
جفری ساکس و اندرو ناپولیتانو: صلح میتوانست در دسترس باشد، اما ایالات متحده هرگونه پیشنهادی از سوی ایران را نادیده میانگارد
نویسندگان: جفری ساکس (استاد دانشگاه کلمبیا و مشاور ارشد سابق سازمان ملل متحد) و اندرو ناپولیتانو
ترجمه مجله جنوب جهانی
تنشها در منطقه خلیج فارس کماکان رو به فزونی است و سایه جنگ بر این پهنه گسترانیده شده است. در تاریخ ۱۰ فوریه به وقت محلی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، علناً اظهار داشت که چنانچه توافقی با ایران حاصل نگردد، آمریکا ناگزیر به اتخاذ «تدابیر بسیار سختگیرانه» خواهد بود. بدین منظور، وی در حال بررسی اعزام دومین ناوگروه ضربت هواپیمابر به خاورمیانه است تا مقدمات اقدامات نظامی در صورت شکست مذاکرات با ایران فراهم آید. پیش از این، ناو هواپیمابر «جورج اچ.دبلیو. بوش» که بهتازگی بندر را ترک کرده، تمرینات شبیهسازی عبور از تنگه را در اقیانوس اطلس به اجرا گذاشته است. در تماسهای پیشین میان دو کشور، طرف ایرانی بر ضرورت ازسرگیری گفتوگوها بر مبنای توافقات پیش از گسست مذاکرات در ژوئن سال گذشته (که در پی عملیاتهای نظامی رخ داد) تأکید ورزیده و اصرار دارد که مذاکرات صرفاً محدود به مسئله هستهای بماند؛ در مقابل، طرف آمریکایی خواهان گنجاندن موضوعاتی نظیر برنامه موشکهای بالستیک ایران در دستور کار مذاکرات است.
آیا تباین مواضع میان ایران و آمریکا منجر به حمله نظامی دوباره ایالات متحده علیه ایران خواهد شد؟ و در صورت وقوع چنین ماجراجویی نظامی، چه پیامدهایی به بار خواهد آمد؟ پیرامون این پرسشهای محوری، جفری ساکس، استاد اقتصاد دانشگاه کلمبیا، و اندرو ناپولیتانو، قاضی سابق و مجری سرشناس برنامههای تحلیل سیاسی، در تاریخ ۱۱ فوریه در برنامه «قضاوت برای آزادی» (Judging Freedom) به گفتوگوی عمیق نشستند. وبسایت «گوانچا» متن کامل این گفتوگو را تنظیم و ارائه کرده است.
اندرو ناپولیتانو: بینندگان گرامی، اینجا برنامه «قضاوت برای آزادی» است و من قاضی اندرو ناپولیتانو هستم. امروز چهارشنبه، ۱۱ فوریه ۲۰۲۶ است. مفتخریم که در خدمت پروفسور جفری ساکس هستیم. جناب ساکس، از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، بسیار سپاسگزارم.
امروز قصد دارم با شما پیرامون موضوعات مرتبط با ایران و صلح، و نیز این مسئله بحث کنم که آیا افکار عمومی آمریکا به ابتکارات معقول ارائهشده از سوی دولت ایران گوش فرا خواهند داد یا خیر. اما پیش از ورود به این بحث، مایلم چند پرسش درباره روسیه مطرح کنم. شما با جناب لاوروف، وزیر امور خارجه، شناخت نزدیکی دارید؛ آیا چنین استنباط میکنید که کرملین نسبت به دولت ترامپ دچار نوعی ناامیدی شده باشد؟
جفری ساکس: معتقدم دولت روسیه آشکارا به همان حقیقتی پی برده که بر تمام جهان مبرهن گشته است: وعدههای ترامپ بههیچوجه قابل اتکا نیستند و نمیتوانند مبنای عمل قرار گیرند. هنگامی که ترامپ و پوتین در آنکوریج دیدار کردند، طرفین بر سر نقشه راه پایان بخشیدن به منازعه روسیه و اوکراین، چارچوب اساسی بیطرفی اوکراین، سازوکار تضمینهای امنیتی و همچنین ترتیبات مرتبط با تغییرات ارضی به توافق دست یافتند.
