کریگ موخیبر منتشر شده در موندوایس
ترجمه مجله جنوب جهانی

در سوم ژانویه ۲۰۲۶، ایالات متحده بدون هیچ تحریک، دلیل یا توجیه قانونی، به ونزوئلا حمله هوایی کرد، پایتخت آن را برای چند ساعت اشغال نظامی نمود، ده‌ها نفر را کشت و رئیس‌جمهور و بانوی اول این کشور را با خشونت ربوده و در حالی که دست‌بسته و چشم‌بسته بودند، مخفیانه به ایالات متحده منتقل کرد.

مسلماً چنین نقض صریح و گسترده‌ای از مجموعه قوانین بین‌المللی، که در واقع زیربنای اصلی چارچوب حقوقی پس از جنگ جهانی دوم یعنی منع «اقدام تجاوزکارانه» را به چالش می‌کشد، می‌بایست با محکومیتی جهانی روبرو می‌شد.

اما در عوض، شاهد واکنش‌های مبهم و ضعیف چندین رهبر غربی، پاسخ احتیاط‌آمیز بیش از حد دبیرکل سازمان ملل، محکومیت‌های لفظی اعضای شورای امنیت بدون هیچ اقدام عملی، و هلهله‌چیزی مشتاقانه رسانه‌های تجاری آمریکا و غرب بوده‌ایم.

چطور چنین چیزی ممکن است؟

به زبان ساده، ما در حال تماشای طلوع «عصر معافیت از مجازات» هستیم.

سقوط تدریجی به ورطه ناامنی
صدای انفجارهای اخیر بر فراز ونزوئلا، فلسطین، لبنان، سوریه، ایران، عراق، سومالی، یمن و نیجریه، و بر فراز دریای سرخ، دریای مدیترانه و دریای کارائیب، تنها صدای یک تشنج مقطعی امپراتوری در حال افول آمریکا نیست.

این صدا، نوید چیزی بسیار ترسناک‌تر را می‌دهد.

جهانی جدید در حال زاده شدن (یا شاید، باززایی، که یادآور وحشت‌های نیمه اول قرن بیستم است) می‌باشد.

جهانی که کاملاً فارغ از محدودیت‌های حقوق بین‌ملل، یا حتی ابتدایی‌ترین و جهان‌شمول‌ترین اصول اخلاقی است.

تولد این جهان را هر کسی که در دهه‌های اخیر به طرح‌ها و نقشه‌های امپراتوری و متحدان و کشورهای دست‌نشانده‌اش توجه می‌کرد، می‌توانست پیش‌بینی کند.

از زندانی‌کردن‌های گسترده و خشونت‌های پلیسی در «جنگ با مواد مخدر»، تا استردادهای غیرقانونی، اعدام‌ها و شکنجه در «جنگ با تروریسم»، و تا فقیرسازی سیستماتیک توده‌ها برای تمرکز ثروت و قدرت در دستان عده‌ای معدود، امپراتوری آمریکا دهه‌هاست در مسیر جنگ‌افروزی بوده که اوج آن نسل‌کشی مردم فلسطین و حمله این هفته به ونزوئلا است.

این حلقه‌های رو به گسترش ستم، که مهارنشده باقی مانده، همه ما را تهدید می‌کند. زیرا در جهانی که حتی «نسل‌کشی» نیز خط قرمز محسوب نمی‌شود، دیگر هیچ خط قرمزی وجود ندارد.

فرزند معافیت از مجازات
این جهان نو، فرزند «معافیت از مجازات» است.

برای بیش از دو سال، جهان منفعلانه شاهد بوده که «محور آمریکا-اسرائیل» در غرب آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین با یورش‌های خونین به پیشروی و تخریب ادامه داده است.

منشور ملل متحد، اساسنامه رم، قوانین جنگ، حقوق بشر، حقوق دریاها، قوانین مربوط به کاربرد زور، همگی زیر پای اقدامات و اظهارات این محور، همدستی متحدان و دست‌نشانده‌هایش، و بی‌تفاوتی دیگر کشورها، لگدمال و ویران شده‌اند.

نهادهای بین‌المللی که پس از جنگ جهانی دوم برای پیشگیری و مقابله با چنین وحشت‌هایی ایجاد شدند، به نوبه خود، به صورت سیستماتیک توسط این محور فاسد، مرعوب یا سرکوب شده‌اند. دیوان کیفری بین‌المللی عمدتاً در برابر تحریم‌های غیرقانونی آمریکا فلج است. دیوان بین‌المللی دادگستری با آزار و فشار سیاسی بی‌سابقه‌ای روبروست.

