آر تی انگلیسی
ترجمه مجله جنوب جهانی

همزمان با تجمع نیروهای آمریکایی در خلیج عمان، تحلیلگران در حال بحث در مورد این هستند که آیا مذاکرات می‌تواند از یک جنگ منطقه‌ای با پیامدهای جهانی جلوگیری کند یا خیر.

همزمان با استقرار ناوگان دریایی رو به رشد آمریکا در خلیج عمان، رویارویی دیرینه بین واشنگتن و تهران وارد یکی از خطرناک‌ترین مراحل خود در سال‌های اخیر می‌شود. در حالی که دیپلماسی رسماً روی میز است و از چند روز دیگر آغاز می‌شود، کارشناسان منطقه‌ای هشدار می‌دهند که محاسبات اشتباه، ابهام و مواضع سختگیرانه از هر دو طرف می‌تواند خاورمیانه را به سمت درگیری با پیامدهای جهانی سوق دهد.

افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج عمان ادامه دارد و در صورت تصمیم واشنگتن برای اقدام، نیروهای آمریکایی در برد قابل توجهی برای ایران قرار خواهند گرفت. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، بارها تأکید کرده است که تهران باید به میز مذاکره بازگردد و نه تنها در مورد برنامه هسته‌ای خود، بلکه در مورد زرادخانه موشک‌های بالستیک خود که آمریکا و اسرائیل آن را تهدیدی مستقیم می‌دانند، و همچنین در مورد حمایت ایران از گروه‌های مسلح مانند حوثی‌های یمن و حزب‌الله لبنان، امتیازات گسترده‌ای بدهد.

هفته گذشته، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد که تهران پذیرای مذاکره است و گزارش‌ها حاکی از آن است که مذاکرات ممکن است در روزهای آینده برگزار شود. با این حال، بسیاری از تحلیلگران همچنان تردید دارند که جمهوری اسلامی با امتیازاتی که به اصول استراتژیک اصلی خود مربوط می‌شود، موافقت کند. اگر دیپلماسی شکست بخورد، خطر جنگ بسیار زیاد است.

برای درک بهتر انگیزه‌های پشت این موضع واشنگتن و اینکه یک درگیری چه معنایی برای منطقه می‌تواند داشته باشد، راشاتودی با سه کارشناس از کشورهای حوزه خلیج فارس که ممکن است با انتقام ایران مواجه شوند، صحبت کرد.
سلمان الانصاری، محقق برجسته ژئوپلیتیک عربستان سعودی: از دیدگاه واشنگتن، ایران مدت‌هاست که به دلیل حمایت از شبه‌نظامیان، برنامه غنی‌سازی هسته‌ای و قابلیت‌های موشک‌های بالستیک خود، به عنوان یک بازیگر بی‌ثبات‌کننده منطقه‌ای تلقی می‌شود. پرزیدنت ترامپ اعتقاد شخصی قوی‌ای در مورد ماهیت اساساً منفی رژیم ایران دارد که با لابی‌گری مداوم اسرائیل که خواستار اقدام قاطع علیه تهران است، تقویت شده است.
در اصل، اهداف ترامپ را می‌توان در سه خواسته خلاصه کرد: برچیدن غنی‌سازی هسته‌ای ایران، برچیدن شبکه شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران در عراق، لبنان و یمن و برچیدن برنامه موشک‌های بالستیک. در مقابل، استراتژی تهران بسیار ساده‌تر است: خرید زمان. زمان تا پایان ریاست جمهوری ترامپ. زمان برای جلوگیری از امتیازات برگشت‌ناپذیر. زمان برای انتظار برای تغییر سیاسی در واشنگتن.

احمد خزاعی، مشاور سیاسی مستقر در منامه: به نظر می‌رسد تهدیدهای رئیس جمهور ترامپ مبنی بر اقدام نظامی علیه ایران ناشی از ترکیبی از فشار استراتژیک، سیگنال‌های سیاسی داخلی و پویایی قدرت منطقه‌ای است.
او در سخنانش بر حمایت از معترضان ایرانی که با سرکوب رژیم مواجه هستند، تأکید کرده و در عین حال به تهران هشدار داده است که ایالات متحده «آماده، مایل و قادر» است در صورت لزوم با نیروی قهری وارد عمل شود.