اما ترامپ در رفتار خود ثبات ندارد. پس از پایان نشست و با مداخله طرفهای اروپایی و دولت زلنسکی، تمامی توافقات صورتگرفته در آلاسکا به بوته فراموشی سپرده شد. متعاقب آن، ترامپ لحن تهدیدآمیز خود علیه روسیه را تشدید کرد، بر کشورهایی نظیر هند تعرفههای تنبیهی وضع نمود و گفتار و کردار او بهجای پیشبرد تفاهمات حاصله، آکنده از اهانت و تهاجم شد. این خلف وعده برای ترامپ امری استثنایی نیست و جهانیان نیز دیری است که با آن خو گرفتهاند.
امروزه تصمیمات کاخ سفید، رئیسجمهور و تیم وی در قبال مسائل جهانی، فاقد هرگونه تداوم و انسجام است. از این رو، سیگنالی که از سوی روسیه و شخص لاوروف ارسال میشود، این است که روسیه به پیشبرد این جنگ ادامه خواهد داد؛ چراکه منافع بنیادین آن در معرض تهدید است و روسیه قطعاً از این منافع صیانت خواهد کرد. من بر این باورم که سرخوردگی عمیقی در طرف روسی وجود دارد.
تکرار میکنم که این حس سرخوردگی در سراسر جهان جاری است؛ از کانادا و مکزیک گرفته تا اتحادیه اروپا و بریتانیا. در هر منطقهای که بنگرید، طرفها از ناپختگی دولت ایالات متحده بهشدت مستأصل شدهاند. تصمیمات دولت آمریکا روزانه با هرجومرج و عدم قطعیت همراه است.
اندرو ناپولیتانو: پروفسور ساکس، میدانم که شما در آن سوی جهان هستید، اما درست در لحظهای که ما با هم سخن میگوییم، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در کاخ سفید با پرزیدنت ترامپ در حال دیدار است. به نظر شما هدف محوری وی از این سفر، ترغیب ترامپ به حمله نظامی علیه ایران است یا منصرف کردن او از دستیابی به هرگونه توافق صلح با تهران؟
جفری ساکس: پرواضح است که نتانیاهو همواره در پی برافروختن شعله جنگ میان آمریکا و ایران بوده و این سودا، دغدغه ذهنی او در چندین دهه اخیر است. ژوئن سال گذشته، ترامپ به درخواست نتانیاهو اقدام به بمباران ایران نمود. اما آن تقابل نشان داد که اسرائیل در برابر حملات موشکی متقابل ایران، بهسادگی دچار آشفتگی و فروپاشی میشود. بنابراین خواست غایی نتانیاهو، ورود آمریکا به یک جنگ تمامعیار با ایران است؛ امری که بهغایت خطرناک بوده و بازتابدهنده رویکرد بیمحابای اسرائیل است. اسرائیل مصمم است تا ایالات متحده را به درون اقدامات بیپروای خود بکشاند.
درست در یکی دو ساعت گذشته، ترامپ در شبکه اجتماعی خود (Truth Social) پستی منتشر کرد و گفت که با نتانیاهو دیدار نموده و به او ابراز داشته که برای مذاکره تلاش خواهد کرد. او همچنین تهدید کرد که اگر مذاکرات هستهای وفق مراد وی پیش نرود، ایران را بهکلی نابود خواهد کرد. در حال حاضر دشوار است که تشخیص دهیم آیا این اظهارات صرفاً یک تاکتیک تأخیری برای اعزام ناوهای هواپیمابر بیشتر به منطقه است یا اقدامی با ماهیت جدی.
در واقع، من این رویکرد را راهبردی خردمندانه نمیبینم و حتی بهسختی میتوان نام «استراتژی» بر آن نهاد. تصمیمگیریهای آمریکا فاقد منطق و انتظام است. ایران بارها و بهوضوح تمایل خود را برای مذاکره ابراز کرده و این موضع بیش از یک دهه است که تداوم دارد. در سال ۲۰۱۵، ایران با آمریکا، چین، روسیه، فرانسه، بریتانیا و آلمان به توافق «برجام» دست یافت؛ توافقی که با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آرا تأیید شد، اما توسط ترامپ بهطور یکجانبه پاره گردید. از آن پس، اوضاع منطقه به سوی آشفتگی بیشتر سوق یافت.