گزارشگران ویژه حقوق بشر سازمان ملل، هدف یک کمپین مستمر تهمت و تحریم قرار دارند. و حتی شورای امنیت سازمان ملل نیز به امپراتوری آمریکا تسلیم شده، چنان‌که در قطعنامه ۲۸۰۳ نوامبر ۲۰۲۵، برنامه‌های کاملاً غیرقانونی و آشکارا استعماری دولت ترامپ برای غزه را تأیید کرد.

کشورهای جهان غرب، که مدتها خود را مدافع حقوق بشر و حقوق بین‌الملل جا زده‌اند، به جای ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌های این محور، بر سر اینکه چه کسی زودتر حلقه امپراتور را ببوسد و در برابر مباشران خون‌آلود پروژه استعماری‌اش در فلسطین تعظیم کند، بر یکدیگر سبقت گرفته‌اند.

و هرگونه مانع فرضی در درون نهادهای خود امپراتوری نیز، از جمله دادگاه‌هایی که محرک سیاسی دارند و عموماً نسبت به حقوق بین‌الملل بی‌اعتنایند، کنگره‌ای که خود از همان ابتدا توسط لابی‌ها، شرکت‌ها و میلیاردرهای حامی جنایت‌های آمریکا و اسرائیل به فساد کشیده شده، و رسانه‌های تجاری که تماماً خود را وقف پوشش‌دادن برای اهداف امپریالیستی، غارتگرانه، شرکتی و صهیونیستی ریشه‌دار در خشونت‌های امروز جهان کرده‌اند، نشان داده که کاملاً در این جنایت همدست هستند.

این «معافیت از مجازات»، بدترین ویژگی‌های پیشینیان قرن بیستمی خود؛ یعنی نژادپرستی، امپریالیسم، استعمار، فاشیسم، صهیونیسم، تجاوز و نسل‌کشی را با فناوری‌های هولناک قرن بیست‌ویکمی نظارت، خاموش‌سازی و قتل درآمیخته است.

مردم در داخل و خارج از امپراتوری به شکلی بی‌سابقه برخاسته‌اند تا جنایت‌های این محور را محکوم کنند، اما با سرکوب سیستماتیک و بی‌رحم در داخل امپراتوری و سراسر غرب، و حتی در کشورهای خط مقدم تحت نفوذ در غرب آسیا روبرو شده‌اند.

در نتیجه، این محور از «معافیت مطلق» برخوردار بوده که مشوق اقدامات به طور فزاینده وحشیانه‌تری شده و اوجی تصاعدی از خشونت را رقم زده است: از تجاوز به کشورهای مختلف در غرب آسیا و آفریقا، تا زنجیره‌ای از ترورها، هدف‌گیری کشتی‌های امدادی در مدیترانه، حملات تروریستی فرامرزی با پیجرهای تله‌گذاری شده، اشغال غیرقانونی چندین کشور، و یک نسل‌کشی مستمر در فلسطین.

در چنین زمینه‌ای، هیچ کس نباید از جنایت آشکار آمریکا در اعمال اقدامات قهرآمیز یکجانبه ظالمانه برای وادار کردن مردم ونزوئلا به تسلیم از طریق گرسنگی، چندین کودتای ناموفق، یک سری اعدام‌های فراقضایی دریانوردان در کارائیب و شرق اقیانوس آرام، دزدی دریایی از نفتکش‌های این کشور و مصادره محموله‌های آن، بمباران و اشغال کشور، و ربودن خشونت‌آمیز رئیس‌جمهور و بانوی اول شگفت‌زده شود.

معافیت از مجازات اینگونه عمل می‌کند. هر چه بیشتر به آن غذا بدهی، گرسنه‌تر می‌شود. و جهان دهه‌هاست که به این معافیت غذا داده است.

