
چن فنگ: گزارشی به ظاهر عادی از «ژیانفانگ ژونگبائو» که بهطور غیرمنتظره ای، راز شکست F-35 را فاش کرد!
نویسنده: چن فنگ (روزنامهنگار آزاد)
منتشرشده در شلکه گوانگچو چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
اخیراً، روزنامه «ژیانفانگ ژونگبائو» (ارتش آزادیبخش خلق چین) گزارشی با عنوان «رژه نوروزی در پادگانها: رمز پیروزی، همین یک نفس است!» منتشر کرد. در این گزارش که در ظاهر کاملاً عادی به نظر میرسید، بندی توجه بسیاری را به خود جلب کرد:
(متن نقلقول)
اگرچه در این بخش بهطور مشخص به مکان حادثه یا نوع جنگندهها اشاره نشده، اما با استناد به گمانهزنیهای کارشناسان نظامی و رسانههای خارجی، احتمال قریب به یقین محل وقوع، دریای چین شرقی و جنگندههای درگیر، جی-16 و F-35 بودهاند.
این دومین باری است که در مدت کوتاهی اخبار مشابهی منتشر میشود. پیش از این، چند ماه پیش، گزارشی منتشر شده بود مبنی بر اینکه یک فروند جی-16 از فرماندهی تیپ غربی، طی یک مانور آموزشی در مناطق ساحلی جنوب شرق، با اجرای یک حرکت غلترونده (barrel roll) و در وضعیت وارونه، خود را به بالای یک فروند F-35 متعلق به نیروهای خارجی رسانده و با قفل رادار بر روی آن و یک فروند دیگر، آنها را مجبور به ترک منطقه کرده بود.
جی-16 که از روی مدل دوکابینه جی-11 توسعه یافته، یک جنگنده سنگین با قابلیتهای ترکیبی هوا-هوا و هوا-زمین است. تصور رایج بر این بود که نقش اصلی جی-16، ایفای وظیفه «کامیون بمب» است، اما به نظر میرسد عنوان «چندمنظوره» کاملاً بجا بوده و قابلیتهای رزم هوایی این جنگنده نیز بسیار چشمگیر است و در درگیریهای هوایی با پیشرفتهترین جنگندههای بیگانه، عملکردی درخشان از خود نشان داده است.
جی-16 به رادار پیشرفته AESA، سیستمهای دادهپردازی یکپارچه (دیتالینک) و سامانههای فروسرخ و الکترواپتیکال مجهز است. اما جی-16 هرگز «تکتاز» نیست. در سالهای اخیر، شبکه رادارهای دوربرد مستقر در خاک چین به توانایی قابل توجهی در کشف اهداف رادارگریز دست یافته و حضور گسترده هواپیماهای آواکس، بهطور بنیادین معادلات آگاهی از صحنه نبرد (Situation Awareness) را دگرگون ساخته است.
با این حال، در یک نبرد هوایی، فاصله ۸۰۰ متر فاصلهای بسیار نزدیک محسوب میشود. برآوردها حاکی از آن است که در صحنه عملیاتی مذکور، نخست سامانههای پدافندی چین از فواصلی بسیار دور، تحرکات F-35 را رهگیری و شناسایی کردهاند و سپس جی-16 مخفیانه به آن نزدیک شده است. به احتمال زیاد، جی-16 در وضعیت سکوت راداری (رادار خاموش) به F-35 نزدیک شده، زیرا در غیر این صورت، با فعال شدن رادار جی-16، F-35 متوجه حضور او میشد و با فعال کردن پسسوز (آفتربرنر) از منطقه میگریخت.
برای F-35، این توانایی چشمگیر در ردیابی و کشف مطمئن یک جنگنده رادارگریز از فواصل دور، بدون شک خبری بسیار بد و نگرانکننده است. احتمالاً همین مسئله، مهمترین عاملی است که نیروی هوایی آمریکا را به شتاببخشی هرچه بیشتر به برنامه ارتقاء Block 4 واداشته است.