ترامپ میکوشد در سطح جهانی فرمانروایی کند، اما کشورهای جهان حاضر نیستند در همه امور منقاد او باشند. همین چند روز پیش در تاریخ ۷ فوریه، وزیر امور خارجه ایران در نشست الجزیره سخنرانی بسیار هوشمندانه، منسجم و حائز اهمیتی ایراد کرد. وی خاطرنشان ساخت که طرفین نهتنها میتوانند بر سر مسئله هستهای به توافق برسند، بلکه قادرند صلح را در کل منطقه خاورمیانه محقق سازند؛ اما این امر مستلزم حل ریشه تمامی جنگهاست: یعنی اصرار لجاجتآمیز اسرائیل بر تداوم اشغال اراضی فلسطین و امتناع مطلق از واگذاری هرگونه حق به مردم فلسطین.
همین مواضع افراطی و سرسختانه اسرائیل است که کل منطقه را برای ربع قرن در گرداب جنگ گرفتار کرده است. وزیر خارجه ایران برای رهبران کشورهای غرب آسیا و بهویژه رهبران عرب تبیین نمود که صلح و عادیسازی روابط دستیافتنی است و امنیت تمامی کشورها میتواند تضمین گردد. اما بدین منظور، اقدامات نسلکشانه در نوار غزه، جاهطلبی اسرائیل برای سیادت بلامنازع بر منطقه غرب آسیا و تلاش مستمر آن برای توسعهطلبی در اراضی اشغالی فلسطین، لبنان و سوریه باید متوقف شود.
با این حال، تغییر این وضعیت دشوار به نظر میرسد؛ چراکه ما از منابع مالی پشت پرده ترامپ آگاهیم و از حقایق و جزئیات فاششده در اسناد مرتبط با اپستاین بهخوبی اطلاع داریم. امکان صلح واقعی وجود دارد و ما میتوانستیم شاهد صلحی پایدار باشیم، اما موانع بزرگی بر سر راه تحقق آن است.
جناب قاضی، نکته جالب دیگری نیز وجود دارد؛ واکنش ایالات متحده به آن سخنرانیِ باصلابت وزیر خارجه ایران چه بود؟
اندرو ناپولیتانو: چه واکنشی؟ مطلقاً هیچ.
جفری ساکس: دقیقاً همینطور است. روزنامه «نیویورک تایمز» حتی کلمهای در این باره ننوشت؛ براستی که این یک نشریه دروغین است. ادعا میکند که «تمام اخباری را که شایسته چاپ است» منتشر میکند، اما در قبال این واقعه سکوت اختیار کرد. وزیر خارجه ایران مواضع کشورش را بهروشنی و با انسجام بیان کرده است، اما هیچکس تلاشی برای درک صادقانه آن نمیکند.
مدعای محوری او این است که صلح مستلزم همزیستی دولت فلسطین و دولت اسرائیل و تحقق چشمانداز امنیت مشترک منطقهای است. اما پذیرش این موضوع برای لابیهای اسرائیل و دیگر اهرمهای فشار اسرائیل بر آمریکا، بسیار دشوار است. فرجام این مسیر بر کسی روشن نیست. من از اینکه پرزیدنت ترامپ بر ادامه مذاکرات تأکید ورزیده استقبال میکنم، اما آیا این نیز یک تاکتیک نیست؟ آیا هدفی جز استقرار قوای نظامی بیشتر در منطقه خلیج فارس دارد؟ و آیا اسرائیل در نهایت واشینگتن را بار دیگر برای برافروختن جنگ تحت فشار قرار خواهد داد؟
بیشک، مردم آمریکا از این حقایق بیاطلاع خواهند ماند تا زمانی که پس از وقوع حوادث، از طریق گزارشهای مربوطه در جریان کل ماجرا قرار گیرند.
