
نویسنده: آلن مکلود
مینتپرس نیوز
ترجمه مجله جنوب جهانی
در حالی که امواج تظاهرات و ضدتظاهراتِ مرگبار ایران را فرا گرفته است، نشریه «مینتپرس» به بررسی آن دسته از سازمانهای غیردولتی (NGO) میپردازد که با حمایت «سیا» (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) در حال تحریک خشم عمومی و دامن زدن به خشونتهای بیشتر هستند.
یکی از این گروهها، «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» است که در رسانهها اغلب با نام HRA یا HRAI شناخته میشود. این گروه و بازوی رسانهای آن یعنی «هرانا» (HRANA)، به مرجع اصلی کارشناسان برای رسانههای غربی تبدیل شدهاند و منبع بسیاری از ادعاهای جنجالی و آمارهای تکاندهنده از تلفات هستند که در مطبوعات گزارش میشود. تنها در هفته گذشته، ادعاهای آنها بخش عمدهای از بدنه خبری رسانههایی چون سیانان، والاستریت ژورنال، انپیآر، ایبیسی نیوز، اسکای نیوز و نیویورک پست را تشکیل داده است. همچنین، «اوون جونز» روز سهشنبه در روزنامه گاردین، در یادداشتی احساسی که در آن از جناح چپ خواسته بود از اعتراضات حمایت کنند، HRAI را گروهی «معتبر» خواند که آمارهای مرگومیر اعلام شده توسط آنها «احتمالاً بسیار کمتر از رقم واقعی» است.
با این حال، آنچه در هیچیک از این گزارشها به آن اشاره نمیشود، این است که «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» توسط سازمان سیا و از طریق سازمان واسطهاش یعنی «موقوفه ملی برای دمکراسی» (NED) تأمین مالی میشود.
سازمانهای غیردولتی «مستقل» با حمایت سیا
«مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» که در سال ۲۰۰۶ تأسیس شده، در شهر فیرفکس ایالت ویرجینیا مستقر است؛ یعنی درست در یک قدمی مقر مرکزی سیا در لنگلی. این گروه خود را انجمنی «غیرسیاسی» از فعالان معرفی میکند که وقف پیشبرد آزادی و حقوق در ایران شدهاند. در وبسایت این گروه ذکر شده است که «از آنجا که این سازمان به دنبال حفظ استقلال خود است، هیچگونه کمک مالی از گروههای سیاسی یا دولتها نمیپذیرد.» با این حال، در همان پاراگراف آمده است که «HRAI کمکهای مالی موقوفه ملی برای دمکراسی (NED) را که یک سازمان غیرانتفاعی و غیردولتی در ایالات متحده است، پذیرفته است.» سطح سرمایهگذاری NED در این سازمان، اگر نگوییم فراتر، دستکم بسیار چشمگیر بوده است؛ «مایکل تریسی»، روزنامهنگار، دریافت که تنها در سال ۲۰۲۴، سازمان NED بیش از ۹۰۰ هزار دلار به این تشکل اختصاص داده است.
یکی دیگر از سازمانهای غیردولتی که در گزارشهای اخیر رسانهها درباره اعتراضات بهوفور به آن استناد میشود، «مرکز اسناد حقوق بشر عبدالرحمن برومند» است. از این گروه در رسانههای متعددی از جمله واشینگتن پست، پیبیاس و ایبیسی نیوز نقلقول شده است. مشابه مورد قبلی، این گزارشها نیز از افشای نزدیکیِ مرکز عبدالرحمن برومند به نهادهای امنیت ملی ایالات متحده بازماندهاند.
اگرچه این مرکز در بخش شفافیت مالی خود اشارهای به این موضوع نکرده، اما توسط NED حمایت میشود. سال گذشته، NED این مرکز را یک سازمان «شریک» خواند و مدال «گولر تی. بوچر» سال ۲۰۲۴ را به دلیل ترویج دمکراسی به مدیر آن، «رویا برومند»، اهدا کرد.