در آسمان دریای چین شرقی، به احتمال قوی F-های ۳۵ درگیر، از نوع A متعلق به نیروی هوایی آمریکا یا نیروهای هوایی دفاع از خود ژاپن بودهاند، هرچند نمیتوان حضور مدل B متعلق به تفنگداران دریایی یا مدل C متعلق به نیروی دریایی آمریکا را نیز کاملاً منتفی دانست. مدل A نمایانگر عملکرد پایه است و مدلهای B و C بهدلیل ویژگیهای طراحیشان، افت عملکردی دارند. از این رو، بحث زیر با تمرکز بر مدل A بهعنوان معیار اصلی صورت میگیرد.
F-35 بر اساس نسبتی ۷۰ درصد مأموریت هوا-زمین و ۳۰ درصد هوا-هوا طراحی شده است. به همین دلیل، سرعت و مانورپذیری آن در حد متوسطی قرار دارد و حداکثر سرعت آن به ۱.۶ ماخ محدود میشود. هرچند این جنگنده توانایی تحمل شتاب گرانشی لحظهای ۹G را دارد، اما شتاب گرانشی پایدار آن تنها در حدود ۴.۷ تا ۴.۸ G است. مانورهای خارقالعاده F-35 در نمایشگاههای هوایی، بیشتر نمایشگر قدرت کنترل سطوح آیرودینامیکی آن است تا انرژی ذخیرهشده، چراکه انرژی یک جنگنده در درجه نخست به نسبت نیروی رانش به وزن آن وابسته است.
به بیان دیگر، F-35 در تاکتیکهای رزمی باید از درگیر شدن در نبردهای تن بهتن (داگفایت) پرهیز کرده و برتری خود را در کمینهای پنهانی و حملات غافلگیرانه به کار گیرد. اما هنگامی که پنهانکاری (رادارگریزی) آن خنثی شود، تعجبی ندارد که F-35 توسط جی-16 که در زمینه انرژی برتری چشمگیری دارد، به سختی به باد انتقاد گرفته شود.
نزدیک شدن جی-16 به فاصله ۸۰۰ متری و روشن کردن رادار برای قفل بر روی هدف، یک اقدام هشداردهنده روشن، اما در عین حال غیرتحریکآمیز و حسابشده بود. پیام این اقدام این بود: «مدتهاست در برد موشکهای من قرار داری و اکنون در منطقه مرگ من هستی، بهتر است به راهت ادامه دهی و بروی.»
برای F-35، این صحنه مانند آن است که یک تکتیرانداز ماهر در استتار، ناگهان تپانچهای را بر پشت سر خود احساس کند. نتیجه نیز دور از انتظار نبود: F-۳۵ها بدون معطلی منطقه را ترک کردند.
این رویداد بهوضوح نشان میدهد که شبکه راداری چین به توانایی کشف و رهگیری مطمئن F-35 در فواصل دور دست یافته است. عملاً، تلاش F-35 برای نفوذ به حلقه پدافندی چین با اتکا صرف به فناوری پنهانکاری، دیگر غیرممکن شده است.
پنهانکاری به معنای نامرئی بودن مطلق نیست، بلکه کاهش احتمال کشف شدن است. اما اینکه این کاهش تا چه حد میسر است و چگونه میتوان آن را خنثی کرد، پرسشی نیست که صرفاً با مرور کتب تئوری الکترومغناطیس پاسخ داده شود. چین با در اختیار داشتن جنگنده جی-20، به درکی عمیق و پیشرفته از مفهوم پنهانکاری و راههای مقابله با آن دست یافته و تحولی جهشی در فناوریهای مرتبط ایجاد کرده است. این تجربه و دانش در رویارویی اخیر با F-35 در دریای چین شرقی نیز بهوضوح تجلی یافت.
برخی با اشاره به ناتوانی ونزوئلا در جلوگیری از نفوذ قدرت هوایی آمریکا با وجود در اختیار داشتن رادارهای چینی، به تردید در مورد کارایی فناوری چین پرداختهاند. اما این همان ضربالمثل معروف است که میگوید: «کارایی ابزار به کاربرد آن بستگی دارد». یک دوربین عکاسی در دست یک عکاس ماهر میتواند شاهکاری خلق کند، اما در دست فردی بیتجربه، ممکن است عکسهایی بگیرد که سوژه (مثلاً دوستدخترش) را بهشدت از دست او ناراضی کند. اگر نگهداری و استفاده از رادار چینی بهدرستی صورت نگیرد، بهترین تجهیزات نیز بیفایده خواهد بود.
