
در جریان رزمایش «کنترل هوشمند تنگه هرمز» در ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ (۱۷ فوریه ۲۰۲۶)، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ویدئویی از شلیک موشک سطحبههوای صیاد-۳G توسط ناو شهید صیاد شیرازی از سامانهی پرتاب عمودی در آبهای محدود تنگه هرمز منتشر کرد. رسانههای ایرانی و بینالمللی این رویداد را نخستین پرتاب عمومی و دریایی این سامانهی پدافند هوایی دوربرد با برد عملیاتی حدود ۱۵۰ کیلومتر توصیف کردهاند. این آزمایش هرچند بهطور ناگهانی موازنهی نیرو در خلیج فارس را تغییر نداد، اما نشانگر تحولی مهم بود: شناورهای کاتاماران کلاس شهید سلیمانی در حال تبدیل شدن به سکوهای رزمی سطحی چندمنظورهای هستند که میتوانند در شرایط بحرانی، راهبرد ایران برای مهار دریایی در اطراف مهمترین گلوگاه انرژی جهان را تقویت کنند.
چهار فروند از ناوچههای کلاس شهید سلیمانی که هماکنون در اختیار نیروی دریایی سپاه قرار دارند، شناورهای کاتاماران چندمنظوره، جمعوجور اما بهشدت مسلحی با طولی بین ۶۵ تا ۶۷ متر و وزنی حدود ۶۰۰ تن هستند. این شناورها با بدنههای دوگانه آلومینیومی، طراحی زاویهدار و سرعتی در حدود ۳۲ گره دریایی ساخته شدهاند. سامانهی رزمی آنها حول محور یک باتری موشکی ترکیبی طراحی شده است: شش فروند موشک کروز ضدکشتی از نوع پرتابشونده از جعبه (معمولاً ترکیبی از موشکهای نور، غدیر و نصیر)، یک مجموعه پرتاب عمودی با شش سلول بزرگ برای موشکهای کروز تهاجمی زمینبهزمین یا ضدکشتی از جمله موشک ابومهدی، و تا ۱۶ سلول کوچکتر برای موشکهای سطحبههوا. تسلیحات تکمیلی شامل یک توپ ۳۰ میلیمتری، چندین جایگاه گاتلینگ ۲۰ میلیمتری کنترل از راه دور، پرتابگرهای چف و فلر و یک عرشه پرواز با فضای کافی برای یک بالگرد متوسط است. فرماندهان ایرانی همچنین اعلام کردهاند که شناورهای بعدی این کلاس قادر به حمل موشکهای کروز با برد ۷۵۰ کیلومتر و در نهایت موشک کروز دریایی قدر-۴۷۴ با برد ۲۰۰۰ کیلومتر خواهند بود، هرچند میزان واقعی یکپارچهسازی این سامانهها و حجم ذخایر آنها هنوز بهدرستی روشن نیست. از منظر نیروی دریایی ایالات متحده، این مشخصات نشاندهندهی سکویی است که برای بازدارندگی در دریا و حضور قهری بهینهسازی شده، نه برای تسلط بر آبهای آزاد، اما همچنان توانایی تأثیرگذاری بر موازنهی محلی قدرت آتش در آبهای محدود را دارد.