«امیرا ماتی»، مدیر ارشد برنامههای خاورمیانه و شمال آفریقای NED، اظهار داشت: «رویا و سازمانش با دقت و واقعگرایی برای مستندسازی نقض حقوق بشر توسط رژیم ایران تلاش کردهاند. فعالیتهای مرکز عبدالرحمن برومند منبعی حیاتی برای قربانیان جهت دستیابی به عدالت و پاسخگو کردن عاملان تحت قوانین بینالمللی است. NED مفتخر است که از رویا و این مرکز در تلاشهای حقوق بشری و جستجوی خستگیناپذیرشان برای آیندهای دمکراتیک در ایران حمایت میکند.»
علاوه بر این، در هیئت مدیره این مرکز، نام دانشگاهیِ جنجالی «فرانسیس فوکویاما» به چشم میخورد که خود عضو سابق هیئت مدیره NED و سردبیر نشریه «مجله دمکراسی» وابسته به آن بوده است.
«کمپین حقوق بشر در ایران» (CHRI) حتی گامی فراتر از دو گروه قبل برداشته است. این کمپین که بهطور گسترده در رسانههای غربی (مانند نیویورک تایمز، گاردین، یواساو تودی) مورد استناد قرار میگیرد، منبع بسیاری از خونینترین و مهیجترین داستانهایی است که از ایران خارج میشود. برای نمونه، مقالهای در واشینگتن پست در روز دوشنبه، با تکیه بر کارشناسیِ این کمپین گزارش داد که بیمارستانهای ایران تحت فشار شدیدی هستند و حتی برای درمان قربانیان سرکوب دولتی، با کمبود خون مواجه شدهاند. سخنگوی CHRI اظهار داشت: «یک قتلعام در حال وقوع است؛ جهان باید اکنون برای جلوگیری از تلفات بیشتر اقدام کند.» با توجه به تهدیدات اخیر رئیسجمهور ترامپ مبنی بر حملات نظامی آمریکا به ایران، پیامدهای این اظهارات کاملاً روشن بود.
با این وجود، همانند دیگر سازمانهای بررسی شده، هیچیک از رسانههای شرکتی که به «کمپین حقوق بشر در ایران» استناد میکنند، به پیوندهای نزدیک آن با نهادهای امنیت ملی آمریکا اشاره نکردهاند. این کمپین که یک گروه حقوق بشری ایرانی مستقر در نیویورک و واشینگتن دی.سی است، توسط دولت چین به عنوان سازمانی که مستقیماً از NED بودجه دریافت میکند، شناسایی شده است.
این ادعا چندان هم دور از ذهن نیست، چرا که «مهرانگیز کار»، عضو هیئت مدیره CHRI، از همکاران سابق طرح «ریگان-فسل» برای دمکراسی در NED بوده است. در سال ۲۰۰۲ نیز در یک مراسم مجلل در کپیتال هیل (کنگره آمریکا)، «لورا بوش»، بانوی اول وقت، و «جو بایدن»، رئیسجمهور آینده، جایزه سالانه دمکراسی NED را به مهرانگیز کار اهدا کردند.
سابقه عملیاتهای تغییر رژیم
«بنیاد ملی برای دمکراسی» (NED) در سال ۱۹۸۳ توسط دولت ریگان پایهگذاری شد، آن هم پس از آنکه سلسلهای از رسواییها، چهره و اعتبار سازمان سیا را بهشدت مخدوش کرده بود. «کمیته کلیسا» (یک تیم تحقیق در مجلس سنای آمریکا در سال ۱۹۷۵ برای بررسی فعالیتهای سیا) دریافت که این آژانس نقشه ترور چندین رهبر کشورهای خارجی را طراحی کرده، در کارزار گسترده جاسوسی داخلی علیه گروههای مترقی دست داشته، در صدها رسانه آمریکایی نفوذ کرده و مأمور گماشته است، و آزمایشهای تکاندهنده کنترل ذهن را بر روی شهروندان آمریکاییِ بیاطلاع انجام میداده است.