همچنین، در صحت و سقم این گزارش تردیدهایی مطرح شده است. جی-16 یک جنگنده رادارگریز نیست و حتی اگر F-35 نیز در وضعیت سکوت راداری باشد، هواپیمای آواکس پشتیبان عملیات باید متوجه نزدیک شدن جی-16 میشد. اما در اینجا «اگر»های زیادی وجود دارد:
الزاماً در آن مقطع، هواپیمای آواکس آمریکا یا ژاپن در آسمان حضور نداشته است. بهویژه اینکه آنها نمیتوانستند بیش از حد به خط ساحلی چین نزدیک شوند، زیرا این اقدام خود به معنای هشدار دادن به چین بود که «نقشی غیر از خیرخواهی» در کار است.
مأموریت F-35 دقیقاً آزمایش توانایی کشف و سرعت واکنش چین بود. بنابراین، مواجهه با رهگیری، چندان غیرمنتظره نبود، اما قفل شدن رادار دشمن از فاصلهای چنین نزدیک، بیشک بسیار شرمآور و غیرمنتظره بوده است.
هواپیماهای آواکس نیز دارای نقاط کور راداری هستند. به دلیل محدودیت ارتفاع پرواز، حداکثر برد کشف اهداف در حال پرواز در سطح دریا توسط آواکسهای کلاس E-2، حدود ۲۰۰ کیلومتر است. E-۷۶۷ شرایط کمی بهتر دارد، اما تفاوت آنچنانی ایجاد نمیکند. چین از موقعیت دقیق آواکسهای آمریکا و ژاپن و همچنین نقاط کور راداری آنها آگاهی کامل داشت. جی-16 با پرواز در ارتفاع پایین و سپس صعود ناگهانی، میتوانست از دید رادار آواکس دور بماند.
این رویارویی برای نیروی هوایی آمریکا نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. چراکه به این معناست که F-35 باید بهشدت تواناییهای آگاهی از صحنه نبرد (Situational Awareness) و جنگ الکترونیک خود را ارتقاء دهد. این همان چیزی است که در برنامههای ارتقاء TR3 و Block 4 دنبال میشود.
اینکه یک جنگنده رادارگریز به رادار قدرتمند و توانایی جنگ الکترونیک نیاز دارد یا نه، همواره محل بحث بوده است. تجربه تاریخی نشان داد انتخاب نیروی هوایی آمریکا برای جنگنده YF-22 (که بعدها به F-22 تبدیل شد) با قابلیتهای متوازن، بهمراتب از انتخاب YF-23 با تأکید صرف بر پنهانکاری و برتری در کروز مافوقصوت و نادیده گرفتن سایر قابلیتها، انتخاب درستتری بود. تاریخ بارها ثابت کرده است که سکوهای جنگی بسیار تخصصی و تکبعدی، اگر نقطه قوتشان خنثی شود، سرنوشتی جز شکست مفتضحانه نخواهند داشت.
اما آمریکا دچار غرور شد. در F-35، بهدلیل محدودیتهای بودجهای و کنترل هزینهها، نسبت به F-22 بیشتر بر روی پنهانکاری تکیه شده و عملکرد پروازی آن بهوضوح تنزل یافته است. اکنون تلاش میشود این ضعف با افزایش توان آگاهی از صحنه نبرد و جنگ الکترونیک جبران شود.
F-35 از زمان طراحی، به عنوان یک «جنگنده نرمافزارمحور» معرفی میشد که بر معماری باز و بهروزرسانی مستمر تأکید دارد و میتوان با نصب نرمافزارهای جدید، قابلیتهای تازهای به آن افزود. اما همه نرمافزارها با محدودیتهای سختافزاری مواجهاند. در دنیای رایانههای شخصی، همه به این نکته واقفاند که هر نرمافزار جدیدی حداقلهای سختافزاری خاص خود را نیاز دارد و اگر سختافزار قدیمی باشد، نصب نرمافزار جدید ممکن نیست. F-35 نیز از این قاعده مستثنی نیست.
