
نوشتهٔ کریستوف یله
منتشرشده در تلهپولیس
ترجمه مجله جنوب جهانی
ایران با معضلات اقتصادی دستبهگریبان است؛ ریشههای این بحران به سرنگونی مصدق در سال ۱۹۵۳ بازمیگردد. وقایع پس از آن دوران، سرنوشت این کشور را تا به امروز رقم زده است.
بسیاری از ارزیابیها و انگارهها دربارهٔ ایران در این سامان، بر پایهٔ اطلاعاتی از ایالات متحده استوار است که با اخراج پهلویها، دستش از منابع طبیعی ایران کوتاه شد؛ امری که دولتمردان آمریکایی تا به امروز آن را بر این کشور نبخشودهاند. در این میان، سازمان سیا (CIA) با سرنگونی نخستوزیرِ دارای مشروعیت پارلمانی، دکتر مصدق، در سال ۱۹۵۳، خود منشأ این بنبست تاریخی بود.
این اقدام آشکارا به درخواست بریتانیاییها صورت گرفت؛ چرا که «شرکت نفت انگلیس و ایران» (AIOC) دههها نفت ایران را به یغما برده و سالانه سودهای کلانی به جیب میزد. اما در ۳۰ آوریل ۱۹۵۱، مصدق با لغو قرارداد با این شرکت و ملیسازی صنعت نفت، آنان را از این منبع خروشان ثروت محروم ساخت. در اینجا میتوان شباهتهایی با تحولات بعدی در ونزوئلا مشاهده کرد.
نخستین تحریمها علیه ایران
بریتانیا در پی ملیسازی صنعت نفت، تحریم کامل نفتی علیه ایران وضع کرد. اقتصاد کشور در دههٔ ۱۹۵۰ فروپاشید و نیروهای رادیکال، همچون حزب کمونیست توده، نفوذ فزایندهای یافتند. شایان ذکر است که در آن دوران، ایالات متحده نه تنها در ایران بلکه در سراسر خاورمیانه محبوبیت داشت؛ محبوبیتی که در پی فعالیتهای تخریبی سیا دیری نپایید.
در این اثنا، در واشینگتن تندروهای ضدکمونیست زمام امور را به دست گرفتند. جان فاستر دالس وزیر امور خارجه شد و برادرش آلن، ریاست سیا را بر عهده گرفت. آنان با نگرانی به تحولات ایران مینگریستند و بیم آن داشتند که مصدق این کشورِ سرشار از نفت را به دامان روسها سوق دهد. این همان لحظهای بود که سازمان سیا وارد میدان شد.
در تابستان ۱۹۵۳، سازمان سیا «عملیات آژاکس» را در تهران کلید زد. این سازمان با تطمیع سیاستمداران، نظامیان و روحانیون، آنان را به مخالفت با مصدق برانگیخت. همزمان، شاه (محمدرضا پهلوی) را متقاعد کردند تا با صدور فرمانی، مصدق را از مقام خود عزل کند.
شاه پهلوی با حمایتهای نظامی، مالی و پرسنلی ایالات متحده، دیکتاتوری خود را بنا نهاد. در آن زمان بیش از ۱۰ هزار مستشار آمریکایی در ایران حضور داشتند که عملاً به مدت ۲۵ سال بر مقدرات کشور حکم راندند.
سالهای سلطنت شاه، از سویی با تجملگرایی مفرط پهلویها و از سوی دیگر با فقر روزافزون تودههای مردم شناخته میشد؛ مردمی که خواهان رهایی از سلطهٔ حاکمِ تحت حمایت آمریکا بودند و در اوج ناامیدی، آخرین علایق و امیدهای خود را به آیتالله روحالله خمینی، که در تبعید فرانسه بهسر میبرد، گره زدند.
این در حالی بود که ایرانِ شیعی، کشوری کاملاً سکولار به شمار میرفت که در آن مقطع میشد آن را از منظر اقتصادی یک «قدرت نوظهور» قلمداد کرد. ایران همچون همسایهٔ بزرگ خود، چین، پیریزی صنعت خودروهای سواری و باریِ بومی را آغاز کرده بود؛ بهطوری که تولید خودروهای سنگین تحت لیسانس مرسدسبنز تا به امروز نیز تداوم دارد.