از حیث تهاجمی، یک حملهی همهجانبه توسط شناور کلاس سلیمانی احتمالاً ترکیبی از چندین موشک با بردها و انواع مختلف جستجوگر خواهد بود که از یک سکوی سریع با قابلیت کاهش سطح مقطع راداری، شلیک میشوند. این شناورها میتوانند درون تنگه هرمز یا در خلیج عمان عملیات کنند. در شرایط بحرانی، احتمال استقرار این ناوها در نزدیکی تنگه، اما خارج از محدودهی باریک تردد، بیشتر است. آنها با استفاده از برد عملیاتی ۵۰۰۰ مایل دریایی خود، میتوانند در فواصل دورتر حرکت کرده و نفتکشها یا شناورهای اسکورت را در مسیرهای قابل پیشبینی تردد دریایی تهدید کنند. موشکهای کروز دوربرد زمینبهزمین یا ضدکشتی که با هدایت رادارهای ساحلی، پهپادها و اقدامات پشتیبانی الکترونیکی غیرفعال هدایت میشوند، میتوانند به نیروی دریایی سپاه امکان دهند بدون نیاز به نزدیک شدن به برد توپخانه یا موشکهای سبک دشمن، با اهداف درگیر شوند و بدین ترتیب مسئلهی دفاعی را برای اسکورتهای آمریکایی یا متحدانش پیچیدهتر کنند. در مقابل، ایالات متحده تقریباً بهطور قطع این شناورها را اهدافی با اولویت بالا تلقی خواهد کرد: اگرچه ردپای راداری آنها به دلیل طراحی کاتاماران و ساختار آلومینیومی کاهش یافته، اما همچنان در محدودهی تشخیص رادارهای پیشرفتهی جستجوی سطحی، سامانههای شناسایی الکترونیکی هوایی و نظارت ماهوارهای قرار دارند. در یک درگیری سطح بالا، بقای این شناورها احتمالاً کمتر به «پنهانکاری» و بیشتر به پراکندگی، فریب، تغییر سریع موقعیت و میزان پذیرش ریسک از سوی ایران برای قرار دادن چنین داراییهای کمیابی در معرض آتش دوربرد ایالات متحده وابسته خواهد بود.
پرتاب موشک صیاد-۳G از این ناوها سوی دیگر معادله را برجسته میکند: این شناورها نه تنها سکوهای پرتاب موشکهای ضدکشتی هستند، بلکه میتوانند بهعنوان گرههای محلی دفاع هوایی عمل کنند. منابع غیررسمی نشان میدهند که برخی از شناورهای این کلاس، از جمله شهید صیاد شیرازی و حسن باقری، به مجموعهای از موشکهای کوتاهبرد ناواب با قابلیت پرتاب عمودی و تعدادی موشک دوربرد صیاد-۳ مجهز شدهاند. اگر برد درگیری ۱۵۰ کیلومتری ادعاشده حتی تا حدودی در شرایط عملیاتی واقعی تحقق یابد، یک شناور کلاس سلیمانی که در نزدیکی آبراه اصلی مستقر شده باشد، میتواند فضای هوایی مورد استفاده بالگردها، پهپادها و هواپیماهای گشت دریایی آمریکا و متحدانش را که به مأموریتهای نظارت سطحی و دفاع گروهی مشغولند، به چالش بکشد. در عمل، میزان این چالش به عملکرد رادار، کیفیت کنترل آتش، مقاومت در برابر جنگ الکترونیک و توانایی شناور برای بقا در برابر ضدحمله پس از فعالسازی سامانههایش بستگی دارد. بهنظر میرسد نیروی دریایی سپاه از این موشکهای پدافند هوایی بهصورت محدود و فرصتطلبانه استفاده کند و به دنبال ایجاد حبابهای دفاعی موضعی و ناپیوسته باشد، نه یک چتر دائمی؛ زیرا میداند که انتشار مداوم امواج راداری، سرکوب فوری توسط نیروی هوایی ایالات متحده و سلاحهای دوربرد شلیکشده از ناوهای آمریکایی را در پی خواهد داشت.
شاید مهمترین نقش شناور کلاس سلیمانی، ایفای وظیفه بهعنوان یک گره متحرک فرماندهی و پشتیبانی آتش برای تاکتیکهای نامتقارن نیروی دریایی سپاه باشد. بدنهی کاتاماران عرشهی کاری وسیع و جرثقیلی فراهم میکند که قادر به استقرار و بازیابی چندین شناور تندرو تهاجمی است و عملاً این ناو به یک کشتی مادر برای قایقهای گروهی تبدیل میشود که وظایف تهاجمی، عملیات سوارشدن یا مینگذاری را انجام میدهند. در سناریویی مشابه توقیف نفتکشهایی همچون MSC Aries یا Talara، که در آن قایقهای کوچک سپاه کشتیهای تجاری را در تنگه هرمز یا نزدیک آن متوقف کردند، یک شناور کلاس سلیمانی میتواند در افق مستقر شود و ارتباطات فراتر از خط دید، بهروزرسانی اطلاعات هدف و در صورت دستور، آتش موشکهای دوربرد را علیه اسکورتهای نزدیکشونده تأمین کند. این ساختار لایهای (موشکها و مینهای ساحلی، قایقهای تندرو در خط تماس، و ناوچههای موشکانداز بهعنوان شلیککنندههای پشتیبان و گرههای فرماندهی و کنترل) توانایی ایران برای بستن تنگه را تضمین نمیکند، اما هزینه و پیچیدگی هرگونه تلاش آمریکا برای باز نگه داشتن خطوط دریایی زیر آتش را افزایش میدهد.