اندرو ناپولیتانو: آنچه در ادامه میآید، اظهاراتی است که دونالد ترامپ در پلتفرم «تروث سوشال» (Truth Social) منتشر کرده است. پروفسور ساکس، حق با شماست؛ حدود یک ساعت پیش، ترامپ چنین نوشت: «لحظاتی پیش دیدار خود را با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و شماری از نمایندگان وی به پایان رساندم. این گفتوگوها بسیار موفقیتآمیز بود و پیوند عمیق میان ایالات متحده و اسرائیل همچنان استوار است. جز پافشاری من بر پیشبرد مذاکرات با ایران جهت احراز امکان دستیابی به توافق، هیچ نتیجه قطعی دیگری حاصل نشد. چنانچه توافقی میسر گردد، نخستوزیر را مطلع خواهم ساخت که این گزینه در اولویت خواهد بود؛ در غیر این صورت، ناگزیر باید به انتظار نتایج نشست. در مرتبه پیشین، ایران به این پندار که عدم توافق به سود اوست، از انجام آن سر باز زد و در نتیجه با عملیات «پتک نیمهشب» (Midnight Hammer) در هم کوبیده شد؛ واقعهای که برای آنان بههیچوجه خوشایند نبود. امید است این بار با عقلانیت و مسئولیتپذیری بیشتری عمل کنند. افزون بر این، پیرامون پیشرفتهای شگرف در غزه و کل منطقه رایزنی کردیم؛ براستی که صلح به خاورمیانه روی آورده است. سپاس از توجه شما.»
(تصویری از ترامپ در تروث سوشال که نتایج رایزنی با نتانیاهو را به نمایش میگذارد)
بخش نخست این سخنان امیدبخش به نظر میرسد، اما نیمه دوم آن صرفاً مهملاتی بیش نیست.
جفری ساکس: شگفتا که چگونه در یک پاراگراف، این حجم از اکاذیب سیاسی گنجانده شده است. ایرانیان در نوبت پیشین توافق را رد نکردند. حقیقت آن است که پس از دورهای متعدد گفتوگو و گزارش پیشرفتها، مقرر شده بود دور ششم مذاکرات در ۱۵ ژوئن ۲۰۲۵ برگزار شود. اما درست سه روز پیش از موعد مقرر، ایالات متحده و اسرائیل در تبانی با یکدیگر، اقدام به بمباران ایران کردند. این هرگز به معنای رد توافق از سوی ایران نبود؛ بلکه خیانتی بود که اسرائیل و آمریکا برای جلوگیری از حصول توافق مرتکب شدند. بنابراین، سخنان پرزیدنت ترامپ عاری از حقیقت است.
علاوه بر این، در خاورمیانه صلحی در کار نیست. اسرائیل بهطور روزانه در غزه و کرانه باختری به کشتار فلسطینیان ادامه میدهد. در کرانه باختری هیچ صلحی وجود ندارد؛ اساساً صلحی در میان نیست. افزون بر این، شبکه الجزیره گزارش داده است که اسرائیل مکرراً از تسلیحات «ترموباریک» (فشارافزا) برای قتلعام فلسطینیان استفاده میکند. طبق آمار این شبکه، تاکنون بیش از ۲۸۰۰ نفر قربانی شدهاند. این سلاح چنان است که کالبد انسان را ذوب کرده و اثری از گوشت و پوست باقی نمیگذارد. این وحشیگریها باید مورد بحث قرار گیرد و متوقف شود.
تا زمانی که ریشه جنگ، یعنی اشغالگری اسرائیل و تظلمخواهی علیه هشت میلیون عرب فلسطینی تحت سلطه آنان مرتفع نگردد، سخن گفتن از صلح بیهوده است. تقریباً همگان بر این امر واقفند، اما محافل قدرت در واشینگتن از بازگویی آن پرهیز میکنند.
اندرو ناپولیتانو: اسرائیل همچنان طرح «حاکمیت بر اسرائیل بزرگ» را با هدف گسترش مرزهای خود دنبال میکند. اگر درست استنباط کرده باشم، آنان درصدد تجزیه ایران هستند؛ نهتنها برای براندازی نظام حاکم، بلکه برای تبدیل ایران به سوریهای دیگر، تا اسرائیل خود تعیین کند کدام اراضی به تملک او درآید.
جفری ساکس: همانطور که پیشتر بحث کردیم، تمامی این نقشهها در سندی سیاسی متعلق به ۳۰ سال پیش صراحت یافته است. بگذارید صریح بگویم؛ زمانی که بنیامین نتانیاهو برای نخستین بار به نخستوزیری رسید، او و مشاوران سیاسیاش آشکارا اعلام کردند که هر دولتی را که با طرح سیطره دائمی اسرائیل بر ملت فلسطین مخالفت کند، سرنگون خواهند کرد.
