آمریکا از اروپا می‌خواهد برای حفظ سلطه جهانی غرب، میراث استعماری را بپذیرد
آنا وراکار

ترجمه مجله جنوب جهانی
یک سال پس از آنکه جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵ با اعلام پایان روابط فراآتلانتیکی به شکلی که می‌شناختند، سیاستمداران اروپایی را شوکه کرد، به نظر می‌رسد این سیاستمداران جایگاه خود را بازیافته‌اند. اما این بازیابی موقعیت، بهایی داشته است: پذیرش تمام خواسته‌های دولت ترامپ و اختصاص منابع بیشتر این بلوک به جنگ و مسابقه تسلیحاتی. در سخنرانی‌های امسال در این کنفرانس، از اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، گرفته تا فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، بر افزایش هزینه‌های نظامی، ساختن ارتش‌های جدید و به قول فون در لاین، شکستن «دیوار سخت بین بخش غیرنظامی و دفاعی» تأکید شد.

در عوض، آنها سخنرانی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده را شنیدند که کاملاً با معیارهای ارتباطی اتحادیه اروپا هماهنگ بود: سنجیده، محتاطانه و سرشار از ابراز حسن نیت. پس از شرح مفصل روبیو از «پیوندهای تاریخی» میان آمریکا و اروپا و تأکید بر اینکه دولت کنونی همچنان اروپا را شریکی مطلوب می‌داند، فضای سالن چنان مملو از احساس آسودگی خاطر شده بود که حتی مدیران جلسه نیز به آن اذعان کردند. این واکنش‌ها به‌وضوح نشان داد که هرگونه استقلال‌طلبی تازه‌ی اروپا، که مقامات زیادی در حاشیه کنفرانس بر آن تأکید می‌کردند، همچنان به چراغ سبز واشنگتن وابسته است.

استعمارگران جهان، متحد شوید
در حقیقت، سخنرانی روبیو چشم‌اندازی از آینده اروپا ترسیم کرد که شاید از چشم‌انداز ونس هم ترسناک‌تر بود. وزیر امور خارجه آمریکا گفت: «ما بخشی از یک تمدن هستیم؛ تمدن غرب.» به گفته او، این پیوند تاریخی که حاصلِ صادرات روحیه کاوشگری و مسیحیت اروپا (چیزی که دیگران غارت استعماری می‌نامند) به جهان است، اکنون با چالش‌های جدیدی روبه‌روست که باید در سایه اتحاد غرب با آنها مقابله کرد. به زعم روبیو، این چالش‌ها ناشی از دهه‌ها غفلت در برابر «فرقه اقلیم‌گرایی»، مهاجرت و صنعت‌زدایی است. او توضیح نداد که صنعت‌زدایی تحمیل‌شده بر کشورهای اروپای شرقی توسط نهادهای مالی تحت سلطه آمریکا چگونه با این روایت همخوانی دارد.

روبیو گفت: «پرسش بنیادینی که ابتدا باید به آن پاسخ دهیم این است که دقیقاً از چه چیزی دفاع می‌کنیم، زیرا ارتش‌ها برای مفاهیم انتزاعی نمی‌جنگند. ارتش‌ها برای یک ملت می‌جنگند؛ ارتش‌ها برای یک سبک زندگی می‌جنگند. و این همان چیزی است که ما از آن دفاع می‌کنیم: تمدنی بزرگ که دلایل بسیاری برای افتخار به تاریخ خود، اطمینان به آینده خود و هدفش این است که همواره ارباب سرنوشت اقتصادی و سیاسی خویش باشد.»
در این تصویر، ارتش‌های جدید و درخشان اروپا (به رهبری ارتش آلمان، اگر قرار باشد مرتس حرفی برای گفتن داشته باشد) برای حفاظت و احیای قدرت غرب (و علیه کمونیسم، با توجه به دفعاتی که روبیو از میراث مشترک ضدکمونیستی نام برد) خواهد جنگید. روبیو در ادامه گفت: «به مدت پنج قرن، پیش از پایان جنگ جهانی دوم، غرب در حال گسترش بود – مبلغان مذهبی، زائران، سربازان و کاوشگرانش از سواحل آن به دریا می‌زدند تا از اقیانوس‌ها بگذرند، قاره‌های جدید را آباد کنند، امپراتوری‌های پهناور بسازند و در سراسر جهان پراکنده شوند.» او تأکید کرد که شرکای اروپایی اگر می‌خواهند از جایگاه خود در جهان محافظت کنند، باید به این تاریخ «افتخار» کنند. او همچنین خاطرنشان کرد که برای رسیدن به این هدف، غرب مغرور «دیگر نباید نظم به اصطلاح جهانی را بالاتر از منافع حیاتی مردم و ملت‌های خود قرار دهد.»