سازمان NED که از نظر فنی یک نهاد خصوصی محسوب میشود (هرچند تقریباً تمام بودجه خود را از دولت فدرال دریافت میکند و کارکنان آن مأموران سابق اطلاعاتی هستند)، به عنوان راهی برای برونسپاری بسیاری از فعالیتهای جنجالی آژانس، بهویژه عملیاتهای تغییر رژیم در خارج از کشور، ایجاد شد. «کارل گرشمن»، رئیس باسابقه NED، در سال ۱۹۸۶ گفت: «برای گروههای دمکراتیک در سراسر جهان بسیار بد خواهد بود اگر به عنوان حقوقبگیران سیا دیده شوند.» «آلن واینستاین»، از بنیانگذاران NED نیز با این موضوع موافق بود؛ او به واشینگتن پست گفت: «بسیاری از کارهایی که ما امروز انجام میدهیم، ۲۵ سال پیش بهصورت مخفیانه توسط سیا انجام میشد.»
بخشی از مأموریت سیا، ایجاد شبکهای جهانی از رسانهها و سازمانهای غیردولتی بود تا مواضع سیا را طوطیوار تکرار کنند و آنها را به عنوان اخبار معتبر جلوه دهند. همانطور که «جان استاکول»، رهبر سابق کارگروه سیا، اعتراف کرد: «من در سراسر جهان مبلغان (پروپاگاندیستهای) خود را داشتم.» استاکول در ادامه شرح داد که چگونه به اشباع جهان با اخبار جعلی برای اهریمنسازی از کوبا کمک کرده است:
«ما دهها داستان درباره جنایات کوباییها و متجاوزان کوبایی [به رسانهها] تزریق کردیم… ما عکسهای [جعلی] منتشر کردیم که تقریباً به تمام روزنامههای کشور راه یافت… ما حتی از یک جنایت که توسط کوباییها انجام شده باشد خبر نداشتیم. این پروپاگاندای خالص، خام و دروغین بود تا این توهم را ایجاد کند که کمونیستها برای صبحانه نوزاد میخورند.»
«مایک پمپئو»، مدیر سابق سیا، به فعال بودن این سیاست در سیا اشاره کرده است. او در سخنرانی سال ۲۰۱۹ در دانشگاه تگزاس ای اند ام گفت: «زمانی که دانشجو بودم، شعار دانشجویان در وست پوینت چه بود؟ شما دروغ نخواهید گفت، تقلب نخواهید کرد، دزدی نخواهید کرد و کسانی را که چنین میکنند تحمل نخواهید کرد. اما من مدیر سیا بودم؛ ما دروغ میگفتیم، تقلب میکردیم، دزدی میکردیم. ما برای این کارها دورههای آموزشی کامل داشتیم!»
یکی از بزرگترین موفقیتهای NED در سال ۱۹۹۶ رقم خورد؛ زمانی که با صرف هزینههای گزاف برای اطمینان از باقی ماندن «بوریس یلتسین» (حاکم دستنشانده آمریکا) در قدرت، توانست در انتخابات روسیه اعمال نفوذ کند. یلتسین که در پی کودتای سال ۱۹۹۳ و انحلال پارلمان به قدرت رسیده بود، بهشدت نزد مردم منفور بود و به نظر میرسید مردم روسیه آمادهاند تا به بازگشت کمونیسم رأی دهند. NED و سایر آژانسهای آمریکایی روسیه را با پول و پروپاگاندا اشباع کردند تا مهره خود را در قدرت حفظ کنند. این ماجرا در شماره مشهوری از مجله تایم ثبت شد که روی جلد آن با حروف درشت نوشته شده بود: «آمریکاییها به نجات میآیند: داستان محرمانه اینکه چگونه مشاوران آمریکایی به پیروزی یلتسین کمک کردند.»
