
نگاهی دقیق به تهران در قلب طوفان
نوشته بای یونی و شیان ییفان
منتشرشده در گلوبال تایمز
ترجمه مجله جنوب جهانی
تحولات روزهای اخیر در ایران، کانون توجه طرفهای متعددی در سطح بینالملل بوده است. با اعلام رسمی مقامات ایران در روز شنبه مبنی بر برقراری تدریجی خدمات اینترنت که از هشتم ژانویه قطع شده بود، افکار عمومی بر این باور است که موج اعتراضات ده روزه در این کشور رو به فروکش نهاده است؛ با این حال، سایهی تهدیدات و مداخلات ایالات متحده و اسرائیل، همچنان وضعیت را در هالهای از ابهام و بیثباتی باقی نگاه داشته است.
در این ده روز در ایران دقیقاً چه گذشت؟ تفاوت این موج از اعتراضات با آنچه رسانههای غربی روایت کردند در چیست؟ روزنامه «گلوبال تایمز» در گفتوگو با «لی شوانشوان»، پژوهشگر دکتری در دانشکده مطالعات منطقهای دانشگاه شمالغرب چین که بهتازگی از تهران بازگشته، به بررسی این وقایع پرداخته است. وی به عنوان پژوهشگر مهمان که مدتی طولانی در ایران اقامت داشته، تمام مراحل این دوره از اعتراضات را در تهران از نزدیک مشاهده کرده و به مستندسازی شرایط معیشتی، نظم اجتماعی و پیامدهای اقتصادی آن پرداخته است.
این گزارش بخشی از مجموعهی «شاهد عینی تاریخ» در روزنامه گلوبال تایمز است که به روایتهای دستاول افرادی میپردازد که در متن لحظات تاریخی حضور داشتهاند.
آیا هنگام خروج از ایران با کمبود بلیت هواپیما مواجه شد؟
«لی» به گلوبال تایمز گفت که با پرواز شماره W5081 هواپیمایی ماهان، مستقیم از تهران به مقصد گوانگژو پرواز کرده است. این پرواز ساعت ۹:۱۵ شامگاه ۱۵ ژانویه به وقت محلی تهران را ترک کرد و ساعت ۹ صبح ۱۶ ژانویه به وقت پکن به مقصد رسید.
او مشاهده کرد که ضریب اشغال صندلیهای این پرواز چندان بالا نبود و در حدود ۳۰ درصد برآورد میشد. در ردیفهای میانی که دارای چهار صندلی است، تقریباً هر مسافر میتوانست یک ردیف کامل را برای استراحت در اختیار داشته باشد و فضای کابین کاملاً خلوت به نظر میرسید. وی خاطرنشان کرد که دستکم با استناد به این پرواز، نشانی از تخلیه دستهجمعی یا هجوم مردم برای خروج و پر شدن ظرفیت پروازها دیده نمیشد.
با این وجود، بسامد پروازهای بینالمللی خروجی از تهران بهوضوح کاهش یافته است. بسیاری از شرکتهای هواپیمایی مسیرهای خود را برای اجتناب از ورود به حریم هوایی ایران تغییر دادهاند. به گفته «لی»، در روز بازگشت او، فرودگاه بینالمللی امام خمینی تنها شاهد حدود ۲۰ پرواز خروجی بود؛ در حالی که در شرایط عادی این رقم بین ۴۰ تا ۵۰ پرواز است. همچنین مقاصد پروازی بسیار محدود شده و علاوه بر پروازهای ماهان به چین، سایر پروازها عمدتاً به مقاصد معدودی نظیر شهر مقدس نجف در عراق و استانبول در ترکیه انجام میشد.
کالاهای اساسی: موجود و در دسترس
به گفته «لی»، موج اخیر اعتراضات در ایران تقریباً از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ و از بازار بزرگ تهران آغاز شد؛ منطقهای که مسیر روزانه او برای تردد، خرید و رفتن به کلاس درس بود. وی پس از آغاز اعتراضات، چندین بار بهطور ویژه به این منطقه رفت تا اوضاع را از نزدیک رصد کند.
او میگوید در ساعت ۱۱ صبح روز ششم ژانویه مشاهده کرده است که حدود ۹۰ درصد مغازههای بازار بزرگ بازگشایی شده و تنها تعداد اندکی از واحدها بسته مانده بودند. به طور کلی، نظم عمومی تا حد زیادی به حالت عادی بازگشته بود و فعالیتهای تجاری جریان داشت. این در حالی بود که در همان روز، برخی رسانههای غربی گزارش میدادند که بازار همچنان در تعطیلی کامل به سر میبرد؛ گزارشی که به گفته «لی» با مشاهدات عینی او در تضاد بود.
افزون بر این، برخلاف کمبود کالا که در جریان درگیری ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در اواسط سال ۲۰۲۵ رخ داده بود، این دور از اعتراضات تأثیر مستقیمی بر عرضه کالا نداشت و معیشت روزمره ساکنان مرکز شهر تهران به شکلی جدی مختل نشد. در محله محل سکونت «لی»، تقریباً هیچ فروشگاهی به دلیل اعتراضات تعطیل نشده بود.