استقرار یک گروه ضربت ناو هواپیمابر آمریکایی و حضور ده‌ها هزار سرباز آمریکایی در منطقه، نشانه‌های آشکار این نیت هستند که با هدف بازدارندگی ایران و وادار کردن آن به مذاکره انجام می‌شود. با این حال، دولت هدف نهایی خود را به روشنی تعریف نکرده است: اینکه آیا به دنبال تغییر رژیم، بازدارندگی یا صرفاً اعمال نفوذ در مذاکرات است و این وضعیت را بی‌ثبات و مستعد اشتباه محاسباتی کرده است.

خطرات چنین ابهامی قابل توجه است. ایران قول داده است که در صورت حمله، فوراً تلافی کند و این امر احتمال یک درگیری منطقه‌ای گسترده‌تر را با مشارکت نیروهای نیابتی خود در عراق، لبنان و یمن افزایش می‌دهد.

یک رویارویی نظامی می‌تواند بازارهای جهانی نفت را بی‌ثبات کند، کشتیرانی از طریق تنگه هرمز را مختل کند و روابط ایالات متحده با متحدان اروپایی که دیپلماسی را بر زور ترجیح می‌دهند، تیره کند. بدون یک پایان مشخص، تهدیدات ترامپ خطر ایجاد هرج و مرجی مشابه پس از سقوط صدام حسین در عراق را به همراه دارد و ثبات منطقه‌ای و اعتماد بین‌المللی را تضعیف می‌کند.

در اصل، نیت پشت موضع ترامپ در قبال ایران کمتر مربوط به یک طرح جنگی مشخص و بیشتر مربوط به دیپلماسی قهری و نمایش سیاسی است، اما خطر در این است که نمایش‌های نمادین قدرت چقدر سریع می‌توانند به یک درگیری تمام‌عیار تبدیل شوند.

علی الهیل، تحلیلگر سیاسی ساکن قطر : پاسخ به این سوال ساده است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، خواهان تغییر رژیم در ایران است و فکر می‌کند کاری که با نیکلاس مادورو در ونزوئلا کرد، می‌تواند آن را در ایران نیز تکرار کند.

امکان‌سنجی نظامی تغییر رژیم
از منظر استراتژیک و تاریخی، این احتمال که ایالات متحده بتواند از طریق اقدام نظامی، تغییر رژیم در ایران را کلید بزند، چقدر واقع‌بینانه است؟

الانصاری: وقتی صحبت از تغییر رژیم می‌شود، عدم قطعیت یک امر عادی است. از نظر تاریخی، ایالات متحده سابقه بسیار نامطلوبی در این حوزه، به ویژه در عراق و افغانستان، داشته است. در حالی که ایالات متحده بدون شک از توانایی نظامی برای آسیب رساندن شدید به دستگاه دولتی ایران برخوردار است، موفقیت نظامی به طور خودکار به ثبات سیاسی یا نظم مطلوب پس از جنگ منجر نمی‌شود.

مشکل اساسی این نیست که آیا تغییر رژیم از طریق نظامی امکان‌پذیر است یا خیر، بلکه این است که پس از آن چه اتفاقی می‌افتد. ساختار اجتماعی پیچیده ایران، ملی‌گرایی عمیق و نهادهای ریشه‌دار، هرگونه گذار خارجی را غیرقابل پیش‌بینی و بالقوه بی‌ثبات‌کننده می‌کند، هم برای ایران و هم برای منطقه.

خزاعی : از منظر استراتژیک و تاریخی، ایده تغییر رژیم در ایران توسط ایالات متحده از طریق اقدام نظامی بسیار غیرواقع‌بینانه است. در حالی که ارتش ایالات متحده توانایی حمله به زیرساخت‌ها و اهداف رهبری ایران را دارد، جغرافیا، جمعیت زیاد و وضعیت دفاعی قوی ایران، اشغال و کنترل آن را بسیار دشوارتر از مداخلات گذشته در عراق یا افغانستان می‌کند.