شش سال بعد، NED هم منابع مالی و هم طرح و نقشه یک کودتای کوتاه و موفق علیه «هوگو چاوز»، رئیسجمهور ونزوئلا را فراهم کرد. NED صدها هزار دلار صرف پروازهای رفتوبرگشت رهبران کودتا (مانند مارینا کورینا ماچادو) به واشینگتن دی.سی کرد. پس از شکست کودتا و فاش شدن طرح، بودجه NED برای ماچادو و متحدانش در واقع افزایش یافت و این سازمان همچنان به حمایت مالی از او و تشکلهای سیاسیاش ادامه داده است.
سازمان NED در اوکراین خوششانستر بود و نقش کلیدی در موفقیت «انقلاب میدان» در سال ۲۰۱۴ ایفا کرد که منجر به سرنگونی رئیسجمهور «ویکتور یانوکوویچ» و جایگزینی او با یک جانشین طرفدار آمریکا شد. ماجرای میدان از یک فرمول آزموده شده پیروی میکرد: حضور تعداد زیادی از مردم برای اعتراض، و هستهای سخت از شبهنظامیان آموزشدیده که برای بیثبات کردن دولت و تحریک واکنش نظامی، دست به اعمال خشونتآمیز میزدند.
«ویکتوریا نولاند»، دستیار وزیر امور خارجه در امور اروپا و اوراسیا (و عضو آینده هیئت مدیره NED)، به کییف پرواز کرد تا حمایت کامل دولت آمریکا از جنبش براندازی یانوکوویچ را اعلام کند و حتی بین معترضان در میدان اصلی شهر شیرینی پخش کرد. یک تماس تلفنی فاش شده نشان داد که «آرسنی یاتسنیوک»، نخستوزیر جدید اوکراین، مستقیماً توسط نولاند انتخاب شده بود. در این مکالمه شنیده میشود که او به «جفری پیات»، سفیر آمریکا در اوکراین، میگوید: «یاتس (یاتسنیوک) همان گزینه مورد نظر است» و تجربه و صمیمیت او با واشینگتن را عوامل اصلی برمیشمارد. انقلاب میدان در سال ۲۰۱۴ و پیامدهای آن، هشت سال بعد منجر به تهاجم روسیه به اوکراین شد.
درست در آن سوی مرز در بلاروس، NED برنامههای مشابهی را برای سرنگونی رئیسجمهور «الکساندر لوکاشنکو» طراحی کرد. در زمان تلاش برای براندازی (۲۰۲۰-۲۰۲۱)، NED چهل پروژه فعال را در داخل این کشور دنبال میکرد.
در یک تماس تصویری (زوم) که توسط فعالان نفوذی بهطور مخفیانه ضبط شده بود، «نینا اوگنیانووا»، افسر ارشد برنامه اروپای NED، با افتخار گفت گروههایی که تظاهرات سراسری علیه لوکاشنکو را رهبری میکنند، توسط سازمان او آموزش دیدهاند. او گفت: «ما فکر نمیکنیم این جنبش که اینقدر تأثیرگذار و الهامبخش است، از ناکجاآباد آمده باشد یا صرفاً یکشبه اتفاق افتاده باشد» و اشاره کرد که NED «سهم قابل توجهی» در این اعتراضات داشته است.
در همان تماس، «گرشمن»، رئیس NED، خاطرنشان کرد: «ما از گروههای بسیار بسیار زیادی حمایت میکنیم و برنامه بسیار فعالی در سراسر کشور داریم و بدیهی است که بسیاری از این گروهها شرکای خود را در تبعید دارند.» او با تمخر گفت که دولت بلاروس برای متوقف کردن آنها ناتوان است. وی با مقایسه NED با دیگر سازمانهای تغییر رژیم آمریکا گفت: «ما مثل فریدم هاوس یا NDI [مؤسسه ملی دمکراتیک] و IRI [مؤسسه بینالمللی جمهوریخواه] نیستیم؛ ما دفتر و شعبه نداریم. بنابراین اگر آنجا حضور فیزیکی نداشته باشیم، نمیتوانند ما را اخراج کنند.»
با این حال، این تلاش برای «انقلاب رنگی» به نتیجه نرسید، زیرا تظاهرکنندگان با ضدتظاهرات گستردهای روبرو شدند و لوکاشنکو تا به امروز در قدرت باقی مانده است. اقدامات NED عاملی کلیدی در تصمیم لوکاشنکو برای رها کردن روابط خود با غرب و همپیمانی بلاروس با روسیه بود.
تنها چند ماه پس از شکست در بلاروس، سازمان NED تلاش دیگری را برای تغییر رژیم کلید زد؛ این بار در کوبا. این آژانس میلیونها دلار صرف نفوذ و اجیر کردن هنرمندانِ منعطف موسیقی، بهویژه در جامعه هیپهاپ کرد تا از این طریق فرهنگ عامه بومی را علیه انقلاب این کشور بشوراند. ایالات متحده به رهبری رپرهای کوبایی تلاش کرد مردم را به خیابانها بکشاند و شبکههای اجتماعی را با فراخوانهای سلبریتیها و سیاستمداران برای سرنگونی دولت اشباع کرد. با این حال، این اقدامات به حضور میدانی مردم منجر نشد و این رسوایی در فضایی کنایهآمیز، «خلیج خوکی توئیتریِ» آمریکا نامیده شد.
بسیاری از مشهودترین جنبشهای اعتراضی در سراسر جهان، در سکوت توسط NED طراحی و هدایت شدهاند. این موارد شامل اعتراضات سالهای ۲۰۱۹-۲۰۲۰ هنگکنگ نیز میشود که در آن، این آژانس میلیونها دلار به رهبران جنبش تزریق کرد تا مردم را تا حد امکان در خیابانها نگه دارد. NED همچنان به همکاری با گروههای جداییطلب ایغور و تبت ادامه میدهد، به این امید که ثبات چین را برهم بزند. از دیگر پروژههای شناختهشده مداخلهجویانه NED میتوان به دخالت در انتخابات کشورهای فرانسه، پاناما، کاستاریکا، نیکاراگوئه و لهستان اشاره کرد.
دقیقاً به همین دلایل است که پذیرش بودجه از NED برای هر سازمان غیردولتی یا نهاد حقوق بشریِ جدی باید امری غیرقابلتصور باشد؛ چرا که بسیاری از دریافتکنندگان این بودجه، در عمل به گروههای پوششی برای قدرت آمریکا و عملیاتهای مخفیانه تغییر رژیم تبدیل شدهاند. به همین دلیل است که افکار عمومی باید نسبت به هرگونه ادعایی از سوی سازمانهایی که در لیست حقوقبگیرانِ این بازوی واسطهی سیا هستند، بهویژه آنهایی که سعی در پنهان کردن این واقعیت دارند، بهشدت محتاط باشند. روزنامهنگاران نیز وظیفه دارند بیانیههای این گروهها را بهدقت واکاوی کرده و مخاطبان خود را از تضاد منافع ذاتیِ موجود در فعالیتهای آنها آگاه سازند.
هدف قرار دادن ایران
فراتر از تأمین مالی سه سازمان غیردولتی حقوق بشری مستقر در آمریکا که در اینجا بررسی شدند، NED در حال هدایت عملیاتهای بیشماری علیه جمهوری اسلامی است. بر اساس لیست کمکهای مالی سال ۲۰۲۵، در حال حاضر ۱۸ پروژه فعالِ NED برای ایران وجود دارد؛ هرچند این آژانس نام گروههایی را که با آنها همکاری میکند، فاش نمیسازد.