این تحولات دریایی را باید در چارچوب وسیعتر رزمایشها و علامتدهی ایران درک کرد. در بهمن ۱۴۰۴، سپاه پاسداران بهطور موقت بخشهایی از تنگه هرمز را برای چند ساعت بست و علت آن را «تمهیدات امنیتی» مرتبط با رزمایشهای شامل پرتاب موشک و نظارت یکپارچه اعلام کرد. رزمایشهای گستردهتر قبلی نیز پرتاب موشکهای کروز و ضدکشتی از سکوهای ساحلی و داخلی را به نمایش گذاشتند و وضعیت بازدارندگی دریایی را که پیشتر شامل ظرفیت مینریزی قابل توجه و شبکهای متراکم از شناورهای کوچک است، تقویت کردند. حضور چهار شناور کلاس شهید سلیمانی در این محیط، برنامهریزان ایرانی را تشویق میکند که به مفهوم «موشکاندازهای متحرک» بیندیشند که دامنهی پوشش را فراتر از باتریهای ساحلی ثابت گسترش میدهد و امکان آزمایش عملیات دریایی توزیعشده (البته در مقیاسی بسیار کوچکتر و با انعطافپذیری کمتر از مفهوم آمریکایی) را فراهم میکند. برای شرکتهای تجاری و بیمهگران، حتی تصور استقرار چنین شناورهایی در خلیج عمان یا شمال دریای عرب میتواند در شرایط بحرانی به تغییر مسیر کشتیها، افزایش شدید حق بیمه و کاهش سرعت خودخواسته منجر شود؛ آثاری که تهران مدتهاست از آنها بهعنوان اهرم استراتژیک بدون عبور از آستانهی درگیری آشکار بهره برده است.
از دیدگاه ایالات متحده و متحدانش، ظهور یک شناور رزمی سطحی در نیروی دریایی سپاه که قابلیت شلیک همزمان موشکهای ضدکشتی و موشکهای سطحبههوا از سامانهی پرتاب عمودی را دارد، بهجای ایجاد یک مسئلهی کاملاً جدید، منطق قدیمی را تقویت میکند: هرگونه تلاش جدی ایران برای نظامیسازی تنگه، نیازمند عملیاتی علیه شبکهی حملات دریایی و ساحلی آن خواهد بود. ناوگان پنجم ایالات متحده مستقر در بحرین، پیشتر برای چنین محیطی آموزش دیده و تجهیز شده است؛ ناوشکنهای کلاس آرلی برک با سامانههای دفاع هوایی و موشکی اِجیس، شناورهای گشتی، کشتیهای مینروب، هواپیماهای گشت دریایی و شبکهای رو به رشد از شناورهای سطحی و هوایی بدون سرنشین در این ناوگان ادغام شدهاند. عبورهای اخیری که شناورهای سطحی بدون سرنشین MAST-13 شرکت L3Harris را در کنار قایقهای گارد ساحلی و ناوشکنهای موشکانداز از تنگه هرمز عبور دادند، نشان میدهد که ایالات متحده چگونه از داراییهای بدون سرنشین برای گسترش دامنهی حسگرها و دور نگه داشتن شناورهای سرنشیندار از محورهای تهدید فوری استفاده میکند؛ روندی که احتمالاً با واگذاری تدریجی مأموریتهای ضد ازدحام و ضد مین به سکوهای بدون سرنشین شتاب بیشتری خواهد گرفت. در هرگونه درگیری با احتمال بالا، بسیار محتمل است که نیروهای آمریکایی خنثیسازی یا سرکوب زودهنگام موشکاندازهای کلاس سلیمانی را در اولویت قرار دهند و از برتری اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی خود، سلاحهای دقیق دوربرد و قدرت هوایی برای جلوگیری از شکلگیری بلندمدت نبرد توسط این داراییهای نسبتاً اندک استفاده کنند.