قطع سراسری اینترنت؛ تدبیری برای آرامسازی فضا
ایران در این دوره اقدام به قطع گسترده اینترنت کرد. در این مدت، حتی با استفاده از خدمات رومینگ بینالمللی اپراتورهای چینی، دسترسی به شبکه جهانی ممکن نبود. در روزهای نخست، سیگنالهای تلفن نیز بسیار ضعیف بود که ارتباطات و ترددهای شهری را با مشکل مواجه کرد. به همین سبب، «لی» دفعات خروج خود از منزل را کاهش داد. همچنین قیمتهای محلی تا حدی افزایش یافت؛ برای نمونه، قیمت یک بسته شیر که او بهطور معمول تهیه میکرد، حدود ۲۰ درصد گران شده بود.
چند روز بعد، خدمات تلفنی و برخی وبسایتهای دولتی ایران بهتدریج در دسترس قرار گرفتند و اپلیکیشنهای تاکسی اینترنتی و نقشه دوباره فعال شدند. با این حال، پیامرسانهایی نظیر «ویچت» که نیازمند شبکه بینالمللی هستند، همچنان قطع بودند. برخی بازرگانان و اتباع چینی مقیم ایران تلاش کردند از طریق شبکههای ماهوارهای با چین ارتباط برقرار کنند. در همین حال، برخی از دوستان ایرانی «لی» کوشیدند با استفاده از «راهنمای فارسی اتصال به اینترنت» به سیستم استارلینک متصل شوند که تقریباً هیچیک موفق نبودند.
روشن است که ایران در این مقطع اهمیت بالایی برای امنیت سایبری قائل بود و مجموعهای از تدابیر را با هدفی مشخص برای کنترل اعتراضات و آرام کردن اوضاع به کار بست.
جامعهای با مشارکت سیاسی پرشور
بر اساس مشاهدات «لی»، شرکتکنندگان اصلی این موج اعتراضات، عمدتاً بازاریان و جوانان (بهویژه دانشجویان) بودند. با این حال، مطالبات این دو گروه متفاوت بود و در غیاب سازماندهی و بسیج مؤثر، همسویی آنها برای شکلدهی به یک نیروی واحد دشوار مینمود.
بازاریان در ایران گروهی بسیار تأثیرگذار هستند. در بسیاری از کشورهایی که مسیر گذار از سنت به مدرنیته را طی میکنند، بازارهای سنتی اغلب با چالش مواجه شده یا جای خود را به مراکز تجاری مدرن میدهند؛ اما در ایران، بازار نه تنها ستون اقتصادی تجارت سنتی، بلکه دماسنج گرایشهای اجتماعی و سیاسی است. هر «شایعهای» در بازار میتواند تأثیرات گستردهای بر جامعه ایران بگذارد؛ ویژگیای که در بازارهای سنتی سایر کشورها دیده نمیشود.
بازاریان نسبت به نوسانات قیمت و بازار ارز بسیار حساس هستند و بیش از سایر گروهها، کاهش ارزش ریال را لمس میکنند. از این رو، در این دور از اعتراضات، بازاریان تمایل چندانی به حل مسائل از طریق درگیریهای حاد نشان ندادند و مقاومت محدود را برای تأمین حقوق قانونی خود ترجیح دادند. این رفتار با تعطیلیهای طولانیمدت بازار در اعتراضات تاریخی ایران تفاوت بنیادین داشت.
در مقابل، مطالبات جوانان ایرانی تفاوت معناداری با بازاریان دارد. تحت تأثیر نرخ بالای بیکاری و مواجهه مستمر با روایتهای رسانههای غربی، برخی جوانان تمایل بیشتری به تغییر در ساختار سیاسی نشان میدهند. در مجموع، جامعه ایران بهشدت متکثر و چندپاره است و انتظار اینکه دانشجویان تهران و بازاریان برای هدفی مشترک در کنار هم بایستند، همچنان با چالشهای جدی روبروست.
«لی» بر این باور است که ایران همواره جامعهای با مشارکت سیاسی بالا بوده و اعتراضات در واقع بخشی جداییناپذیر از زیست سیاسی آن است. از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، تظاهرات گسترده در سطح ملی بارها رخ داده است. او میگوید با هر اعتراض، پیشبینیهایی درباره احتمال فروپاشی نظام مطرح شده، اما جمهوری اسلامی ایران تا به امروز پابرجا مانده است.
وی در تحلیل نهایی خود استدلال میکند که در واکاوی جنبشهای اجتماعی ایران، باید درک کرد که اگرچه اعتراضات به کرات رخ میدهد، اما لزوماً همه معترضان به دنبال سرنگونی نظام نیستند و این وقایع لزوماً به معنای ناتوانی دولت در کنترل اوضاع نخواهد بود.

