‌دهند؛ مثلاً می‌گویند «کل بازار علیه نظام برخاسته است». چون بازار ستون سنتی و اجتماعی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود، با این روایت می‌خواهند تصویری از یک نظام در آستانه سقوط ارائه دهند.
شگرد دیگر آن‌ها «قهرمان‌سازی» از موارد خاص است. مثلاً ویدیویی را نشان می‌دهند که معترضی به تنهایی مقابل صف پلیس نشسته تا تصویری مظلومانه و حماسی خلق کنند. اما اگر ویدیو را کامل ببینید، پلیس‌های موتورسوار بدون هیچ واکنشی از کنار او عبور می‌کنند. این‌ها تکنیک‌های تبلیغاتی است که پیش‌تر در نقاط دیگر جهان هم دیده‌ایم.
در مجموع، ماهیت این اعتراضات پیچیده نیست. در جامعه ایران، حضور در خیابان برای بیان نارضایتی یک امر رایج است. البته بخشی از مردم هم از روی کنجکاوی همراه می‌شوند، اما ریشه اصلی، تخلیه هیجانات ناشی از فشارهای اقتصادی است. تفاوت بنیادینی با دوره‌های قبل نمی‌بینم.
هرچند اعتراضات به استان‌های زیادی سرایت کرد، اما ماهیت آن‌ها متفاوت بود. در مناطق دورافتاده که از نظر زیرساختی و خدمات عمومی محروم‌تر هستند، اعتراضات بیشتر جنبه فوران نارضایتی‌های انباشته داشت. در مناطقی مثل سیستان‌وبلوچستان یا کردستان هم تمایلات جدایی‌طلبانه از قبل وجود داشته است.
اما در شهرهای کلیدی مثل تهران و اصفهان، بسیاری از حاضران صرفاً تماشاچی بودند. مردم ایران به خوبی می‌دانند که تزلزل جدی نظام می‌تواند منجر به فروپاشی و تجزیه کشور شود؛ آن هم در محیط ژئوپلیتیکی خطرناکی که از شرق با افغانستان و از غرب با مداخلات ترکیه و مسائل کردی روبروست. بنابراین، هم نخبگان و هم توده مردم نسبت به پیامدهای سقوط نظام آگاهی دارند.
نکته دیگر اینکه این حرکت‌ها «بدون مرکزیت» و فاقد سازماندهی منسجم برای تغییر رژیم هستند. این موضوع از یک سو تهدید علیه نظام را محدود می‌کند و از سوی دیگر، چون رهبری واحدی وجود ندارد، سرکوب آن با بازداشت چند نفر ممکن نیست. قطع اینترنت هم اقدامی موقت برای جلوگیری از بسیج سریع معترضان در فضای مجازی بود که با توجه به وابستگی اقتصاد به شبکه، طولانی نخواهد بود.
برای ارزیابی پایداری نظام باید به چند شاخص نگاه کرد: اول، کارگران نفت اعتصاب نکرده‌اند (عاملی که در انقلاب ۱۹۷۹ کلیدی بود)؛ دوم، سیستم نظامی و امنیتی دچار ریزش نشده است؛ و سوم، شکاف علنی در میان نخبگان سیاسی و مذهبی دیده نمی‌شود. بنابراین، آنچه می‌بینیم بیشتر یک «فضاسازی رسانه‌ای» است تا یک تغییر ماهوی در ثبات سیاسی.


گوان‌چا: فشارها و پیام‌های تند آمریکا و اسرائیل در این مقطع را چگونه تحلیل می‌کنید؟ آیا این پیش‌درآمد یک درگیری نظامی است؟


چیو چوئه‌شو: نقشه آن‌ها روشن است: با فشار و تهدید می‌خواهند دولت ایران را از برخورد قاطع با معترضان بازدارند تا اعتراضات به‌تدریج بدنه نظام را فرسوده کند و به نوعی «پیروزی بدون جنگ» برسند.
اما واقعیت این است که آمریکا و اسرائیل در موقعیتی نیستند که مستقیماً وارد جنگ شوند. ایران توان ضربه متقابل را دارد و پایگاه‌های آمریکا در منطقه در تیررس هستند. برخلاف ونزوئلا، ایران ابزارهای دفاعی و هجومی جدی دارد. لذا معتقدم این تهدیدها بیشتر شبیه به تلاش برای «سودجویی بی‌هزینه» است؛ تهدید کردن هزینه‌ای ندارد و اگر نتیجه نداد، چیزی را از دست نداده‌اند.


گوان‌چا: با توجه به فشارهای اقتصادی داخلی و تحریم‌های خارجی، اولویت‌بندی دولت ایران در تخصیص منابع چگونه است؟


چیو چوئه‌شو: به باور من، ایران با منابع محدود تحت تحریم، پس از حملات هوایی سال گذشته آمریکا و اسرائیل، مجبور شده اولویت را به تقویت بنیه دفاعی و تخصیص ارز به بخش نظامی بدهد. این یعنی سهم معیشت مردم ناگزیر کاهش یافته است.
منطق دولت این است: مشکلات معیشتی مهم هستند اما در کوتاه‌مدت تهدید حیاتی محسوب نمی‌شوند؛ در حالی که تهدید نظامی آمریکا و اسرائیل یک خطر وجودی است. آن‌ها می‌خواهند ابتدا سد دفاعی محکمی بسازند و پس از مهار تهدیدهای خارجی، منابع را به سمت رفاه عمومی بازگردانند. این وضعیت «ساندویچی» و دشوار، یک مرحله گذار است و با تکمیل سیستم‌های پدافندی و تثبیت بازدارندگی، فشارها کاهش خواهد یافت.


گوان‌چا: دونالد ترامپ برخلاف شیوه‌های سنتی «تغییر رژیم»، تمایل بیشتری به استفاده از زور نشان داده است. از سوی دیگر، رضا پهلوی هم فراخوان‌هایی صادر کرده؛ نقش او را چگونه می‌بینید؟


چیو چوئه‌شو: شعارهایی که گاهی در حمایت از پهلوی شنیده می‌شود، بیشتر یک «بیان توهین‌آمیز» علیه وضعیت موجود است. معترضان می‌دانند نظام فعلی روی چه موضوعی حساس است و دقیقاً همان را فریاد می‌زنند؛ اما این به معنای تمایل واقعی برای بازگشت به سلطنت نیست. مردم می‌دانند در دوران پهلوی سطح سواد و رفاه عمومی برای اکثریت جامعه بسیار پایین بود. این شعارها برای «عصبانی کردن» حاکمان است، نه نشانه اشتیاق به گذشته.
درباره مداخله آمریکا نیز، ترامپ فعلاً در مرحله آزمون و خطا و بلوف‌زنی است تا شاید امتیازی در مذاکرات هسته‌ای بگیرد. اما اگر آمریکا واقعاً دست به حماقت نظامی بزند، کل منطق مواجهه با اعتراضات در داخل تغییر خواهد کرد و احتمالاً موج وطن‌پرستی و اتحاد علیه دشمن خارجی شکل خواهد گرفت.
نکته کلیدی برای آینده این است: اگر آمریکا یا اسرائیل به تأسیسات نفتی ایران حمله کنند (که شاهرگ حیاتی دولت برای حفظ ثبات است)، واکنش ایران حتمی و شدید خواهد بود که می‌تواند شامل بستن تنگه هرمز و شعله‌ور شدن کل خاورمیانه باشد. این سناریویی است که پیامدهای آن غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود.