
آلن مکلئود
مینتپرس نیوز
ترجمه مجله جنوب جهانی
اسناد تازهمنتشرشده ابعاد جدیدی از رابطه غیرمنتظره میان نوآم چامسکی، استاد مشهور چپگرا، و جفری اپستین، پدوفیل رسواشده را روشن کرده است. خبرگزاری «مینتپرس نیوز» با تحلیل بیش از ۳۸۰۰ ایمیل و پیام متنیِ مربوط به این چهره دانشگاهی، پرده از یک دوستی عمیق و چندینساله میان این دو برداشته است؛ رابطهای که در آن آنها به «بهترین دوستان» و نزدیکترین محرمان یکدیگر تبدیل شده بودند. چامسکی با جت بدنام اپستین موسوم به «لولیتا اکسپرس» پرواز کرده، در آپارتمانهای او در منتهن و پاریس اقامت داشته و در چندین نوبت، اشتیاق خود را برای بازدید از جزیره «لِیتل سنت جیمز» — مکان وقوع بسیاری از فجیعترین جرایم جنسی اپستین — ابراز کرده است.
سالها تبادل هدیه و صرف ناهار و شام با یکدیگر — رویدادهایی که اغلب شامل شخصیتهای بسیار جنجالی دیگر همچون وودی آلن (فیلمساز رسواشده)، استیو بنن (استراتژیست سیاسی راست افراطی) و ایهود باراک (نخستوزیر سابق اسرائیل) میشد — این دو نفر را به صمیمیترین دوستان هم تبدیل کرد. چامسکی به چهرهای کلیدی در تلاشهای اپستین برای مدیریت بحران تبدیل شد و نظرات خود را درباره استراتژیهای سرکوب و مقابله با آنچه «هجوم حملات زهرآگین» علیه اپستین مینامید، با او در میان میگذاشت. در این میان، اپستین نیز به مشاور حقوقی و مالی مورد اعتماد این فیلسوف سیاسی ستاره تبدیل شد؛ واقعیتی که منجر به فروپاشی قریبالوقوع رابطه نوآم با فرزندانش گشت.
این داستانِ رابطه پیشتر ناشناخته میان مردی است که نیویورک تایمز او را «مهمترین روشنفکر زنده» نامیده بود با بدنامترین شکارچی جنسی جهان.
نوآم چامسکی: مدیر بحرانِ جفری اپستین
پس از آنکه ۳۶ بازمانده — که سن برخی از آنها تنها ۱۴ سال بود — پا پیش گذاشتند، جفری اپستین، سرمایهدار میلیاردر، در سال ۲۰۰۸ به اتهامات مربوط به جرایم جنسی کودکان محکوم شد. با این حال، او تنها به ۱۸ ماه حبس محکوم شد و فقط ۱۳ ماه را در یک زندان با حداقل امنیت سپری کرد که اجازه داشت شش روز در هفته از آن خارج شود. گفته میشود دادستان فدرال آمریکا که این معامله سهلگیرانه را رقم زد، اظهار داشته که تحت فشار بوده و به او گفته شده بود «عقبنشینی کند» چرا که اپستین «متعلق به دستگاه اطلاعاتی» است.
نکته کلیدی در برملا شدن جرایم اپستین، شهادت قربانی او، ویرجینیا جوفره بود. جوفره ادعا کرد که اپستین و شریکش گیلین ماکسول یک شبکه جهانی قاچاق جنسی را اداره میکردند که در آن زنان و دختران ربوده شده و مجبور به برقراری رابطه جنسی با ثروتمندان و قدرتمندان جهان میشدند. طبق ادعاها، این افراد شامل اعضای خاندان سلطنتی مانند شاهزاده اندرو، سیاستمدارانی همچون دونالد ترامپ و بیل کلینتون، و چهرههای دانشگاهی مانند آلن درشویتس بودهاند. گزارش شده است که اپستین ثروت خود را از طریق نگهداری مدارک فراوان از جرایم جنسی این افراد و باجگیری از مشتریانش به دست آورده است. اسناد پیشینِ پرونده اپستین به قدرت نشان میدهند که او، همانند پدر و خانواده ماکسول، برای سرویس اطلاعاتی اسرائیل کار میکرده است.
شهادتهای جوفره و دیگران خشم جهانی را برانگیخت و در نهایت دولت آمریکا را مجبور به اقدام کرد. در سال ۲۰۱۹، افبیآی اپستین را بازداشت و در زندانی با امنیت بالا در منتهن حبس کرد. تنها چند هفته بعد، جسد او در سلولش در شرایطی بسیار مشکوک پیدا شد.
اپستین میدانست که محاصره در حال تنگتر شدن است. ماهها پیش از دستگیری، او چندین ایمیل هراسان برای چامسکی فرستاد و عاجزانه از او برای چگونگی سرکوب مطالبات گسترده جهت بازداشتش راهنمایی خواست.
او در ۲۳ فوریه ۲۰۱۹ نوشت:
«نوآم. خوشحال میشوم توصیهات را درباره نحوه برخورد با این مطبوعات متعفن بدانم. اوضاع دارد از کنترل خارج میشود. آیا کسی را داشته باشم که یک یادداشت انتقادی (Op-ed) بنویسد؟ از خودم دفاع کنم؟ یا سعی کنم نادیده بگیرم؟ میدانم که اوباش خطرناکاند!»
