
نوشتار: ژانگ جینگژوان | شبکه ناظر چین
ترجمه مجله جنوب جهانی
با وجود آنکه تهران و واشنگتن تاکنون دو دور مذاکره غیرمستقیم در مسقط و ژنو برگزار کردهاند، اختلافات بنیادین دو سوی میز همچنان لاینحل باقی مانده و مذاکرات در بنبستی سخت گرفتار آمده است. از سوی دیگر، اوضاع منطقهای روز به روز بر تب و تاب میافزاید.
استیو ویتکوف، فرستاده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، در گفتوگویی با شبکه خبری فاکسنیوز که روز جمعه ۲۱ فوریه (۲ اسفند) منتشر شد، از زبان دونالد ترامپ سخن گفت: رئیسجمهوری که گزینههای متعددی پیشِ رو دارد، در تعجب است که چرا تهران زیر بار فشار حداکثری واشنگتن خم به ابرو نیاورده است.
ویتکوف در پاسخ به پرسشی درباره واکنش ایران به استقرار گسترده تجهیزات نظامی آمریکا در غرب آسیا، چنین گفت: «صبح امروز رئیسجمهور در اینباره با من سخن گفت… نمیخواهم واژه ‹سرخوردگی› را به کار برم، زیرا او میداند گزینههای بسیاری در اختیار دارد؛ اما در شگفت است که چرا آنها… نمیخواهم بگویم ‹تسلیم’، اما چرا هنوز تسلیم نشدهاند.»
وی افزود که ترامپ از چرایی این مقاومت در بهتزدگی به سر میبرد: «او حیران است که چرا با چنین فشاری، ایران تسلیم نمیشود.»
سپس ویتکوف به نقل از ترامپ ادامه داد: «چرا با این همه فشار، با آن همه ناوگان دریایی و نیروی دریایی مستقر در منطقه، آنها پیش ما نمیآیند و نمیگویند: ما اعلام میکنیم سلاح نمیخواهیم و این است آنچه آمادهایم انجام دهیم؟ با این حال، رساندن آنها به این نقطه کمی دشوار است.»
در همین گفتوگو، ویتکوف خط قرمز دولت متبوعش در مذاکرات با ایران را «توقف کامل غنیسازی» اعلام کرد. به گفته او، ترامپ پیش از اعزام او و دامادش جارد کوشنر، چارچوب مذاکرات را روشن مشخص کرده بود: «خط قرمز واضح است: غنیسازی صفر.»
وی در ادامه افزود که ایران باید تمامی مواد هستهای را بازگرداند و مدعی شد سطح غنیسازی اورانیوم در ایران به ۶۰ درصد رسیده که فراتر از نیاز یک برنامه صلحآمیز هستهای است. «آنها شاید تنها در یک هفته به مواد هستهای در سطح تسلیحاتی دست یابند. این امر بسیار خطرناک است و کاملاً غیرقابل قبول.»
ویتکوف تأکید کرد که آمریکا بر این شروط پافشاری خواهد کرد «تا آن زمان که ایران به ما ثابت کند قادر به رفتار مسئولانه است.»
در هفتههای اخیر، ایالات متحده تهدیدات نظامی علیه ایران را تشدید کرده و تنشها در منطقه همچنان رو به افزایش است. ترامپ روز ۱۹ فوریه علناً اعلام کرد که ظرف ۱۰ تا ۱۵ روز آینده تصمیم نهایی را اتخاذ خواهد کرد: یا دیپلماسی با ایران را ادامه میدهد یا دستور حمله نظامی را صادر میکند. «۱۰ تا ۱۵ روز، تقریباً همین است. یا به توافق میرسیم، یا برای آنها بدبختی در پی خواهد داشت.»
روز بعد، ترامپ در حاشیه صبحانه کاری با فرمانداران ایالات در کاخ سفید، خبرنگاران را در جریان گذاشت که «حمله نظامی محدود و اولیه» علیه ایران را در دست بررسی دارد تا تهران را به پذیرش خواستههای هستهای واشنگتن وادارد. در همین حال، روزنامه نیویورکتایمز گزارش داد صدها سرباز آمریکایی پایگاه هوایی العدید در قطر را ترک کردهاند، در حالی که در پایگاه موفق السلطی در اردن، نیروهای کلیدی آمریکا مستقر شدهاند که توانایی حمله به ایران را دارند. تحلیلگران بر این باورند که اقدامات اخیر واشنگتن نشانه آمادهسازی برای یک درگیری طولانیتر است.