در سطح ژئواستراتژیک، کلاس شهید سلیمانی را باید بهعنوان یکی از رشتههای تلاش گستردهتر ایران برای ایجاد تهدیدی معتبر علیه جریانهای انرژی جهانی و کریدورهای مداخلهی ایالات متحده در نظر گرفت، نه یک «گلولهی نقرهای» که به تنهایی بتواند تنگه هرمز را مسدود کند. ارزیابیهای مستقل متعدد نشان میدهد که ظرفیت تهران برای تهدید ترانزیت دریایی از طریق تنگه هرمز ناشی از ترکیب محدودیتهای جغرافیایی، قابلیتهای موشکی و مینریزی چندلایه، و کاربرد تاکتیکهای حملهی سریع با قایقهای تندرو است که همگی در چارچوب راهبردی طراحی شدهاند تا امکان تشدید کنترلشده درگیری را در عین حفظ ابهام عملیاتی فراهم آورند. در این زمینه، شناورهای کاتاماران کلاس سلیمانی احتمالاً به همان اندازه که ابزارهای صرفاً جنگی هستند، بهعنوان نمادهایی قابل مشاهده از پیشرفت فناوری و قصد بازدارندگی عمل میکنند. تعداد محدود، جابجایی متوسط و آسیبپذیری آنها در برابر جنگهای سطحی آمریکا و متحدانش به این معناست که در هر رویارویی طولانی، تقریباً قطعاً شکست خواهند خورد. با این حال، حضور آنها خود موجب افزایش اصطکاک روزمره میشود: هر اسکورت عبوری، هر پرواز نظارتی بدون سرنشین، و هر مأموریت اطمینانبخشی ائتلاف، اکنون باید احتمال (هرچند در هر روز معین بعید) درگیری با پشتیبانی موشکهای عمودپرتاب از سوی یک شناور نیروی دریایی سپاه را در نظر بگیرد، نه فقط مزاحمت قایقهای کوچک.
شناورهای کلاس شهید سلیمانی ایران و آزمایش اخیر موشک صیاد-۳G، تحولی تدریجی اما واقعی در توانایی نیروی دریایی سپاه را نشان میدهند: حرکتی به سوی سکوهای فشرده، سریع و انباشته از موشک که قادر به انجام حملات تهاجمی و دفاع هوایی محلی در یک فضای دریایی بسیار محدود و از نظر استراتژیک حیاتی هستند. این شناورها اگر هوشمندانه و با پشتیبانی اطلاعاتی و فرماندهی منسجم به کار گرفته شوند، میتوانند هرگونه مداخله یا عملیات اسکورت آینده آمریکا در داخل و اطراف تنگه هرمز را پیچیدهتر کنند و فرماندهان آمریکایی را مجبور به تخصیص داراییهای بیشتر برای نظارت، هشدار زودهنگام و هدفگیری پیشدستانه نمایند. با این حال، موازنهی قوا همچنان به شدت به نفع ایالات متحده و شرکای آن است. نیروی دریایی آمریکا از برتری قابل توجهی در یکپارچهسازی حسگرها، عمق زرادخانه، دفاع هوایی و موشکی، و ادغام سامانههای بدون سرنشین برخوردار است، و همهی اینها ذیل تعهد سیاسی دیرینهی این کشور برای باز نگه داشتن خطوط دریایی جهانی قرار میگیرد. از این منظر، بهتر است کلاس سلیمانی را نه یک تغییردهندهی بازی، بلکه ابزاری تیزتر در جعبهابزار ایران دانست که برنامهریزان آمریکایی دهههاست آن را مطالعه کرده و هماکنون نیز راهبردهای مقابلهای برای حفظ بازدارندگی و آزادی دریانوردی در حساسترین تنگهی جهان تدوین میکنند.