او در زمانی دیگر پرسید: «به کمی نصیحت نیاز دارم. مطبوعات دارند از من یک هیولا میسازند. کنگره و سنا توسط شاکیان تغذیه میشوند. وکیلها فقط پول میخواهند. من هیچ مهارتی در برخورد با افکار عمومی یا رسانهها ندارم… پیشنهادی داری؟»
پیشنهاد چامسکی به طور کلی سکوت بود، با این امید که اوضاع آرام شود. او در پاسخ نوشت: «نظارهگر رفتار وحشتناکی که در مطبوعات و افکار عمومی با تو میشود بودهام. گفتنش دردناک است، اما فکر میکنم بهترین راه برای ادامه، نادیده گرفتن آن است. من تجربیات زیادی داشتهام، اگرچه قطعاً نه در این مقیاس.» او افزود که برخی از دوستان نزدیکش نیز مسیر مشابهی را طی کردهاند.
او ادامه داد: «آنچه لاشخورها به شدت میخواهند، یک پاسخ عمومی است که پس از آن فرصتی علنی برای هجوم حملات زهرآگین فراهم شود؛ حملاتی که بسیاری از آنها صرفاً از سوی شهرتطلبان یا افراد عجیبوغریب از هر نوعی است.»
او در پایان با ابراز همدردی نسبت به تمام «شکنجهها و پریشانیهایی» که این ماجرا ایجاد کرده، نتیجه گرفت: «سخت است که بگویم، اما این بهترین نصیحتی است که به ذهنم میرسد.» این سخنان اشارهای به خیل عظیم دختران و زنانی نبود که اپستین قاچاق کرده، مورد آزار قرار داده و به آنها تجاوز کرده بود، بلکه اشاره به فشار روانی خودِ اپستین بود؛ آن هم در حالی که شبکه جنایی او به آرامی و به شکلی کاملاً علنی در حال فروپاشی بود.
چامسکی در ایمیلهای خود به اپستین، آنچه را که «فرهنگ شایعهپراکنان» برای نابودی شخصیت درخشان او مینامید، محکوم کرد: «این مسائل نیمهعمری دارند. به نظر من بهترین واکنش این است که صرفاً فراتر از این غوغا باقی بمانی، صبر کنی تا بگذرد و به کارهایی که اهمیت دارند ادامه دهی.»
در ۲۹ دسامبر ۲۰۱۸، اپستین از مدیر بحران غیررسمی خود خواست تا درباره یادداشتی که خودش درباره خودش به صیغه سوم شخص نوشته بود و قصد داشت آن را به واشینگتن پست فرستاده و منتشر کند، نظر بدهد.
این متن چاپلوسانه و متظاهرانه، اپستین را تقریباً به عنوان یک قدیس معرفی میکرد که از تهمتهای شرمآور رنج میبرد. در آن متن آمده بود:
«منتقدان در مورد واقعیتها و قانون در اشتباهاند. آنها همچنین حقیقتی را که به قلبِ انصافِ بنیادین مربوط میشود، نادیده میگیرند: در دههای که از زمان ادای دین او به جامعه میگذرد، جفری اپستین زندگیای داشته که ویژگی آن شهروندی مسئولانه، اقدامات متعدد سخاوتمندانه و کارهای نیک بوده است. واقعیتهای کلیدی و درست اینها هستند: جفری اپستین یک بازرگان موفق و خودساخته است که هیچ پیشینه کیفری قبلی ندارد.»
همچنین در آن ادعا شده بود که با او برای محکومیت سال ۲۰۰۸ «دقیقاً مانند هر فرد دیگری که در زندانهای ایالتی محبوس است برخورد شده (از جمله دوران حبس)»؛ ادعایی عجیب با توجه به حکم سهلگیرانه و شرایط حبس او.
علیرغم اینکه این متن آشکارا یک مقاله «عروسک خیمهشببازی» بود (روشی که در آن فردی ادعا میکند موجودیت دیگری است تا اعتبار خود را افزایش دهد)، چامسکی به شدت تحت تأثیر قرار گرفت. او پاسخ داد: «بیانیهای قدرتمند و متقاعدکننده است»، هرچند بار دیگر توصیه کرد که توجه رسانهای بیشتری به این موضوع جلب نشود:
«تعداد کمی حاضرند استدلالها و جزئیات واقعی را به دقت بررسی کنند یا سعی کنند میان ادعاهای متناقض قضاوت کنند. من بارها شاهد وقوع این اتفاق در مسائل دیگر بودهام… هرچند زشت و تلخ است، گمان میکنم بهترین مسیر در حال حاضر این است که با مطرح کردن موضوع به صورت علنی، دیگ را به هم نزنی و در را به روی اتهامات و ادعاهایی که بیشک میتوان در دادگاه منطق و انصاف به آنها پاسخ داد، باز نکنی — اما آنجا [رسانهها] قلمروی عمومی نیست، جایی که کنایه و سوءظن و اتهام حکمفرماست.»
چامسکی پیشنهاد کرد که متأسفانه اپستین باید صرفاً «پوستکلفتی پیشه کند» تا «در برابر هر زشتی که گهگاه نفوذ میکند ایستادگی کند.» او بدون توضیح اینکه دقیقاً به چه چیزی اشاره دارد، سخن خود را اینگونه به پایان برد: «کارهای بزرگی که انجام دادهای خود گویای همه چیز است.»
اگرچه ایمیلها به وضوح نشان میدهند که اپستین تا چه حد به چامسکی، ذهنیت و قضاوت او اعتماد داشت، اما او به طور کامل به توصیههای او عمل نکرد و مجموعهای از اقدامات فعال را برای گلآلود کردن آب و بهبود چهره عمومی خود دنبال کرد. یکی از این اقدامات، تلاش برای تولید یک فیلم مستند درباره خودش بود تا او را در نمایی مثبت به تصویر بکشد. اپستین به سراغ دفترچه تلفن افراد بانفوذ خود رفت و درخواست جبران لطفهایی را کرد تا ببیند چه کسانی حاضرند در مقابل دوربین از او حمایت کنند.
