
منبع: مانتلی ریویو آنلاین
ترجمه مجله جنوب جهانی
به گزارش سالانه آکسفام در مورد نابرابری ثروت جهانی، دهه ۲۰۲۰ «دهه خوبی برای میلیاردرها» بوده است. این تا حدی تعبیر ملایمی است. در نیمه اول این دهه، تعداد میلیاردرها برای اولین بار از مرز ۳۰۰۰ نفر گذشت. بر اساس مجله فوربس، ۳۰۲۸ «کارآفرین، سرمایهگذار و وارث» (که به عبارت دیگر انگل نامیده میشوند) مالک رکورد ۱۶.۱ تریلیون دلار آمریکا هستند. تنها در سال گذشته، ثروت آنها ۱۶ درصد افزایش یافته است.
همانطور که گزارش آکسفام روشن میسازد، میلیاردرها تنها به حکمرانی بر اقتصاد بسنده نکردهاند – آنها تقریباً به طور کامل سیستمهای سیاسی ما را نیز کنترل میکنند. تخمین زده میشود احتمال به عهدهگیری مناصب سیاسی توسط میلیاردرها، ۴۰۰۰ برابر بیشتر از شهروندان عادی است و آنها مبالغ هنگفتی را به تامین مالی احزاب عمده – از جمله احزاب راست افراطی – اختصاص میدهند.
اصطلاح «الیگارشی» نه تنها برای میلیاردرهای روسیه، بلکه برای نخبگان ثروتمند در سراسر جهان مناسب است. همانگونه که لوئیس براندیس، قاضی دیوان عالی ایالات متحده، زمانی گفت: «ممکن است دموکراسی داشته باشیم، یا ممکن است ثروت در دستان عدهای معدود متمرکز شده باشد، اما نمیتوانیم هر دو را با هم داشته باشیم». به عبارت دیگر، سرمایهداری و دموکراسی با هم سازگار نیستند.
دوازده میلیاردر ثروتمند امروز، ثروتی معادل نیمه پایینی بشریت – ۴ میلیارد نفر – در اختیار دارند. همزیستی میلیاردرهایی که پول بیشتری از آنچه بتوانند خرج کنند دارند، با میلیاردها انسانی که برای تهیه غذا و سرپناه دستوپنجه نرم میکنند، بزرگترین محکومیت سرمایهداری مدرن است. این دو واقعیت به ندرت در کنار هم ذکر میشوند، اما در واقع دو روی یک سکه از مسئله نابرابری سرمایهداری هستند: ثروت در قله همواره به هزینهای است که از پایینترین سطوح گرفته میشود.
برای سالها، مدافعان این سیستم میتوانستند به رشد آرام استانداردهای زندگی اشاره کنند تا نشان دهند که «اقتصاد چکهای» به اصطلاح در حال کارکرد است. اما این روند در دهه گذشته معکوس شده است. به عنوان مثال، تعداد افرادی که با ناامنی غذایی مواجه هستند، ۴۲ درصد افزایش یافته است – از ۱.۶ میلیارد نفر در سال ۲۰۱۵ به ۲.۴ میلیارد نفر در سال ۲۰۲۴. همچنین ۳.۸۳ میلیارد نفر در سال ۲۰۲۲ زیر خط فقر زندگی میکردند.
نابرابری در استرالیا نیز در حال افزایش است. ما طبقه خاص خودمان از میلیاردرها را داریم که اگرچه ثروت کمتری دارند، اما به همان اندازه همتایان شناختهشدهتر آمریکاییشان بیرحمانه عمل میکنند. بر اساس گزارش آکسفام، میلیاردرهای استرالیایی در سال ۲۰۲۵ ثروت خود را به طور متوسط روزانه ۶۰۰ هزار دلار افزایش دادند؛ ۴۸ نفر ثروتمندترین این کشور به اندازه ۱۱ میلیون استرالیایی فقیرتر، ثروت در اختیار دارند.
نشنال جئوگرافیک ادعا میکند بزرگترین انگل جهان، درخت کریسمس عظیم استرالیای غربی است «که ریشههای حریص آن قربانیان خود را تا فاصله ۱۱۰ متری میدزد». به نظر میرسد آنها نمونه دیگری از ایالت غربی ما را در نظر نگرفتهاند: جینا رینهارت که ثروت خالصش از ۳۸ میلیارد دلار فراتر رفته است.
رینهارت از مشتریان اقامتگاه مر-ا-لاگوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا در فلوریدا است و از ثروت قابل توجه خود برای حمایت از گروههای راست افراطی «پیشبرد استرالیا» و «یک ملت پالین هانسون» استفاده کرده است. این گروهها این ایده را تبلیغ میکنند که مهاجران – و نه جینا رینهارت و دوستانش در فهرست ثروتمندان – مقصر مشکلات جامعه هستند.
