لوئیس هرناندز ناوارو، خبرنگار اعزامی لاخورنادا
ترجمه مجله جنوب جهانی

هاوانا. محاصره‌ای جنایتکارانه. اما دوریس ریکاردو سانتانا معلم آموزش عالی است، اما مجبور شد کارش را متوقف کند زیرا بیماری به او حمله ور شد. چند ماه پیش، به سرطان مهاجم پستان مبتلا شد. و به دلیل محاصره اقتصادی آمریکا علیه این جزیره، نتوانست درمان کامل برای بهبودی خود دریافت کند. در آن زمان، سرم‌های سیتواستاتیک کافی برای مبارزه با بیماری وجود نداشت.

برای گذر از این مصیبت، مجبور شد در سه بیمارستان مختلف تحت معالجه قرار گیرد و در هر یک از آنها داروی لازم را جستجو کند. رفت‌وآمد به مراکز درمانی مختلف به یک راهِ عذاب تبدیل شد. یک بیمار با چنین بیماری ویرانگر و درمانی چنین تهاجمی، برای جابجایی از جایی به جای دیگر رنج می‌کشد. با این حال، او ادامه داد.

در نهایت، معلم اما دوریس توانست به لطف زیرساخت‌های بهداشتی و حمایت همسرش، همکاران و جامعه‌اش درمان شود. با به یاد آوردن این پیکار، با تأثر می‌گوید: «داروها درمان می‌کنند، اما همبستگی نیز شفا می‌بخشد. تو را بلند می‌کند تا بایستی».(مقایسه کنیم با وضعیت درمان و سلامت در ایران نفتی و الیگارشی و حجم عظیم و غیر قابل پرداخت دارو و درمان)

تصویر: خایر کابررا تورس

پروفسور ریکاردو سانتانا، یکی از ۱۰۶۴ ساکنان جامعه «مانوئل ایسلا پرز» است که در کرانه‌های استان هاوانا واقع شده. او صاحب یکی از ۲۸۴ مسکن این مجتمع مسکونی است که هر کدام دارای ۲ یا ۳ اتاق خواب و مساحتی حدود ۸۵ متر مربع هستند. در مقایسه با صفحه‌های تلویزیون تخت دیگر خانه‌ها، تلویزیون کوچک او مانند قطعه‌ای می‌ماند که شایسته یک فروشگاه عتیقه‌فروشی است.
به گفته مهندس ساختمان، ماریل‌سیدیس مائورا آلوارز، ۴۰ ساله، یکی از نخستین ساکنان این جامعه که از سال ۲۰۱۲ در ساخت آن کار کرده، این پروژه با هدف ارائه خدمات مسکونی به کارگران ایجاد شده است.(مقایسه کنیم با ایران ایگارشی اسلامی و و ضعیت مسکن و نسبت درآمد و اجاره و امکانات رفاهی کارگران)

تصویر: خایر کابررا تورس

در طول یک سال، در حالی که اما دوریس دوران نقاهت را می‌گذراند، از کار خود جدا بود. اکنون بازگشته است. و موهایی را که در جریان شیمی‌درمانی از دست داده بود، باز یافته است. او مادر دو فرزند است، یکی از آنها کلاودیا نام دارد که فردا ۱۰ ساله می‌شود. متأسفانه، این دختر نیز با وضعیت بیماری روبروست: رشد نمی‌کند. اما در کشور معرف‌های لازم برای درمان او وجود ندارد.
در حالی که روی صندلی‌ای که با ماکرامه تزئین شده نشسته و پشتش میله‌ای با گلدان‌ها و گل‌های پلاستیکی رنگارنگ قرار دارد، می‌گوید: اولویت اصلی خانواده اوست. اما چه کنم؟ این کوچولو نیاز به درمانی دارد که هنوز نمی‌توانیم در کوبا برایش انجام دهیم. هورمون رشد وجود ندارد.

به دلیل محاصره به دست ما نمی‌رسد. بسیار پیچیده است، اما باید ادامه دهیم و پیش برویم.

تصویر: خایر کابررا تورس

بازمانده سرطان و با دختری بیمار، تسلیم نمی‌شود. نمی‌تواند تسلیم شود. زن کوبایی — توضیح می‌دهد — قوی و شجاع است. بیش از مردان. مسئولیت بسیار سنگینی دارد زیرا از مرد حمایت می‌کند، خانواده را هدایت می‌کند، از نظر حرفه‌ای به جامعه کمک می‌کند، باید خود را ارتقا دهد و وقتی به خانه می‌رسد، باید غذا بپزد و با انواع سختی‌ها روبرو شود. باید نسل جدید، فرزندانش را تربیت کند و بسیار با آنها گفتگو کند.

با تأمل، وخامت رنج‌هایش را بخشی از بافتاری کلی‌تر می‌داند. ما از جستجوی راه‌حل‌های جایگزین دست نمی‌کشیم — اشاره می‌کند — تا وضعیتی را که محاصره ایجاد می‌کند، تخفیف دهیم. در تمام جنبه‌های زندگی اجتماعی ما، محاصره حضور دارد. انواع کمبودها را به ما تحمیل می‌کند، از غذا تا ضروریات اولیه. اما ما کوبایی‌ها در جستجوی راه‌حل‌های جایگزین برای مقاومت، شجاع و پایداریم. و نتیجه می‌گیرد: «من چکمه‌هایم را پوشیده‌ام. قرار نیست بترسیم. تسلیم در فرهنگ کوبایی جایی ندارد. سرنوشت خودمان را باید خودمان رقم بزنیم. نه کس دیگر».

اشتیاق مادر شدن

در نوعی تراس در ورودی آپارتمان روشیو رینکون، کارمند غیرپزشکی ۲۹ ساله بیمارستان کارلوس جی. فینلی، یک منقل با زغال روشن و دیگی پر از خورش وجود دارد. بسیاری از خانواده‌ها در مواجهه با بحران انرژی، غذای خود را اینگونه آماده می‌کنند. در یک گوشه سالن کوچکش، روی زمین، محرابی یوروبایی قرار دارد. و بر روی یکی از دیوارها، تابلویی آویخته با پنج چهره دختران که گویی فرشته هستند.
«هیچ یک از آن کودکان از آن من نیست»، می‌گوید، با چهره‌ای غم‌گرفته، در حالی که با انگشت به تابلو اشاره می‌کند. «بیش از هر چیز در زندگی می‌خواهم مادر شوم. رسیدن به داشتن یک نوزاد، هدف زندگی من است»، می‌گوید. مسلماً روشیو به تمامی الهه‌ها برای این منظور دعا کرده. اما آرزویش برآورده نمی‌شود.

«من — توضیح می‌دهد — بیماری دارم که یک تومور در هیپوفیز است. به دلیل محاصره‌ای که رئیس‌جمهور ترامپ تحمیل کرده، داروهایم را برای درمان بیماری‌ام ندارم. تحت درمان هستم. بسیار از فرمانده فیدل کاسترو سپاسگزارم. به لطف او، تمام درمان من رایگان بوده. مجبور نیستم به پزشکان پولی بپردازم. نمی‌دانم خرید قرص‌هایم از داروخانه چه معنی دارد. آنها آنجا هستند. من آنها را دارم و گاهی ندارم. آنها اهدایی هستند، به لطف کشورهای دوستی که می‌فرستند».

تصویر: خایر کابررا تورس

و می‌افزاید: «افراد زیادی هستند که به خاطر این محاصره رنج می‌کشند. افراد بیش‌ازحدی به خاطر این در حال سپری کردن لحظات بد هستند. وضعیت حالا با ترامپ، بسیار بدتر از گذشته است. سخت‌تر شده. اقدامات بسیار تهاجمی‌ترند. من تمام تحمیل‌هایی را که می‌خواهد با آنها ما را خفه و زیر مشت خود نگه دارد، محکوم می‌کنم. او موفق نخواهد شد».

به عنوان کارمند بیمارستانی که مردم زیادی به آن مراجعه می‌کنند، تأثیر این خفگی اقتصادی را بر بهداشت و درمان می‌بیند. رنج بیمارانی که به تنفس مصنوعی نیاز دارند، بیماران کلیوی، بیماران سرطانی؛ تمام کسانی که مانند خودش به دارو نیاز دارند.

تصویر: خایر کابررا تورس

بیمارستان یک نیروگاه برق دارد. جریان برق به بخش‌هایی که بیشتر نیاز دارند، اختصاص می‌یابد. علاوه بر این، سیاست‌های صرفه‌جویی وجود دارد. مثلاً سیستم تهویه مطبوع روشن نمی‌شود. آنها در حال ایجاد باغ‌های دارویی برای درمان بیماری‌های شایع، مانند دردها هستند. تلاش‌های عظیمی برای کاهش کمبود منابع انجام می‌شود. اما همچنان کافی نیست.

سعی می‌کنیم — اطمینان می‌دهد — پیش برویم. مقاومت، خلاقیت و تلاش خود را برای حل چالش‌ها به کار می‌گیریم. اولویت‌بندی می‌کنیم.

