
میثم طاهری برای مجله جنوب جهانی
این روزها باز هم شاهد موج جدیدی از دروغپردازیهای رسانهای هستیم که با هدفی کاملاً مشخص و از پیش طراحیشده تولید و منتشر میشوند. خبری که به تازگی از سوی یک تارنمای وابسته به عربستان سعودی و اسرائیل منتشر شده، نمونهای بارز از این دست عملیاتهای روانی است که در آن تلاش میشود با وارونه جلوه دادن واقعیتها و جابجا کردن نقش ظالم و مظلوم، افکار عمومی جهان را نسبت به جنایتهای آیندهای که در راه است، بیحس و بیتفاوت کنند. این خبر که با استناد به گفتههای منابعی ناشناس و بدون هویت روشن، ادعا میکند فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیمارستانها جلسه برگزار میکنند، در حقیقت بخشی از یک سناریوی بزرگتر و بسیار خطرناک است که پیش از این در مورد غزه و سایر نقاطی که قربانی تجاوزگریهای آمریکا و رژیم صهیونیستی بودهاند، به کار گرفته شده است.
آنچه در این خبرها به عنوان یک نگرانی دروغین درباره نظامیشدن فضاهای غیرنظامی مطرح میشود، در اصل تلاشی است برای معکوس نشان دادن حقیقت. این رسانههای وابسته به محور شرارت در منطقه هستند که میخواهند با چنین دروغپردازیهایی، زمینه را برای تکرار فاجعه انسانی دیگری شبیه به آنچه در غزه رخ داد، فراهم آورند. آنها میخواهند با طرح این ادعاهای بیاساس که بیمارستانها و اماکن عمومی ایران به مراکز نظامی تبدیل شدهاند، به نیروهای متجاوز آمریکایی و صهیونیستی بهانهای بدهند تا در آینده بتوانند این مکانها را هدف حملات وحشیانه خود قرار دهند. این یک تاکتیک کاملاً شناخته شده و کهنه است: نخست اتهامی دروغین علیه طرف مقابل مطرح میشود، سپس آن اتهام تبدیل به بهانهای برای ارتکاب بزرگترین جنایتها میگردد. در مورد غزه دیدیم که چگونه رژیم صهیونیستی با ادعای واهی حضور نیروهای مقاومت در بیمارستانها و مدارس، این مراکز را بیرحمانه بمباران کرد و هزاران زن و کودک بیگناه را به خاک و خون کشید. اکنون همان سناریو با همان عوامل و همان بازیگران، در حال طراحی برای ایران عزیز است.
نکته بسیار تأسفبار و قابل تأمل در این خبر، استفاده ابزاری از افرادی است که به عنوان منابع ناشناس یا تحلیلگر از آنها نام برده شده است. این افراد که ظاهراً نگرانی خود را از حضور نیروهای امنیتی در بیمارستانها ابراز داشتهاند، بدون آنکه بدانند یا شاید بدانند و عمداً چشم بر حقیقت ببندند، دارند در یک پروژه بزرگ رسانهای – سیاسی شرکت میکنند که هدف نهایی آن به خطر انداختن جان میلیونها ایرانی است. آنها در اظهارات خود به کنوانسیونهای ژنو و قوانین بینالمللی بشردوستانه استناد میکنند، گویی که منشأ تهدید علیه غیرنظامیان، ایران است. غافل از اینکه آنچه بیمارستانها و مدارس و ورزشگاهها را به هدفی مشروع برای حمله تبدیل میکند، نه حضور یک سرباز یا فرمانده در آن مکان، بلکه تصمیم و اراده یک رژیم متجاوز برای نادیده گرفتن همه قوانین و هنجارهای بینالمللی است. رژیم صهیونیستی هرگز برای بمباران بیمارستانهای غزه به دنبال بهانه نبود؛ خودش بهانهسازی کرد. او با دروغپردازی، جنایتهایش را توجیه نمود و اکنون نیز با کمک رسانههای همسو، در تلاش است تا همان بهانهها را برای تجاوز به ایران فراهم آورد.
