
چگونگی دستیابی ایران به توانمندی رهگیری جنگنده های رادارگریز: توافق با چین و سامانه YLC-8B
دکتر نادیا حلمی
ترجمه مجله جنوب جهانی
منتشرشده شدت در دیپلماسی مدرن
چین اخیراً سطح نفوذ اطلاعاتی ایالات متحده و اسرائیل در خاک ایران را — بهویژه از طریق سازمان موساد و متعاقب حملات و عملیاتی که بین سال ۲۰۲۵ تا اوایل ۲۰۲۶ در داخل ایران رخ داد — با دقت تمام زیر نظر گرفته است. این عملیاتها برای چین از وجود آسیبپذیریهای امنیتی عمیق در تأسیسات حساس و پایگاههای داده ایران پرده برداشت. بارزترین جنبهی اقدام چین در این راستا، که با هدف حمایت درونی از ایران در صورت وقوع حمله نظامی احتمالی توسط واشینگتن و تلآویو صورت میگیرد، پشتیبانی از «حاکمیت دیجیتال» ایران است. پکن از ژانویه ۲۰۲۶، راهبردی را جهت صیانت از نظام ایران در برابر نفوذهای موساد و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) — که اهداف بالقوه ایرانی را نشانه گرفتهاند — آغاز کرده است تا تمامی خلأهای امنیتی، دفاعی و نظامی این کشور را مسدود سازد. این استراتژی شامل ترغیب تهران از سوی پکن برای رهاسازی نرمافزارهای آمریکایی و اسرائیلی و جایگزینی آنها با سامانههای بومی و رمزنگاریشدهی چینی است که نفوذ به آنها بسیار دشوار مینماید.
در این میان، نقش «دفتر نهم چین» وابسته به وزارت امنیت دولتی (MSS) برجسته میشود. این دفتر که در قامت سرویس اطلاعاتی چین عمل میکند، انجام عملیاتهای میدانی اطلاعاتی در خودِ تهران را به منظور مقابله با فعالیتهای موساد در ایران و منطقه آغاز کرده است. تمرکز اصلی این نهاد بر حفاظت از شرکای استراتژیک چین، نظیر ایران و مصر، در برابر جاسوسیهای خارجی موساد و «سیا» علیه منافع و اهداف پکن در این کشورها معطوف است.
در همین چارچوب، همکاریهای فنی و میدانی چین با ایران از طریق تجهیز این کشور به سامانههای حسگر پیشرفته و رادارهای مدرن نظیر سامانه YLC-8B تبلور مییابد. این سامانه جهت رهگیری هواپیماهای پنهانکار (رادارگریز)آمریکایی و انجام نظارت الکترونیک به کار گرفته میشود. چین همچنین ایران را در بررسی چگونگی رخنه نهادهای بیگانه، بهویژه نهادهای آمریکایی و اسرائیلی، به دادههای ثبتاحوال و گذرنامههایش یاری میرساند. افزون بر این، چین ایران را به سوی گذار کامل به سیستم ناوبری ماهوارهای «بیدو» (BeiDou) به عنوان جایگزین سیستم GPS آمریکایی هدایت میکند تا از هرگونه دستکاری یا ردیابی اهداف داخلی توسط بیگانگان جلوگیری شود.
برجستهترین محرک استراتژیک چین برای یاریرسانی به ایران از منظر پکن، این است که هرگونه «هرجومرج اطلاعاتی» یا فروپاشی امنیتی در ایران، مستقیماً سرمایهگذاریهای کلان این کشور در قالب توافق ۲۵ ساله و همچنین مسیرهای طرح «کمربند و جاده» را با تهدیدی جدی مواجه میسازد.
با این حال، علیرغم این پشتیبانیهای فنی و اطلاعاتی، موضع چین همچنان «محتاطانه» باقی مانده است. پکن عموماً حمایتهای خود را به حوزههای اطلاعاتی و سایبری محدود کرده و از ورود مستقیم به هرگونه تقابل نظامی برای دفاع از تهران در صورت بروز یک حمله خارجی گسترده، اجتناب میورزد.