دومین فرد در فهرست ثروتمندان استرالیا، هری تروگیبوف، بزرگترین مالک و توسعهدهنده املاک کشور است. گزارش دیگری از آکسفام اخیراً نشان داد که تنها رشد ثروت ۲۹ میلیارد دلاری او در سال گذشته، برای تامین مالی ساخت ۱۰۶۰۰ واحد مسکونی کافی بوده است.
ثروتمندان استرالیا، به همراه مبلغان مزدورشان، دوست دارند ادعا کنند که ما در «کشوری خوششانس» زندگی میکنیم. اما امروز ۳.۷ میلیون استرالیایی، یا یک نفر از هر هفت نفر، در فقر زندگی میکنند – که بالاترین نرخ در ۲۵ سال اخیر است و از وضعیت بریتانیا، فرانسه، آلمان، کانادا یا نیوزیلند بدتر است. ناامنی غذایی در استرالیا در سال ۲۰۲۲ بیشتر از ایالات متحده و اروپا بود. بیخانمانی با افزایش سرسامآور اجارهها به طور چشمگیری افزایش یافته و نرخ کمکهای رفاهی در سطح فقر ما به مراتب پایینتر از اغلب کشورهای ثروتمند دیگر است. همه اینها اخیراً تحت نظارت حزب کارگر است که مدعی ایجاد استرالیایی عادلانهتر است. چه ادعای پوچی!
در همین حال، روزنامه ایج ملبورن گزارش میدهد که «استرالیاییهای دارای ارزش خالص بالا» در استخدام رانندگان، سرآشپزهای خصوصی، باغبانان، متصدیان هنری، دستیاران و سرپیشخدمتها برای خدماترسانی به عمارتهای خود در توراک و ووکلوز رونق ایجاد کردهاند. میلیاردرهای استرالیا، با کمک خدمتکارانشان در احزاب کارگر، لیبرال و راست افراطی، به سادگی برای مدت طولانیتری در رفاه بودهاند.
چطور به اینجا رسیدیم؟ آکسفام و اکثر منتقدان دیگر نابرابری ثروت، از جمله سبزها، این مشکل را به سیاستهای خاص دولت نسبت میدهند. آنها در پاسخ، طیفی از اصلاحات مانند مالیات بر ثروت و تغییرات در مالیات بر سود سرمایه و استقراض منفی را پیشنهاد میکنند. این اصلاحات خوشآمد خواهند بود – آکسفام دریافته که اعمال مالیات ۵ درصدی بر ثروت میلیاردرهای استرالیا در سال گذشته، ۱۷.۴ میلیارد دلار درآمدزایی میکرد که برای ارائه مراقبت ارزان از کودکان به همه خانوادهها، تمدید کمک هزینه قبض انرژی برای دو سال دیگر و افزایش تقریباً هفت برابری بودجه بشردوستانه کافی بود.
اما چنین اصلاحاتی به قلب مسئله نمیرسد، زیرا نابرابری را به عنوان یک ناهنجاری که میتوان مدیریتش کرد، تلقی میکنند. در سیستم سرمایهداری، نابرابری ذاتی است. اقلیتی از سرمایهداران صاحب همه شرکتها، معادن، کارخانهها و مغازهها هستند و تمام سود حاصل از آنها را به دست میآورند، در حالی که بقیه ما چیزی در مالکیت نداریم و مجبوریم برای سرمایهداران در ازای دستمزد کار کنیم.
ثروت میلیاردرها در نهایت نه از طریق فرار مالیاتی، بلکه از بهرهکشی – غارت ارزش تولیدشده توسط توده مردم – به دست میآید. اگر میخواهید بدانید این به چه شکل است، کافی است رقم «۹۳ درصد» را بدانید. بر اساس موسسه تحقیقاتی استرالیا، این سهم ثروت تولیدشده در استرالیا بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۹ است که مستقیماً به جیب دهک بالایی ثروتمندترین خانوارها رفت. به همه قفسههایی که چیده شده، سنگ آهنی که استخراج شده، کدی که نوشته شده، غذایی که تولید شده فکر کنید – به تمام ارزشی که میلیونها کارگر تولید کردهاند، فقط برای اینکه انگلهای بالایی ۹۳ درصد آن را تصاحب کنند. جای تعجب نیست که نابرابری در حال افزایش است.
وقتی سیستمی داریم که اینچنین به طور بنیادی نابرابر و غیردمکراتیک است، تنها راهحل واقعی، یک راهحل رادیکال است. تنها با پایان دادن به سرمایهداری است که میتوان به مصیبت نابرابری و فقر خاتمه داد.