وقتی از نگرانی درباره «سپر انسانی» سخن به میان میآید، باید پرسید که تجربه تاریخی چه کسانی را به عنوان استفادهکننده از این تاکتیک جنایتکارانه ثبت کرده است؟ آیا این رژیم صهیونیستی نبود که در جنگهای مختلف خود، غیرنظامیان را به عنوان سپر به کار گرفت و سپس بیمارستانها و مدارس را در غزه و لبنان و سوریه هدف قرار داد؟ آیا این آمریکا نبود که در عراق و افغانستان، با بمباران مراسم عروسی و بیمارستانها، دهها غیرنظامی را به کام مرگ فرستاد و بعد مدعی شد که شبهنظامیان در آن مکانها حضور داشتهاند؟ پروژه دروغپردازی برای توجیه جنایت، پروژهای کاملاً غربی و صهیونیستی است. حال آنها میخواهند با متهم کردن ایران به آنچه خود سالها مرتکب آن شدهاند، افکار عمومی را علیه جمهوری اسلامی بشورانند و راه را برای حملهای دیگر هموار کنند.
تحلیلگرانی که در این خبر به آنها استناد شده، با نادیده گرفتن این پیشینه تاریخی آشکار، تنها به تکرار اتهامات علیه ایران پرداختهاند و از خطر واقعی که ایران و ایرانیان را تهدید میکند، سخنی به میان نیاوردهاند. آنها ادعا میکنند که حضور نیروهای نظامی در فضاهای غیرنظامی، مردم را در معرض خطر قرار میدهد. اما باید پرسید که اگر نیروهای مسلح ایران برای حفظ امنیت و آمادگی در برابر تهدیدات، نیاز به استقرار یا برگزاری جلسهای در جایی داشته باشند، آیا این بهانهای برای دشمن است تا بمبهای خود را بر سر بیماران و کادر درمان فرو ریزد؟ پاسخ روشن است: دشمن اگر بخواهد جنایت کند، نیازی به بهانه ندارد. او خود بهانه را میسازد. و این رسانههای دروغگو هستند که در ساختن این بهانهها نقش اول را بازی میکنند. آنها با این گزارشها، عملاً به دشمنان ایران خط میدهند که «ببینید، اینجا را هدف بگیرید، چون نظامیها آنجا هستند» و بدین ترتیب جان مردم بیگناه را به خطر میاندازند. این رسانهها هستند که با این اقدام خود، به جنایتکاران بینالمللی در شناسایی اهداف یاری میرسانند.
باید به این نکته نیز توجه داشت که ایران پس از انقلاب هرگز جنگی را راه نینداخته و به خاکی تجاوز نکرده. در حالی که رژیم صهیونیستی با استفاده از بمبهای خوشهای و فسفری، بیمارستانها و مدارس را با خاک یکسان میکند، ایران همواره کوشیده است تا از غیرنظامیان اسرائیلی در برابر پاسخ به تجاوز اسرائیل به ایران در حملات موشکی خود محافظت کند. اما این بدان معنا نیست که ایران باید در برابر تهدیدات فزاینده دشمنان، دست بسته بنشیند و از خود دفاع نکند. حضور فرماندهان نظامی در هر نقطه از این کشور، در چارچوب وظایف ذاتی آنها برای حفاظت از امنیت ملی است و هیچ قانون بینالمللی حضور یک شهروند در یک مکان عمومی را به دلیل داشتن مسئولیت نظامی، جرم یا بهانهای برای حمله به آن مکان نمیداند. این تفسیر خطرناک و مغرضانهای است که از سوی رسانههای معاند ترویج میشود تا چهره ایران را در عرصه بینالمللی خدشهدار کند.