اگر بتوان به پیامهای متنی او استناد کرد، چامسکی یکی از مشتاقترین حامیان او بوده است. او در دسامبر ۲۰۱۸ به یکی از همکاران نامشخص خود پیام داد: «با چامسکی صحبت کردم، او کاملاً پای کار است.»
اپستین پیش از آن نیز به حمایت چامسکی تکیه کرده بود. در سال ۲۰۱۷، او از این استاد خواست تا چند پاراگراف درباره اینکه چرا همچنان برای دوستی با او ارزش قائل است برای مقالهای در مجله فوربس بنویسد؛ مقالهای که به گفته اپستین، جانکلامش این بود که «چرا مردم هنوز پس از تمام مصائب شخصیاش، خواهان توصیههای او هستند.» به نظر میرسد این مقاله هرگز منتشر نشد.
چامسکی اغلب به عنوان یک «ستاره راکِ دنیای روشنفکری» یا «سقراط آمریکایی» توصیف میشود. او که پدر زبانشناسی مدرن است، بیشتر به خاطر آثار سیاسی و کنشگریاش شناخته میشود که او را به نمادی برای جریان چپ تبدیل کرده است. او که ابتدا به خاطر مخالفت با جنگ ویتنام مورد توجه عموم قرار گرفت، بیش از ۱۵۰ کتاب در زمینههای سیاست، علوم اجتماعی و رسانه تألیف کرده است.
همسر اول او، کارول، که از او سه فرزند داشت، در سال ۲۰۰۸ درگذشت. او متعاقباً در سال ۲۰۱۴ با والریا واسرمن، مترجم برزیلی که ۳۵ سال از او کوچکتر است، ازدواج کرد. او در سال ۲۰۲۳ دچار یک سکته مغزی ناتوانکننده شد که او را از تکلم یا گفتگوی معنادار بازداشت. با این حال، او تا آخرین حضورهای علنی خود، حتی پس از پیدا شدن جسد اپستین در سلولش، به دفاع از او ادامه داد.
در سال ۲۰۲۰، وقتی از چامسکی درباره محکومیتهای جرایم جنسی اپستین سوال شد، او بر موضع خود پافشاری کرد: «اصلی در قانون غرب وجود دارد که بر اساس آن، وقتی فردی دوران محکومیت خود را سپری کرد، مانند هر کس دیگری است. به نظر میرسد این اصل فراموش شده است. چرا این وسواس فکری وجود دارد اما در مورد شخصیتهای مهمتر نه؟» او همچنین سعی کرد با فرافکنی خاطرنشان کند که افرادی به مراتب بدتر از اپستین به طور منظم به دانشگاه او، M.I.T، کمک مالی میکنند.
یکی از آخرین مصاحبههای او با والاستریت ژورنال بود که مستقیماً او را درباره پیوندهایش با این میلیاردر رسواشده به چالش کشید. چامسکی به شکلی غیرمعمول رک و صریح بود. او اظهار داشت: «این موضوع به شما ربطی ندارد. یا به هیچکس دیگر.» و افزود: «او را میشناختم و گهگاه با هم ملاقات میکردیم.»
اما، همانطور که این تحقیق نشان خواهد داد، این توصیفی خودخواهانه و گمراهکننده از یک رابطه بسیار نزدیک است که در طول سالیان متمادی شکل گرفته بود.

پرواز با لولیتا اکسپرس، در رؤیای جزیره تجاوزِ اپستین
(تصویر شاترستوک: نوآم چامسکی با جفری اپستین سوار بر لولیتا اکسپرس پرواز میکند)
سالها جفری اپستین به چامسکی اجازه داد تا گهگاه زندگیای با تجملات بی حد و حصر را تجربه کند، او و همسرش را با هدایای مختلف تطمیع کرد و دسترسی آنها را به املاک، خودروها و کارکنانش فراهم آورد.
ایمیلها نشان میدهند که در مه ۲۰۱۶، زمانی که نوآم برای یک سخنرانی در شهر نیویورک بود، با اپستین دیدار کرد و در اقامتگاه او ماند. ملک مورد نظر به احتمال زیاد عمارت مجلل، هفتطبقه و ۴۷۰۰ متر مربعی (۵۱ هزار فوت مربعی) اپستین است. این ملک که یک بیمارستان سابق بود و به یک آپارتمان واحد تبدیل شده بود، مملو از نقاشیهای زنان برهنه و دیگر آثار هنری به شدت جنسی است؛ جایی که اپستین بردگان خود را قاچاق کرده و به آنها تجاوز میکرد و همچنین پارتیهای جنسی افسارگسیختهای برای مهمانان قدرتمندش برگزار میکرد. چامسکی آنجا را «آن آپارتمان دوستداشتنی که زمانی ما را در آن اسکان دادی» توصیف کرده که نشان میدهد او در بیش از یک نوبت در آنجا اقامت داشته است.
وقتی مأموران فدرال در ژوئیه ۲۰۱۹ به این ملک یورش بردند، عکسی قابشده از اپستین در کنار خانواده چامسکی را روی میز پاتختی پیدا کردند.