این سازمان همچنین از ارائه جزئیات دقیق درباره این پروژهها خودداری کرده و تنها به توصیفاتی کلی و مبهم بسنده میکند که شامل موارد زیر است:
* «توانمندسازی» شبکهای از «فعالان خط مقدم و تبعیدی» در داخل ایران؛
* «ترویج روزنامهنگاری مستقل» و «ایجاد بسترهای رسانهای برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی»؛
* «نظارت و ترویج حقوق بشر»؛
* «تقویت آزادی اینترنت»؛
* «آموزش رهبران دانشجویی در داخل ایران»؛
* «پیشبرد تحلیلهای سیاستی، گفتگو و کنشهای جمعی در مورد دمکراسی»؛
* «تقویت همکاری میان جامعه مدنی و فعالان سیاسی ایران حول یک چشمانداز دمکراتیک و افزایش آگاهی در مورد حقوق شهروندی در میان جامعه حقوقی؛ این سازمان گفتگو درباره مدلهای گذار از اقتدارگرایی به دمکراسی را تسهیل خواهد کرد.»
با خواندن نانوشتههای این متون، درمییابیم که NED در تلاش است تا شبکه گستردهای از رسانهها، سازمانهای غیردولتی، روشنفکران، رهبران دانشجویی و سیاستمدارانی بسازد که همگی یک آواز را سر دهند: «گذار» از «اقتدارگرایی» (یعنی سیستم حکومتی فعلی) به «دمکراسی» (یعنی دولتی برگزیده توسط ایالات متحده). به عبارت دیگر: تغییر رژیم.
البته ایران از زمان برکناری محمدرضا شاه پهلوی در جریان انقلاب اسلامی ۷۹-۱۹۷۸، همواره در تیررس آمریکا بوده است. خودِ پهلوی توسط سازمان سیا که کودتایی را علیه دولت منتخب و دمکراتیک محمد مصدق (۵۳-۱۹۵۲) طراحی کرده بود، در قدرت نگه داشته شد. مصدق، یک اصلاحطلب سکولار و لیبرال، با ملی کردن صنعت نفت کشور، انجام اصلاحات ارضی و خودداری از سرکوب حزب کمونیست توده، واشینگتن را خشمگین کرده بود.
سیا (سازمان مادرِ NED)، به رسانههای ایران نفوذ کرد و با پرداخت پول به آنها، مطالب هیستریک و ضد مصدق منتشر نمود، حملات تروریستی در داخل ایران انجام داد، به مقامات رشوه داد تا علیه نخستوزیر بشورند، پیوندهایی با عناصر مرتجع در داخل ارتش برقرار کرد و به معترضانی پول داد تا در تجمعات ضد مصدق به خیابانها بریزند.
شاه پس از کودتا، ۲۶ سال خونین (بین ۱۹۵۳ تا ۱۹۷۹) سلطنت کرد تا اینکه در انقلاب اسلامی سرنگون شد.
ایالات متحده از عراقِ تحت رهبری صدام حسین که تقریباً بلافاصله به ایران حمله کرد، حمایت نمود؛ جنگی تلخ و هشتساله که منجر به کشته شدن دستکم نیم میلیون نفر شد. واشینگتن طیف وسیعی از تسلیحات، از جمله اجزای سلاحهای شیمیایی مورد استفاده علیه ایرانیان و سایر سلاحهای کشتار جمعی را در اختیار صدام قرار داد.
از سال ۱۹۷۹، ایران همچنین تحت تحریمهای اقتصادی محدودکننده آمریکا بوده است؛ اقداماتی که بهشدت مانع توسعه کشور شدهاند. ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود از توافق هستهای ایران خارج شد و فشارهای اقتصادی را به حداکثر رساند. نتیجه این اقدامات سقوط ارزش ریال ایران، بیکاری گسترده، افزایش سرسامآور اجارهبها و دو برابر شدن قیمت مواد غذایی بود. مردم عادی هم پسانداز و هم امنیت بلندمدت خود را از دست دادند.
در تمام این مدت، ترامپ مدام ایران را به حمله تهدید کرده و سرانجام در ماه ژوئن با بمباران تعدادی از پروژههای زیربنایی در داخل کشور، این تهدید را عملی کرد.