هشدار جدی که باید در اینجا داده شود، نه به ایران، بلکه به جامعه جهانی و وجدانهای بیدار است. امروز شاهد آن هستیم که همان رسانههایی که در جریان جنایتهای غزه، یا سکوت کردند یا به توجیه کشتار کودکان پرداختند، اکنون با همان لحن و همان ادبیات، برای کشتار آینده در ایران زمینهچینی میکنند. آنها میگویند نگران غیرنظامیان ایران هستند، اما در عمل مشغول فراهم آوردن بهانه برای کشتن آنها هستند. آنها مدعی حمایت از حقوق بشرند، اما در حال همصدایی با بزرگترین ناقضان این حقوق در جهان هستند. این نمایش تأسفبار ریاکاری، اگر با واکنش قاطع ملتها و دولتهای مستقل مواجه نشود، به فاجعهای بزرگتر از آنچه در غزه دیدیم منجر خواهد شد. ایران هرگز به دنبال جنگ نبوده و نیست، اما اگر جنگی تحمیل شود، با تمام قدرت از خود دفاع خواهد کرد و در این میان، آنان که با دروغ و تزویر، آتش این جنگ را شعلهور میکنند، در برابر خداوند و تاریخ مسئول خواهند بود.
این خبر دروغ را باید در چارچوب یک عملیات روانی گستردهتر تحلیل کرد که هدف آن تضعیف روحیه مردم ایران و ایجاد شکاف میان آنها و نهادهای حافظ امنیت کشور است. آنها میخواهند بگویند که نیروهای مسلح ایران به فکر مردم نیستند و آنها را به کام مرگ میکشانند، تا مردم از حامیان خود فاصله بگیرند و در برابر تهدید خارجی، احساس تنهایی و بیپناهی کنند. اما مردم فهیم ایران، این بازی خطرناک را به خوبی میشناسند. آنها به خوبی به خاطر دارند که در روزهای سختی همچون جنگ تحمیلی، این نیروهای مسلح و مردمی بودند که با ایثار و از خودگذشتگی از خاک و ناموس این کشور دفاع کردند. آنها به خوبی میدانند که این رسانههای وابسته به بیگانگان هستند که همواره در پی ضربه زدن به امنیت و آرامش ایران بودهاند. پس این بار نیز این توطئهها و دروغها بیاثر خواهد ماند و مردم هوشیار ایران، پشتیبان قویتر از همیشه برای نظام و انقلاب خود خواهند بود.
در پایان باید بار دیگر تأکید کرد که طرح ادعاهایی از این دست، نه یک اشتباه رسانهای و نه یک تحلیل سادهانگارانه، بلکه بخشی از یک پروژه کاملاً برنامهریزی شده برای تکرار فاجعه انسانی در ایران است. آمریکا و رژیم صهیونیستی که در جنایتهای غزه نتوانستند به اهداف شوم خود دست یابند و با مقاومت سرسختانه مردم و جبهه مقاومت مواجه شدند، اکنون به دنبال میدان تازهای برای جبران شکستهای خود هستند. آنها با این دروغپردازیها، مشغول شرعیسازی جنایتهای آینده خود نزد افکار عمومی جهان هستند. آنها میخواهند بگویند که اگر بیمارستانهای ایران را بمباران کردند، به خاطر این بوده که آن بیمارستانها به مراکز نظامی تبدیل شده بودند. اگر ورزشگاهها را هدف گرفتند، به دلیل حضور نظامیان در آنها بوده است. و اگر کودکان و بیماران بیگناه کشته شدند، تقصیر خود ایران بوده که از آنها به عنوان سپر انسانی استفاده کرده است. این اوج شکاکیت یا همان گستاخی و بیشرمی سیاسی است که جهان شاهد آن است. وجدانهای بیدار و آزادگان جهان باید در برابر این پروژه خطرناک بایستند و اجازه ندهند بار دیگر بشریت شاهد فاجعهای به نام تکرار غزه، این بار در ایران، باشد. ایران از توان دفاعی بالایی برخوردار است و هیچگاه اجازه نخواهد داد که دشمن به مردم و زیرساختهایش آسیبی برساند، اما آنچه مهم است، آگاهی و هوشیاری در برابر توطئههای رسانهای و افشای چهره واقعی کسانی است که پشت این دروغها ایستادهاند.