هدف ترامپ — تأکید می‌کند — خفه کردن ما، به زانو درآوردن ماست. اما او هرگز موفق نخواهد شد. با حقه‌هایش وقت تلف می‌کند. در اینجا مردمی هستند که مقاومت و مبارزه می‌کنند و پیروز خواهند شد. ما کوبایی‌ها بلدیم خود را از نو بیافرینیم. در اینجا جوانی هست که اگر لازم باشد تا آخرین قطره خونش خواهد جنگید. زیرا انقلاب من هستم، ما همه هستیم.

قنادی

جامعه «مانوئل ایسلاس» به این نام، به افتخار یک مبارز جوان جنبش ۲۶ ژوئیه که در نوزده سالگی در جنگ انقلاب جان باخت، نام‌گذاری شد. هر سال در سالگرد تولد و مرگش به او ادای احترام می‌کنند. معلمان، متخصصان، نظامیان و کارگران در آنجا زندگی می‌کنند. مسکن‌ها متعلق به خودشان است. آنها را با پرداخت اقساط نمادین و بدون بهره به دست می‌آورند.

این جامعه در منطقه‌ای دور از پایتخت واقع شده. دارای ۱۰ کمیته دفاع از انقلاب (CDR) است. هر یک نامی میهنی و یادمان‌های نمادین خود را دارد. آنها به دنبال ایجاد راه‌حل‌هایی برای دسترسی به محصولات غذایی هستند. ماهی یک بار هنرمندان می‌آورند و فعالیت‌های فرهنگی برگزار می‌کنند. نمایشگاه‌های کشاورزی و دامپروری سازمان می‌دهند. تلاش می‌کنند جمعیت بدون نیاز به جابجایی به خدمات دسترسی داشته باشند.

آپارتمان‌ها پر از گیاهان و گل‌ها هستند. قطعات زمینی برای تولید غذا و گیاهان دارویی وجود دارد. هر گوشه بدون کشت را برای کاشت آماده می‌کنند. و این کمک می‌کند غذای سالم به بشقاب روزانه برسد.

نگهبانی می‌دهند و مسئولیت تضمین نظارت برای حفظ آرامش منطقه را بر عهده دارند.

ماریا اوا پوئنته‌س تورس، یک قنادی معروف این جامعه است، با بیش از ۶۰ سال سن. کیک‌ها را به سفارش، با تخیل و هنر می‌پزد. ۱۰ سال است که در مانوئل ایسلاس زندگی می‌کند. اهل شرق، سانتیاگو است، سرزمینی که فرمانده فیدل کاسترو در سیرا در آن مبارزه کرد. با پیش‌بندی از پارچه‌ای قرمز و سفید و سه خرگوش کوچک آراسته شده، آخرین تزیینات را بر روی کیکی بزرگ برای جشن تولد دختری ۱۴ ساله انجام می‌دهد.

تصویر: خایر کابررا تورس

کیک‌ها را در خانه‌اش می‌پزد. و قطعی برق بسیار به او آسیب می‌زند. تصور کنید — با صدایی بیشتر از عصبانیت می‌گوید — چه می‌شود وقتی برق را قطع می‌کنند. راهی برای کار کردن نداریم. من دختری دارم که در دانشگاه، فلسفه می‌خواند. سوخت نیست، وسیله نقلیه نیست، تا او به دانشگاه برود. و بدون برق نمی‌تواند تلفنش را برای دیدن درس‌هایش شارژ کند. همه اینها آزاردهنده است. از دونالد ترامپ خشمگین است. می‌گوید، در حالی که کار بر روی جزئیات آخر کیک را ادامه می‌دهد: «ما اقداماتی را که دولت ایالات متحده علیه کشورمان انجام داده است، به شدت محکوم می‌کنیم. پس از این همه تلاشی که برای این کرده‌ایم، نمی‌گذاریم آن را از ما بگیرند. با خلاقیت مقاومت خواهیم کرد و به دنبال راه‌حل‌هایی برای ادامه راه هستیم.

«این کشور را هیچ‌کس نمی‌گیرد. از آن ماست. اینجا هیچ‌کس تسلیم نمی‌شود. با جان و دل از آن دفاع خواهیم کرد. این یک کشور آزاد و مستقل است. متعلق به کوباست، نه ایالات متحده. فکر نکنند می‌توانند اینجا را بگیرند. اینجا مبارزه و مقاومت خواهیم کرد. تسلیم نمی‌شویم زیرا این یک میهن آزاد و مستقل است. اینجا هیچ‌کس تسلیم نمی‌شود! زنده باد کوبا!»