اعتراضی مشروع؟
تظاهرات کنونی در ۲۸ دسامبر به عنوان اعتراضی علیه گرانیها آغاز شد. با این حال، بهسرعت به چیزی بسیار بزرگتر بدل گشت و هزاران نفر خواستار سرنگونی حکومت و حتی بازگشت نظام پادشاهی تحت رهبری فرزند شاه، رضا پهلوی شدند.
این حرکتها بهسرعت توسط نهادهای امنیت ملی ایالات متحده و اسرائیل مورد حمایت و تقویت قرار گرفتند. پمپئو اعلام کرد: «رژیم ایران در دردسر افتاده است.» او افزود: «سال نو بر هر ایرانی که در خیابان است مبارک. همچنین بر هر مأمور موساد که در کنار آنها قدم میزند…» رسانههای اسرائیلی بهطور علنی گزارش میدهند که «عناصر خارجی» (یعنی اسرائیلیها) در حال «تجهیز معترضان در ایران به سلاحهای جنگی هستند و این دلیل کشته شدن صدها نفر از نیروهای حکومتی است.»
سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل اظهارات نه چندان رمزآلود پمپئو را تأیید کردند. حسابهای رسمی این آژانس جاسوسی در رسانههای اجتماعی خطاب به ایرانیان نوشتند: «با هم به خیابانها بیایید. زمانش فرا رسیده است. ما با شما هستیم؛ نه فقط از راه دور و به صورت زبانی، بلکه ما در میدان با شما هستیم.»
ترامپ نیز همین کلمات را تکرار کرد. او فریاد زد: «نهادهای خود را تسخیر کنید!!! نام قاتلان و آزارگران را ذخیره کنید. آنها بهای سنگینی خواهند پرداخت» و اضافه کرد که «کمک آمریکا در راه است.»
هرگونه بحثی درباره منظور ترامپ از «کمک آمریکا» روز دوشنبه به پایان رسید؛ زمانی که او اظهار داشت: «اگر ایران به سمت معترضان مسالمتجوی خود شلیک کند و آنها را با خشونت بکشد (که رسم آنهاست)، ایالات متحده آمریکا به نجات آنها خواهد آمد… ما آماده شلیک و منتظر فرمان هستیم.» او همچنین تلاش کرد یک محاصره اقتصادی تمامعیار ایجاد کند و اعلام کرد هر کشوری که با تهران تجارت کند، با ۲۵ درصد تعرفه گمرکی اضافی روبرو خواهد شد.
تمامی این موارد، به علاوه خشونت فزاینده در اعتراضات، بیان سیاسی را برای ایرانیان بسیار دشوارتر میکند. آنچه به عنوان اعتراضی به هزینههای زندگی آغاز شد، به یک جنبش بزرگ و آشکارا شورشطلبانه تبدیل شده است که توسط ایالات متحده و اسرائیل حمایت و تحریک میشود. البته ایرانیان حق کامل برای اعتراض دارند، اما انبوهی از عوامل، این احتمال واقعی را تقویت کردهاند که بخش بزرگی از جنبش ضدحکومتی، تلاشی غیرخودی و دیکتهشده از سوی آمریکا برای تغییر رژیم است. در حالی که ایرانیان میتوانند بر سر نحوه بیان نظرات خود و نوع حکومتی که میخواهند بحث کنند، آنچه غیرقابلانکار است، این است که بسیاری از اندیشکدهها و سازمانهای غیردولتی که برای ارائه شواهد کارشناسی و تفسیر درباره این اعتراضات فراخوانده میشوند، ابزارهای «موقوفه ملی برای دمکراسی» هستند.
آلن مکلود، نویسنده ارشد مینتپرس نیوز است. او دکترای خود را در سال ۲۰۱۷ دریافت کرد و از آن زمان دو کتاب تحسینشده نوشته است: اخبار بد از ونزوئلا: بیست سال اخبار جعلی و گزارشهای نادرست و پروپاگاندا در عصر اطلاعات: همچنان در حال ساخت رضایت. او همچنین با رسانههایی چون FAIR.org، گاردین، سالن، گریزون، مجله ژاکوبن و کامن دریمز همکاری داشته است.