این فرزند هیولاوارِ معافیت از مجازات، بدترین خصیصه‌های ژنتیکی پیشینیان قرن بیستمی خود؛ یعنی نژادپرستی، امپریالیسم، استعمار، فاشیسم، صهیونیسم، تجاوز و نسل‌کشی را به همراه دارد. اما اکنون به فناوری‌های هولناک قرن بیست‌ویکمی نظارت، خاموش‌سازی و قتل مسلح شده است. تأثیرات این ترکیب مرگبار هم‌اکنون در سه قاره از جهان جنوب احساس می‌شود، در حالی که بقیه جهان بر لبه پرتگاه قرار دارد.

جنایت‌های امپریالیستی در ونزوئلا
اگر درک شما از وقایع ونزوئلا از طریق رسانه‌های تجاری همدست غربی شکل گرفته، شاید بتوان شما را بخشید که از غیرقانونی بودن کامل حمله آمریکا به این کشور و اقدامات منتهی به آن بی‌خبر باشید.

از نظر حقوقی، این عملیات را نمی‌توان یک «عملیات اجرای قانون» نامید. بلکه یک «عملیات جنایتکارانه» است که مرتکبان، دستوردهندگان و مجری‌ان آن دستورات غیرقانونی، باید در چارچوب حاکمیت قانون پاسخگو باشند.

حجم و دامنه مجموعه جنایت‌های بین‌المللی ایالات متحده در ونزوئلا حیرت‌آور است.

تحریم‌های آمریکا علیه ونزوئلا به عنوان اقدامات قهرآمیز یکجانبه، طبق منشور ملل متحد و حقوق بین‌الملل بشر غیرقانونی است. کودتاهای حمایت‌شده آمریکا در سال‌های ۲۰۰۲، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ غیرقانونی بودند. اقدامات مخفی سیا در این کشور غیرقانونی بوده است. قتل دریانوردان در کارائیب و اقیانوس آرام، که طبق حقوق بین‌الملل بشر «اعدام فراقضایی» محسوب می‌شود، غیرقانونی است.

محاصره آمریکا علیه ونزوئلا غیرقانونی است. دزدی دریایی آمریکا از نفتکش‌های ونزوئلا، به عنوان عملی تجاوز دریایی طبق منشور ملل متحد و حقوق دریاها و نقض اصول حقوقی مصونیت حاکمیتی و دولتی، غیرقانونی بود. بمباران، اشغال نظامی و تهدیدهای بعدی به استفاده بیشتر از زور، همگی بر خلاف ماده ۲(۴) منشور ملل متحد، معاهده‌ای که ایالات متحده به آن متعهد است، غیرقانونی هستند.

ربودن نیکولاس مادورو و سیلیا فلورس بر اساس منشور، حقوق بین‌الملل بشر (که بازداشت خودسرانه را منع می‌کند) و همچنین اصل شناخته‌شده بین‌المللی «مصونیت رئیس دولت» غیرقانونی است. خشونت اعمال‌شده در حین این ربودن، که بر اساس یک بازداشت غیرقانونی صورت گرفت و منجر به آسیب‌های جدی به فلورس شد، غیرقانونی است. به نمایش گذاشتن عمومی و انتشار عکس‌های مادوروی دست‌بسته، بر خلاف حقوق بشردوستانه بین‌المللی است. محروم کردن مادورو از حواس (با چشم‌بند و پوشش گوش) غیرقانونی بود. و چون بازداشت (ربودن) او غیرقانونی بوده، ادامه بازداشتش نیز طبق حقوق بین‌الملل بشر غیرقانونی است.

آمریکا هیچ دفاع قانونی معتبری برای جنایت‌های بین‌المللی خود در ونزوئلا ندارد. تخلفاتش آشکار و مسئولیتش واضح است. بی‌تردید با آگاهی از این موضوع، در تلاش است تا حقوق بین‌الملل را با قوانین داخلی خود جایگزین کند و آن قوانین را فراسرزمینی اعمال نماید، که خود عملی آشکارا امپریالیستی است.

دولت ترامپ چنین می‌کند زیرا می‌داند که قانونگذاری آمریکا اغلب در تضاد با استانداردهای بین‌المللی است، و دادگاه‌های آمریکا به‌طور بدنامی شوونیست هستند، در مسائل بین‌المللی به شدت به دولت تمکین می‌کنند، وقتی دولت ادعای «ملیت امنیتی» می‌کند اختیارات گسترده‌ای به آن می‌دهند، عموماً نسبت به حقوق بین‌الملل (که اغلب آن را به تمسخر و به نادرست «قانون خارجی» می‌نامند) بی‌اعتنایند و با قضات انتصابی سیاسی، در معرض نفوذ سیاسی قرار دارند.

