کوبایی‌ها، قربانیان واقعی تروریسم اجراشده توسط کاخ سفید طی ۶۷ سال گذشته، آماده‌اند تا با تشدید جدیدی علیه انقلاب مقابله کنند.

لوییس مانوئل آرسه ایساک – روزنامه‌نگار کوبایی
ترجمه مجله جنوب جهانی

ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، و همسرش سیلیا فلورس؛ ضعف نشان‌داده‌شده توسط اروپا در مورد گرینلند؛ زبان گردن‌کلفت‌مآبانه‌ای که در نشست اخیر داووس به کار رفت؛ و انتشار استراتژی جدید دفاعی وزارت جنگ آمریکا با هدف سلطه بر نیمکره غربی و بخشی از حوزه هندو-آرام، همه بیان‌های عینی از عزم دونالد ترامپ برای مقابله با تغییر دوران از موضع قدرت است.

در این راستا، کوبا در خط آتش کاخ سفید، وزارت خارجه و پنتاگون قرار دارد و ناگزیر است خود را برای هرگونه احتمالی آماده کند و هیچ‌کس نمی‌تواند شگفت‌زده شود.

ثابت شده که رقابت مسالمت‌آمیز با چین، روسیه و حتی اروپای به‌ظاهر متحد از جمله ناتو، برای ترامپ جذابیتی ندارد؛ زیرا تجارت، مالی، دلار، علوم و فناوری و حتی فرهنگ، دیگر ابزارهای قابل اعتمادی برای تحمیل هژمونی در دنیایی که در این زمینه‌ها بیش‌ازپیش رقابتی شده و آمریکا در آن رهبر بلامنازع نیست، به شمار نمی‌روند. او به سادگی می‌ترسد که رویارویی متمدنانه در این عرصه‌ها، ضعف امپراتوری را عیان کند.

بی‌تردید، گزینه اصلی او ترکیب قدرت انکارناپذیر اقتصادی، تجاری و مالی با قدرت نظامی است. قدرتی که همچنان بیشتر از نظر تعداد و گستردگی پایگاه‌های نظامی در کره زمین پیشتاز است تا کیفیت و مدرنیته تسلیحات اتمی و متعارف؛ چرا که توسعه کنونی سلاح‌های کشتار جمعی، دیگر جایی برای مقایسه‌هایی مانند دوره جنگ سرد باقی نگذاشته که در آن تقریباً یک باور جزمی بود که پیروز می‌شد هرکس موشک‌های بیشتری در نزدیکی دشمن مستقر کرده یا زودتر دکمه را فشار دهد. مدت‌هاست که دیگر وضع به این شکل نیست.

این گزینه جنگ‌طلبانه است که ترامپ در این اولین سال از دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش به کار بسته و در آن بر سیاست مبتنی بر ترس اولویت داده، هرچند که از نظر نظامی چندان به چین و روسیه تحریک نکرده است. گفتمان او با دولت‌های این دو کشور بسیار متفاوت از سخنانی است که با بقیه جهان، از جمله متحدانش، به کار می‌برد و مذاکرات با این دو ابرقدرت نه از موضع قدرت، بلکه از روی مصلحت‌اندیشی عمل‌گرایانه صورت می‌گیرد.

در همین بافت پیچیده است که ترامپ تهدیدهای خود علیه کوبا را تجدید می‌کند و همزمان جنگ اقتصادی خود را حداکثر می‌کند تا دولت و مردم را به خواست خود وادارد، انقلاب را ریشه‌کن کند، جزیره را با محاصره‌ای سخت‌تر در تنگنا قرار دهد و حالا بر همه اینها، محاصره دریایی و زمینی را نیز با استفاده از همان نیروهای فرماندهی جنوبی مستقر در کارائیب اضافه کند تا نه تنها ورود نفت، بلکه ورود غذا و دارو به جزیره را نیز مسدود نماید.

اینجا انگیزه‌ای برای نابودی از طریق گرسنگی و بیماری وجود دارد، همان‌گونه که رومیان پومپه‌یی در حق ساکنان قهرمان کالاهورا روا داشتند که با وجود محاصره نظامی عظیم چهارساله تسلیم نشدند، همان‌طور که در نومانسیا نیز اتفاق افتاد.