۴۰ فروند اولیه F-35A، به دلیل عدم امکان بهروزرسانی نرمافزاری، به ناوگان آموزش پایه منتقل شدهاند. این جنگندهها برای پروازهای معمولی و مأموریتهای فاقد قابلیتهای پیشرفته، همچنان قابل استفاده هستند. اما اگر در یک یگان رزمی با دیگر F-35ها ادغام شوند، مانند آن است که در یک بازی رایانهای، رایانههای قدیمی و جدید در یک تیم قرار گیرند؛ نتیجه چیزی جز شکست برای همه نخواهد بود.
موتور F135 در F-35، توسعهیافته موتور F119 جنگنده F-22 است. با افزایش پارامترهای حرارتی و نسبت کنارگذر (بایپس)، نیروی رانش بیشتری از آن گرفته شده است. بهای این کار، کاهش عمر مفید و افزایش پسآوا (درگ) در سرعتهای بالا بوده است. مشکل عمر مفید بهتدریج با پیشرفتهای فناوری حل شده است (باید اذعان کرد که بنیان فنی موتورهای هواپیمای آمریکا واقعاً عمیق و قدرتمند است). اما مشکل افزایش پسآوا در سرعت بالا ناشی از افزایش نسبت کنارگذر، گریزناپذیر است؛ چراکه هیچکس توانایی تغییر قوانین فیزیک را ندارد.
در طراحی F-35، برای بهبود پنهانکاری و کاهش پسآوا، ورودی هوای خنککننده (Cooling Air Inlet) حذف شده است. خنکسازی سیستمها از طریق تبادل حرارتی با سوخت انجام میشود. سوخت خنک، ضمن جذب حرارت سیستمها، خود نیز پیشگرم میشود که این امر به افزایش راندمان موتور کمک میکند.
مشکل اینجاست که هر حقیقتی اگر از حد بگذرد، به نقیض خود تبدیل میشود. در طول پرواز، میزان سوخت بهتدریج کاهش یافته و ظرفیت جذب حرارت سیستمها نیز کمتر میشود. زمانی که دمای سوخت از حدی فراتر رود، سیستمها قادر به دفع حرارت نبوده و احتمال از کار افتادن (Downtime) آنها وجود دارد. بر اساس گزارشها، زمانی که سوخت باقیمانده F-35 به کمتر از ۴۰ درصد میرسد، مشکل دفع حرارت سیستمها بروز میکند. در پرواز از فرودگاههای گرمسیر، تانکرهای سوخترسان باید به رنگ سفید رنگآمیزی شوند تا از دمای بالای سوخت هنگام تحویل به جنگنده جلوگیری شود؛ در غیر این صورت، مشکل دفع حرارت در مراحل بعدی پرواز تشدید خواهد شد.
افزایش توان تولید برق (الکتریسیته) نیازمند افزایش توان باقیمانده موتور است. اگر توان کلی موتور ثابت بماند، افزایش توان تولید برق و نیروی رانش، یک رابطه بده-بستان (بازی با حاصلجمع صفر) خواهند داشت. به دلیل محدودیتهای طراحی آیرودینامیکی، افزایش نیروی رانش F-35 نمیتواند سرعت نهایی آن را افزایش دهد، اما شتابگیری (شتاب لحظهای) را بهبود میبخشد. نیروی رانش بیشتر، مانورپذیری را نیز افزایش داده و با استفاده از قدرت خام (Brute Force)، میتوان از بروز واماندگی (استال) در مانورهای با زاویه حمله بالا جلوگیری کرد یا آن را به تأخیر انداخت.