همچنین بر «دفاع واژه جادویی» متکی است، که با تکرار صرف عباراتی مانند «تروریسم» و پسرعموی تخیلی جدیدش «تروریسم مواد مخدر»، حس «استثنا» ایجاد کرده و در نتیجه رضایت بخشی از مردم و قضات را جلب می‌کند. در چنین شرایطی، اگرچه نتیجه تضمین‌شده نیست، اما احتمال برگزاری یک محاکمه منصفانه برای مادورو و فلورس در بهترین حالت محدود است.

ارتباط اسرائیلی
دلسی رودریگز، معاون رئیس‌جمهور (و اکنون رئیس‌جمهور موقت) ونزوئلا در اولین سخنرانی عمومی خود پس از حملات آمریکا، اعلام کرد که حمله به این کشور «حاوی زیرآهنگ‌های صهیونیستی» است. اگرچه او جزئیات بیشتری بیان نکرد، اما نقش رژیم اسرائیل در حمایت از نیروهای راست‌گرا و بی‌ثبات‌سازی دولت‌های مترقی منطقه اکنون به خوبی شناخته شده است. سلاح‌ها، فناوری نظارتی، اطلاعات، آموزش و نفوذ رژیم اسرائیل از طریق نمایندگانش در منطقه، برای دهه‌ها ویژگی ثابت آمریکای لاتین بوده است.

رهبران رژیم اسرائیل نیز به نوبه خود، از حملات و ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا سرمستانه استقبال کرده‌اند (و امیدواری خود را برای حملات بعدی به ایران ابراز داشته‌اند).

و این تعجب‌آور نیست. از زمان انتخاب هوگو چاوز و آغاز انقلاب بولیواری بیش از یک ربع قرن پیش، ونزوئلا استقلال خود را اعلام کرده، در برابر هژمونی آمریکا مقاومت نموده، ثروت نفتی و معدنی خود را به سمت بهبود شرایط زندگی در داخل کشور هدایت کرده و با مبارزه مردم فلسطین برای حقوق بشر اعلام همبستگی کرده است.

مانند ایران، عراق و لیبی پیش از آن، این ترکیب از عوامل، جایگاه ونزوئلا را در خط نشانه‌گیری «محور آمریکا-اسرائیل» تثبیت کرده است.

محرک‌های اصلی تجاوز آمریکا علیه کشورهای جهان جنوب، داشتن ثروت معدنی مورد طمع شرکت‌های آمریکایی، امتناع از تسلیم در برابر هژمونی آمریکا و مخالفت با جنایت‌های رژیم اسرائیل است. ونزوئلا مرتکب هر سه این‌ها شده است.

افزون بر این، رژیم اسرائیل سابقه طولانی در حمله به نیروهای مترقی، حمایت از رژیم‌های راست‌گرا، جوخه‌های مرگ و دیکتاتورها، و دامن‌زدن به درگیری در سراسر آمریکای لاتین دارد. ردپای خونین آن در دهه‌های گذشته در آرژانتین، بولیوی، برزیل، کلمبیا، کاستاریکا، جمهوری دومینیکن، اکوادور، السالوادور، گواتمالا، هائیتی، هندوراس، نیکاراگوئه، پاناما، پاراگوئه، پرو و ونزوئلا آشکار شده است.

این موضوع، به همراه غرایز ضداستعماری منطقه، نفرت دولت‌های چپگرای آمریکای لاتین از رژیم اسرائیل را توضیح می‌دهد. و همچنین دلیل اعلام حمایت متعصبانه جنبش‌ها و رهبران راست‌گرای افراطی منطقه از این رژیم و پروژه صهیونیستی، حتی در میانه نسل‌کشی در فلسطین را روشن می‌سازد.

در حالی که دولت‌های مترقی منطقه نسل‌کشی را محکوم کرده، به پرونده نسل‌کشی دیوان بین‌المللی دادگستری علیه اسرائیل پیوسته و روابط دیپلماتیک خود را با این رژیم قطع کرده‌اند، دولت‌های راست‌گرا و همچنین رهبران مخالفان راست‌گرای ونزوئلا، رژیم اسرائیل را ستوده و مطیعانه وعده همکاری نزدیک‌تر داده‌اند. رژیم اسرائیل، همان‌طور که همیشه بوده، به شدت در تلاش برای سرنگونی دولت‌های چپ‌گرای آمریکای لاتین و حمایت از راست‌گرایان سرمایه‌گذاری کرده است.