نوشتهی تئومان اس. نیکانچی – تحلیلگر دفاعی، گروه شناسایی ارتش
تئومان اس. نیکانچی دارای مدرک علوم سیاسی، سیاست تطبیقی و بینالملل و روابط بینالملل و دیپلماسی از دانشگاههای برجسته بلژیک است. تحقیقات او بر رفتار استراتژیک روسیه، فناوری دفاعی و جنگ مدرن متمرکز است. او تحلیلگر دفاعی در Army Recognition بوده و در زمینه صنعت دفاعی جهانی، تسلیحات نظامی و فناوریهای دفاعی نوظهور تخصص دارد.
چگونه ایران ممکن است خود را برای یک حمله احتمالی آمریکا آماده کند
لیدیا موریش و فریا گیبسون، تهیهکنندگان اوسینت (OSINT)
ترجمه مجله جنوب جهانی
۲۰ فوریه ۲۰۲۶
تحلیل تصاویر ماهوارهای توسط تیم داده و پزشکی قانونی اسکاینیوز نشان میدهد که ایران در بحبوحه تنشهای فزاینده با ارتش ایالات متحده، در حال تقویت تأسیسات هستهای و دفاعی خود و نیز برگزاری رزمایشهای مشترک با نیروهای روسیه است.
آخرین تحولات در تأسیسات هستهای ایران
به نظر میرسد ایران از زمان حملات اسرائیل و ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۵ که به زیرساختهای سه مرکز کلیدی آسیب زد، در حال تقویت دفاعیات نیروگاههای هستهای و تأسیسات نظامی خود باشد. با این حال، فعالیت اصلی غنیسازی همچنان محدود و زیر نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
مراکز اصلی که در حملات سال گذشته آسیب دیدند، تأسیسات غنیسازی فردو و نطنز و همچنین مجتمع هستهای اصفهان بودند. این سایتها نقاط کانونی زیرساخت هستهای ایران به شمار میروند. تصاویر ماهوارهای بازه زمانی ۶ دسامبر ۲۰۲۵ تا ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶، تعمیرات سازهای و حفر تونلهای جدیدی را در این مکانها نشان میدهد.
دیوید آلبرایت، رئیس مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی (آیسیاساس)، در این باره به اسکاینیوز گفت: «در سایتهای مرتبط با برنامه هستهای، شاهد پاکسازی و سپس در مواردی بازسازی تأسیسات هستیم.» او افزود: «این آمادهسازیها در انتظار یک حمله انجام میشود تا نقاط ضعف احتمالی به حداقل برسد.»
بر اساس گزارشی از این مؤسسه در ۹ فوریه، «مسدود کردن مجدد ورودی تونلها به کاهش اثر هرگونه حمله هوایی کمک کرده و همچنین مانع دسترسی نیروهای زمینی در یک عملیات ویژه برای تصرف یا انهدام اورانیوم با غنای بالا در داخل تونلها میشود.»
در نطنز نیز تصاویر ماهوارهای حاکی از ساختوساز در تأسیسات آسیبدیده از حملات ژوئن است. در نزدیکی این سایت، تأسیسات جدیدی به نام کوه «پیکاکس» (کلنگ گزلا) در حال ساخت است و تصاویر، استحکامبخشیدن به شفتهای تونل را در آنجا نشان میدهد.
آلبرایت در این رابطه توضیح داد: «در پیکاکس به وضوح میبینیم که اقداماتی برای مستحکمسازی ورودی تونلها انجام شده که آسیبپذیرترین نقطه این تأسیسات زیرزمینی است.» به گفته او، تأسیسات فردو در نزدیکی قم نیز که به شدت در حملات ۲۰۲۵ تخریب شد، از آن زمان تاکنون فعالیت چندانی در آن دیده نشده است.
آلبرایت با اشاره به اصفهان گفت: «از دید ما، برخی از این اقدامات حفاظتی نشان میدهد که هنوز دارایی باارزشی در داخل این تأسیسات وجود دارد. این که آیا این داراییها قابل بازیابی هستند یا خیر، مشخص نیست.»
سایر مراکز نظامی کلیدی
تصاویر ماهوارهای همچنین از تعمیر و تقویت سایر مجتمعهای حیاتی ایران حکایت دارد. در مجتمع نظامی پارچین، یکی از حساسترین سایتهای نظامی کشور، تصاویر ۲۴ ژانویه پوششهای بتنی جدیدی را نشان میدهد.