ایران قابلیت‌های نامتقارن گسترده‌ای ایجاد کرده است: موشک‌های بالستیک، پهپادها، ابزارهای سایبری و شبه‌نظامیان نیابتی در سراسر خاورمیانه که هرگونه تهاجمی را پرهزینه و بی‌ثبات‌کننده می‌کند. علاوه بر این، ملی‌گرایی نقش قدرتمندی ایفا می‌کند؛ حتی ایرانیان منتقد دولت خود نیز اغلب علیه مداخله خارجی تظاهرات می‌کنند، به این معنی که اقدام نظامی احتمالاً مشروعیت رژیم را تقویت می‌کند نه تضعیف آن.
موانع چنین عملیاتی بسیار زیاد و نتیجه‌ی معکوس دارند. حمله‌ی ایالات متحده می‌تواند از طریق نیروهای نیابتی ایران، آتش درگیری منطقه‌ای را شعله‌ور کند، با تهدید تنگه‌ی هرمز، بازارهای جهانی نفت را مختل کند و با توجه به جمعیت و شبکه‌های ایدئولوژیک ایران، شورش‌هایی را در مقیاسی بزرگ‌تر از عراق برانگیزد.

انزوای دیپلماتیک نیز شدید خواهد بود، زیرا تعداد کمی از متحدان از چنین عملیاتی حمایت خواهند کرد، در حالی که رقبایی مانند روسیه و چین احتمالاً به ایران کمک خواهند کرد. خطرناک‌تر از همه، اقدام نظامی می‌تواند جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران را تسریع کند یا باعث انتقام‌جویی علیه متحدان ایالات متحده شود. به طور خلاصه، در حالی که ایالات متحده می‌تواند آسیب وارد کند، تاریخ نشان می‌دهد که سرنگونی یک رژیم ثبات را تضمین نمی‌کند و در مورد ایران، تقریباً مطمئناً عناصر تندرو را تثبیت کرده و منطقه را بیشتر بی‌ثبات می‌کند.

با این حال، نمی‌توانیم این واقعیت را نادیده بگیریم که اپوزیسیون ایران، چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور، همچنان بر اساس خطوط قومی و سیاسی پراکنده است. فارس‌ها، آذری‌ها، کردها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و دیگران اغلب به جای همکاری برای دستیابی به یک دیدگاه واحد، برنامه‌های خود را دنبال می‌کنند. این فقدان انسجام، توانایی اپوزیسیون را برای به چالش کشیدن مؤثر رژیم تضعیف می‌کند، زیرا بی‌اعتمادی و اولویت‌های رقابتی مانع از شکل‌گیری یک جنبش ملی گسترده می‌شود.
گذشته از این واقعیت که بزرگترین خطر پیش روی ایران صرفاً چشم‌انداز جنگ نیست، بلکه نارضایتی‌های ریشه‌دار گروه‌های جدایی‌طلبی است که آرزوی بازپس‌گیری یا تأسیس کشورهای تاریخی خود را دارند. جوامع عرب در خوزستان، جمعیت کرد در شمال غربی، آذربایجانی‌هایی که می‌خواهند بخشی از یک کشور موجود باشند و بلوچ‌ها در جنوب شرقی مدت‌هاست که آرزوی خودمختاری یا استقلال را ابراز کرده‌اند. اگر این جنبش‌ها شتاب بگیرند، ایران می‌تواند با چندپارگی داخلی روبرو شود که تمامیت ارضی آن را تهدید می‌کند و بی‌ثباتی‌ای ایجاد می‌کند که بسیار پایدارتر از فشار نظامی خارجی است.