در عین حال، مخالفت ونزوئلا با رژیم اسرائیل، در کنر داشتن بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان، از سوی محور آمریکا-اسرائیل به عنوان مانعی بالقوه در برابر طرح‌های شوم آن‌ها برای جنگ با ایران دیده می‌شود. ظرفیت‌های نفتی خود ایران، و به ویژه کنترل مؤثر آن بر تنگه هرمز (و در نتیجه بازارهای انرژی جهان)، کنترل نفت ونزوئلا را به ویژه از نظر این محور، در آستانه تجدید حملاتش به ایران، جذاب می‌سازد.

بنابراین، محرک‌های اصلی تجاوز آمریکا علیه کشورهای جهان جنوب، داشتن ثروت معدنی مورد طمع شرکت‌های آمریکایی، امتناع از تسلیم در برابر هژمونی آمریکا و مخالفت با جنایت‌های رژیم اسرائیل است. ونزوئلا مرتکب هر سه این‌ها شده است. و این‌ها همان «جنایت‌های» واقعی هستند که به خاطر آنها تحت تعقیب قرار گرفته است.

زندگی پس از قانون
پروژه نوپای حقوق بین‌الملل همواره هم ضعیف و هم ناقص بوده است. اما محدودیت‌هایی که از سال ۱۹۴۵ ایجاد شد، امیدواری‌هایی هرچند ناچیز برای جهانی که حداقل تا حدودی توسط حاکمیت قانون، و نه صرفاً زور، اداره می‌شد، ارائه می‌داد. و یک اجماع جهانی شکل گرفته بود که بر اساس آن، بدترین جنایت‌ها – «تجاوز» و «نسل‌کشی» – فراتر از حد قابل قبول توافق شده بودند. محور آمریکا-اسرائیل، که اغلب به دلیل نقض حقوق بین‌ملل مورد اتهام قرار گرفته، با کل این پروژه کم‌طاقت شده و با نسل‌کشی در فلسطین، بارش بمب‌های این محور بر کشورهای جهان، و اکنون تجاوز به ونزوئلا، به جهانیان اعلام کرده که نظمی نوین زاده شده است. نظمی که در آن همه باید در برابر امپراتوری سر تعظیم فرود آورند یا نابود شوند.

برای ایستادگی جهان در برابر ظهور این نظم هیولاوار هنوز دیر نشده است. جنبش‌های مردمی در داخل و خارج از امپراتوری می‌توانند با فوریت و وحدت رویه لازم با آن مقابله کنند. اکثریت جهانی، تحت رهبری ملل آزاد جنوب، می‌تواند همانند دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ متحد شود تا امپراتوری را به چالش کشیده و خط اصولی‌ای ترسیم کند که بر اقدام جمعی برای صلح، امنیت، حق تعیین سرنوشت و حقوق بشر تمامی مردم متمرکز باشد. متأسفانه، تاکنون شواهد اندکی حاکی از وقوع این امر بوده است.

در این میان، پیام روشن و غیرقابل انکاری که رژیم امپریالیستی آمریکا، سگ حمله‌اش اسرائیل و لشکر کشورهای دست‌نشانده مطیع غربی‌اش به جهان، به کشورهای در خط نشانه و به همه مردمی که در برابر اشغال خارجی، سلطه استعماری و رژیم‌های نژادپرست مقاومت می‌کنند، می‌فرستند این است:
دیپلماسی شما را نجات نخواهد داد.
حقوق بین‌الملل شما را نجات نخواهد داد.
سازمان ملل متحد شما را نجات نخواهد داد.
و ما به سراغ شما می‌آییم.

کریگ موخیبر
کریگ موخیبر یک وکیل بین‌المللی حقوق بشر و مقام پیشین ارشد سازمان ملل متحد است. او در اکتبر ۲۰۲۳ از سازمان ملل استعفا داد و در نامه‌ای که به طور گسترده خوانده شد، نسبت به نسل‌کشی در غزه هشدار داد، پاسخ بین‌المللی را مورد انتقاد قرار داد و خواستار رویکردی جدید نسبت به فلسطین و اسرائیل بر پایه برابری، حقوق بشر و حقوق بین‌الملل شد.