این اولین بار نبود که چامسکی به لطف اپستین، اقامت در برخی از مجللترین املاک نیویورک را تجربه میکرد. در سال ۲۰۱۵، این میلیاردر برای او سوئیت منتهن در هتل «مارک» واقع در آپر ایست ساید را با هزینه شبی ۱۴۰۰ دلار رزرو کرد.
او برای سفری مجلل، با جت شخصی اپستین پرواز کرد که به آن لقب «لولیتا اکسپرس» داده بودند؛ نامی که اشاره به جرایم جنسی علیه کودکان داشت که طبق ادعاهای گسترده، به طور منظم در این هواپیما رخ میداد.
سالها پیش، کارآگاهان اینترنتی که پروفایل فیسبوک والدسون ویرا کوترین — پیشخدمت پاریسی اپستین — را بررسی میکردند، از یافتن تصویری که به نظر میرسید او را شانه به شانه چامسکی نشان میدهد، شوکه شدند. آخرین دسته از ایمیلهای فاششده ثابت میکند که این عکس واقعی است.
والریا در حالی که یک عکس سلفی را برای خوشایند اپستین پیوست کرده بود، نوشت: «جفری عزیز، روز فوقالعادهای داشتیم. والدسون خیلی خوب از ما مراقبت کرد. ما را به لوور برد، به دنبالمان آمد و برای یک وعده غذای لذیذ به آپارتمان بینظیرت آورد. فقط جای خودت خالی بود.»
ملک مورد بحث، آپارتمان ۶۸۷ متری (۷۴۰۰ فوت مربعی) اپستین در پلاک ۲۲ خیابان فوش، در منطقه اعیاننشین ۱۶ پاریس و در چند قدمی طاق پیروزی (Arc de Triomphe) بود.
ایمیلهای دیگر نشان میدهند که اپستین املاک دیگرش را نیز به خانواده چامسکی پیشنهاد میداده است. او در فوریه ۲۰۱۶ نوشت: «باید برای استفاده از خانه من در پالم بیچ هم کاملاً راحت باشی، فقط برای خودت و [بخش حذفشده]. به خوبی از شما پذیرایی خواهد شد. آنجا خیلی گرم است. هر زمان در این ماه یا ماه آینده که بخواهی.» نوآم وسوسه شده بود و پاسخ داد: «پیشنهاد دلپذیری است. فکر نکن که به آن فکر نمیکنیم. جدی هم فکر میکنیم.»
با این حال، چامسکی چشم به ملک کاملاً متفاوتی از اپستین داشت: ملک واقع در جزیره «لِیتل سنت جیمز». او در چندین نوبت اشتیاق خود را برای بازدید از جایی نشان داد که بعدها به عنوان یکی از بدنامترین خانههای کره زمین شناخته شد.
این جزیره خصوصی ۲۸ هکتاری (۷۰ آکری) اپستین، پس از آنکه دنیس جورج، دادستان کل جزایر ویرجین ایالات متحده، ادعا کرد دهها دختر که سن برخی از آنها تنها ۱۲ سال بود در این ملک زندانی شده و مورد تجاوز قرار گرفتهاند، شهرتی جهانی یافت. این محوطه که سرشار از نمادهای غریبهگرایی و علوم خفیه است، در سال ۲۰۲۲ برای تأمین هزینه پیگیری انبوهی از پروندههای قضایی به فروش گذاشته شد.
در فوریه ۲۰۱۶، اپستین پیشنهاد داد که لولیتا اکسپرس را به بوستون بفرستد تا خانواده چامسکی را سوار کرده و به جزیره لیتل سنت جیمز ببرد. نوآم پاسخ داد: «نمیتوانی تصور کنی این دعوت چقدر وسوسهانگیز است. باید به شکلی برنامهام را تنظیم کنم.»
چند ماه بعد، نوآم همچنان در رویای این بازدید بود. او در ژوئیه ۲۰۱۶ به اپستین گفت: «والریا همیشه مشتاق نیویورک است. من واقعاً در تخیلاتم به آن جزیره در دریای کارائیب فکر میکنم.»
با وجود تمام این موارد، هیچ نشانهای در این پروندهها وجود ندارد که نشان دهد هیچیک از اعضای خانواده چامسکی شاهد جرایم جنسی یا فعالیتهای غیرقانونی با اپستین بوده یا در آنها مشارکت داشتهاند.
ناهار با «دوستان عزیز» و جنایتکاران جنگی
نیاز به گفتن نیست که جفری اپستین فردی با روابط سیاسی بسیار گسترده بود. از شاهزادگان گرفته تا رؤسای جمهور، این میلیاردرِ قاچاقبر، چهرهای کلیدی در میان نخبگان جهانی محسوب میشد. یکی از نزدیکترین متحدان او دونالد ترامپ بود. پروندههای فاششده قبلی نشان میدهند که اپستین خود را «نزدیکترین دوست ترامپ» توصیف کرده و مدعی شده بود که او همان کسی است که رئیسجمهور را با همسرش، ملانیا، آشنا کرده است.
پیروزی غیرمنتظره ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶ جهان را شوکه کرد. اما از طریق اپستین، والریا چامسکی راهی برای تأثیرگذاری مستقیم بر سیاستهای دولت آمریکا دید؛ او از دوستش خواست به رئیسجمهور جدید پیشنهاد دهد که همسرش مشاور سیاستگذاری او شود. او تنها چند روز پس از پیروزی ترامپ در نوامبر ۲۰۱۶ گفت: «یک بار از من پرسیدی دوست دارم چه کسی را در حال گفتگو با نوآم ببینم. بفرما این هم آدمش!» او افزود: «میتوانی ترتیبش را بدهی؟ او میتواند به خوبی از توصیههای نوآم استفاده کند.» او همچنین بیان کرد که خودش نیز باید به عنوان تحلیلگر سیاسی در کاخ سفید منصوب شود.