سقوط شاه و انقلاب اسلامی
شاه در اوایل سال ۱۹۷۹ در پی انقلاب اسلامی به رهبری آیتالله خمینی سرنگون شد؛ انقلابی که در آن خاطرهٔ مصدق به شکلی بسیار پررنگ حضور داشت.
هنگامی که ایرانیان خشمگین در اواخر سال ۱۹۷۹ به سفارت آمریکا در تهران یورش بردند و ۵۲ دیپلمات غربی را به گروگان گرفتند، این اقدام برای آنان کاملاً نمادین بود؛ زیرا این ساختمان همان مکانی بود که طراحان کودتای ۱۳۳۲ (۱۹۵۳) علیه مصدق، رشتههای توطئه را از آنجا هدایت کرده بودند.
شکست ایالات متحده در عملیات نظامی برای آزادسازی گروگانها، به مردم کشور نشان داد که دیگر در برابر آمریکا بیدفاع و مستأصل نیستند. این حقیقت که ایالات متحده پس از انقلاب اسلامی دیگر نتوانست به آسیای مرکزی دسترسی آزاد داشته باشد، تا به امروز موجب ناخرسندی طراحان سیاستهای استراتژیک آمریکا است.
پیامد این رویدادها، وضع تحریمها و تلاشهای مجدد سیا برای ایجاد دگرگونی یا «تغییر رژیم» در تهران بود. در ادامه، صدام حسین، حاکم وقت عراق، به عنوان ابزاری برای جنگ علیه ایران به کار گرفته شد؛ تا آنکه وی سرانجام بر اساس اطلاعات نادرست از سوی آمریکا، ترغیب به اشغال کویت گشت؛ امری که مایهٔ هلاکت او شد، اما برای شیعیان عراق، حمایت ایران را به ارمغان آورد.
اعلام شیعیان به عنوان دشمنان غرب
در پی این تحولات، شیعیان که در اصل دیدی بسیار بازتر از اهل تسنن به دنیا داشتند، تحت فشار فزایندهٔ غرب قرار گرفتند؛ از جمله در پادشاهی سنیمذهب عربستان سعودی که غرب خود را متعهد به آن میدانست. در آنجا، اکثر منابع نفتی در مناطق شیعهنشین واقع شده است، امری که به قیمت جان بسیاری از شیعیان عربستانی تمام شد.
همزمان، ایالات متحده و اتحادیهٔ اروپا موجهای پیدرپی تحریم را علیه ایران به راه انداختند تا اقتصاد این کشور را فلج کنند. انسداد مسیر تأمین کالا از غرب، متعاقباً منجر به برخی انحرافات و توسعههای نادرست شد؛ چرا که ایران ناچار گشت برای کاهش وابستگی به واردات در تأمین مواد غذایی، دست به مداخلات تهاجمی در طبیعت بزند. در حالی که با درآمدهای حاصل از فروش نفت، تأمین اقلام غذایی مورد نیاز به سهولت امکانپذیر بود.
جهانبینی زبیگنیو برژینسکی: اوراسیا به مثابه مهمترین دشمن
ایدههایی مبنی بر اینکه ایالات متحده چگونه باید بر جهان سیطره یابد، به هیچ وجه نوین نیستند و سالهاست به قدری آشکار گشتهاند که هر کس فراتر از پشتجلد کتابهای مربوطه را خوانده باشد، میتواند از آنها آگاه شود.
از جمله کتب بنیادین در این حوزه، کتاب «شطرنج بزرگ: برتری آمریکا و اولویتهای ژئواستراتژیک آن» نوشتهٔ زبیگنیو برژینسکی است. این اثر در واقع طرحی برای تضمین سیطرهٔ آمریکا بر جهان و نفوذ لازم به آسیای مرکزی جهت ایجاد شکاف میان اروپا و چین بود. برخورد سخت با ایران نیز بخشی از این برنامه محسوب میشد.
هرچند اکنون چند سالی از مرگ برژینسکی میگذرد، اما آراء او همچنان تأثیرگذار است. برای نمونه، او در مصاحبههای خود تأکید داشت که بدون اوکراین، روسیه هرگز نخواهد توانست دوباره به یک ابرقدرت بدل شود. تنها در این سیاق و چارچوب است که میتوان نبرد سیاسیِ تلخ و سهمگین روسیه بر سر اوکراین را درک کرد.