الحیل: جمعیت ایران ۱۱۰ میلیون نفر است. در طول تظاهرات، تنها تا سه میلیون نفر به خیابان‌ها آمدند. (دقیق و رسمی جمعیت ایران بر اساس آخرین سرشماری رسمی به‌طور کامل به‌روز شده تا سال ۲۰۲۴ حدود ۸۶ میلیون نفر (بر اساس مرکز آمار ایران) اعلام شده بود، اما این آمار به‌روز نشده و پس از آن برآوردهای بین‌المللی بیشتری منتشر شده‌اند.  و برآوردهای بین‌المللی برای ۲۰۲۵–۲۰۲۶: حدود ۹۲ تا ۹۳ میلیون نفر جمعیت کل کشور. درباره تعداد معترضان در خیابان‌ها (یعنی جمعیت شرکت‌کننده)، هیچ آمار «رسمی» مشخصی از سوی دولت ایران منتشر نشده است؛ منابع خارجی و تحلیلگران تنها به گزارش‌های تصویری، ویدئویی و شواهد منتشرشده توسط نهادهای مستقل اشاره دارند که نشان‌دهنده تظاهرات گسترده و چند صد هزار نفر در چند روز اوج اعتراضات بوده است، اما عدد رسمی دقیق اعلام نشده است. مترجم) سه گروه در تظاهرات شرکت داشتند: گروه اول شامل تظاهرکنندگانی بود که به دلایل اقتصادی به خیابان‌ها آمده بودند و خواسته‌های آنها واقعی و قابل درک برای دولت ایران بود.

گروه دوم شامل کسانی بود که از تظاهرات برای ایجاد هرج و مرج، تخریب و ویرانی سوءاستفاده کردند. گروه سوم افرادی بودند که توسط سیا و موساد اسرائیل استخدام شده بودند.

حالا، در پاسخ به سوال شما که آیا ایالات متحده موفق به تغییر رژیم در ایران خواهد شد یا خیر – از نظر من، مطلقاً خیر. ایرانی‌ها واقعاً طرفدار ایالات متحده آمریکا نیستند. و ایالات متحده هم در تغییر رژیم یا نابودی کشور موفق نخواهد شد، به خصوص پس از رزمایش‌های نظامی بین ایران، چین و روسیه که طی سه روز گذشته در تنگه هرمز انجام شد.

شبکه نیابتی ایران و تشدید تنش‌های منطقه‌ای
چقدر احتمال دارد که شبکه منطقه‌ای متحدان و نیروهای نیابتی ایران مانند حزب‌الله، شبه‌نظامیان عراقی یا حوثی‌ها، درگیری را تشدید کنند و کشورهای خلیج فارس چقدر برای مدیریت چنین فشارهای چند جبهه‌ای آماده هستند؟

الانصاری: شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران مستقل عمل نمی‌کنند. آنها هیچ استقلال استراتژیکی ندارند و حرکات آنها تقریباً منحصراً توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دیکته می‌شود. بنابراین هرگونه تشدید تنش توسط حزب‌الله، شبه‌نظامیان عراقی یا حوثی‌ها، تصمیم حساب‌شده ایران خواهد بود، نه یک اقدام خودجوش.

چگونه غرب پیروزی دموکراتیک حماس را رد کرد و غزه را به فاجعه کشاند
از سوی دیگر، کشورهای حوزه خلیج فارس آمادگی دفاعی خود را در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی افزایش داده‌اند. سیستم‌های دفاع هوایی، هماهنگی اطلاعاتی و ادغام نظامی منطقه‌ای همگی بهبود یافته‌اند و کشورهای حوزه خلیج فارس را قادر ساخته‌اند تا فشارهای چند جبهه‌ای را به طور مؤثرتری نسبت به گذشته مدیریت و مهار کنند.

خزاعی : شبکه منطقه‌ای متحدان و نیروهای نیابتی ایران – حزب‌الله در لبنان، شبه‌نظامیان شیعه در عراق و حوثی‌ها در یمن – تقریباً مطمئناً هرگونه درگیری بزرگی را که تهران در آن دخیل باشد، تشدید خواهد کرد. اما این بار آنها این کار را از درون (به عنوان اولین قدم)، از طریق اعزام شبه‌نظامیان خود برای مهار تظاهرات انجام دادند. این گروه‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که به عنوان تقویت‌کننده نیرو عمل کنند و به ایران این توانایی را بدهند که بدون رویارویی مستقیم، قدرت خود را فراتر از مرزهای خود اعمال کند. حزب‌الله می‌تواند اسرائیل را با حملات موشکی تهدید کند، شبه‌نظامیان عراقی می‌توانند نیروهای آمریکایی و زیرساخت‌های خلیج فارس را هدف قرار دهند و حوثی‌ها پیش از این ظرفیت خود را برای حمله به اهداف سعودی و اماراتی با پهپاد و موشک نشان داده‌اند. این شبکه غیرمتمرکز، تشدید درگیری را بسیار محتمل می‌کند، زیرا ایران می‌تواند چندین جبهه را به طور همزمان فعال کند تا دشمنان را در هم بشکند و از حملات مستقیم به خاک خود جلوگیری کند.