مدتهاست که برنامه افزایش نیروی رانش موتور F-35 وجود داشته و برنامه ارتقاء Block 4 ضرورت آن را دوچندان کرده است. آمریکا قصد داشت با جایگزینی موتور F135 با یک موتور سهجریانه (Three-Stream Engine)، هم مشکل خنککاری و هم مشکل توان باقیمانده را بهطور همزمان حل کند. موتور سهجریانه، علاوه بر دو جریان معمولی در موتورهای توربوفن، یک جریان سومی نیز در پیرامون آنها دارد. این جریان سوم میتواند برای افزایش نیروی رانش (که البته پسآوا را نیز افزایش میدهد و عمدتاً برای برخاستن و پرواز با سرعت پایین کاربرد دارد) و یا تأمین جریان هوای خنککننده استفاده شود. این فناوری، آخرین دستاورد موتورهای سیکلمتغیر (Variable Cycle) است که امروزه با نام موتورهای تطبیقپذیر (Adaptive Engine) شناخته میشوند.
اما اخیراً برنامه موتور سهجریانه به دلیل «مشکلات زنجیره تأمین» به تأخیر افتاده است. نمیتوان این احتمال را نادیده گرفت که این مشکل به تحریمهای آمریکا علیه واردات مواد استراتژیک مانند عناصر خاکی کمیاب و برخی فلزات خاص از چین مرتبط باشد. همچنین احتمال دارد که موانع فنی حلنشدهای در این مسیر وجود داشته باشد.
در برنامهریزی اولیه، قرار بود موتور سهجریانه جایگزین F135 شود تا هم مشکل کمبود توان تولید برق و خنککاری آن حل شود، هم نیروی رانش بیشتری برای برخاستن و شتابگیری فراهم آورد، و مهمتر از همه، تجربیات ارزشمندی برای توسعه موتور نسل بعدی جنگندهها (NGAD) با نام NGAP به دست آید و ریسک فنی این برنامه کاهش یابد. اما اکنون به نظر میرسد که این مسیر هموار نبوده و احتمالاً برنامه جنگنده نسل بعدی (F-47) مجبور خواهد شد منتظر موتور NGAP بماند. نخستین پرواز این جنگنده از آخرین سال دوره ریاستجمهوری ترامپ (دور اول) به اواسط دهه ۲۰۳۰ میلادی موکول شده است. حتی این احتمال مطرح است که در ابتدا از موتور F119 (موتور F-22) با اصلاحات و تعمیرات موقتی استفاده شود تا زمانی که موتور NGAP نهایی شود.
چرخ روزگار چنین است؛ اکنون نوبت نیروی هوایی آمریکاست که با «مشکل قلبی» (کمبود توان موتور) دست و پنجه نرم کند.
برنامه Block 4 همچنین شامل ارتقاء سامانههای EOTS و DAS میشود. EOTS همان سامانه چندوجهی الماسشکل زیر دماغه F-35 است که قابلیتهای اپتیکی، فروسرخ و لیزری را یکپارچه کرده است.
بر اساس تجربه جنگ ویتنام، جایی که جنگنده F-4 علیرغم داشتن قابلیت درگیری فراتر از برد دیداری (BVR)، به دلیل قوانین درگیری (Rules of Engagement) که نیاز به شناسایی چشمی هدف داشت، نمیتوانست از این قابلیت استفاده کند، نیروی دریایی آمریکا در طراحی F-14، یک سیستم تلویزیونی جلوی دماغه (TVC) را به سامانه راداری AWG9 افزود تا اهداف در فواصل دور بهصورت چشمی و دقیق شناسایی شوند. همچنین، سامانههای دید در شب فروسرخ (FLIR) و اپتیک و لیزری برای هلیکوپترهای تهاجمی ارتش آمریکا به یک استاندارد تبدیل شد. در طراحی F-35، EOTS بهعنوان یک سامانه استاندارد در نظر گرفته شد، هم برای شناسایی دقیق اهداف با استفاده از امواج نوری و فروسرخ در فواصل دور و هم برای مسافتیابی لیزری و هدفگیری.
DAS نیز شامل ۶ دوربین در اطراف بدنه است که تصاویر اپتیکی و فروسرخ را برای نمایشگر کلاهخود خلبان (HMD) فراهم کرده و یک نمای کروی و بدون وقفه از محیط اطراف (AR) ایجاد میکند. همچنین در صورت شلیک موشک به سمت جنگنده، بهطور خودکار هشدار میدهد. DAS و EOTS مکمل یکدیگرند. DAS دیدی همهجانبه (مشاهده کلی) دارد و EOTS دقیق و ریزبین (مشاهده جزئیات) است. اغلب DAS نقش هدایتکننده EOTS را ایفا میکند.