هرچند او ممکن است درباره انتصاب خودش شوخی کرده باشد، اما این ایده که اپستین بتواند چنین چیزی را برای همسرش ترتیب دهد، دور از ذهن نبود. اپستین تا آن زمان دیدارهایی را برای نوآم با رهبران با نفوذ جهان ترتیب داده بود. در تابستان ۲۰۱۵، او ضیافت ناهاری با ایهود باراک، نخستوزیر سابق اسرائیل، ترتیب داد؛ مردی که چامسکی در نوشتههایش به شدت او را محکوم کرده بود. اپستین در سپتامبر همان سال به نوآم نوشت: «امیدوارم [بخش حذفشده] و تو به اندازه خانواده باراک و من، از دیروز لذت برده باشید.»
همزمان با دیدار باراک، چامسکی برای سفری به اسرائیل برنامهریزی کرد؛ اقدامی که احتمالاً خشم بسیاری را در جنبش «بایکوت، عدم سرمایهگذاری و تحریم اسرائیل» (BDS) برمیانگیخت. با این حال، او در اکتبر آن سال سفر را لغو کرد. نه به دلیل جنایات اسرائیل علیه فلسطین، بلکه به این دلیل که عضله والریا دچار پارگی شده بود و او باید بر دوران نقاهت تمرکز میکرد.
در سال ۲۰۱۸، اپستین خانواده چامسکی را به یک مهمانی ناهار خصوصی و کوچک با حضور باراک و استیو بنن، استراتژیست ترامپ، دعوت کرد. برای بسیاری از چپگرایان، ایده حضور در یک اتاق در کنار نخستوزیر اسرائیل، بدنامترین پدوفیل جهان و متفکری که اغلب به عنوان یک «فاشیست» برتریپندارِ سفیدپوست توصیف میشود، شبیه به یک کابوس است.
با این حال، چامسکی از اینکه به دلیل تعهدات کاری این فرصت را از دست داده بود ابراز تأسف کرد و مستقیماً به بنن ایمیل زد. او نوشت: «من و همسرم والریا از اینکه شب گذشته نتوانستیم شما را ملاقات کنیم بسیار ناامید شدیم و امیدواریم بتوانیم به زودی برنامه دیگری ترتیب دهیم. حرفهای زیادی برای گفتن هست.»
ماهها بعد، آنها شخصاً بنن را به خانهشان در آریزونا دعوت کردند. والریا نوشت: «جفری دوست بسیار عزیزی است و ما مشتاق دیدار شما هستیم. آیا برایتان مقدور است فردا ساعت ۴ بعد از ظهر تشریف بیاورید؟»
تصاویری از این روشنفکر مشهور چپ در حالی که با نیروی محرک پشت «راستِ آلترناتیو» و بسیاری از نژادپرستانهترین و تنبیهیترین سیاستهای ترامپ، شانه به شانه ایستاده و میخندد، هنگام انتشار به عنوان بخشی از افشاگریهای قبلی پرونده اپستین، هیاهوی زیادی به پا کرد.
پرواز با «لولیتا اکسپرس» برای شرکت در «گردهمایی پدوفیلها»
چامسکی به لطف دوستی با اپستین، مدتها بود که با چهرههای جنجالی معاشرت میکرد.
ایمیلها نشان میدهند که در اکتبر ۲۰۱۵، او با جت شخصی اپستین از بوستون به نیویورک پرواز کرد تا در خانه مجلل و بدنام اپستین در منتهن، در یک مهمانی شبانه با حضور وودی آلن، کارگردان رسوا شده، و همسرش سون-یی پروین شرکت کند.
تمایلات آلن، اگر نگوییم بیشتر، دستکم به اندازه اپستین شناختهشده بود. رابطه طولانیمدت و جنجالی او با میا فارو، هنرپیشه آمریکایی، در سال ۱۹۹۲ به شکلی مفتضحانه پایان یافت؛ پس از آنکه دخترخوانده هفتساله آنها، دیلن، ادعا کرد که آلن برای مدتی او را مورد آزار جنسی قرار داده است.
همزمان با این اتفاق، آلن با یکی دیگر از فرزندخواندههای فارو، یعنی سون-یی پروین ۲۲ ساله، رابطه داشت. تنها پنج سال بعد، آلن با پروین ازدواج کرد.
آلن از مهمانان همیشگی این ناهارهای منتهن بود و اشاره میکرد که اپستین مانند «دراکولا است که خونآشامهای زن جوان به او خدمت میکنند.» اپستین هنگام صحبت درباره وقتگذرانی با آلن، حتی پردهدری بیشتری میکرد و دیدارهایشان را «گردهمایی پدوفیلها» توصیف میکرد.
چامسکی نسبت به اعمال خود ابراز پشیمانی نکرد. وقتی روزنامه والاستریت ژورنال مستقیماً از او سوال کرد، گفت: «اگر پروازی بوده باشد، که بعید میدانم، از بوستون به نیویورک و به مدت ۳۰ دقیقه بوده است.» اکنون شواهد تصویری وجود دارد که نشان میدهد چامسکی واقعاً با این میلیاردر آزارگر در هواپیمایش پرواز کرده است. او درباره معاشرت با آلن پاسخ داد: «من از قانونی که بر اساس آن ملزم باشم گذراندن یک عصر با هنرمندی بزرگ را به شما اطلاع دهم، بیاطلاعم.»