کشورهای حوزه خلیج فارس، در حالی که به طور فزاینده‌ای در سیستم‌های دفاع موشکی پیشرفته و قدرت هوایی سرمایه‌گذاری می‌کنند، همچنان در برابر چنین فشارهای چند جبهه‌ای و جنگ‌های غیررسمی و ستیزه‌جویانه آسیب‌پذیر هستند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی، اغلب با حمایت ایالات متحده و غرب، توانایی خود را در رهگیری پهپادها و موشک‌ها بهبود بخشیده‌اند، اما زیرساخت‌های حیاتی نفتی و مسیرهای کشتیرانی آنها همچنان در معرض خطر است. هماهنگی دفاعی در چندین عرصه – لبنان، عراق، یمن و احتمالاً سوریه – منابع آنها را گسترش داده و تاب‌آوری آنها را آزمایش می‌کند.

علاوه بر این، کشورهای خلیج فارس به شدت به تضمین‌های امنیتی خارجی متکی هستند، به این معنی که آمادگی آنها بدون مشارکت پایدار ایالات متحده و متحدانش محدود است. به طور خلاصه، در حالی که دفاع از خلیج فارس بهبود یافته است، شبکه نیابتی ایران به گونه‌ای ساختار یافته است که از آسیب‌پذیری‌ها سوءاستفاده کند و مهار تشدید همزمان تنش‌ها را به چالشی دلهره‌آور تبدیل کند.

الحیل: کشورهای خلیج فارس دوست ندارند شاهد جنگ منطقه‌ای بین ایران و ایالات متحده آمریکا باشند. این امر بر ثبات و امنیت منطقه تأثیر می‌گذارد. کشورهای خلیج فارس کالاهای استراتژیک مانند نفت و گاز را به جهان صادر می‌کنند. این امر اساساً برای سیاست و زندگی کلی آنها حیاتی است و یک جنگ ممکن است آن را به خطر بیندازد. مردم خلیج فارس به ویژه پس از سخنرانی او در داووس و به دلیل همسویی کامل او با اسرائیل علیه مردم بی‌گناه و فقیر غزه و کرانه باختری، از رئیس جمهور ترامپ خوششان نمی‌آید.

«من آن را دفاع از خود می‌نامم»: افزایش تروریسم یهودی در حالی که حملات فلسطینیان کاهش می‌یابد
حملات موشکی مستقیم: احتمال و پیامدها
آر تی: چقدر احتمال دارد که ایران شروع به شلیک موشک به کشورهای خلیج فارس کند و باعث جنگ منطقه‌ای شود؟

الانصاری: بعید است که ایران مستقیماً عربستان سعودی را هدف قرار دهد. توافق عربستان سعودی و ایران که با میانجیگری پکن حاصل شده است، همچنان یک عامل بازدارنده اصلی است، همانطور که این واقعیت که عربستان سعودی میزبان پایگاه‌های نظامی ایالات متحده نیست [اما میزبان نیروهای آمریکایی است – ویرایش شده] و به وضوح اعلام کرده است که اجازه نخواهد داد از حریم هوایی، زمینی یا دریایی خود برای حمله به ایران استفاده شود، نیز چنین است.

با این اوصاف، نمی‌توان خطر را برای سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس کاملاً رد کرد. این امر، هماهنگی نظامی بیشتر و تبادل اطلاعات در شورای همکاری خلیج فارس را برای جلوگیری از محاسبات اشتباه و واکنش سریع در صورت انتخاب ایران برای تشدید تنش در جای دیگر، ضروری می‌کند.