پیشگام

زندگی تاتیانا کول به شدت با کوبا گره خورده است. او با آرنالدو ارفیلا، مدیر انتشارات قرن بیست‌ویکم، ناشری کلیدی در مبارزات آزادی‌بخش ملی آمریکای لاتین و انتشار اندیشه انتقادی بزرگ‌ترین جزیره آنتیل، همکاری نزدیک داشت. او در برداشت تاریخی نیشکر سال ۱۹۷۰ شرکت کرد و در دوره‌های مختلفی در این جزیره زندگی کرده است.

همیشه همبسته با انقلاب، به یاد می‌آورد که در آن دوران در آن سرزمین‌ها همه می‌گفتند: «پسر، کوبایی یک شلوغ‌کاری است. برای کار روزمره و منظم چندان خوب نیست، اما به محض اینکه شیپور جنگ و دفاع به صدا درمی‌آید، هیچ‌کس از او پیشی نمی‌گیرد. در حالت چریکی شکست‌ناپذیر قرار می‌گیرند و این است: میهن یا مرگ!» اکنون هیچ شکی ندارد که در این دوران دشوار، آنها همانگونه بزرگ می‌شوند که فقط خودشان بلدند، همانطور که فیدل کاسترو به آنها آموخت.

می‌داند از چه سخن می‌گوید.

آن شجاعت کوبایی برای دفاع از کشور و انقلابش، که تاتیانا از آن سخن می‌گوید، از کودکی در آنها نهادینه شده. کافی است با آیانارا نیرا رییس گفتگو کنید تا پاسخ بخشی از کودکان را به نشانه‌های زمان در هاوانا بسنجید. او تنها ۱۱ سال دارد و کلاس ششم می‌خواند، اما طوری صحبت می‌کند که گویی دکترا خوانده و انواع مشکلات را حل کرده است. معتقد است معلمانش خوب هستند، فوتبال بازی می‌کند و پیشگام است. همچنین والیبال را دوست دارد، اما اکنون نمی‌توانند تمرین کنند زیرا توپشان پنچر شده.

«ما پیشگامان — توضیح می‌دهد — کودکانی هستیم که علیرغم دشواری‌های کشور، همیشه به مدرسه می‌رویم، تکالیف را انجام می‌دهیم و در فعالیت‌ها شرکت می‌کنیم. همیشه پیش می‌رویم و از حمایت معلمان برخورداریم».

در مرکز تأملات او، مشکلات ناشی از محاصره تحمیل‌شده توسط ایالات متحده قرار دارد. به خاطر آن — اطمینان می‌دهد — ورود مواد درسی کافی جلوگیری می‌شود، و کودکانی که مزیت زندگی نزدیک یک مدرسه را ندارند، همیشه نمی‌توانند حضور یابند، زیرا نفت کافی برای حرکت وسیله نقلیه‌ای که آنها را به مدرسه می‌برد، وارد نمی‌شود. دفتر و مداد به اندازه کافی وجود ندارد، اگرچه معلمانش سعی می‌کنند آنها را تهیه کنند تا بچه‌ها درس‌هایشان را ادامه دهند و «در آینده کسی بشوند».

تصویر: خایر کابررا تورس

آیانارا همیشه سعی می‌کند مطلع باشد. می‌نشیند تا اخبار تلویزیون را ببیند و سعی می‌کند از همه چیز باخبر باشد. در کلاس، معلمانش نیز برای آنها از اتفاقات می‌گویند.

در مدرسه — هشدار می‌دهد — به آنها ارزش‌هایی مانند احترام به انقلاب، شرکت در فعالیت‌های پیشگامی و عدم اجازه دادن به تأثیر بیش از حد محاصره را می‌آموزند. آنها هرگز از مداخله دیگران در تحصیلاتشان نمی‌ترسند. مطمئن هستند که زندگی آنها همیشه پشتیبانی خواهد شد.

به نظر او، رئیس‌جمهور دونالد ترامپ، از آنها نفرت دارد و محاصره را تحمیل می‌کند تا کوبایی‌ها کشور و انقلابشان را تسلیم کنند. اما، مطمئن است که کوبا به این ویژگی شناخته می‌شود که تسلیم نمی‌شود. «ما — تأکید می‌کند — به خاطر محاصره تسلیم نمی‌شویم، حتی اگر آن را تشدید کنند یا موانع زیادی در راه قرار دهند.

آیانارا می‌خواهد پیامی به کودکان مکزیک بفرستد. «ما — می‌گوید — در حال گذراندن دوران سختی هستیم. در صورتی که شما نیز با شرایط مشابهی روبرو شوید، ما از اینجا، از کشورمان از شما حمایت خواهیم کرد. شکست را نپذیرید!»

در کوبا، همبستگی و مقاومت، چهره‌ای زنانه دارد.