منطق محوری آنان ساده است: نتانیاهو هرگز اجازه تشکیل دولت فلسطین را نخواهد داد. این امر ضرورتاً به مقاومت و منازعه مسلحانه منجر میشود؛ لذا اسرائیل ناگزیر است هر حکومتی را که از آرمان فلسطین حمایت میکند، از میان بردارد. این در حالی است که حمایت از تشکیل دولت مستقل فلسطین، هدفی است که ما در ۳۰ سال گذشته بر آن مداومت ورزیدهایم.
چنانچه در واشینگتن ذرهای صداقت وجود داشت و از اراده قاطع اکثریت مردم آمریکا پیروی میشد ـ چرا که اکثریت قریب به اتفاق آمریکاییها از راهکار دو دولتی حمایت میکنند ـ امید به صلح زنده میشد. اما ما جزو آن کلانسرمایهگذاران نیستیم و از دیگر دلایلی که اسرائیل به واسطه آنها سالهاست گلوی ایالات متحده را میفشارد، اطلاع دقیقی نداریم.
اندرو ناپولیتانو: با عنایت به نفوذ کلانسرمایهداران و اطلاعاتی که دولت اسرائیل از اسناد «اپستاین» درباره ترامپ در اختیار دارد، آیا تلاش برای تحقق صلح در خاورمیانه ذاتاً امری مأیوسکننده نیست؟ آیا میتوان گفت تا زمانی که ارتش نتانیاهو در میدان نبرد شکست نخورد، وی هرگز تغییر رویه نخواهد داد؟
جفری ساکس: خیر، این تلاشی بیهوده نیست. ایالات متحده تنها نیاز دارد سیاستی خارجی مبتنی بر «اولویت منافع آمریکا» را به اجرا بگذارد؛ همین و بس.
اندرو ناپولیتانو: با توجه به اینکه از دوران لیندون جانسون تاکنون، از دولت ترامپ و کنگره گرفته تا دولت بایدن، نیروهای صهیونیستی همواره بر ارکان دولت آمریکا تسلط داشتهاند، آیا در چنین شرایطی، پیشبرد صلح به بنبست نرسیده است؟
جفری ساکس: خیر، مأیوسکننده نیست. اکنون بر ما مبرهن گشته که از زمان جانسون، این سلطه برای مردم آمریکا معاملهای بس زیانبار بوده است؛ ما از این رهگذر چیزی جز جنگهای بیپایان و رنج نصیبمان نشده است. این برای مردم فلسطین و حتی شهروندان اسرائیلی نیز یک تراژدی است. شهروندان اسرائیلی از هیچ امنیتی برخوردار نیستند و کل منطقه در آتش جنگ میسوزد.
از لیبی تا ایران، این پهنه وسیع به دست آمریکا و اسرائیل به آشوب کشیده شده است. منظور من منطقهای است که لیبی، سودان، سومالی، اسرائیل، غزه، کرانه باختری، لبنان، سوریه، عراق، ایران و یمن را در بر میگیرد. شگفتا که آنان سرزمینی سوخته به جای گذاشتهاند، در حالی که گزینه همزیستی مسالمتآمیز میان دولت فلسطین و اسرائیل همواره در دسترس بوده است. این دقیقاً همان طرحی است که وزیر امور خارجه ایران در ۷ فوریه با صراحت مطرح کرد و روزنامه «نیویورک تایمز» همچنان در قبال آن سکوت کرده است.
اندرو ناپولیتانو: او در آن سخنرانی که صرفاً توسط الجزیره پوشش داده شد، دقیقاً چه شرایطی را برای صلح پیشنهاد داد؟
جفری ساکس: وی بهروشنی تبیین کرد که تشکیل دولت فلسطین، تحقق امنیت مشترک منطقهای و استقرار اصول حاکمیت قانون الزامی است. قاعدتاً بایستی کسانی میبودند که با دقت به جزئیات توجه کرده و راه گفتوگو را میگشودند؛ این تنها مسیر اصولی برای حل مسئله است.