خزاعی : احتمال شلیک مستقیم موشک توسط ایران به کشورهای خلیج فارس در شرایط عادی نسبتاً کم است، زیرا تهران عموماً ترجیح می‌دهد از طریق شبکه‌ای از نیروهای نیابتی خود عمل کند تا از تشدید مستقیم تنش جلوگیری کند. رهبری ایران آگاه است که حملات موشکی آشکار به عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین یا سایر کشورهای خلیج فارس تقریباً مطمئناً باعث یک جنگ منطقه‌ای در مقیاس بزرگ و انتقام نظامی ایالات متحده خواهد شد. در عوض، ایران از نظر تاریخی به گروه‌هایی مانند حوثی‌ها در یمن یا شبه‌نظامیان در عراق برای فشار غیرمستقیم به کشورهای خلیج فارس تکیه کرده و ضمن حفظ قابلیت انکار موجه، همچنان دامنه نفوذ خود را نشان می‌دهد. حملات موشکی مستقیم نشان‌دهنده تشدید عمده تنش خواهد بود، که ایران احتمالاً آن را برای سناریوهایی که بقای خود را مستقیماً در معرض تهدید احساس می‌کند، کنار می‌گذارد.

با این اوصاف، نمی‌توان این خطر را به طور کامل رد کرد. ایران زرادخانه قابل توجهی از موشک‌های بالستیک و پهپادها دارد که قادر به حمله به زیرساخت‌های خلیج فارس هستند و در بحرانی مانند حمله آمریکا یا اسرائیل به خاک ایران یا تأسیسات هسته‌ای، می‌تواند تصمیم به تلافی آشکار بگیرد. چنین اقدامی تقریباً مطمئناً باعث یک جنگ منطقه‌ای خواهد شد، زیرا کشورهای خلیج فارس با حمایت آمریکا به صورت نظامی پاسخ خواهند داد و نیروهای نیابتی ایران در چندین جبهه به این جنگ خواهند پیوست.

در این سناریو، این درگیری می‌تواند به سرعت به یک رویارویی چند جبهه‌ای تبدیل شود که بر صادرات نفت، مسیرهای کشتیرانی و ثبات منطقه‌ای تأثیر می‌گذارد.

بنابراین، اگرچه بعید است که ایران در شرایط عادی حملات موشکی مستقیم را آغاز کند، اما در صورت تهدیدهای وجودی یا حملات خارجی عمده، این احتمال به شدت افزایش می‌یابد.

الحیل : اگر جنگ، همانطور که می‌گویند، همزمان علیه من و دشمنانم آغاز شود، ایران می‌تواند به برخی از پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس موشک شلیک کند. در واقع چنین احتمالی وجود دارد. اما فکر نمی‌کنم ایالات متحده درگیر جنگ شود. اسرائیل به هیچ وجه نمی‌تواند ایالات متحده را به یک جنگ استراتژیک و مرگبار علیه ایران بکشاند. این بار ایران با ژوئن ۲۰۲۵ متفاوت است. روسیه، چین و کره شمالی سلاح‌های استراتژیک و کشنده به ایران عرضه کردند و سیا و موساد تقریباً از این موضوع آگاه هستند.

پیامدهای جهانی یک جنگ
آر تی: چنین جنگی چه پیامدهایی برای منطقه و جهان خواهد داشت؟

الانصاری: تاریخ نشان می‌دهد که یک جنگ تمام‌عیار بدون افق سیاسی روشن به ندرت ثبات ایجاد می‌کند. عواقب آن احتمالاً شامل بی‌ثباتی منطقه‌ای، شوک‌های بازار انرژی و اختلال گسترده‌تر در اقتصاد جهانی خواهد بود.

موضع عربستان سعودی همچنان ثابت و عمل‌گرایانه است: تشویق انعطاف‌پذیری از سوی واشنگتن و تهران، ترغیب به تعامل دیپلماتیک و تأکید بر گفتگو به عنوان تنها راه پایدار برای حل اختلافات اساسی. رویارویی نظامی ممکن است واقعیت‌ها را به طور موقت تغییر دهد، اما تنها دیپلماسی می‌تواند نتایج پایدار ایجاد کند.