تحلیلی از مؤسسه آیسیاساس در ۲۲ ژانویه به پیشرفت ساخت یک «تابوت بتنی» در اطراف تأسیسات تازهساز در این سایت اشاره کرد. این مؤسسه در نوامبر گزارش داده بود که تصاویر نشاندهنده «ساختوساز مداوم و وجود محفظهای استوانهای بلند، به طول حدود ۳۶ متر و قطر ۱۲ متر، در داخل یک ساختمان است که احتمالاً یک محفظه مهار انفجار قوی (Strong Containment Vessel) میباشد». چنین محفظههایی برای آزمایشهای مربوط به سلاحهای هستهای ضروری هستند.
آلبرایت همچنین گفت ایران سقفی بر روی تأسیسات تخریبشده در نیروگاه آزمایشی این مجتمع نصب کرده تا آن را از دید پنهان کند.
پایگاه موشکی تبریز در شمال غرب کشور نیز از دیگر سایتهای در حال بازسازی است. تصاویر ماهوارهای نشان میدهد ساختمانهای این پایگاه که یکی از مراکز اصلی پرتاب و انبار موشکهای ایران است، پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵ به طور کامل ترمیم شدهاند.
تحرکات نظامی ایران
نیروهای روسیه و ایران در ۱۹ ژانویه رزمایش مشترکی در خلیج عمان و اقیانوس هند برگزار کردند. خبرگزاری دولتی ایرنا هدف از این رزمایش را «ارتقای هماهنگی عملیاتی و تبادل تجربیات نظامی» اعلام کرد.
اسکاینیوز تأیید کرده که این رزمایشها از جزیره لارک و بندر شهید باهنر، دو نقطه راهبردی که به ترتیب بر تنگه هرمز و مقر اصلی نیروی دریایی ایران تسلط دارند، هدایت میشده است.
این رزمایشها همزمان با دور جدید مذاکرات میان ایران و آمریکا بر سر برنامه هستهای جنجالبرانگیز ایران انجام شد. در حین برگزاری این مذاکرات، رسانههای دولتی ایران از شلیک موشکهای زنده به سمت تنگه هرمز خبر دادند که منجر به بسته شدن موقت این آبراه حیاتی شد.
ایرنا به نقل از دریادار حسن مقصودلو از نیروی دریایی ایران هدف از این رزمایشها را ارتقای امنیت و همکاری پایدار دریایی عنوان کرد.
مارک کانسیان، مشاور ارشد مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (سیاسآیاس)، معتقد است: «روسیه تلاش میکند به متحد خود کمک کند، اما تواناییهایش به شدت محدود است چرا که به طور کامل درگیر جنگ اوکراین است.»
این رزمایشها با مانورهای اخیر ایران در ۱۶ و ۱۷ فوریه نیز همخوانی دارد. در آن تاریخ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عملیات دریایی و آتش زنده از جمله پرتاب موشک را در مسیرهای کلیدی کشتیرانی از جمله تنگه هرمز اجرا کرد.
داراییهای دریایی ایران
اسکاینیوز با استفاده از دادههای TankerTrackers، چندین شناور نیروی دریایی ایران از جمله ناو پهپادبر شهید باقری را در ۱۶ ژانویه در سواحل بندرعباس ردیابی کرد. تصاویر ماهوارهای وجود این شناور را در فاصله ۱۰ کیلومتری ساحل تأیید میکند. این کشتی که قادر به حمل ۶۰ پهپاد و چندین بالگرد است، بارها در این بخش از تنگه هرمز مشاهده شده است.
مارک کانسیان، شهید باقری را یک «نوآوری هوشمندانه» خواند و آن را بخشی از تهدید ایران علیه تنگه هرمز دانست.
وی افزود که ایران با نشانهگیری این ناو به سمت یواساس آبراهام لینکلن، ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز آمریکا، عملاً ایالات متحده را تهدید کرده است.
کانسیان در پاسخ به این پرسش که آیا داراییهای دریایی ایران در موقعیتی هستند که بتوانند به آمریکا هشدار دهند، گفت: «بله. دولت ایران در لفاظیهای خود تهاجمی عمل کرده و تحرکات دریایی را همراه با رزمایش مشترک با روسیه برای تقویت این رویکرد به کار گرفته است.»