«دوستی عمیق، صمیمانه و ماندگار»
تصویر کلی که از میان نزدیک به ۴۰۰۰ سند تازه منتشر شده درباره این دو نفر به دست میآید، یک دوستی عمیق و چندینساله میان نوآم چامسکی و جفری اپستین است. این دو با هم شوخی میکردند و درباره پول، سیاست، مشکلات پزشکی و گرفتاریهای قانونی حرف میزدند. اپستین بالاتر از هر کس دیگری، به نزدیکترین دوست چامسکی تبدیل شد.
والریا چامسکی در سال ۲۰۱۷ نوشت: «جفری عزیز، ما تو را بهترین دوست خود میدانیم. منظورم «تنها» دوست واقعی است. دیدنت همیشه عالی است.»
این زبانشناس شهیر جهان نیز با امضای یکی از یادداشتهایش خطاب به اپستین با این کلمات، بر همین موضوع صحه گذاشت: «مانند یک دوستی واقعی، عمیق، صمیمانه و ماندگار از طرف هر دوی ما، نوآم و والریا.»
این میلیاردر خانواده چامسکی را با هدایایی چون سبد غذا از «کارنگی دلی» (Carnegie Deli) — یک رستوران یهودی نمادین در نیویورک — و یک پلیور کشمیر برای تولد ۸۷ سالگی نوآم، غافلگیر میکرد. در یک مورد، اپستین خودرویی اختصاصی ترتیب داد تا این زوج را به فرودگاه ببرد.
خانواده چامسکی نیز به همان شیوه پاسخ محبتهای او را میدادند. در سال ۲۰۱۶، نوآم در نگارش کتاب یادبود تولد اپستین مشارکت کرد. ویرایش قبلی این کتاب حاوی تصاویر وقیحی از اپستین در حال ماساژ گرفتن از دختران جوان و یک نقاشی دستی از زنی برهنه اثر دونالد ترامپ بود؛ همراه با عباراتی که بسیاری آن را اشارهای به برقراری رابطه جنسی با دختران زیر سن قانونی دانستهاند.
هیچ نشانهای مبنی بر اینکه مشارکت چامسکی شامل چه مواردی بوده یا اینکه او اصلاً این کتاب را دیده است وجود ندارد، اما طبق یک ایمیل، اپستین از این کار «بسیار به وجد آمده و متأثر شده بود.»
اپستین و خانواده چامسکی مرتباً با یکدیگر دیدار میکردند و با قضاوت از روی تعاملاتشان، از وقت گذراندن با هم بسیار لذت میبردند. والریا در پیامی نوشته بود: «من برای این دیدارها بسیار مشتاقم.» طبق ایمیلی از لسلی گراف، دستیار اجرایی اپستین، در زمانی دیگر والریا از اپستین قول گرفته بود که «او را هم در عکسهای بعدی بگنجاند.» دادستانها در حال حاضر مشغول بررسی اتهامات گراف برای نقش ادعایی او در جرایم جنسی اپستین، از جمله تعیین وقت ماساژ با زنان و دختران هستند. گراف تمامی اتهامات را رد کرده است.
یکی از نشانههای نزدیکی این رابطه، علاقه قابل توجه اپستین به دستپخت والریا بود. در ایمیلی از طرف نوآم اشاره شده که او پیش از سفر فوریه ۲۰۱۶ اپستین به خانهشان در ماساچوست، «دسر محبوب» او را (که با توجه به ایمیلهای دیگر درباره مهارتهای آشپزی والریا، احتمالاً موس میوه گلساعتی بوده) آماده کرده است.
اپستین و نوآم عمیقترین احساسات و عواطف خود و همچنین موضوعات روزمره را با یکدیگر در میان میگذاشتند. اپستین پیامهایی با موضوعاتی نظیر «فکر کردم این موضوع برایت جالب باشد» ارسال میکرد.
در یک مورد، این دو حتی با هم شوخیهای جنسی کردند. اپستین نوشت که نوآم و والریا را مانند «پلوتون و ماهش» تصور میکند. چامسکی در پاسخ پرسید «در این وضعیت چه کسی پلوتون است؟» و اپستین تصویری از شخصیت کارتونی دیزنی به همین نام (سگ پلوتون) با گوشهای برافراشته فرستاد. پس از آنکه چامسکی تایید کرد که شبیه آن سگ است، اپستین به کنایه گفت: «در سن و سال تو، اگر هر چیزی برافراشته شود، باید به آن افتخار کنی.» چامسکی پاسخ داد: «آخ!» و اپستین با اشاره به عضو جنسی چامسکی گفت: «خوب است، پس هنوز حس دارد.»
تا سال ۲۰۱۷، دیدارهای حضوری اپستین و خانواده چامسکی کاهش یافت. نه به دلیل موج فزاینده شواهد درباره مفاسد این الیگارش نیویورکی، بلکه به این دلیل که این زوج برای پذیرش کرسی تدریس در دانشگاه آریزونا به غرب نقل مکان کرده بودند. والریا در نوامبر ۲۰۱۸، تنها چند ماه پیش از دستگیری اپستین، به او گفت: «ما اینجا [توسان] هستیم و تو مثل همیشه خوشآمدی. نوآم دلش برای صحبت با تو تنگ شده است.»