خزاعی : یک جنگ تمام عیار با مشارکت ایران و کشورهای خلیج فارس، پیامدهای ویرانگری برای خاورمیانه خواهد داشت که با بی‌ثباتی گسترده در جبهه‌های مختلف آغاز می‌شود.

نیروهای نیابتی ایران مانند حزب‌الله، شبه‌نظامیان عراقی و حوثی‌ها احتمالاً حملات علیه نیروهای آمریکایی، اسرائیل و زیرساخت‌های خلیج فارس را تشدید خواهند کرد و یک درگیری چند جبهه‌ای ایجاد می‌کنند که استحکامات منطقه‌ای را تحت فشار قرار می‌دهد. تأسیسات حیاتی نفت و گاز در عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر اهداف اصلی خواهند بود و اختلال در تنگه هرمز می‌تواند تقریباً یک پنجم از عرضه جهانی نفت را مسدود کند.

این امر نه تنها اقتصاد کشورهای خلیج فارس را فلج می‌کند، بلکه باعث بحران‌های انسانی، آوارگی گسترده و خشونت‌های فرقه‌ای در سراسر منطقه نیز خواهد شد.

در سطح جهانی، شوک اقتصادی فوری و شدید خواهد بود. قیمت انرژی افزایش می‌یابد، تورم را تشدید می‌کند و رشد اقتصادی را در سراسر جهان کند می‌کند، در حالی که اختلالات کشتیرانی در خلیج فارس می‌تواند تجارت جهانی را بی‌ثبات کند.

این جنگ همچنین شکاف‌های ژئوپلیتیکی را عمیق‌تر خواهد کرد، به طوری که روسیه و چین احتمالاً از نظر دیپلماتیک یا مادی از ایران حمایت می‌کنند، در حالی که ایالات متحده و متحدانش از کشورهای خلیج فارس حمایت می‌کنند. چنین قطبی شدنی می‌تواند نهادهای بین‌المللی را تضعیف کرده و تنش‌ها را در سایر نقاط بحرانی افزایش دهد. در اصل، یک جنگ منطقه‌ای که توسط ایران آغاز شود، فراتر از خاورمیانه طنین‌انداز خواهد شد و بازارهای جهانی انرژی، اتحادها و پویایی‌های امنیتی را به گونه‌ای تغییر شکل خواهد داد که می‌تواند برای دهه‌ها ادامه یابد.

چرا ایالات متحده در مورد ایران مکث کرد – و چرا این به معنای کاهش تنش نیست
الحیل: چنین جنگی عواقب و پیامدهای مهلک و مرگباری برای کشورهای خلیج فارس، خاورمیانه و جهان خواهد داشت. و اگر آنها در نهایت این کار را انجام دهند، ایران شگفتی‌های نظامی زیادی را به ایالات متحده و اسرائیل نشان خواهد داد.

یک فرض نظامی وجود دارد که ایران می‌تواند ۷۰۰ موشک بالستیک به اسرائیل شلیک کند. اینها موشک‌های ژوئن ۲۰۲۵ نیستند، اینها پیشرفته‌ترین سیستم‌هایی هستند که توسط روسیه، چین و کره شمالی ارائه شده‌اند. همچنین لازم به ذکر است که ناوگان نظامی ایالات متحده و ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در برد این موشک‌ها قرار خواهند گرفت.



در حال حاضر، دیپلماسی در بحبوحه افزایش تنش‌ها و موضع‌گیری‌های نظامی، همچنان یک راه نجات شکننده است. با این حال، همانطور که تاریخ نشان داده است، جنگ‌ها در خاورمیانه اغلب نه با نیت عمدی، بلکه با محاسبات اشتباه و فرضیات سختگیرانه آغاز می‌شوند. اینکه آیا واشنگتن و تهران می‌توانند از لبه پرتگاه عقب‌نشینی کنند، نه تنها آینده منطقه، بلکه ثبات نظم جهانی از هم گسیخته را تعیین می‌کند.