«چین نیرویی وفادار به صلح خواهد بود»
در میان آنچه رهبران اروپایی نامیده می‌شوند، هیچ نشانه‌ای از ناراحتی معنادار بابت شنیدن چنین روایت خلاقانه‌ای از تاریخ که قرن‌ها استعمار و خشونت بهره‌کشانه علیه دیگر مناطق جهان را بی‌اهمیت جلوه می‌داد، دیده نشد. حتی آن سیاستمدارانی که از پیگیری مشارکت‌های تازه با کشورهای جنوب جهانی و کسب استقلال بیشتر از آمریکا سخن می‌گفتند، این کار را با استفاده از همان مفاهیمی انجام دادند که طی دهه‌های اخیر استانداردهای زندگی میلیون‌ها نفر را در اروپا و فراتر از آن کاهش داده است: موافقتنامه‌های تجارت آزاد و نادیده گرفتن (کم و بیش محتاطانه) همکاری با چین.

در درون سالن‌های کنفرانس، تنها جایگزین اساسی برای این ویران‌شهری که روبیو ترسیم کرد، از سوی وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، ارائه شد. او بر اهمیت سازوکارهای بین‌المللی برآمده از همکاری جهانی (نه حسن نیت قدرت‌های غربی، آن‌گونه که در سخنان آمریکا مطرح شد) و نیز بر جایگزین‌هایی برای تقابل مسلحانه تأکید کرد. وانگ یی گفت: «دلیل اینکه نظام بین‌الملل به اندازه کافی خوب کار نمی‌کند، به خود سازمان ملل بازنمی‌گردد، بلکه به کشوری خاص بازمی‌گردد که به دنبال بزرگ‌نمایی تفاوت‌ها و اختلافات، قرار دادن خود فراتر از دیگران، دامن زدن به تقابل بلوکی و حتی احیای ذهنیت جنگ سرد است.»

او افزود: «چین نیرویی وفادار به صلح خواهد بود. ما به مسیر توسعه صلح‌آمیز پایبند خواهیم ماند و از همه کشورها می‌خواهیم که همین کار را انجام دهند. چین نیرویی قابل اعتماد برای ثبات خواهد بود […] چین نیرویی پیشرو در تاریخ خواهد بود. ما قاطعانه از دستاوردهای پیشرفت تمدن بشری دفاع خواهیم کرد، چهار ابتکار بزرگ جهانی را پیش خواهیم برد و ایجاد جامعه‌ای با آینده‌ای مشترک برای بشریت را ترویج خواهیم داد.»
در بیرون از محل برگزاری کنفرانس، هزاران نفر – کنشگران اتحادیه‌های کارگری، گروه‌های جوانان، اعضای احزاب چپ و ترقی‌خواه – علیه دستورکار پیشنهادی آمریکا و شرکای اروپایی‌اش تظاهرات کردند. آنها خواستار پایان حملات آمریکا به کوبا، ونزوئلا و دیگر کشورهای آمریکای لاتین؛ صلح و حاکمیت واقعی برای مردم فلسطین؛ و اروپایی عاری از خدمت اجباری سربازی و جنگ شدند.