در ظاهر روشنفکری چپگرا، در خفا مدافع متجاوزان جنسیِ زنستیز
چامسکی اغلب با اپستین درباره سیاست صحبت میکرد و در حالی که در ظاهر همواره از مواضع سیاسی چپ رادیکال حمایت میکرد، برخی از گفتگوهای خصوصی او بیشتر شبیه سخنان چهرههای محافظهکار مانند جردن پیترسون یا بن شاپیرو بود.
او به شدت منتقد جنبش MeToo# و جنبش فمینیستی مدرن بود و آن را «هیستری ایجاد شده درباره آزار زنان» توصیف میکرد که «به جایی رسیده که حتی زیر سوال بردن یک اتهام، جرمی بدتر از قتل محسوب میشود.»
او سرسختانه از دوستش لارنس کراوس، دانشمند مشهور که با انبوهی از اتهامات آزار و سوءرفتار جنسی با قدمت بیش از یک دهه روبرو بود، دفاع کرد.
او با وجود گلایه از اینکه «افراد عجیب و غریب» او را «نئونازی» خطاب میکنند، فمینیستهایی را که درباره کراوس سوال میپرسیدند به «پیراهنقهوهایهای هیتلر» و «متعصبان مذهبی» تشبیه کرد. او نوشت:
> «متاسفانه فرهنگها میتوانند دچار جنون شوند. برای نمونه نازیسم، یا «بیداری بزرگ». ما اکنون در یکی از این مراحل هستیم. اگر اتهامی مطرح شود، حتماً درست است، در واقع حقیقتی مطلق است. هر پاسخی «توضیح مردانه» (Mansplaining) و یک بازی قدرت دیگر تلقی میشود که اتهام را تقویت میکند. مطمئنم دیدی چه بلایی سر لارنس آمد. پاسخ کامل و جامع او، عملاً هیچ ارزشی نداشت و حتی بررسی نشد. این درست مثل بحث منطقی با متعصبان مذهبی است.»
>
او همچنین به تلخی به ونزوئلا در دوران ریاستجمهوری سوسیالیستها، هوگو چاوز و نیکولاس مادورو، تاخت. چامسکی پیشتر با چاوز در ونزوئلا دیدار کرده و او را علناً ستوده بود و اظهار داشت: «میبینم که چگونه دنیایی بهتر در حال ساخته شدن است و میتوانم با شخصی که الهامبخش آن بوده صحبت کنم.»
اما چامسکی در گفتگو با اپستین، ونزوئلا را به عنوان یک «فاجعه بزرگ» توصیف کرد که حاصل «فساد و بیکفایتی» است. او این کشور را یک بوروکراسی «کاملاً» از بالا به پایین دانست که حتی «ذرهای هم شبیه سوسیالیسم نیست.»
اعتماد به اپستین بیش از فرزندان خود
در طول سالها، اپستین نه تنها عزیزترین دوست چامسکی، بلکه نزدیکترین و مورد اعتمادترین مشاور حقوقی و مالی او شد. این رابطه حتی به پیوند او با فرزندانش آسیب زد؛ فرزندانی که نسبت به افزایش «چشمگیر و غیرقابل توضیح» مخارج او از زمان ازدواجش در سال ۲۰۱۴ ابراز نگرانی کرده بودند. آنها هشدار دادند: «این خروج غیرمنتظره سرمایه، آینده مالی تو را به خطر میاندازد.»
آنها همچنین به اصرار پدرشان مبنی بر اینکه ریچارد کان، حسابدار شخصی و شریک نزدیک اپستین، در هیئتمدیره صندوق امانی خانواده قرار گیرد، به شدت اعتراض کردند. این صندوق برای مدیریت ثروتی ایجاد شده بود که چامسکی در طول یک عمر فعالیت دانشگاهی و نشر کتاب به دست آورده بود؛ ثروتی که بسیاری در خانواده به آن دسترسی داشتند.
در ژوئیه ۲۰۱۷، سه فرزند او در نامهای مشترک نوشتند: «یک بار دیگر از تو التماس میکنیم که با ما و افرادی که صندوق امانی، وام و غیره را راه انداختهاند دیدار کنی تا این مسائل روشن شود.» آنها تا جایی پیش رفتند که برای حل مشکل از یک میانجی حرفهای کمک گرفتند.
ریچارد کان همکاری نزدیکی با اپستین داشت و امور مالی، سرمایهگذاریها، پرداختها و دیگر جنبههای زندگی او، از جمله مسائل مربوط به جزیره «لِیتل سنت جیمز» را مدیریت میکرد. یک شکایت قضایی در سال ۲۰۲۱، او را به عنوان «کاپیتان» شبکه بینالمللی جرایم جنسی اپستین توصیف کرده و مدعی شد که او «میلیونها دلار پرداختی را که سوختِ قاچاق جنسی شبکه اپستین بود، هدایت، تایید و توجیه کرده است؛ از جمله پرداخت به زنانی که مجبور به برقراری رابطه جنسی با اپستین شده بودند و یا دیگران را برای قربانی شدن به خدمت میگرفتند.» کان به شدت این اتهامات را رد میکند.
چامسکی در سالهای اخیر تا حدی از فرزندانش دور شد و در مسائل مختلف جانب همسرش و اپستین را گرفت، موضوعی که موجب رنجش عمیق آنها شد. یکی از دخترانش نوشت: «در سطح شخصی، دلشکستهایم که حس میکنیم در زندگی جدیدت اینقدر از تو دور نگه داشته شدهایم. ما از اینکه شریک زندگی جدیدی پیدا کردی خوشحال شدیم، اما وقتی فهمیدیم این به معنای آن است که به ندرت میتوانیم تو را ببینیم، سوگوار گشتیم.»
