
اندرو کوریبکو
ترجمه مجله جنوب جهانی
اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در توصیف «ششضلعی» امنیتی مدنظر خود، شرکای این کشور را در موقعیتی دشوار قرار داده است. او با صحبت از جانب آنها و قراردادنشان در تقابل با ایران، عربستان سعودی و شبکه شرکایشان، اقدامات متعادلکنندهای را که برخی از آنها مانند هند و اتیوپی در پیش گرفتهاند، تضعیف کرده است.
نتانیاهو اخیراً در یک جلسه دولتی اعلام کرد: «ما یک سیستم کامل، اساساً یک «ششضلعی» از اتحادها در اطراف یا درون خاورمیانه ایجاد خواهیم کرد. این شامل هند، کشورهای عربی، کشورهای آفریقایی، کشورهای مدیترانهای (یونان و قبرس) و کشورهایی در آسیا میشود که در حال حاضر جزییات آنها را ذکر نمیکنم… هدف در اینجا ایجاد محوری از کشورهاست که واقعیت، چالشها و اهداف در برابر محورهای رادیکال، چه محور شیعه رادیکال… و چه محور سنی رادیکال نوظهور، را به طور کامل درک میکنند.»
این مسئله، شرکای اسرائیل را در تنگنا قرار میدهد، زیرا برخی از آنها مانند هند که نخستوزیرش اواخر این هفته از اسرائیل دیدار میکند، تمایلی ندارند کشورهایی را که نتانیاهو بخشی از محورهای شیعه و سنی میداند، به دشمنی برای خود تبدیل کنند. این اظهارات دقیقاً به همان چیزی اشاره دارد که این محورها تعریف میشوند؛ اولی آشکارا «محور مقاومت» به رهبری ایران متشکل از حزبالله، حماس، حوثیها و برخی شبهنظامیان عراقی است، در حالی که دومی به نظر میرسد کنایهای به به اصطلاح «ناتوی اسلامی» باشد.
این شبکه امنیتی متصور با محوریت عربستان سعودی در حال حاضر تنها شامل پاکستان میشود، اما صحبتهایی در مورد گسترش آن به ترکیه و مصر، چه به عنوان بخشی از یک اتحاد چندجانبه و چه از طریق ترتیبات جداگانه بین آنها و عربستان مانند توافق امنیتی که به تازگی با سومالی حاصل شده، وجود دارد. صرفنظر از رسمی و/یا چندجانبه بودن، مفهوم «ناتوی اسلامی» اساساً به این پلتفرم هماهنگی منطقهای برای بهینهسازی پیگیری اهداف مشترک آنها در سودان و سومالی اشاره دارد.
بر این اساس، این شبکه امنیتی با محوریت عربستان، منافع یونان و قبرس را به دلیل اختلافاتشان با شریک نزدیک ترکیهای پادشاهی، منافع «نیروهای پشتیبانی سریع» سودان را به دلیل حمایتش از «نیروهای مسلح سودان»، حامی اماراتی مظنون آنها که اکنون درگیر رقابت منطقهای دیرینه با عربستان است، منافع اتیوپی را به دلیل رقابت با مصر بر سر تقویت نظامی برنامهریزیشده این کشور در سومالی با بهانههای ضدتروریستی، و منافع سومالیلند را که اخیراً توسط اسرائیل به رسمیت شناخته شده است، به چالش میکشد.
به همین ترتیب، شبکه امنیتی ایرانمحور، منافع جمهوری آذربایجان همسایه را که روابطش با ایران از زمان استقلال (با وجود چند دوره بهبود موقت) با بیاعتمادی عمیق متقابل همراه بوده، منافع «شورای انتقالی جنوب» در یمن جنوبی را که اخیراً شکست خورده و به شدت با حوثیها مخالف است (برخلاف دولت مورد حمایت عربستان که به رسمیت شناخته شده بینالمللی است)، و منافع نیروهای پشتیبانی سریع را به دلیل حمایت تسلیحاتی مظنون ایران از نیروهای مسلح سودان، به چالش میکشد.
بنابراین، طرفهایی که منافعشان توسط این محورها به چالش کشیده میشود، کاندیداهای بالقوه برای پیوستن به «ششضلعی» هستند. دلیل گنجاندن هند نیز اتحاد رقیبش، پاکستان، با سعودیها در تابستان گذشته و مشارکت احتمالی رقیب دیگرش، ترکیه، در این اتحاد است. با این حال، ممکن است همه آنها نخواهند آشکارا با این محورها مقابله کنند. چنین اقدامی میتواند روابط آنها را با سایر اعضای محور که با آنها مشکلی ندارند، به شدت تیره کند. همچنین ممکن است با محاسبه اشتباه، خطر جنگهای شدیدتر، چه نیابتی و چه مستقیم، را افزایش دهد.
به همین دلایل، نتانیاهو با توصیف «ششضلعی» امنیتی مدنظر خود با محوریت اسرائیل به عنوان محوری در برابر محورهای شیعه و سنی، عملاً شرکای اسرائیل را در موقعیت سختی قرار داد. او با صحبت از جانب آنها و قراردادنشان در برابر ایران، عربستان و شبکه شرکایشان، اقدامات متعادلکنندهای را که برخی از آنها مانند هند و اتیوپی انجام میدهند، تضعیف کرد. البته این آسیب جبرانناپذیر نیست، اما اکنون این احتمال وجود دارد که روابط نزدیک آنها با اسرائیل با سوءظن بیشتری از سوی آن دو محور نگریسته شود.