اکنون ترامپ قصد دارد به هر اقدامی متوسل شود تا استقلال و آزادی‌ای را که کوبایی‌ها پس از سال‌ها مبارزه و ایثار از کارلوس مانوئل د سسپدس تا فیدل کاسترو، با مشقت و رنج به دست آورده‌اند، از آنان برباید.

پس از اذعان به شجاعت کوبایی‌ها در ۶۷ سال مقابله با تجاوزات آمریکا، ترامپ اعتراف کرد که دولت او تمام اقدامات ممکن فشار و آسیب علیه کوبا را به‌جز گزینه نظامی به کار بسته است.
او در مصاحبه‌ای با هیو هیوایت با بی‌پروایی تمام اعلام کرد: «فکر نمی‌کنم بتوان فشار بیشتری اعمال کرد، مگر اینکه وارد شویم و آنجا را در هم بکوبیم». این سخن در کسری از ثانیه آن سخنرانی دروغین بیش از ۶۰ ساله را تکذیب کرد که مدعی بود هیچ محاصره‌ای وجود ندارد و بحران اقتصادی کوبا نه به‌خاطر جنگ بی‌امانی است که در این عرصه توسط کاخ سفید، وزارت خارجه، خزانه‌داری و سی‌آی‌ای هدایت می‌شود، بلکه به‌خاطر شکست یک سیستم حکومت مردمی، توسط مردم و برای مردم است. سیستمی که اگر محاصره، خرابکاری و مورد تجاوز قرار نمی‌گرفت، به احتمال زیاد اکنون یکی از توسعه‌یافته‌ترین نظام‌های جهان می‌بود؛ چرا که حتی در این شرایط نیز به یک قدرت پزشکی، آموزشی، ورزشی و دارای عادلانه‌ترین توزیع ثروت ملی تبدیل شده است.

و حالا او آشکارا و بدون پرده‌پوشی این را اعتراف می‌کند و با همان شکستِ ادعایی، هشدار خود مبنی بر «ورود و درهم کوبیدن» را توجیه می‌نماید و بدین‌ترتیب یک واکنش شرطی در آمریکا و جهان ایجاد می‌کند که یک تجاوز نظامی با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی امکان‌پذیر است.

جهان، و به ویژه مردم آمریکا که خود نیز قربانی نئوفاشیسم ترامپی هستند -همان‌گونه که در مینه‌سوتا نشان داده شد- هنوز فرصت دارند تا از اقدام مجرمانه و بی‌رحمانه‌ای جدید، مانند آنچه با وجود یک توافق دروغین مخالف، همچنان در غزه جاری است، یا تلاش برای ایجاد نوعی سازمان ملل جدید از طریق یک شورای صلح با زیردستان که در واقع یک گروه جنگ‌طلب هستند، یا مانند ربودن مادورو، جلوگیری کنند.

به موازات این، به عنوان بخشی از این سناریوی ترس‌آفرینی علیه کوبا، سفیر آمریکا در هاوانا اعلام کرد که با رئیس فرماندهی جنوبی گفت‌وگو کرده و هم‌اکنون دست‌نشانده‌های میامی از محاصره نظامی برای جلوگیری از ورود نفتکش‌ها به بنادر جزیره سخن می‌گویند. یک فضای رسانه‌ای مغرضانه، یک واکنش شرطی شرارت‌بار در حال شکل‌گیری است.

فشارها بر دولت کلودیا شاین‌بام، رئیس‌جمهور مکزیک که حق حاکمیتی کشورش را برای ارسال نفت به هاوانا، چه به صورت تجاری و چه کمک‌های بشردوستانه، دفاع کرده است، بسیار سنگین است؛ حتی با وجود اصرار ترامپ بر اینکه دیگر نه نفتی به کوبایی‌ها فرستاده خواهد شد و نه پولی از ونزوئلا، و با وجود پیشنهاد او به دولت انقلابی کوبا برای توافق با واشنگتن قبل از آنکه خیلی دیر شود. هدف، وادار کردن مکزیکی‌ها برای قطع کمک‌های همبستگی خود به کوبایی‌ها و روابط اقتصادی و تجاری‌شان است.