از این رو، چین در قبال تشدید تنشهای کنونیِ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶، «راهبرد توازن فعال» را اتخاذ کرده است. چین بر آن است تا بدون درگیر شدن در مواجهه نظامی مستقیم، از منافع انرژی و ژئوپلیتیک خود صیانت کند. موضع عملی پکن در قبال حمله نظامی به ایران، با ایستادگی قاطع در برابر نفوذ موساد در نهادهای ایرانی شناخته میشود. چین عملیاتهای اطلاعاتی اسرائیل در تهران را تهدیدی مستقیم علیه منافع خود در طرح کمربند و جاده و ثبات شریک استراتژیکش میداند. در پاسخ به این وضعیت، پکن گامهای عملی متعددی از جمله پشتیبانیهای فناورانه و امنیتی برداشته است. در ژانویه ۲۰۲۶، پکن اجرای راهبردی را آغاز کرد که هدف آن جایگزینی فناوریهای غربی در ایران با سامانههای چینیِ مسدود و «نفوذناپذیر» و تجهیز تهران به برنامههای پیشرفته امنیت سایبری و هوش مصنوعی جهت کشف رخنههای موساد بود. همچنین با ارائه جایگزینهای ناوبری دیجیتال، ایران را به گذار کامل به سامانه «بیدو» ترغیب نمود تا وابستگی این کشور به فناوریهای غربی — که در برابر هک یا اختلال آسیبپذیرند — کاهش یابد. چین همچنین سیاست هماهنگی اطلاعاتی با ایران را دنبال میکند و از طریق سازمان همکاری شانگهای (SCO) در پی تأسیس یک «مرکز امنیتی جامع» است تا هماهنگیهای اطلاعاتی با تهران را تقویت و عملیاتهای خرابکارانه خارجی را خنثی نماید.
در خصوص موضع چین در صورت وقوع حمله آمریکا به ایران، انتظار میرود رویکرد پکن از «پشتیبانی فنی» به «محکومیت سیاسی و اقدام میدانی محدود» تغییر یابد. این امر شامل محکومیت شدید هرگونه حمله خواهد بود؛ چراکه چین بهطور قاطع تهدیدات نظامی مشترک (آمریکا و اسرائیل) علیه ایران را رد کرده و هرگونه تعرض به تأسیسات ایرانی را نقض فاحش قوانین بینالمللی و منشور ملل متحد تلقی میکند. در باب واکنش نظامی میدانی، پیشبینی میشود چین به منظور دفاع از ایران مداخله نظامی مستقیم نکند، بلکه «بازدارندگی میدانی» خود را از طریق رزمایشهای دریایی مشترک (چین، روسیه، ایران)، مشابه آنچه برای فوریه ۲۰۲۶ در دریای عمان برنامهریزی شده، تقویت نماید.
علاوه بر این، چین خود را متعهد به «بازسازی توانمندیهای ایران» و جبران خسارات نظامی (بهویژه در بخش سامانههای موشکی و دفاعی) در صورت وقوع حملات میداند؛ مشابه آنچه پس از تنشهای ژوئن ۲۰۲۵ رخ داد. با این وصف، پکن مرزهای استراتژیک مشخصی برای کمکهای خود تعیین کرده است. علیرغم این حمایتها، پکن نسبت به لغزیدن در یک درگیری تمامعیار که جریان نفت خلیج فارس را تهدید کند، بیمناک است. همین ملاحظه سبب میشود که چین همواره طرفین را به خویشتنداری و بازگشت به راهکارهای دیپلماتیک فراخواند تا از «پیامدهای فاجعهبار» برای اقتصاد جهانی جلوگیری شود.