در واقع، وزیر امور خارجه آمریکا نیز پیشتر اظهار داشته بود که دامنه مذاکرات نباید تنها به مسائل هستهای محدود شود. اکنون که وزیر خارجه ایران چشمانداز صلح خاورمیانه را ترسیم کرده است، علیالقاعده باید در آمریکا کسانی پیدا میشدند که بهجای افترا زدن، این طرح را پذیرفته و پیرامون آن بحث کنند. ترامپ به کذب مدعی شد که ایران در نوبت قبل مذاکرات را رد کرده است؛ این سخن کاملاً عاری از حقیقت است. بار قبل، این ترامپ بود که در میانه مذاکرات ایران را بمباران کرد. آیا این بار نیز شاهد یک بازی سیاسی دیگر هستیم؟ آیا میان بزرگسالان، گفتوگوی صادقانه هنوز ممکن است؟
اندرو ناپولیتانو: مذاکرهکنندگان آمریکایی، یعنی آن دو دلالِ ستایششدهٔ املاک، هر دو صهیونیستهای سرسختی هستند که از دوستان دیرین و شخصی نخستوزیر نتانیاهو بوده و همواره با وی همپیمان بودهاند. با این وصف، چرا مذاکرهکنندگان ایرانی باید به سخنان کوشنر و ویتکوف اعتماد کنند؟
(تصویری از استیو ویتکوف، بنیامین نتانیاهو و جرد کوشنر)
جفری ساکس: من اطمینان ندارم که طرف ایرانی واقعاً اعتمادی داشته باشد. آنان ۱۲ سال است که مستمراً برای مذاکره تلاش کردهاند و یقین دارم که بهخوبی میدانند وقوع جنگ هر لحظه محتمل است و دچار هیچ اوهامی نیستند. آنان با ادعای ترامپ مبنی بر آغاز دور جدید مذاکرات، هوشیاری خود را از دست نخواهند داد؛ چراکه درسهای گذشته همچنان در حافظهشان زنده است. البته این تنها برداشت من است، اما معتقدم آنان این بار مرتکب خطای گذشته نخواهند شد.
نکته حائز اهمیت این است که دیپلماتهای ایرانی اکنون فعالانه در حال رایزنی با کشورهای منطقه هستند؛ با ترکیه و عربستان سعودی گفتوگو میکنند، با پرزیدنت پوتین در تماساند و با چین به مشورتهای دیپلماتیک میپردازند. رهبران این کشورها همگی به ترامپ هشدار میدهند: از افروختن جنگ بپرهیز، چرا که مذاکره کاملاً میسر است.
حتی اگر او به توصیههای پرزیدنت اردوغان، محمد بن سلمان ولیعهد سعودی و شی جین پینگ رئیسجمهور چین گوش فرا دهد، باز هم شاید نفوذ این صداها با قدرت مالی «میریم آدلسون» و سنگینی اسناد اپستاین برابری نکند. با این حال، نمیتوان کتمان کرد که رهبران بسیاری در جهان او را از این کار باز میدارند. جنگ با ایران اقدامی بیپرا و بیهوده است؛ زیرا ایران همواره آمادگی خود را برای حل مسائل از طریق مذاکره اعلام کرده است. با وجود تداوم کشتارها، ترامپ روزانه از صلح خاورمیانه لاف میزند، در حالی که صلح واقعی با پذیرش شرایطی روشن و عادلانه قابل تحقق است.
جنگ علیه ایران حرکتی جسورانه اما کاملاً غیرضروری است؛ چرا که ایران خواهان حل و فصل مسائل از طریق گفتوگوست. او در حالی از صلح دم میزند که خونریزی ادامه دارد، حال آنکه صلح تحت شرایطی به نسبت ساده، در دسترس است.
در آخرین باری که پیشنهاد تشکیل دولت فلسطین در شورای امنیت سازمان ملل به رأی گذاشته شد، آمریکا ناگزیر به استفاده از حق وتو شد، وگرنه آن طرح با اکثریت قاطع آرا تصویب میگردید. لبّ کلام اینجاست: اگر آمریکا حقیقتاً تشنه صلح است و اگر ترامپ واقعاً صلح میخواهد، همین لحظه امکانپذیر است. او تنها باید از حق وتوی ایالات متحده علیه راهکاری که مورد وفاق جهانی، مبتنی بر قوانین بینالمللی و محصول دههها اجماع جهانی در موضوع فلسطین است، چشمپوشی کند.