ادعای ترامپ مبنی بر آمادگی کوبا برای سقوط در دستان آمریکا، درست نیست. او همزمان تصویری تیره از وضعیت اقتصادی و همچنین سیاسی ترسیم می‌کند -این بخش اخیر برای القای این تصور که مردم دیگر انقلابی، فیدلیست و حامی استقلال و حاکمیت کوبا که از سسپدس، مارتی، ماسئو، ماکسیمو گومز و قهرمانان و شهدای مامبیس و سیرا ماسترا به ارث رسیده، نیستند.

کوبا نهایت تلاش خود را برای استخراج نفت خام و کاهش وابستگی خود به نفت خارجی تا حد امکان به کار می‌بندد، اما سرمایه‌گذاران به دلیل شکارگری دفتر کنترل دارایی‌های خارجی -اوفک- که آژانس وزارت خزانه‌داری آمریکاست و علیه شرکت‌های مرتبط با هاوانا تحریم‌های اقتصادی و تجاری اعمال می‌کند، به شدت از فعالیت در جزیره می‌هراسند.

اقبال با کوبایی‌ها همراه نبوده و تولید نفت -که عمدتاً سنگین و دارای گوگرد بالاست و پالایش آن را پرهزینه و دشوار می‌کند- درصد بسیار پایینی از نیاز سوخت کشور را تأمین می‌نماید، به همین دلیل نیروگاه‌های حرارتی قدیمی آن وابسته به هیدروکربن وارداتی هستند.

حفاری چاه‌های جدید در راستای برنامه دولت برای کاهش تدریجی وابستگی به واردات سوخت و پیشبرد حاکمیت انرژی با استفاده از منابع خود برای تولید برق است. با این حال، کاهش سرمایه کشور امکان توسعه اکتشاف و بهره‌برداری از میادین جدید -چه در خشکی و چه در آب‌های کم‌عمق و عمیق خلیج- با سرعت لازم و نیز توسعه منابع انرژی جایگزین، به ویژه خورشیدی و بادی را که می‌توانستند مشکل را به طور قطعی حل کنند، فراهم نمی‌سازد.

اوفک به طور مداوم برای جلوگیری از سرمایه‌گذاری خارجی، نه تنها در نفت، بلکه در بخش‌های دیگری مانند دارو، غذا و حمل‌ونقل که کانون‌های هدف‌گیری‌شده توسط دولت آمریکا برای تضعیف، راکدسازی، جلوگیری از سرمایه‌گذاری خارجی و خرابکاری در خریدهای خارجی هستند، عمل می‌کند. برای این منظور از یکی از سلاح‌های بی‌شرمانه و زیانبار خود علیه کشور استفاده می‌کند: قرار دادن کوبا در فهرست جعلی کشورهای حامی تروریسم.

خفقان‌آورترین پیامدهای این اقدام برای مردم و دولت کوبا، ناشی از ریسک بسیار بالای مرتبط با هرگونه کمک بشردوستانه، کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری و تجارتی است که کوبا و به تبع آن شهروندان کوبایی را درگیر کند.

نیت‌های اعلام‌شده ترامپ مبنی بر تسلیم کوبا، به نظر می‌رسد تلاشی برای هم‌تراز کردن آنها با برچسب زننده و خودسرانه تروریست (همان‌گونه که مادورو را قاچاقچی مواد مخدر خواند) است که شامل مجازات ارتش و نشاندار کردن کشور به عنوان دشمن نیز می‌شود. به عبارت دیگر، او از این به عنوان پوششی استفاده خواهد کرد بدون اینکه اهمیت دهد هیچ‌کس آن را باور نمی‌کند، تا هر عمل وحشیانه نئوفاشیستی علیه ملتی فداکار و آزاده که احترام و رابطه صلح‌آمیز با جهان را به دست آورده است، انجام دهد.

کوبایی‌ها، قربانیان واقعی تروریسم اجراشده توسط کاخ سفید طی ۶۷ سال گذشته، آماده‌اند تا با تشدید جدیدی علیه انقلاب مقابله کنند. ترامپ بازی خشن را دوست دارد، اما کوبا به آن عادت دارد. نومانسیا تحسین‌برانگیز است، اما ما نه در دوره سیپیو هستیم و نه ترامپ آن پادشاهی است که خود می‌پندارد.

ویتنام را به خاطر بسپار، و به ویژه گیرون (خلیج خوک‌ها) و بحران موشکی…