اما با توجه به درگیری اخیر با جی-16، به نظر میرسد که یا برد تشخیص و حساسیت DAS کافی نبوده، وگرنه اجازه نمیداد جی-16 تا فاصله ۸۰۰ متری نزدیک شود.
در اطراف چین، ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور و استرالیا شروع به دریافت F-35 کردهاند و تحویل F-35 به استرالیا به پایان رسیده است. مشخص نیست چه تعداد از این جنگندهها متعلق به استانداردهای فنی اولیه هستند که اصلاً قابلیت ارتقاء ندارند و چه تعداد به استاندارد Block 3 ارتقاء یافتهاند. اما مسلم است که هیچکدام به استاندارد Block 4 ارتقاء نیافتهاند و به احتمال زیاد، ارتقاء به این استاندارد برایشان آسان نخواهد بود.
پیشتر گزارشی منتشر شده بود مبنی بر اینکه F-35Aهای دسته ۱۷ (Lot 17) نیروی هوایی آمریکا بدون رادار تحویل داده شدهاند و محل نصب رادار با وزنههای تعادلی پر شده است. تحویل جنگنده بدون رادار در نگاه اول عجیب به نظر میرسد، اما از نظر فنی امکانپذیر است و به معنای نداشتن توان رزمی نیست. F-35 دارای سیستمهای دادهپردازی (دیتالینک) و تلفیق اطلاعات (Data Fusion) کاملی است. اطلاعاتی که به خلبان نمایش داده میشود، حاصل تلفیق بیدرز اطلاعات حسگرهای خود جنگنده با اطلاعات خارج از جنگنده (شامل جنگندههای دوست، آواکس و زمینی) است. به بیان دیگر، خلبان اطلاعات هدف را میبیند، اما منبع اطلاعات برای او شفاف است و تفاوتی بین حسگر خودی یا خارجی وجود ندارد. علاوه بر این، در غیاب رادار، EOTS و DAS همچنان فعال هستند و اطلاعات آنها در داخل جنگنده با هم تلفیق میشود. البته اهمیت رادار غیرقابل انکار است. دیتالینک بهطور ذاتی با تأخیر همراه است و غنای اطلاعات خارجی به پای اطلاعات حسگر خودی نمیرسد. بنابراین، نبود رادار به معنای کاهش توان رزمی است.
اما نیروی هوایی آمریکا بهطور رسمی به رسانهها اعلام کرد که F-35Aهای دسته ۱۷ به رادار APG-81 مجهز شدهاند. مشخص نیست که آیا این رادارها برای همیشه بر روی این جنگندهها باقی خواهند ماند یا در آینده با APG-85 تعویض خواهند شد. در صورت تعویض، میزان تغییرات ساختاری مورد نیاز مشخص نیست. چه در مورد دسته ۱۷ و چه در مورد دستههای قدیمیتر، امکان تعویض رادار با APG-85 از طریق تغییرات ساختاری وجود دارد. به شرطی که عزم کافی و بودجه کافی وجود داشته باشد، هیچ چیز غیرممکن نیست. اما سؤال اینجاست که آیا آمریکا اکنون چنین عزم و بودجهای دارد؟
و مهمترین مسئله اینجاست: وقتی F-35 حتی توان مقابله با جی-16 را ندارد، اگر در برابر جی-20 و جی-35 قرار گیرد، وضعیت چگونه خواهد بود؟
رسانههای خارجی در حال گمانهزنی هستند که بر اساس روند کنونی، نیروی هوایی چین تا سال ۲۰۳۰ ممکن است تا ۱۰۰۰ فروند جی-20 در اختیار داشته باشد. این احتمالاً اغراقآمیز است، اما تعداد جی-20ها از ۳۰۰ فروند فراتر رفته و نسخههای کاملاً عملیاتی (A) نیز به تعداد زیاد وارد ناوگان شدهاند. در چنین شرایطی، آیا F-35 قادر به ادامه حیات خواهد بود؟