خبرگزاری رویترز در گزارش ۲۱ فوریه خود نوشت که اظهارات و اقدامات اخیر ترامپ، آمریکا را به آستانه جنگ با ایران کشانده است. با این حال، از آنجا که افکار عمومی آمریکا چندان مشتاق ورود به جنگی دیگر در خارج نیست و ترامپ در مسائل اقتصادی با بازخورد منفی افکار عمومی روبروست، هرگونه تشدید نظامی با ایران برای او مخاطرات سیاسی داخلی سنگینی به همراه خواهد داشت.
در سوی دیگر، آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم ایران، علی لاریجانی، مسئول ارشد امنیت ملی کشور را مأمور کرده است تا اطمینان حاصل کند که ایران در صورت هرگونه حمله نظامی یا ترور، دوام خواهد آورد. به گزارش نیویورکتایمز در ۲۲ فوریه، لاریجانی ۶۷ ساله که از خانوادهای نخبه در عرصه سیاست و روحانیت برخاسته و ۱۲ سال ریاست مجلس را بر عهده داشته، اکنون عملاً سکان اداره کشور را در دست گرفته و رئیسجمهور پزشکیان به حاشیه رانده شده است. در ماههای اخیر، دامنه اختیارات لاریجانی گسترش یافته است؛ او علاوه بر سرکوب اعتراضات اخیر، با متحدانی چون روسیه و کشورهای منطقهای همچون قطر و عمان هماهنگ میکند و بر مذاکرات هستهای با آمریکا نظارت دارد. همزمان با استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه، او طرحهایی برای اداره کشور در صورت وقوع جنگ با آمریکا تدوین میکند.
شش مقام ارشد و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فاش کردهاند که خامنهای دستوراتی صادر کرده است: برای تمامی پستهای نظامی و انتصابی، چهار سطح جانشینی تعیین شود و هر پست رهبری حداکثر چهار گزینه جایگزین داشته باشد؛ همچنین اختیارات تصمیمگیری به یک حلقه اصلی نزدیکان واگذار شود تا در صورت قطع ارتباطات یا ترور وی، چرخ دولت همچنان بچرخد.
با این همه، با وجود دو دور مذاکره غیرمستقیم، شکاف عمیق میان دو طرف همچنان پابرجاست. جیسون برودسکی، مدیر سیاست «ائتلاف علیه تسلیحات هستهای ایران»، معتقد است که در درون دولت آمریکا، امید چندانی به دستیابی مذاکرات به نتیجهای ملموس نیست.
«گمان میکنم در درون دولت ترامپ، تردیدی ریشهای نسبت به اینکه این مذاکرات به نتیجهای قابل قبول منجر شود، وجود دارد.» وی افزود که مذاکرات ممکن است هدفی دوگانه داشته باشد: «آنها از روند دیپلماتیک برای فشار بر رهبری ایران و واداشتن آنها به انتخاب بهره میبرند، و در عین حال زمان میخرند تا استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه تکمیل شود.»
برودسکی در تحلیل خود گفت که موضع بنیادین ایران تغییری نکرده است: «آنها با انواع و اقسام ترفندها تلاش میکنند توجهها را منحرف کنند تا واقعیتی را پنهان کنند: آماده نیستند امتیازی که ترامپ مطالبه میکند، بدهند. موضع ایران نه تغییر کرده و نه از بنیاد دگرگون شده است. آنها حاضر به پذیرش شرط غنیسازی صفر ترامپ نیستند، حاضر به تخریب تأسیسات هستهای نیستند، و حاضر به محدود کردن برنامه موشکهای بالستیک نیستند.»
بن طالبلو، پژوهشگر ارشد در بنیاد دفاع از دموکراسی که در زمینه گروههای تروریستی مطالعه میکند، بر این باور است که ایران در پی خریدن زمان است، در حالی که دولت آمریکا عمداً ابهام را در راهبرد خود حفظ کرده است.
«اکنون دشوار است که منظور واقعی دولت را ارزیابی کرد. آشکار است که آنها ایران هستهای نمیخواهند، اما به همان اندازه آشکار است که نمیخواهند خاورمیانه در جنگ طولانی فرو رود. استقرار نیروهای نظامی در منطقه نشان میدهد که با این وجود، برای جنگ آمادهاند. پرسشی که دولت هنوز از منظر سیاسی به آن پاسخ نداده این است که… هدف نهایی سیاسی از حمله نظامی چیست؟ و این ابهام، همان چیزی است که ترامپ در آن مهارت دارد.»