موضع کنونی چین در فوریه ۲۰۲۶ نسبت به تنشهای ایران و آمریکا، با رد قاطع گزینه نظامی و تمرکز بر مجاری دیپلماتیک برای حفاظت از منافع استراتژیک توصیف میشود. این موضع در محکومیت رسمی و مخالفت با هرگونه حمله نظامی علیه ایران خلاصه شده است. در ژانویه ۲۰۲۶، چین به شورای امنیت سازمان ملل هشدار داد که «ماجراجویی نظامی آمریکا در خاورمیانه، منطقه را به کام هرجومرج خواهد کشاند.» پکن همچنین حملات آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ را به تندی محکوم کرد و آن را «نقض آشکار» منشور ملل متحد خواند. افزون بر این، چین بر حفاظت از تأسیسات هستهای ایران تأکید داشته و مخالفت خود را با هدف قرار دادن مراکزی که تحت پادمانهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی هستند، ابراز نموده است.
حمایتهای دیپلماتیک و سیاسی چین از ایران همچنین در قالب ایجاد یک پوشش بینالمللی نمود یافته است. چین از عضویت خود در گروه بریکس (BRICS) و سازمان همکاری شانگهای بهره جست تا پشتوانهای دیپلماتیک برای تهران فراهم آورده و تابآوری آن را در برابر فشارهای غرب تقویت کند. پکن با استقبال از استئناف مذاکرات ایران و آمریکا در مسقطِ عمان در فوریه ۲۰۲۵، مشوق گفتوگوهای سیاسی بود و آن را تنها راه اجتناب از جنگی فراگیر دانست. اخیراً نیز وزارت امور خارجه چین تماسهای فشرده و رایزنیهای سطحبالایی را با مقامات ایرانی در پکن انجام داده است تا در میانه تهدیدهای آمریکا، ثبات منطقهای را تضمین نماید.
چین مشتاق به حفظ همکاریهای نظامی استراتژیک با متحد ایرانی خود است. این امر در رزمایشهای دریایی مشترکی که با ایران و روسیه در اواسط فوریه ۲۰۲۶ در شمال اقیانوس هند برگزار کرد، تجلی یافته که میتوان آن را پیامی حمایتی از سوی پکن در مواجهه با فشارهای آمریکا قلمداد کرد. همکاریهای فناورانه نیز کماکان ادامه دارد و پکن فناوریهای نظامی پیشرفتهای را برای ارتقای توان دفاعی در اختیار تهران قرار میدهد. محرکهای اقتصادی پکن چندوجهی است؛ از جمله تعهد به امنیت انرژی ایران برای یاری رساندن به این کشور جهت ایستادگی در برابر حملات احتمالی. این موضوع بهویژه از آنجا ناشی میشود که چین وابستگی شدیدی به نفت ایران دارد و بیم آن میرود که حمله نظامی به ایران منجر به بسته شدن تنگه هرمز و تهدید مستقیم تأمین انرژی چین شود. این مسائل ثبات ایران را به یک اولویت ملی برای چین بدل ساخته است. چین همچنان در چارچوب توافقنامه استراتژیک جامع و فعالسازی قرارداد ۲۵ ساله با ایران که شامل میلیاردها دلار سرمایهگذاری است، به همکاری خود ادامه میدهد؛ اقدامی که واشینگتن آن را تلاشی از سوی چین برای بیاثر کردن تحریمها تلقی میکند.
بنابراین، چین هرگونه رویارویی نظامی تمامعیار را تهدیدی برای منافع حیاتی خود شمرده و با آن مخالفت میورزد. با این حال، پکن ترجیح میدهد نقش «میانجی سازنده» و تسهیلگر مذاکرات را ایفا کند تا ضمن تداوم حمایتهای اقتصادی و دیپلماتیک از ایران، از درگیری مستقیم در هرگونه تقابل احتمالی با واشینگتن مصون بماند.
دکتر نادیا حلمی
دانشیار علوم سیاسی، دانشکده سیاست و اقتصاد / دانشگاه بنیسویف – مصر.
متخصص در سیاست چین، روابط چین و اسرائیل و امور آسیا.
پژوهشگر ارشد مهمان در مرکز مطالعات خاورمیانه (CMES) / دانشگاه لوند، سوئد.
مدیر واحد مطالعات جنوب و شرق آسیا.