چامسکی به تلخی رفتار فرزندانش را محکوم کرد و آنها را «سه مولتیمیلیونر» خواند که بیشتر از کیفیت زندگی او، نگران پول هستند. در این میان، والریا آنها را به نازیها تشبیه کرد. این ماجرا بر نوآم گران تمام شد و او آن را «ابر دردناکی توصیف کرد که هرگز تصور نمیکرد سالهای پایانی عمرش را تیره و تار کند.»
دلیل اینکه این جدایی تلخ و خصمانه برای عموم فاش شده و اهمیت یافته، این است که نوآم و والریا چامسکی تمامی پیامهای مربوط به این اختلافات را برای اپستین میفرستادند و او در تمام مراحل به آنها مشاوره میداد. اپستین از روابط مالی و حقوقی خود استفاده کرد و در مقطعی ۲۷۰ هزار دلار برای چامسکی فرستاد؛ مبلغی که احتمالاً صرفاً جهت تسهیل جابجایی داراییهای خودِ او برای نقل مکان دانشگاهی بوده است.
در تمام طول این ماجرا، این زوج عمیقاً بابت تخصص و کمکهای اپستین قدردان بودند. نوآم نوشت: «یک بار دیگر، هرچند تکراری، نمیتوانم به اندازه کافی بابت تمام کمکها و توجهت تشکر کنم.» والریا حتی در ستایش خود پرشورتر بود و گفت: «جفری، تو یک قهرمانی!!!»
اپستین نوآم را تشویق کرد که پیوندش را با فرزندانش به طور کامل قطع کند. یکی از آخرین پیامهای او نشان میدهد که چامسکی نصیحت او را پذیرفته است. اپستین نوشت: «میخواستم در متن ترخیص (Release) قید شود که آنها آگاه هستند که تو تصمیم گرفتهای تمام داراییات را برای والریا باقی بگذاری.»
ساختِ سن قانونی
واکنش فوری بسیاری از میلیونها پیرو چامسکی به انتشار اسناد جدید اپستین، انزجار و ناباوری بود. ویجی پراشاد، روشنفکر هندی که دو کتاب با چامسکی تالیف کرده، نوشت: «دلم به درد آمده است. از نظر من هیچ دفاعی برای این کار وجود ندارد، هیچ زمینهای نمیتواند این رسوایی را توجیه کند… من به سهم خود وحشتزده و شوکه شدهام.»
مت کنارد، روزنامهنگار بریتانیایی، افزود: «چامسکی تاثیر بزرگی بر من و میلیونها نفر دیگر داشت. او چهرهای کلیدی در چپ جهانی است. اما معاشرت او با اپستین نابخشودنی است. فرجامی شرمآور برای زندگیای که وقف افشای قدرت و دروغ شده بود.»
حتی پیش از مرگ اپستین در سال ۲۰۱۹، رابطه او با چامسکی تردیدهایی را برانگیخته بود. چرا یکی از مشهورترین دانشگاهیان چپگرای جهان تا این حد اصرار داشت که شهرت حرفهای و رابطه با فرزندانش را فدای اپستین کند؟ چامسکی به عنوان یکی از تیزبینترین ذهنهای جهان شناخته میشود؛ با این حال، او با دگماتیسم از دیدن خطر اخلاقی آشکار در معاشرت نزدیک با یک پدوفیل بدنام خودداری کرد.
باز هم تاکید میشود که در این پروندهها هیچ نشانهای مبنی بر دخالت چامسکی در رفتارهای غیرقانونی با اپستین، چه رسد به جرایم جنسی، وجود ندارد. با این حال، تصمیم او برای وارد کردن اپستین به خصوصیترین بخشهای زندگیاش، زمانی اعتراضبرانگیزتر میشود که با اقدامات نورمن فینکلشتاین، دانشگاهی و از شاگردان و همکاران چامسکی، مقایسه شود. در سال ۲۰۱۵، زمانی که رابرت تریورز، استاد هاروارد، فینکلشتاین و اپستین را از طریق ایمیل با هم در ارتباط گذاشت، فینکلشتاین در پاسخ، اپستین را یک پدوفیل خواند و گفت که او باید به خاطر جرایم جنسی شنیعش اعدام شود. او نوشت:
> «گمان من این است که اگر اپستین دختر ۱۵ ساله خودت را در چنین وضعیتی قرار میداد، او را علناً «دوست» و فردی «باکمالات» خطاب نمیکردی. در واقع، امیدوارم که بیدرنگ گلوی هر دو نفر، یعنی اپستین و [وکیلش آلن] درشویتس را میفشردی.»
>
رابطه چامسکی و اپستین پر از تناقضات عمیق است. این دانشگاهی در انظار عمومی خود را یک آنارشیست ضد دولت معرفی میکند، اما در خلوت، با نماد مجسمِ به اصطلاح «دولت پنهان» همکاری میکند. و در حالی که چامسکی یکی از تندترین منتقدان اسرائیل بوده، دوست صمیمی او یک مامور اسرائیلی بود.
این افشاگریها جایگاه چامسکی را در افکار عمومی به شدت تضعیف کرده است و سالهای پایانی عمر او بدون شک با بازنگری و پرسش درباره شخصیت اخلاقی و مجموعه آثارش سپری خواهد شد.
در نهایت، اپستین با نفوذ و دانش مالی خود شاید توانسته باشد مقداری در هزینههای چامسکی صرفهجویی کند و چند روزی زندگی مجلل برایش فراهم آورد، اما این کار برای چامسکی هزینهای به مراتب ارزشمندتر داشته است: اعتبارش.