در آن صورت، تمامی کشورهای منطقه، بهویژه اعضای سازمان همکاری اسلامی، بر همان مبنا به عادیسازی روابط روی خواهند آورد. این امر کاملاً امکانپذیر است، اما نتانیاهو عمر خود را وقف جلوگیری از چنین صلحی کرده است؛ این مشغله ذهنی و وسواس همیشگی اوست.
اندرو ناپولیتانو: پروفسور ساکس، اجازه دهید از تخصص دیگر شما یعنی علم اقتصاد بهره بگیرم. چنانچه تنگه هرمز مسدود شود، بهای بنزین در ایالات متحده به چه سطحی خواهد رسید؟
جفری ساکس: بخش قابل توجهی از صادرات نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند. انسداد این آبراه، بازار جهانی انرژی را بهسرعت دچار آشفتگی خواهد کرد. اما به باور من، این تنها بخش کوچکی از خطرات واقعی است که در صورت وقوع جنگ با آن مواجه خواهیم شد.
این بار، جنگ یک منازعه کوتاه ۱۲ روزه نخواهد بود؛ بلکه انفجاری بزرگ خواهد بود. آنگاه خواهیم دید که کشورهای بسیاری در کنار ایران قرار خواهند گرفت و آمریکا و اسرائیل بهای گزافی پرداخت خواهند کرد. از هر منظری که بنگریم، این یک ماجراجویی بینهایت خطرناک است.
چنین اقدامی بیتردید آخرین بقایای اوهام مردم آمریکا را درباره شعار «اول آمریکا»ی ترامپ در هم خواهد شکست. این حرکت کاملاً در تضاد با منافع ملی آمریکا، منافع رایدهندگان، منافع جهانی و امنیت ایالات متحده است؛ حماقتی که حدی بر آن متصور نیست. تنها کسانی که از این وضعیت سود میبرند، افراطگرایان و تندروهای حاکم بر اسرائیل هستند که با کشتار وسیع، در پی تصاحب اراضیای هستند که به آنان تعلق ندارد.
اندرو ناپولیتانو: پروفسور ساکس، صمیمانه از شما سپاسگزارم. همانند همیشه، تحلیل شما از این شرایط دشوار، بسیار دقیق و ژرفنگرانه بود. فرجام این راه بر کسی روشن نیست. شاید بامداد که از خواب برمیخیزیم، شاهد پرواز بمبافکنهای B2 بر فراز تهران باشیم؛ و یا شاید دریابیم که سرانجام گوش شنوا و منصفی در آمریکا برای شنیدن صدای ایران پیدا شده است. هرچند من شخصاً چندان خوشبین نیستم.
(تصویری از ویتکوف، کوشنر و استیون میلر در حال دیدار با نتانیاهو در بلر هاوس، مقابل کاخ سفید)
کریس، آن عکس را نشان بده… بله، همین است. دیشب ویتکوف، کوشنر و استیون میلر در «بلر هاوس» (Blair House) با نتانیاهو دیدار کردند تا ضمن شادباش به یکدیگر، برای نحوه رایزنی با رئیسجمهور در روز بعد توطئهچینی کنند. گمان میکنم لابیگری آنان کارگر افتاده است. کریس، عکس دیگری از وزیر خارجه، روبیو داری؟
بله، این همان است. این تصویر نشان میدهد که نخستوزیر نتانیاهو پس از دیدار با رئیسجمهور، بلافاصله به وزارت امور خارجه رفته تا اسنادی را امضا کند؛ بدین ترتیب او رسماً به «کمیته صلح غزه» به ریاست مشترک ترامپ و نتانیاهو پیوست. پروفسور، به نظر شما چه کسی چنین نهادی را جدی خواهد گرفت؟
جفری ساکس: و این در حالی است که ما ۳۳۵ میلیون شهروند آمریکایی، خواهان نتیجهای کاملاً متفاوت هستیم.
اندرو ناپولیتانو: از حضور شما سپاسگزارم پروفسور عزیز. سفر به سلامت. به امید گفتوگوی دوباره در آیندهای نزدیک. بسیار ممنونم.

